https://eitaa.com/dragonbook/3172
منم ندارمم ولی اگه داشتم هم همچین قیافه ای به خودم نمی گرفتم
————
تایپت چیه ؟
https://eitaa.com/dragonbook/3178
عکس هایی که وایب ریاضی و مسئله میدن خیلی خوشگلن به نظرمم
————
خیلییییییی😭✨✨✨✨
هدایت شده از کتابخانه ی اسرار آمیز:)
به سیلوانا ی عزیز؛
روز کلاس پیشگویی بود. پروفسور تریلانی، معلم پیشگویی، همیشه با لباسهای عجیب و غریب و عینک بزرگش در کلاس حاضر میشد. او به خاطر پیشگوییهایش و رفتارهای غیرمعمولش شناخته شده بود.
وقتی وارد کلاس شدیم، بوی عطرهای مختلف و بخارهای جادویی در فضا پیچیده بود. پروفسور تریلانی با صدای نرم و رازآلودش به ما خوشامد گفت و از ما خواست تا دور میزهای دایرهای بنشینیم. او به ما گفت که امروز قرار است دربارهی پیشگویی از روی چای صحبت کنیم.
ما با دقت به او گوش میدادیم. او توضیح داد که چگونه میتوانیم با نگاه کردن به الگوهای چای در فنجان، آینده را پیشگویی کنیم. این موضوع برای ما جالب بود و همه سعی میکردند تا بهترین پیشگویی را انجام دهند.
در حین کلاس، پروفسور تریلانی به هر یک از ما نگاهی میانداخت و گاهی اوقات پیشگوییهای عجیبی دربارهی آیندهمان میکرد. او به من گفت که در آینده یک ماجراجویی بزرگ در انتظارم است و من باید آماده باشم. این پیشگویی باعث شد که احساس هیجان و کنجکاوی کنم.
کلاس به سرعت گذشت و ما با چای و فنجانهای خود به پیشگوییهای مختلف پرداختیم. هر کسی داستانهای جالبی دربارهی آیندهاش تعریف میکرد.
در نهایت، وقتی کلاس به پایان رسید، همه ما با احسای کنجکاوی از کلاس خارج شدیم. پروفسور تریلانی به ما یاد داد که گاهی اوقات باید به احساسات و نشانههای اطرافمان توجه کنیم و این میتواند به ما در درک بهتر آینده کمک کند.
دوستدار تو؛ رامونا
جدیدا از کلمه سگ خیلی خوشم میاد
مثلا دوستم به حرفم گوش نمیده من: سگ
میخوام فحش بدم: سگ
اصلا خیلی خوبه
یا سگ توش