هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
پارت شش
در همین حین یک نفر در رو با لگد باز میکنه
هی! کاپیتان نمیخوای بیای بیرون؟
∆:لوکاس صد بار بهت گفتم وقتی میخوای بیای تو در بزن!
لوکاس با دیدن صحنه رو به روش و سرخی صورت+ سوتی میزنه و با شیطنت میگه: بد موقع مزاحم شدم؟
∆: تا مجبورت نکردم همین الان بری توی دریا و زیر کشتی رو تمیز کنی سکوت کن
لوکا: باشه بابا چیزی نگفتم که عه... میدونی که از آب بدم میاد..
+: این....کیه؟..
∆:یکی از اعضای کشتی من؟
+: نه منظورم این نبود .. چرا گوش گربه دارههه؟؟
∆: وایسا ببینم نگو که تا حالا تبدیل شونده ندیده بودی..
+: مگه اونا افسانه های بچه گونه نیستن!!
∆: تقریبا میشه گفت توی دریای جنوبی نیستن..
ولی توی دریای شرقی تقریبا زیادن
+ با چشمانی که برق میزنه میگه: میشه به گوشش دست بزنم ؟ تروخدااا
∆یه پس گردنی مهمون + میکنه و میگه : نه معلومه که نه ! این اجازه رو فقط معشوقه هاشون دارن مرتیکه شلغم
+ با چشمانی غمگین و ناراحت انگار که هر لحظه میخواد بزنه زیر گریه به ∆نگاه میکنم و میگه: حالا چرا شلغم؟
∆: چون مثل شلغم بیرنگ و رویی موهات معلوم نیست طلاییه سفیده... تنها چیزی از صورتت که رنگ داره لب ها و چشم هاته بدبخت
+: من فقط پوستم روشنه...عه..
∆: مرتیکه آفتاب مهتاب ندیده...
لوکا:اهم اهم ببخشیدا منم اینجام.. کاپیتان فقط میخواستم بگم که ... اگه همین الان نرید آشپزخونه غذا تموم میشه ...
#چرتوپرت
https://eitaa.com/alone_wale/3362
با اجازه تون نورام
سیلوانا تا یکم پیش بودش
فکنم خوابش برده
اژدها سواران کتابخوان🏴
۰۴:۰۴
هعی برم نماز بخونم بخوابم... امروز که میاد کلی کار دارم
(کلا چهار ساعت وقت خواب دارم الان..)
197.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با خانواده رفتیم لیزر تگ
شدم نفر دوم بین ۹ نفر
نفر اول عموم شد با ده امتیاز اختلاف..(دو نفر بیشتر کشته بود..)
با دو تا از عمو هام زن عموم داداش و زن داداشم و عمه ام و دو تا پسر عمه هام
جالب اینه نصف این پسرایی که گفتم گیمر هستن و کلی هم ادعا داشتن
خلاصه که گودرت