دستانش کشیده اش با طنازی دور چترقدیمی گلداری حلقه شده بود؛ نمیتوانستم به درستی رخ محصور کنده اش را در قاب چشمانم حک کنم.
باران محکم به شیشه های عینکم برخورد میکرد؛ و باعث میشد که چهره اش تار و تار تر شود
من برای رسیدن به اخیلی دوییدم ولی حالا جانی در تنم نمانده
او دور است خیلی دور مثلا ان طرف خیابان در حال انتظار...
شاید یک روز بفهمد هر روز از دور میبینمش
#مجنون
واییی ندیدم که گفتی ادامه اش بدیم من توی متن به کار بردم جمله اول رو
————
اشکال نداره بابا مهم اینه قشنگ شده😭😂✨
او دور بود، خیلی دور، مثلا آنطرف خیابان بود و پسر کوچکش را دید که با چشمانی پر از امید بر میگردد و با او خداحافظی میکند.
اولین روز مدرسهاش، اما او دور بود، آنقدر دور که وقتی بنز مشکی با آن صدایش، محکم به پسر کوچکش خورد، نتوانست کاری کند.
فقط خیره شد
و
آرزو هایش را دید که پرپر شد.
#ویدار
————-
حقیقتا کوتاه و پشم ریزون بود
دو دقیقه سکوت….
خیلی خوب بود …
من برم عر بزنم براش..
https://eitaa.com/dragonbook/8487
مغزش کودتا کرده بدد، به جای خاطرات و اطلاعات آن آدم، تبلیغ مزخرف تلوزیونی را نمایش میداد به همین دلیل به نگاه کردن با سردرگمی به او ، ادامه داد.
#ویدار
https://eitaa.com/dragonbook/8488
هر چه قدر هم تلاش کنم باز هم نمراتم عالی نمیشود، هر چه قدر تلاش کنم برای پدر و مادرم فرزند خوبی نمیشم، هر چقدر هم بدوم به مقصد نمیرسم.
کار کنم، باز هم کمک خرج نمیشوم، درس بخونم، باز هم افتخار نمیشوم
همیشه انگار.... انگار یک درجه با چیزی که باید، فاصله دارم.
(من کافی نیستم.)
#ویدار
ویدار.. خیلی خوب مینویسی ها… البته قبلا هم رو کرده بودی ولی خب من الان تازه توجه نمودم.. ماشالا ماشالا به قول مدیا بزنم به تخته چشم نخوری..
https://eitaa.com/dragonbook/8497
نمیدونم بیداری یا نه ولی ....
سباستین مک کویین لقبمه اسم رو نمیتونم بگم .
۱۵ سالمه و intjو دخترم ولی خب لقبم پسرونه ست .
و اونم تحت تعقیب عه دنبالش هستن البته اتهامات همه دروغه.
# سباستین مک کویین
————-
عزیزم اشکال نداره راحت باش
خوشبختمممممم
به چی متهم شده🤔 ؟
میدونی طرد شدن چجوریه ؟
بنده هم اکنون از طرف دو مدیر گروه ترک و طرد شده ام و میترسم از این یکی هم بندازنم بیرون که البته که حتما این اتفاق میوفته .
میگن تا سه نشه بازی نشه .شاید تاوانه . تاوان انتظار اعتماد متقابل داشتن .
# سباستین مک کویین
————
وا چرا ؟ چرا اینکارو کردن؟ مگه چیکار کرده بودی؟
البته اگه از اینجام بندازنم بیرون مشکلی نیست ، دیگه بهش عادت کردم .
# سباستین مک کویین
————
نه بابا من کسیو نمیندازم بیرون
یعنی تا الان که ننداختم فکر نکنم هم که بعدا بندازم حالا تعریف کن ببینم چرا انداختنت بیرون..
من که به خودم قول داده بودم به هیچ کدوم از پیاما ری اکشن نشون ندم که کانال شلوغ نشه .. همچنان من بعد هر پیام: عرررر ذوق فراواننن😭✨
خلاصه که اسکلم
پیش میاد..
کاغذ های مچاله شده را میبینی؟ همه اش کلمات نوشته شده ولی نفرستاده شده برای تو اند. گاهی نمیدانم چرا نمیایی؛ چرا مرا نمیبینی؟ من ارغوانم، همان ارغوان دوست داشتنی که در روز اغوشت را به دورم می بافی. عشق های تنیده شده در قلبم را نمیبینی؟ یا شاید در میان عُشاقانت جایی ندارن و چشمانت را به ستارگان دوختی به جای خورشیدی که گرما بخش وجودت هست. شاید خواسته هایم دوراز انتظارتوست شاید فقط باید از دور به نگاه کرده ات افاقه میکردم و بلند پروازی لمس دستانت را رها کنم شاید باید چیزی بیشتر از خاک ریشه هایت میبودم شاید باید برای عجابت دعایم بیشتر تر زانو در برابر اسمان میزدم، تا ایزد ببیند من قاصدک هارا راهی کویت کرده ام ولی مقصد را نیافتند... عزیزکرده ام میدانم این نامه هم قرار نیست به دستت برسد؛ ولی من مینویستم برایت تا دستانم رمق بر گرفتن قلم نداشته باشند. بازهم اخر این نامه لب هایی قرار میدهم با تورا ببوسند :) #مجنون خواهشمندم اشکالات متن هام رو بهم بگید متشکرم٭
————
حقیقتا من خیلی نمیتونم مشکل بگیرم فقط اینکه یه سری جاهاش نامفهوم بود شاید به خاطر تصحیح خودکاره
ولی در کل خیلی نمیشد بهش اشکال گرفت (این الان برای کدومههه؟؟ نفهمیدم….)