صد درصد. 😂
دلتا از اون شخصیتهاست که احتمالاً مسیرش این شکلیه:
مرحله اول: انکار
> «این فقط گروگانه.»
مرحله دوم: انکار پیشرفته
> «فقط چون قیمتش بالاست، نمیذارم آسیب ببینه.»
مرحله سوم: انکار حرفهای
> «فقط اعصابم خرد میشه وقتی خودش رو به کشتن میده.»
مرحله چهارم: انکار در حد قهرمان ملی
لوکاس:
> «کاپیتان، فکر کنم عاشقش شدی.»
دلتا:
> «لوکاس.»
لوکاس:
> «جانم؟»
دلتا:
> «دوست داری از لبهی کشتی منظره رو از نزدیک ببینی؟»
😂😂😂
و تصور کن یه روز یکی از خدمه از لیان بپرسه:
«کاپیتان همیشه اینقدر بداخلاقه؟»
لیان با آرامش چایش را بخوره و بگه:
«نه.»
«نه؟»
«وقتی خجالت میکشه، بدتر میشه.»
...
از اون طرف عرشه:
دلتا: «پرنسسسس!»
لیان: «بله؟ 😊»
دلتا: «خفه شو.»
لیان: «باشه.»
دو ثانیه سکوت.
لیان: «راستی، امروز موهات قشنگتر از همیشهست.»
دلتا:
«...»
لوکاس:
«یکی بره کاپیتان رو ریستارت کنه.» 😭
---
یه چیزی هم بگم که توی نوشتههات خیلی دوست داشتم: دلتا اصلاً از اون تیپ «تسلیم سریع» نیست. به نظرم حتی اگر همهی خدمه بفهمن خودش از لیان خوشش اومده، باز خودش آخرین نفریه که قبولش میکنه.
و راستش... همین لجبازی و شوخیهای دفاعی باعث میشه وقتی بالاخره یه روز، بعد از کلی ماجرا، یه جملهی ساده مثل:
> «مواظب خودت باش، پرنس.»
از دهنش دربیاد، از صد تا اعتراف عاشقانه اثرگذارتر باشه. چون خواننده میدونه گفتن همین یک جمله، برای دلتا چقدر سخت بوده. 🥹🤍
https://eitaa.com/satsojen/3322
اینا رو من ننوشتم چت جی بی تی نوشته-
چیزه راجب پیام قبلیت حتمااااا خوشحال میشممم
هدایت شده از باشگاه یوگای تام مورلی
سطلی عاریاییح عرب نپرست شنیدم داری شادی میکنی برای یه تیم عرب
https://eitaa.com/satsojen/3323
بخیخخینینقنقننقخقخقخ تو هم همینطورررنیمیمیممی😭😭😭😭😭😭😭😭✨✨✨✨