3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺شی جین پینگ در مذاکرات اخیر خود به دونالد ترامپ، با استفاده از استعاره تله توسیدید زنگ خطر را درباره آینده روابط دو ابرقدرت به صدا درآورده است.
🔻این اصطلاح به وضعیتی اشاره دارد که در آن ترسِ قدرتِ حاکم (آمریکا) از قدرتِ نوظهور (چین)، جهان را به سمت یک جنگ ناخواسته سوق میدهد.
🔻در واقع، پیام دیپلماتیک پکن به کاخ سفید این است که تاریخ نباید تکرار شود و دو کشور میتوانند با مدیریت رقابتها، از افتادن در چالهای که در گذشته بارها منجر به سقوط امپراتوریها شده، جان سالم به در ببرند؛ خلاصه کلام اینکه از نگاه چین، تقابل نظامی «اجتنابناپذیر» نیست، به شرطی که هر دو طرف یاد بگیرند بدون حذف یکدیگر، در کنار هم زندگی کنند.
🌐@drAshiri
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
💬 مقاومت غیورانه و پیروزی افتخارآمیز در برابر تهاجم دیوسیرتان و شیاطین جهان، ملت را آمادهتر کرده تا با نوآوریِ فعالان عرصه فرهنگی در جهت تأمین #پدافند_زبانی و گفتمانی و رشد و بالندگی کودکان، نوجوانان و جوانان، مراحل باقیمانده تا #پیروزی_نهایی را با استواری بیشتر بپیماید.| ۲۵/اردیبهشت/۱۴۰۵
📲 @rahbar_enghelab_ir
زندگی در فرهنگ
💬 مقاومت غیورانه و پیروزی افتخارآمیز در برابر تهاجم دیوسیرتان و شیاطین جهان، ملت را آمادهتر کرده تا
➖ در اندیشهی رهبر عزیزمان، امام سید مجتبی خامنهای، مقاومت و پیروزی، سطوح متعددی دارد؛ این مقاومت، بسیار عمیقتر از لایهها و سطوح میدان رزم، حتی از سطح زبان و گفتار و ذهنیتها و انگارهها و عمیقتر: از ارادهها آغاز میشود.
➖پدافند زبانی، جلوهی گفتاری و کلامی آن مقاومتی است که از کُنه وجود آدمی تا فراگیرترین آثار هنری و تبلیغی، ظاهر میشود: از اراده تا فرهنگ و از فرهنگ تا تعیّن فرهنگ (یا همان: فناوری).
➖لبیکگویان خامنهای عزیز، حالا که در پدافند زبانی و فرهنگی خوش درخشیدهاند، زمینههای آفند زبانی و فرهنگی را نیز باید بیش از گذشته، تمهید کنند.
➖برای این آفند و پدافند زبانی و فرهنگی، به توشهی بزرگی نیاز است: درک عمیق و ژرف از اسلام ناب محمدی (ص) و قیام و استقامت مردم بر این مدار اصیل است.
➖ دوباره، جملات اولین پیام رهبر عزیز (۲۱ / ۱۲ / ۱۴۰۴) را به یاد آوریم:
[…] اگر آن نعمت عُظمی از ما سلب شد، به جایش حضور عمّارگونهی ملّت ایران به این نظام اعطا گشت. این را بدانید: اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود، نه رهبری و نه هیچیک از دستگاههای مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است، کارایی لازم را نخواهد داشت.
🌐@drAshiri
♦️اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی، روز جمعه ۲۵ اردیبهشت در نشست خبری جشنواره کن با اشاره به تحولات اخیر در ایران، از کشته شدن غیر نظامیان در جریان جنگ و همچنین جانباختن معترضان در اعتراضات دیماه ابراز تاسف کرد.
او این دو رویداد را «به یک اندازه دردناک» توصیف کرد و گفت مخالفت با کشته شدن گروهی از انسانها به معنای پذیرش کشته شدن گروهی دیگر نیست. فرهادی تأکید کرد از دست رفتن جان انسانها در هر شرایطی، چه در جنگ، چه در اعدام و چه در سرکوب اعتراضات، غیرقابل قبول است.
