https://eitaa.com/dragonbook/5086
و او موجی بود،در میان موج ها که دیگر به ساحل نرسید.
#گلوریا
————
۸.۵ از ۱۰
جالب بود طرز فکرتو دوست داشتم😔✨
وقتی نفر 222 من بودم و اسکیرین گرفتم🙃
عع دوستم اسکرین شو فرستاد😍😂
————
آره دوستت فرستاده بود مرسیی😭✨
چه حسی داشتی باعث رند شدن کانال شدی😔😂؟ من کلا از این عدد خوشگلا خیلی خوشم میاد…
نظرت راجب کانالم چیه؟ (یکی نیست بگه چیکار داری بنده خدارو دوساعته اومده تو کانال..)
اون از نظر خودش هیچ وقت نیومد تویزندگیم که بخواد بره.پس تصمیم گرفت خداحافظی نکنه،وردی از خودش بجا نذاره
چالشت:شما که غریبه نیستید پس از آن روز گویی گوشه ای از جانم را گم کردم...!
و
و من تک تک مسیر هارا دوباره طی میکنم که شاید دوباره نسیم، هوایش را به من برساند؛
در سکوت،قدم زدنش را تماشا کردم.قدم هایی که میدانستم،هرگز دیگر به سراغ من نمیایَند
https://eitaa.com/dragonbook/5086
سیلوانااا
من الان میگم..دیشب ندیدممم
مسواکش هنوز توی جـامسواکیه، مثل یه سرباز وظیفه که منتظره دستور بیاد. فکر کنم باید بهش بگم مرخصه، چون دیگه امیدی نیست.
#لورال
https://eitaa.com/dragonbook/5086
من چالشت رو ندیدممم 😭😭✨
این از نوشتههای قدیمیمه:
امروز از مسیری متفاوت میآمدم که از جلوی خانهات رد شدم ؛ از روی عادت ایستادم تا ببینم چراغ اتاقت روشن است یا نه .
مثل هفتههای پیش خاموش بود ؛ بدون مکث راه افتادم تا برای دیدنت زودتر برسم ؛ دستهی گلِ رزِ سرخ را در دستم فشردم که زیر گرمای آفتاب ناله میکرد و به آرامی میپژمرد ....
#آدرین
از طرف حانیه کلاس زبان : به گمانم، آخرین باری بود که میتوانستم او را نفس بکشم.
- حسرت استشمام دوباره عطرِ او ، دیدنِ لبخندش ، نگاه هایش و هزاران حسرت دیگر برای همیشه به دلم ماند.. :)
-چشمانم آخرین لبخندش را مو به مو در دفتر ذهنم کشیدند قبل از اینکه برای آخرین بار برود...
چالش:
عاشق ها انگار با کش به هم وصلن. هرچقدر هم یکیشون دور شه و کشو بکشه آخر برمیگرده پیش اون یکی. فقط من هیچ وقت نفهمیدم تو کش رابطمه امونو چقدر محکم کشیدی که حتی نفهمیدی کی پاره شده و دیگا تورو سمت من نمیکشه؟
(چرا هرجوری مینویسم اون طوری که تو ذهنمه نمیشههههه)
#Mediya
همه چیز تمام شد- کاش زندگی تمام میشد!
ال.ام.مونتگمری
به خاطر حرف هایی که به من زد آن قدر عصبانی شدم که داد زدم و دعا کردم دیگر قیافه اش را نبینم _ و دیگر ندیدم
ال.ام.مونتگمری۲
گفتهبود زود باز میگردد... سالها گذشت و من چشم به راه بودم، الان او زیر خروارها خاک آرمیده است. شاید روزی من بازگردم پیش او...
چیزی نمیشنوی مگر نه؟
دیگر تپشی وجود ندارد، دیگر... قلبی وجود ندارد. آخر آنجا یک حفره ی خالی است، یک تکه سنگ سرد
اشک های دوری ات جای خون را در رگ هایم پر کرده بود همان گونه که تو رفتن را جایگزین ماندن کردی
و آن هم خشک شد و ماند چاهی خالی از احساسات و زخمی نامرئی که جایش تا ابد می سوزد
پایان یافت، هر آنچه که بود و نبود
و قلبی،دیگر هرگز، وجود ندارد
با او رفت، با رفتنش رفت...
شکست. تکه تکه شد. چگونه قلبم را با خود برده است وقتی فقط خرده های از هم فروپاشیده و دردناک باقی مانده بود؟
#کتابخون
ورژن دوم:
جای پای خیست دم در را گلی میکرد. همیشه، هر روز. اما از آن روز که با خشم تمیزش کردم، دیگر هرگز کثیف نشد. حالا در آرزوی آنم که گل آلود شود، فقط یک بار دیگر و من غرولند کنم و تو لبخند بزنی...
#کتابخون
ورژن سوم:
کتابت همانجایی که آخرین بار میخواندی باز ماند. هنوز هم گل سرم که به عنوان نشانه ی کتاب استفاده میکردی در بین صفحات آن محبوس است و عطرش را پراکنده میکند اما تو دیگر نیستی که ببویی و ببوسی اش!
#کتابخون
چالش: خواستم بگویم کور تر از گره دل من به زلفت در جهان نیست، یادم آمد گرهی که سوزن رفتنت زد تا چشمان مرا به جاده بدوزد کور تر است.. #رنتوس
۰۰:۰۰
از این پیام به بالا تا رسیدن به سنجاق بالایی متن های بچه ها برای چالشه
(هنوزم میتونید بفرستیدا)
برای چالش: پایان قصه ما از اول مشخص بود همانجا که میگفتند یکی بود یکی نبود
#خودم
هدایت شده از کلمات ستاره ای:)🌠
@dragonbook
سیلوانا!شما پیشگوی اژدهایید!
اژدهاها باهاتون صحبت میکنن و حرف های اونایی که در کوهستان های مرتفع شمالی پیدا میشه و رنگشون سفیده معمولا دو پهلوعه و کنایه ای به آینده داره.گاهی هم با رمز و کد حرف میزنن.پس معماهاشون رو حل کن تا حرفشونو متوجه بشی و برای این که باهات دوست بمونن یه شیشه آتیش و یه شیشه یخ بهشون هدیه بده!هر چند کوچک ولی خیلی براشون ارزش داره چون نشان از ارزش داشتن حرفاشون برای شما داره🌟
موهای قهوه ای روشن و چشمای قهوه ای تیره داری که نقطه های سبزآبی در اون حرکت میکنن!✨
امیدوارم خوشت بیادددد
#تقدیمی
اژدها سواران کتابخوان🏴
@dragonbook سیلوانا!شما پیشگوی اژدهایید! اژدهاها باهاتون صحبت میکنن و حرف های اونایی که در کوهستان ه
سیلنا مرسیییی خیلی دوسش داشتمممم 😭😭😭✨✨✨
جدی جدی شب بخیررر😭😭✨
واقعا همتون نویسنده های خوبی میشید خوشم اومد 😔✨✨
هدایت شده از جنگجویان اَفلاک
دوستان آمار رو یک هل کوچیک بدید برسیم 40 کتاب درخواستی تون رو میزارم
(تا الان پادشاه پریان و تصمیم گرفتم بیخیال باشم رو گفتید اگه چیزی هست بازم در خدمتم)