اژدها سواران کتابخوان🏴
📪 پیام جدید https://eitaa.com/dragonbook/12714 وای جنگل و بارونو و .... اینا ور همه ور منم دوست دار
چیز خاصی ندارم به خدا.. همرو از کتابخونه میگیرم
هدایت شده از 𝑺𝒊𝒍𝒗𝒂𝒏𝒂🇮🇷
همانطور که مشاهده میکنی نصفش دفترچه است نصف دیگش مال کتابخونه است یه دو تاییش هم از دوستام امانت گرفتم… آره خلاصه…
اژدها سواران کتابخوان🏴
قبلا پر تر بود.. یعنی در اصل هم تزئیناتش بیشتر بود هم کتاب از کتابخونه دستم بود
الان کتابایی که مال خودمه بیشتر شده.. جدید خریدم… ولی بازم زیاد نیست…
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
میشه پی دی آف خردم کن کامل رو بفرستید بدون سانسور
ممنون
#دایگو
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/anbaryyy_e/1203
والا زورمون میرسید صد درصد همین کارم میکردیم. یه مدرسه راحت میشد...
#little_M
#دایگو
اژدها سواران کتابخوان🏴
📪 پیام جدید میشه پی دی آف خردم کن کامل رو بفرستید بدون سانسور ممنون #دایگو
فکر کنم آدلینا رو کانالش فرستاده…
آدلینااا
هدایت شده از شماره "۱"
من یکبار کسی را کشتم
خیلی اذیتم میکرد، مدام در گوشم پچ پچ میکرد و ناراحتم میکرد، مرا عصبانی میکرد.
اون ترسو بود و هیج کاری بلد نبود انجام بده. همیشه اضافی بود و مدام سعی میکرد پنهان بشه.
پس منم کشتمش.
شاید بپرسید پس چرا پلیس دنبالم نیست، باید بگم
پلیس کاری به خودکشی نداره.
هدایت شده از شماره "۱"
پسر مانند کفتار ها خندید و گفت:《خدای من، جذاب؟ من مطمئنم هیچکدوم از بردههام فکر نمیکنن من جذابم》
دختر پرسید:《برده؟!》
پسر گفت دستش را به معنای مهم نبودن تکان داد و گفت:《کلاغها، خفاشها، سایهها، اسکلتها و مرده ها》
دختر برای بار هزارم فکر کرد: خدای من او واقعا جذاب است