او با انتقاد از تداوم خشونت در جهان افزود که با وجود پیشرفتهای بشری، همچنان هر روز خبرهایی از کشته شدن انسانهای بیگناه منتشر میشود؛ موضوعی که به گفته او «دردناک و تاسفبار» است.
::
پینوشت.
دردناکتر از مرگ، جهل و نادانی است و از این دو دردناکتر، فروختن روح به شیطان اکبر است!
«فاوست» را به یاد آورید… آنجا که روح خویش را به شیطان فروخت!
بله، جناب آقای فرهادی؛ هر دو کشتار دردناکند اما این جهل و نادانی است که دردناکتر و خطرناکتر است، چون جهل و نادانی و خود را به نادانی زدن، «کشتارآفرین» است.
🌐@drAshiri
🔺مقالهی «کیشومات در ایران» از رابرت کیگن به این ایده اشاره دارد که ایالات متحده، با وجود برتری عظیم نظامی خود، نتوانست ایران را به تسلیم وادار کند و بنابراین با نوعی شکست استراتژیک روبرو شد.
🔻ورای محتوای درست یا نادرست این نوشتهها از سوی رابرت کیگن، این نکتهی فرامتنی را باید در نظر داشت:
کیگن یکی از برجستهترین معماران فکری سیاست خارجی نئومحافظهکار آمریکا و از چهرههای شناختهشدهی جریان سیاست خارجی تهاجمی آمریکا به شمار میرود، این سخن و دیدگاه او که به رتوریک تبلیغی نیز متمایل است، احتمالاً فقط به تحلیل وضعیت کنونی سیاست امریکا معطوف نیست.
🔺در پسِ این نوشتهها، میتوان هدف دیگری را نیز مشاهده کرد: ایجاد فشار روانی و سیاسی بر کاخ سفید برای بازگشت به جنگ با ایران و «تمام کردن کار».
از این منظر، این استدلالها ممکن است در واقع در حال زمینهسازی برای جنگی باشند که این بار بسیار شدیدتر، مستقیمتر و متمرکز بر نابودی زیرساختهای حیاتی ایران خواهد بود.
🌐@drAshiri
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#فناوری
لابد میدانید: فناوری، همان فرهنگِ شیئیتیافته و جسمیّتیافته است. نمیشود عضو کانال زندگی در فرهنگ بود اما از احوال فناوری چیزی نگفت.
🔹حالا هر دوچرخهای میتواند به دوچرخه برقی تبدیل شود
مهندسان سابق شرکتهای BYD و Huawei یک درایو الکتریکی فشرده ساختهاند که به تنه دوچرخه متصل شده و سرعت چرخ عقب را به ۳۲ کیلومتر بر ساعت میرساند.
🌐@drAshiri
#تحلیل_راهبردی
چرا نباید محاصرهی دریایی ایران را تحمّل کرد؟
🔺آمریکا با استفاده از ابزار «محاصره»، به دنبال تضعیف توان استراتژیک ایران پیش از سال ۲۰۲۷م. و درگیری احتمالی با چین است. امریکا قصد دارد بدون وارد شدن به یک جنگ مستقیم و پرهزینه، کنترل تنگهی هرمز را از اختیار ایران خارج کند و تهران را در انزوای کامل قرار دهد. در واقع، محاصره برای آنها راهی ارزان برای بیاثر کردن قدرت منطقهای ایران است.
🔺اگرچه ایران به دلیل داشتن ذخایر نفت، تجربهی مدیریت تحریمها و فشارهای سیاسی داخلی در آمریکا، بخت و اقبال بالایی برای پیروزی در «مسابقهی تابآوری» دارد، اما صرفاً دوام آوردن کافی نیست. نگاهِ صرفاً اقتصادی به این ماجرا میتواند فریبنده باشد؛ چرا که هدف دشمن، فرسایشی کردنِ روند و تثبیتِ زیرساختهای این محاصره برای بلندمدت است.
