eitaa logo
اژدها سواران کتابخوان🏴
385 دنبال‌کننده
7هزار عکس
556 ویدیو
115 فایل
https://daigo.ir/secret/5952857640 اگه دایگو براتون نیاورد: https://harfeto.timefriend.net/17498898695442 پیامای ناشناس اینجا قرار میگیره : @anbaryyy_e
مشاهده در ایتا
دانلود
ویلودیننننن ویلودین من کجاییییی
یکی از اولین بچه های کانال بود... خیلی وقته پیام نداده... و البته نورا و ماهی هم اولا خیلی پیام میدادن تو ناشناس الان چون پیویم پیام میدن دیگه اینجا پیام نمیدن..
📪 پیام جدید https://eitaa.com/dragonbook/14548 اره🤡 و خب خیلی جای پیشرفت دارنننن [نگران نباش من خودم انقدر پیام میدم که اصلن لازم نیس بم بگی پیام بده،همین الان هم ی متنی در مورد یلدا نوشتم برات میفرستم 🤡] ...... همین چیز رو خیلیای دیگه گفتن ولی اکثرشون حضورشون کمرنگ شده البته خب حق میدم اکثرشون درس دارن😭😭
درخشان و اگاتا و امایا هم خیلیییی وقته پیام ندادن... منظورتون چیه من برم دق کنم
📪 پیام جدید سیلوانا یه خوابی دیدم باید برای یه نفرم که شده بگمش. قصد دارم هم یه داستانش کنم.(تو واقعیت یه خواهر کوچیک دارم) ببین می‌دونستم خوابم، یه جورایی انگار یهو خوابیدم بعد تو بدن یه الف بودم (کلا دنیای الفا بود) . مغز و بدن و تصمیمات با اون دختره بود اما منم می‌فهمیدم. حالا قضیه از چه قرار بود؟ بابای این دختره خیلی رده بالا بود و این یه داداش بزرگ داشت که به شدت عوضی و بی‌شعور بود و بهش گیر داده بود که باید با یه یارویی که فکر کنم ولیعهد بود ازدواج کنه. اینم داشت دعوا می‌کرد که نه و نمیخوام، که یهو من وارد مغز این دختره شدم. بعد داداشم عصبانی شد و منو انداخت تو اتاقم درو قفل کرد گفت تا آدم نشدی پاتو نمی‌زاری بیرون. پدرمم انگاری رفته بود جایی، مادرمم کلا کاری به کارمون نداشت.
📪 پیام جدید یه خدمتکاری اومد فراریم داد منم رفتم. بعد من از لج داداشم (لامصب هر چی بی‌شعور بود خیلی خوشتیپ و خفن بود) رفتم اعتراض و انجمن حقوق زنان الف راه انداختم. نمی‌دونم چی شد رفتم چند هفته بعد، معروف شده بودم و این انجمنم شلوغ شده بود یه عده افتاده بودن دنبالم. منم کمک می‌خواستم برای رد و بدل کردن اطلاعات رفتم پیش یکی به اسم خانوم گاوه. خانوم گاوه یه عینک آفتابی با شیشه قلبی و فریم بنفش پوشیده بود، رژ لب قرمز زده بود (هست بچه ها برای نقاشی لب می‌کشن اندازه لب شتر، رژش اونجوری بود) یه کیف بنفشم سر شاخش بود. این خانوم گاوه رئیس یه گله گاو بود. بهن گفت غمت نباشه یه گاوه بهت می‌دم ببرش بچره جلوش سنگ و کاغذ بزار، میخوره از اونور سنگی که توش کاغذه تحویلت میده.😂
📪 پیام جدید منم با انجمن هماهنگ کردم، گاوه رو بردم یه باغی جلوش سنگ و کاغذ ریختم بچره، خودم رفتم قدم بزنم یه دختره دیدم کپی خواهرم. (خواهر واقعیم، اینجا خواهرم نبود) دلم تنگ شد گفتممی‌خوای تاب بازی کنی، هلت بدم؟ گفت باشه. بعد تابه نوک تپه بود دوبار هلش دادم اومد، بار سوم اوکی بود بار چهارم تاب اومد، بچه نیومد.😂 منم استرس چکار کنم و... یهو نگهبانا پشت سرم ظاهر شدن دستگیرم کردن. به چه جرمی؟ سنگ دادن به گاوه و چروندن گاودر باغ سلطنتی. گاوه بدبخت همونجا موند، من رو بردن یه جایی که نمیدونم کجا بود. بعد چون رده بالا بودم برای قهوه آوردن و یه هفت هشت برگه دادن گفتن جواب بدی، میزاریم بری. حالا سؤال اول چی بود؟ چرا نباید اطلاعات گوارشی خانواده خود را به غریبه ها بدهیم؟
📪 پیام جدید نوشتم چون از انها سواستفاده کرده و به ما حمله می‌کنند. سؤال بعدی: شما در حق گاو خود چه عملی را رعایت نکرده اید؟ توضیح دهید. نوشتم اخلاق زیستی زیرا به او سنگ داده ام. که یهو یه یارویی اومد همه تعظیم کردن، این آزادم کرد و گفت خجالت بکش، بعد رفت. بعد این همونی بود که داداشم گیر داده بود. یه کراشی بود اصلا اوفف. نمی‌دونم چرا اون الفه باهاش مشکل داشت. (pov: تونمی‌تونی روی شخصیتی که مغزت ساخته کراش بزنی) خلاصه گذشت و جنبشم موفق شد برای مصاحبه اومدن. همون موقع من درحالی که لباسام از خدمتکارا کهنه تر بودن توی حموم لباس می‌شستم و با اسکاچ دیوار تمیز می‌کردم (هرچی به خدمتکارم گفتم بگو نیستم گفت زشته) می‌گفتم که در حال حاضر زنان الف زندگی خوبی دارند و همه حقوقی دارند.😂 و هنوزم من به فکر اون کراشه‌ام😂
وای کرم کتاب این عالی بود واقعا عالی بود روزمو ساخت😭😭😭🤣🤣🤣
📪 پیام جدید https://eitaa.com/dragonbook/14548 اطلس ویژگی هامون تقریبا شبیه همه🤡🤣
📪 پیام جدید اهم سلاممممم🌱 ..... سلااامممممم