قصهی «نامهای که دیر رسید»
در اسناد تاریخی آمده است که سرمایهی «ویلیام ناکس دارسی» به پایان رسیده بود و شرکت لندننشین او، پس از ۷ سال حفاری بیحاصل، کاملاً ناامید شده بود. آنها تلگرافی برای «جورج رینولدز» (مهندس عملیات در مسجدسلیمان) فرستادند و دستور قطعی دادند:
> «حفاری را فوراً متوقف کن، وسایل را جمع کن و به انگلستان برگرد؛ ما دیگر پولی نداریم!»
اما رینولدز که به بوی نفت در کوههای خوزستان ایمان داشت، تلگراف را نادیده گرفت و آن را در جیبش گذاشت تا چند روز بیشتر وقت بخرد. او به یادداشتِ تلخِ مدیرانش اعتنا نکرد و دستور داد مته چند متر دیگر زمین را بشکافد. تنها دو روز بعد، در ساعت ۴ صبح ۵ خرداد، در حالی که رینولدز لرزش عجیبی را در زمین حس میکرد، ناگهان نفت با فشاری عظیم تا ارتفاع ۳۰ متری بالای دکل فواره زد.
گفته میشود بوی تند نفت، آنچنان در دره پیچیده بود که بختیاریهای محلی آن را «خونِ زمین» نامیدند. اگر رینولدز آن تلگراف را به موقع باز کرده بود، شاید امروز نقشهی سیاسی و اقتصادی جهان جوری دیگر بود.(معتضد، خسرو. تاریخ نفت ایران (از امتیاز دارسی تا کودتای ۲۸ مرداد)، تهران: نشر جانزاده، ۱۳۸۲، صص ۱۵۴-۱۶۰)
بر اساس روایات محلی و خاطرات همراهان رینولدز، وقتی در آن سکوت سحرگاه، ناگهان صدای مهیبی شبیه به انفجار از دل زمین شنیده شد و ستون سیاهی از میان دکل چوبی به آسمان پرتاب شد، کارگران محلی و بختیاریهایی که در اطراف چاه بودند، ابتدا گمان کردند «اژدهایی در زیر زمین بیدار شده است».
بوی تند و بیسابقه نفت، تمام دره را پر کرد. برخی از بومیان با دیدن این حجم از فواره سیاه، به سجده افتادند و برخی دیگر از ترسِ خشمِ زمین، پا به فرار گذاشتند.
در یادداشتهای روزانهی یکی از حفاران آمده است که پیرمردی از عشایر با تعجب به این ماده سیاه نگاه کرد و گفت:
> «این خونِ زمین است که از زخمِ متهی شما بیرون زده؛ زمین هرگز این بیحرمتی را فراموش نخواهد کرد.»
آنها نمیدانستند که این «خون زمین»، روزی رگ حیات اقتصاد جهان خواهد شد و قدرتهای بزرگ را برای تصاحبش به جنگ وادار خواهد کرد.
(سییر، آرنولد. «میراث نفت؛ تاریخ شفاهی صنعت نفت ایران»، ترجمه ابراهیم وجدانی، صص ۴۲-۴۵) .۵ خرداد؛ سالروز انفجار طلای سیاه در قلب ایران گرامی باد.
همراهان بصیر کانال . امروز نهم ذیالحجه، روز عرفه است. روزی که نامش از «معرفت» میآید.در این روز بزرگ، در میانهی درگیریهای روزمره و هیاهوی دنیا، ساعتی به مناجات با او بپردازیم امروز، روزِ ریختنِ اشکهایی است که غبار از آینهی دل میشویند .
روز عرفه، روزِ بریدن از غیر و پیوستن به او، بر شما همراهان گرامی مبارک باد.
عقربههای زمان به حساسترین لحظاتِ سال نزدیک میشوند. اگر رمضان گذشت و شبهای قدر سپری شد و کسی هنوز سنگینیِ بارِ گناه را بر شانه احساس میکند، امروز «روزِ بازگشت» است. امام صادق (ع) سخنی تکاندهنده دارند که عمقِ عظمتِ امروز را نشان میدهد. ایشان میفرمایند:
> «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ اِلی قابِلٍ اِلاَّ اَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ»
> (کسی که در ماه رمضان بخشیده نشده باشد، تا سال آینده بخشیده نمیشود، مگر اینکه «عرفه» را درک کند.).
