وای من شام غریبان روستای خودمون رو خیلیی دوست دارم
یه سری متن هست که اونا رو وقتی دارم نخل رو میچرخونن دو دسته میشن و تکرار میکنن
یعنی دسته اول بخش اول و دسته دوم بخش دوم رو میخونه
ولی وقتی کل روستا ها رو رفتن و خوندن بر میگردم تو روستای خودشون و این دفعه مردا بخش اول و زنا بخش دوم رو تکرار میکنن و همینجوری دور روستا میچرخن و شمع دست میگیرن و این شعر هاش واقعا قشنگه بزار ظبط کردم میفرستم..
اژدها سواران کتابخوان
وای من شام غریبان روستای خودمون رو خیلیی دوست دارم یه سری متن هست که اونا رو وقتی دارم نخل رو میچرخ
خب ویسا خوب نشده الان مینویسمشون
حاجتم این است به تو ای ساروان ساروان
این شتران را تو به تندی مران ساروان ساروان
سنگ جفا که (چه کسی) زد به پیشانی ات ای پدر ای پدر
من به فدای سر نورانی ات ای پدر ای پدر