eitaa logo
اژدها سواران کتابخوان
370 دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
385 ویدیو
43 فایل
https://daigo.ir/secret/5952857640 اگه دایگو براتون نیاورد: https://harfeto.timefriend.net/17498898695442 پیامای ناشناس اینجا قرار میگیره : @anbaryyy_e
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام عزیزم خوبی؟ببخشید میخواستم بدونم چنلی میشناسی که گروه کتابخوانی داشته باشه؟یا اینکه خودتون بخواین بزنین؟توی یه فیلم دیدم،که توی گروه کتابخوانی یه کتاب رو برای خوندن انتخاب میکنن و برنامه ریزی میکنن که مثلا توی یه روز چقدر بخونن و اینا.فکر کنم اینجوری بود.من اینو توی ناشناس یه چنل دیگه هم گفتم و دیگه کپی کردم آوردم اینجا.اینو توی چنل های دیگه هم فرستادم. ———— سلام عزیزم پیام بالایی برای سنگدل گذاشته حالا میخوای منم بزارم.. بچه های دیگه موافقید ؟
سلاممم چطوری؟ خوش گذشت؟ ———- آره خوب بوددد الان تعریف میکنم چیا شد فقط اینو بگم که رفته بودیم روستامون(کدو ) و من فهمیدم عمراااا نمیخوام تو روستا زندگی کنم یه مشت بی فرهنگ که همش با ده بقلیشون دعوا دارن و غیره آخه چراااا (تازه همه جا بو گوسفند میاد پشه هم داره سوسک هم داره..)
اژدها سواران کتابخوان
سلاممم چطوری؟ خوش گذشت؟ #کتابخون ———- آره خوب بوددد الان تعریف میکنم چیا شد فقط اینو بگم که رفته بو
میدونم که اینو نباید بگم ولی خب.. ما یه رسم هست تو روستامون اینجوریه که پنج تا روستای همسایه که هر کدوم هیئت خودشون رو دارن شروع میکنن از مسجد یه روستا میرن مسجد روستای بعد و هر هیئت سینه زنی خودش که تمرین کرده رو انجام میده و نخل برداری میکنه و میره هیئت بعد آخرین روستا هم که می‌رن اونجا شام میدن بعد فکر کن ما برای شام غریبان رفته بودیم روستای بغلی بامکون بعد اینا داشتن با هم حرف میزدن و میگفتن نمیدونم بیاید بلندگو رو درست کنید هیئت کدو که میاد آبروریزی نشه بعد که رفتیم تو ماشین نشستیم که بریم روستای بعدی مامان بزرگم برگشه به بابابزرگم میگه این بامکونی ها داشتم نقشه میریختن بلندگو رو دست کاری کردن که ما نتونیم بخونیم … آخه زن.. من به تو چی بگم..
وای من شام غریبان روستای خودمون رو خیلیی دوست دارم یه سری متن هست که اونا رو وقتی دارم نخل رو میچرخونن دو دسته میشن و تکرار میکنن یعنی دسته اول بخش اول و دسته دوم بخش دوم رو میخونه ولی وقتی کل روستا ها رو رفتن و خوندن بر میگردم تو روستای خودشون و این دفعه مردا بخش اول و زنا بخش دوم رو تکرار میکنن و همینجوری دور روستا میچرخن و شمع دست میگیرن و این شعر هاش واقعا قشنگه بزار ظبط کردم میفرستم..
شام غریبان است زهرا پریشان است جسم حسین عریان اندر بیابان است
شام غریبان حسین امشب است امشب است اول رنج و محن زینب است زینب است
طفل یتیمی ز حسین گم شده گم شده زینب از این غصه دلش خون شده تو شده
حاجتم این است به تو ای ساروان ساروان این شتران را تو به تندی مران ساروان ساروان
بس که دویدم عقب قافله قافله بر کف پایم شده پر آبله آبله
سنگ جفا که (چه کسی) زد به پیشانی ات ای پدر ای پدر من به فدای سر نورانی ات ای پدر ای پدر