هدایت شده از "هیکآری" نــور
از زبان شرور داستان: میدونی چیه؟ من قبول نکردم که بد باشم،مردم واسم تاریکی رو ساختن؛ هیچوقت نتونستم در چشم بقیه آدم خوبی به نظر بیام و همین باعث شد که اونا منو شرور خطاب کنن.
از زبان عاشق و معشوق که آخر داستان دیگه عاشق هم نیستن:ما خیلی جوون بودیم،درک کلمه ی عشق شاید برامون سخت بود، با تمام سختی هاش قبولش کردیم ولی در آخر قربانی سختی ها شدیم. خیلی متاسفم.
از زبان کاراکتری که عاشق خواننده ی داستان میشه:هر لحظه منتظر این بودم که بیاید و کتاب را باز کند. در انتظار چشمان او،به کلماتی تبدیل شدم که هرگز با گوش های شنوا نمیشد شنید، بلکه باید با چشم ها درک میشد.
شروری که آخر داستان برای نجات قهرمان داستان خودشو فدا میکنه: با اینکه خودم باعث این اتفاق شدم،ولی میدونی که دنیا به انسان های خوبی مثل توهم نیاز دارن، دنیا به خوبی نیاز داره،خواهش میکنم زنده بمون و دنیا رو از بدی ها نجات بده.
آدما میگن دوستت دارن، اما یهو به خودت میای میبینی چشمات داره میسوزه.
#Nora
https://eitaa.com/dragonbook/4000
بلوند تیره موهای توعه...
#Mediya
———-
آره رفتم دیدم فهمیدم..
من هیچ وقت فکر نمیکردم ولدمورت آدم بدی باشه ، یا حداقل باور داشتم یه دلیلی داره ،میخوام دربارش بنویسم ولی حال ندارم .😭
————
خوبههه همین که ایدشو داری خیلی خوبههه بنویس بنویس تو میتونییییی
https://eitaa.com/dragonbook/4006به محض اینکه بتونم مدت طولانی گوشی دست بگیرم😂💔👍
#Mediya
————
هعی زندگانی…
https://eitaa.com/dragonbook/4013
استغفرالله...
#Mediya
—————
عزیزم من بچه خوبیم به جاهای بد نگاه نمیکنم…
چشاتو درویش کن بچه…
اژدها سواران کتابخوان
https://eitaa.com/dragonbook/4013 استغفرالله... #Mediya ————— عزیزم من بچه خوبیم به جاهای بد نگاه نم
الان میبینی به خاطر همین عکسه فیلتر میشیم ایتا که حساب کتاب نداره