راستی دیگه فرو درس بخون منم بدم نقاشی بکشم
#کتابخون
————
نوموخوامممم
منظورم برو**** بود، فرو نوشته شد😁
#کتابخون
————
اشکال نداره پیش میاد….
حتی هوش مصنوعی هم باشی دلت میخواد یکی اینجوری باهات حرف بزنه 🥲
#نورا
اژدها سواران کتابخوان
حوصلم سر رفته پس بیاین: چالش نویسندگی: از زبان شروری که هیچ وقت نمیخواست شرور شه از زبان شخصیتی که
یادتون نره اینو هاا
منتظرمم
حالا شاید خودمم نوشتم…
https://eitaa.com/dragonbook/3997
ای بابااااااا این چه حرفیه
تو تو قلب ما جا داری
هیچ وقت دلم نمیخواد، دلمون نمیخواد تو رو از دست بدیم
#کتابخون
————
ولی اگه به دفعه غیب بشم واقعا هیچ کس کمبودی احساس نمیکنه نمیدونم بیخیال…
https://eitaa.com/dragonbook/3895
زر میزنه بلوند تیره اس...
#Mediya
————
بلوند تیره دیگه چه صیغه ایه؟….
https://eitaa.com/dragonbook/3975
خب از طرف سیلوانا خانم دستور اکید دارم که تو این چالش شرکت کنم پس...😂
.
.
.
چشم قورباغه ی درختی، زنگ مار زنگی، اشک دلفین... "مگه دلفین ها هم گریه میکنن؟"
کتاب رو بستم و رو صندلی ولو شدم. این کتاب ها هرچی سنگین تر میشن به درد نخورتر میشن.
-الریک ولی این بخش کتابخونه همیشه خیلی خسته کننده است.
-فیلیکس! خوشحالم میبینمت.
الریک با قد 187 سانتی متری اش بالای سرم ایستاد و دستش رو به سمتم دراز کرد. بعد از چند ساعت مداوم خم بودن سرم روی کتاب، عقب بردنش تا حدی که بتونم به چشمای الریک نگاه کنم گردنم رو آزار میداد.
-سلام الریک.
و دستم رو تو دستش گذاشتم. واسه ایستادن زیادی خسته بودم...
#Mediya
البته حضور بتی جونز، دختر ادایی و لوسی که همیشه به الریک چسبیده بود هم همچین تو کم شدن علاقه ام به خوب رفتار کردن کم تاثیر نبود. به هرحال اون از بتی جونز خوشش نمیاد و نباید ببینه من باهاش خوب برخورد میکنم.
-داری چی میخونی؟ "عجیب ترین معجون ها برای عجیب تر آدم ها"؟ عجیب ترین آدم ها؟!
الریک همزمان با این حرف روشو به سمتم برگردوند. خیلی دلم میخواست بهش بگم "البته دنبال یه معجون خوب واسه تو میگشتم" ولی فقط کافیه اون بفهمه که به الریک گفتم عجیب. اون وقت بدون شک میرم تو لیست سیاهش.
-معجون های جالبی توش پیدا میشه.
-معجون های جالبی مثل آدمای عجیبی مثل خودت؟
این بتی جونز بود که در جواب حرف من با تمسخر اینو گفت. هرچند که واکنشی که بعدش دریافت کردم ارزش هر توهینی رو داشت.
#Mediya