اژدها سواران کتابخوان
وای من شام غریبان روستای خودمون رو خیلیی دوست دارم یه سری متن هست که اونا رو وقتی دارم نخل رو میچرخ
خب ویسا خوب نشده الان مینویسمشون
حاجتم این است به تو ای ساروان ساروان
این شتران را تو به تندی مران ساروان ساروان
سنگ جفا که (چه کسی) زد به پیشانی ات ای پدر ای پدر
من به فدای سر نورانی ات ای پدر ای پدر