🔻بسته ماندنِ طولانیمدتِ تنگه هرمز، هزینههای راهبردی سنگینی برای ایران خواهد داشت. این وضعیت نه تنها به اقتصاد جهان فشار میآورد بلکه جایگاه آمریکا را به عنوان تولیدکنندهی بزرگ انرژی تقویت کرده و کشورهای دیگر را محتاجِ واشینگتن میکند. بنابراین، طولانی شدن این فرایند در نهایت به نفع نقشههای جهانی آمریکا تمام میشود و فرصتهای سرمایهگذاری را از ایران میگیرد.
🔺در نهایت، شکستن محاصره یک موضوع حیاتی و ناموسی برای کشور است که نباید آن را به نتایج مذاکرات یا انتخابات دیگر کشورها گره زد.
🔺 ایران باید با استفاده از قدرت خود در تنگهی هرمز، به دنبال تفاهمات دوجانبه با کشورهای ذینفع باشد. تا زمانی که این محاصره شکسته نشود، نه بازسازی اقتصادی ممکن است و نه میتوان ادعای پیروزی در این نبرد راهبردی را داشت.
🌐@drAshiri
🔻سرزنش ترامپ توسط سناتور آمریکایی به دلیل بیدستاوردی سفرش به چین: یک مایه خجالتِ تمامعیار و مطلق!
چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنای آمریکا:
🔸 یک نشست دیگر در سیاست خارجی ترامپ. کلی فرش قرمز. کلی تشریفات. هیچ برای مردم آمریکا در مورد تعرفهها، تجارت، فنتانیل، هرمز، جنگ ایران یا اوکراین.
🔸 ما میدانیم ترامپ در آمریکا نالایق است. در خارج از کشور هم به همان اندازه نالایق است. تمام چیزی که با خود به خانه میآورد این است که شی درباره تایوان او را مواخذه کرده است.
🔸 یک مایهٔ خجالتِ تمامعیار و مطلق.
🌐@drAshiri
🔻 چند نکتهی مهم درباره سفر ترامپ به پکن
مصطفی نجفی
سفر ترامپ به پکن را نمیتوان صرفاً یک دیدار دیپلماتیک معمولی دانست؛ این سفر نشانهای از تغییر درک واشنگتن از نظم جهانی و نحوه مواجهه آمریکا با چین بود. مجموعه پیامهایی که از این سفر مخابره شد، نه فقط برای پکن، بلکه برای متحدان سنتی آمریکا در آسیا و اروپا و حتی دشمنان واشنگتن نیز معنادار بود.
۱. سفر ترامپ به چین، نخستین سفر یک رئیسجمهور آمریکا از سال ۱۹۹۸ بود که صرفاً به دیدار با رهبران چینی اختصاص داشت و برخلاف سنت رایج کاخ سفید، با توقف در کشورهای متحد منطقه همراه نشد. همین موضوع بهتنهایی حامل پیامی روشن بود: واشنگتن دیگر الزامی نمیبیند که تعامل با چین را در چارچوب هماهنگی با متحدانش تعریف کند.
در سالهای گذشته، آمریکا تلاش میکرد میان سیاست مهار چین و اطمینانبخشی به متحدانش نوعی انسجام برقرار کند؛ اما در دولت ترامپ، این پیوند تا حد زیادی گسسته شده است. حتی در شرایطی که واشنگتن سرمایهگذاری گستردهای برای تقویت همکاریهای دریایی با فیلیپین انجام داده، نگرانیها درباره رفتار چین در دریای جنوبی چین در دستور کار اصلی سفر ترامپ به پکن چندان برجسته نبود. اکنون به نظر میرسد آمریکا ترجیح میدهد هر رابطه را بهصورت پروندهای مستقل مدیریت کند، نه بخشی از یک راهبرد منسجم جهانی.
۲. در موضوع ایران نیز، دستاورد ملموسی برای ترامپ دیده نشد. اگرچه او پس از دیدار با شی جینپینگ مدعی شد دو طرف بر جلوگیری از هستهای شدن ایران و ضرورت باز نگه داشتن تنگه هرمز توافق دارند، اما این مواضع اساساً همان خطوط سنتی و تکراری سیاست چین بود و نشانهای از همراهی جدید پکن با فشارهای واشنگتن علیه تهران دیده نشد. مهمتر اینکه ترامپ ظاهراً نتوانست چین را برای کاهش یا توقف واردات نفت از ایران با خود همراه کند.