این یعنی امروز، آخرین سنگر و محکمترین پناهگاه برای دلهای شکسته است. عرفه، شعبهی دیگری از «لیلةالقدر» است که در روشنایی روز تجلی یافته تا هیچکس ناامید از این سفره برنخیزد.
امام حسین (ع) در آن لحظاتِ پایانی حضورش در مکه، با قلبی که برای مأموریت بزرگ کربلا میتپید، زیر آفتابِ عرفات ایستاد و راهِ سخن گفتن با خدا را به ما آموخت. او به ما یاد داد که در برابر خالق، باید از تمامِ داراییهای پوشالی گذشت و با دستِ خالی و چشمی اشکبار زمزمه کرد:
> «اِلهی اَنَا الْفَقیرُ فی غِنایَ فَکَیْفَ لا اَکُونُ فَقیرًا فی فَقْری...»
> (خدایا! من در عینِ توانگری، فقیرم؛ پس چگونه در عینِ تهیدستی، فقیر نباشم؟)
این اعتراف به نیاز، همان کلیدی است که درهای رحمت را در این ساعاتِ پایانیِ روز عرفه میگشاید.
ساعاتِ عصرِ عرفه، ساعاتِ وزشِ نسیمِ رحمت است. از پیرِ مِیکدهی معرفت، حضرت سیدالشهدا (ع) آموختهایم که امروز، روزِ خواستنِ بزرگترین حاجتهاست. در این لحظات که امام (ع) بارِ سفر به سوی کوفه را میبست تا بزرگترین حماسهی تاریخ را رقم بزند، ما نیز بارِ دل را سبک کنیم.در این دقایقِ ناب، در کنارِ سجادههای مناجات، برای سربلندیِ میهن، گشایشِ کارِ مردم و آرامشِ جانهای خسته دعا کنیم. شاید این «عرفه»، همان نقطهی عطفی باشد که تمامِ مقدراتِ ما را به سمتِ خیر و نیکی تغییر دهد.
عرفهی امسال برای ما مردم ایران ، رنگ و بوی دیگری دارد. امسال در جایجایِ این سرزمین الهی ، جای خالیِ رهبر و پیشوایی حس میشود که خود، مظهرِ تضرع و بندگی خاضعانه خداوند بود.
فراموش نمیکنیم در آن روزهای پرالتهابِ پایانی، پیش از آنکه دستِ پلید استکبار و صهیونیسم، تقدیرِ فراق را برای ما رقم بزند، آن رهبر فرزانه و شهید، با نگاهی که عمقِ توطئههای دشمن و هجومِ بیسابقهی شیاطین به این خاکِ مقدس را میدید، یک جملهی کلیدی را مدام تکرار میکردند:
> «در پیشگاهِ پروردگار، متضرعانه دعا کنید...»
ایشان میدانستند که در جنگِ میانِ «حق و باطل»، و در روزهایی که دشمن تمامِ توانِ سخت و نرمِ خود را برای ضربه زدن به «حرمِ جمهوری اسلامی» بسیج کرده است، بزرگترین سلاحِ ما نه تجهیزات، بلکه «اتصال به قدرتِ لایزال الهی» و «تضرعِ خالصانه» است.
امروز او در میان ما نیست، اما یادگارِ گرانقدرش و مسیرِ روشنی که با خونِ خود امضا کرد، پیش روی ماست. عرفهی امسال، بهترین فرصت است تا به وصیتِ آن شهیدِ عزیز عمل کنیم.
بیاییم امروز، همگام با دعای حسین بن علی (ع)، با قلبی شکسته و دستانِ رو به آسمان، برای حفظِ این «نظامِ اسلامی» که به تعبیرِ دیگرِ شهیدِ عزیزمان (حاج قاسم سلیمانی) «حرم» است، دعا کنیم.
🙏 ای خدای عرفه
به حرمتِ خونِ پاکِ رهبرِ شهیدمان که در مسیرِ اعتلای کلمةالله و دفاع از این سرزمینِ الهی به عرش شتافت:
ایرانِ ما را از شرِّ فتنهها و هجومِ دشمنان مصون بدار.
گامهای ما را در صیانت از این نظام که ثمرهی خونِ هزاران لاله است، استوار بگردان.
سایهی هدایت و نصرتِ خود را بر سرِ این ملت و رهبریِ حکیمِ آن پایدار فرما.