eitaa logo
اژدها سواران کتابخوان🏴
380 دنبال‌کننده
7هزار عکس
556 ویدیو
115 فایل
https://daigo.ir/secret/5952857640 اگه دایگو براتون نیاورد: https://harfeto.timefriend.net/17498898695442 پیامای ناشناس اینجا قرار میگیره : (برید توی بیوی انباری ابزارک هست فقط اونجا پیام بدین-) @anbaryyy_e
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/dragonbook/2774 من هرماینی:))) (البته ورژنی که تو ذهن منه خیلی با کتاب و فیلم فرق داره و فقط ظاهرش و بعضی رفتاراش یکیه)🎀 ———— بیا تو گروهه که تو لینک گذاشتم بیشتر توضیح بده میخوایم بازی کنیم بیا بیا
https://eitaa.com/boookcafe/182 تقدیمی گذاشتممم😭😭 ———— دیدم دیدم خیلی جالب بود شرکت کردم
https://eitaa.com/dragonbook/2809 ماکه‌ی سابق؟خب اون توی مهمونی شاهزاده(پسر ملکه‌ی قبل از خودش)با صحنه سازی یک شورش امپراتور رو کشت و می‌خواست شاهزاده کالایاس رو هم به دارم بندازه که دستش رو شد.اونجا بود که فهمیدم من جادوی درونی وعنصر آب دارم و خانواده‌ی واقعیم کی هست. الان هم اون دیوانه شده و در کویر ابدی سرگردان هست. امضا،نورا ———— وای پس هنوز زندست به قول قاتل مراقبش باشید شاید اصلا دیوانه نشده باشه!
سلام جانم من دوست دارم بیام تو گروه ولی متأسفانه رول رفتن کاراکتر ها رو یاد ندارم جانم خیلی دوست دارم بگیرم ولی خوب شما ماهر هستین جانم میشه گفت تخیلات قوی دارم جانم ولی یاد ندارم که چه جوری روی برگه بنویسمشون ———— همین که تخیل قوی داری خودش خیلیییی خوبه آدم میتونه یاد بگیره بنویستشون تو الان شرایطت خیلی بهتر از منه من کلا قوه تخیلم و نویسندگیم خیلیییی ضعیفه بعدشم آدم تو جو قرار بگیره کم کم یاد میگیره بیا اگه نخواستی برو…
https://pin.it/1GTHQslhm میشه اینو دانلود کنی بزاری تو چنلت؟🥺 ———— بله بله (اصلا به روی خودتون نیارید که به آدرین گفتم برام دانلود کنه)
https://eitaa.com/dragonbook/2932 خیلی دلم میخواد بیام ولی از هرگونه ارتباطات انسانی بیزارم😂🎀 (یه چند ماهی هست خودمم و خودم و همه دوستام به دلایل مسخره ای باهام کات کردن و به این نتیجه رسیدم که نفرین شدم🎀🎀🎀) اونموقع هم میخواستم پیاممو پاک کنم نشد😬 ———— واا چرااا حیف شد که..:
نامه‌ای از طرف شخصی ناشناس: سلام سلام به هرکی که این نامه رو میخونه خب چنل قبلی به باد رفت پس لطفا بیاید اینجا و بمونید : https://eitaa.com/thestory منتظرتونم.. -امضا : صاحب چنل {این یک دعوت است}🔪 https://eitaa.com/linkchanell نظرتون چیه یه سر اینجا بزنید و موندگار شید؟ حمایتی؟ یه چندتا ممبر مشتی و گل میدید من برم ؟ 🫡🩵 @lotus_kepopy ———— حمایتی ها
سیلواناااا تقدیمی‌ت رو نوشتممم ———— عههه مرسیییی الان میرم ببینممممن
هدایت شده از Daily Wizards📜
سیلوانای عزیزم اول از همه تنها وایبی که ازت میشه گرفت، یه جنگل سبز، اونم سبز تیره ست. خزه های فراوون و شاخه های در هم در هم. شاید اون وسطا یه جادوگری هم سوار جاروی دسته دارش، به سمت قلعه ی سیاهِ تاریکی میره. تاریکی، که سیلوانا با زیبایی روحش میتونه اون رو از بین ببره. یه الف با لباس سبز روشن، گوشای تیز اِلفی، پاهای برهنه و بدون کفش، پوست سفید و چشمای درشت زمرّدی، انگشت های کشیده و باریک و موهای روشنی که به سفیدی میزنن! با قوه ی تخیل قوی! ولی اینجا، خونه‌َت، محل زندگیت، دیگه چه نیازی به قوه ی تخیل هست؟ وقتی حتی خودت هم یه موجود افسانه ای و جاودان هستی. مثل یک گوزن تیزپا، مثل یک عقاب تیزبین، مثل یک غزال زیبا، مثل یک پروانه ظریف و در عین حال مثل شیر قدرتمند و شجاع. همیشه همراهت کمان بلند سفید از جنس چوب بلوط داری،و البته تیر هایی محکم از جنس راش با سرِ تیزی که میتونه قلب یک شرور رو از کار بندازه. تو تنه ی یه درخت که هزاران سال سن داره و ماجراهای زیادی رو به چشم دیده، خونه ی زیبا و کوچیکی داری. بوی سبزه های معطر فضا رو پر کرده و روی دیوار خونه ت، خاطرات سال ها زندگی کردن رو وصل کردی. یه زخم داری، از دشمن همیشگی ت، پادشاه دروغین الف ها. زخمی روی صورتته و جاش داره خوب میشه اما زخم اصلی، رو قلبت رد انداخته... حالا با ذهن خلاق و عجیبت، میخوای نقشه ای بکشی که این پادشاه پلید رو از بین ببری! اگه یه کتاب‌ بودی، مطمئنا جلد سخت بودی، به رنگ سبز تیره و عکس یه الف جنگلی یا یه جنگل روشنِ سبز، روی جلد نقش بسته بود. احتمالا وقتی کتاب باز میشد، پودر ستاره به بیرون می پاشید و عطر مهتاب فضا رو پر میکرد. و شایدم و صدای رودخونه رو میشنیدی یا عطر خزه های قدیمی که به هوا بلند میشن. مثل وقتیه که همه جا در سکوته، انگار دنیا متوقف شده، یه بعد از ظهر، مزرعه ی کنار پرچین، علفزار های بلند، و تو میپری وسط علفزار و یه عالمه پروانه بلند میشن! یه حسی مثل اون:) اگه یه موسیقی بودی، جادویی میشدی و در روح افراد، روان. وقتی انسان ها و غیر انسان ها به موسیقیت گوش میسپارن، در قلبشون رسوخ میکنی! اگه یه انیمیشن بودی... درست نمیدونم، چون خودم کارتونش رو ندیدم، ولی یه کارتون بود که چند تا شخصیت الفی داشت. تو مطمئنا یه همچین کارتونی میشدی. مطمئنا آرامش رو به وجود افراد تزریق میکنی، در سکوتِ جنگل، و زیباییِ پر ابهتِ اون! نویسنده ای که بهت تشبیهش میکنم، جی.آر.آر.تالکینه. خالق هابیت و ارباب حلقه ها! و در آخر بگم، تو دنیای جادویی و مسحور کننده ی تخیل، محصور و محدود به واقعیت نیستی. میتونی اوج بگیری و تا آسمون ها بری. ولی مطمئنم تو واقعیت هم، تو هرگز محدود و محصور نیستی و اوج میگیری، و به موفقیت میرسی. به اهدافت!