چند نفر دور هم جمع شدیم میخوایم سنگدل رو بخونیم اگه دوست دارین تشریف بیارین.
https://eitaa.com/joinchat/2449278193C41894bcd33
————
خب من که خوندم ولی میام
سلام عزیزم خوبی؟ببخشید میخواستم بدونم چنلی میشناسی که گروه کتابخوانی داشته باشه؟یا اینکه خودتون بخواین بزنین؟توی یه فیلم دیدم،که توی گروه کتابخوانی یه کتاب رو برای خوندن انتخاب میکنن و برنامه ریزی میکنن که مثلا توی یه روز چقدر بخونن و اینا.فکر کنم اینجوری بود.من اینو توی ناشناس یه چنل دیگه هم گفتم و دیگه کپی کردم آوردم اینجا.اینو توی چنل های دیگه هم فرستادم.
————
سلام عزیزم پیام بالایی برای سنگدل گذاشته حالا میخوای منم بزارم..
بچه های دیگه موافقید ؟
سلاممم چطوری؟ خوش گذشت؟
#کتابخون
———-
آره خوب بوددد الان تعریف میکنم چیا شد
فقط اینو بگم که رفته بودیم روستامون(کدو ) و من فهمیدم عمراااا نمیخوام تو روستا زندگی کنم یه مشت بی فرهنگ که همش با ده بقلیشون دعوا دارن و غیره آخه چراااا (تازه همه جا بو گوسفند میاد پشه هم داره سوسک هم داره..)
اژدها سواران کتابخوان
سلاممم چطوری؟ خوش گذشت؟ #کتابخون ———- آره خوب بوددد الان تعریف میکنم چیا شد فقط اینو بگم که رفته بو
میدونم که اینو نباید بگم ولی خب..
ما یه رسم هست تو روستامون اینجوریه که پنج تا روستای همسایه که هر کدوم هیئت خودشون رو دارن شروع میکنن از مسجد یه روستا میرن مسجد روستای بعد و هر هیئت سینه زنی خودش که تمرین کرده رو انجام میده و نخل برداری میکنه و میره هیئت بعد آخرین روستا هم که میرن اونجا شام میدن بعد فکر کن ما برای شام غریبان رفته بودیم روستای بغلی بامکون بعد اینا داشتن با هم حرف میزدن و میگفتن نمیدونم بیاید بلندگو رو درست کنید هیئت کدو که میاد آبروریزی نشه بعد که رفتیم تو ماشین نشستیم که بریم روستای بعدی مامان بزرگم برگشه به بابابزرگم میگه این بامکونی ها داشتم نقشه میریختن بلندگو رو دست کاری کردن که ما نتونیم بخونیم … آخه زن.. من به تو چی بگم..
اژدها سواران کتابخوان
میدونم که اینو نباید بگم ولی خب.. ما یه رسم هست تو روستامون اینجوریه که پنج تا روستای همسایه که هر
چقدر طولانی شد پیامه 🤣🤣
ولی بخونید رسم روستامونه جالبه
وای من شام غریبان روستای خودمون رو خیلیی دوست دارم
یه سری متن هست که اونا رو وقتی دارم نخل رو میچرخونن دو دسته میشن و تکرار میکنن
یعنی دسته اول بخش اول و دسته دوم بخش دوم رو میخونه
ولی وقتی کل روستا ها رو رفتن و خوندن بر میگردم تو روستای خودشون و این دفعه مردا بخش اول و زنا بخش دوم رو تکرار میکنن و همینجوری دور روستا میچرخن و شمع دست میگیرن و این شعر هاش واقعا قشنگه بزار ظبط کردم میفرستم..
اژدها سواران کتابخوان
وای من شام غریبان روستای خودمون رو خیلیی دوست دارم یه سری متن هست که اونا رو وقتی دارم نخل رو میچرخ
خب ویسا خوب نشده الان مینویسمشون
حاجتم این است به تو ای ساروان ساروان
این شتران را تو به تندی مران ساروان ساروان