۳. چینیها همچنین بهخوبی الگوی رفتاری ترامپ را درک کردهاند؛ الگویی که بسیاری از رهبران خارجی و مدیران شرکتهای بزرگ آمریکایی برای تأثیرگذاری بر او به کار گرفتهاند: ستایش شخصی، اعطای امتیازات نمادین و وعده سرمایهگذاریهای اقتصادی. در جریان سفر پکن نیز نسخه چینی همین مدل بهوضوح به نمایش درآمد؛ از تشریفات ویژه گرفته تا برجستهسازی رابطه شخصی میان ترامپ و شی.
۴. اما شاید مهمترین پیام این سفر، برای متحدان آمریکا در آسیا بود. پکن تلاش کرد از تمایل ترامپ به کاهش تنش و حفظ رابطهای گرم با شی جینپینگ استفاده کند تا این تصور را القا کند که واشنگتن دیگر شریک امنیتی کاملاً قابل اتکایی نیست. پیام غیرمستقیم به توکیو، تایپه و دیگر شرکای منطقهای این بود که ترامپ بیش از هر چیز برای رابطه مستقیم خود با چین اهمیت قائل است و عملاً پکن را بهعنوان همتای همسطح آمریکا در مدیریت نظم جهانی پذیرفته است.
۵. شاید به همین دلیل است که از سال ۲۰۲۵ تاکنون، موجی از سفر رهبران متحدان سنتی آمریکا به پکن شکل گرفته است؛ از استرالیا و کانادا گرفته تا فرانسه، آلمان، بریتانیا، کره جنوبی و اسپانیا. برخی از این کشورها که سالها فاصله محسوسی از چین گرفته بودند، اکنون دوباره در حال فعالسازی کانالهای سیاسی و اقتصادی خود با پکن هستند. سفر کییر استارمر به چین در سال ۲۰۲۶، نخستین سفر یک نخستوزیر بریتانیا به پکن از زمان ترزا می در سال ۲۰۱۸ بود. همچنین سفر رسمی پادشاه اسپانیا پس از هجده سال، نشانهای دیگر از بازگشت تدریجی اروپا به تعامل فعالتر با چین تلقی میشود.
این روند نشان میدهد که همزمان با تغییر اولویتهای راهبردی واشنگتن و افزایش نگرانیها نسبت به رویکرد یکجانبهگرایانه ترامپ، متحدان آمریکا نیز در حال بازتنظیم روابط خود با پکن هستند. آنها نمیخواهند در جهانی که آمریکا تعهداتش را سیالتر تعریف میکند، بدون گزینه جایگزین باقی بمانند.
۶. در عین حال، رویکرد ترامپ در قبال چین بیش از هر زمان دیگری معاملهمحور به نظر میرسد. او میان مسائل اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی مرز روشنی قائل نیست و تصور میکند بسیاری از اختلافات را میتوان از طریق رابطه شخصی با شی جینپینگ حل کرد. همین نگاه این نگرانی را ایجاد کرده که واشنگتن ممکن است در ازای دستاوردهای کوتاهمدت اقتصادی ــ مانند خرید سویا یا هواپیما توسط چین ــ در موضوعات راهبردیتری چون تایوان یا محدودیتهای فناوری، انعطاف نشان دهد.
۷. با این حال، این وضعیت یک خطر متقابل نیز دارد. هنگامی که واشنگتن بهصورت علنی بر تعهداتش نسبت به متحدان منطقهای تأکید قاطع نمیکند، این احتمال افزایش مییابد که پکن اراده واقعی آمریکا را اشتباه محاسبه کند و میزان آمادگی واشنگتن برای دفاع از منافعش را کمتر از واقع برآورد کند؛ سوءبرداشتی که میتواند در آینده، بستر تنشهای خطرناکتری را فراهم کند.
🌐@drAshiri
کالبدشکافی منطقی محاصرهی دریایی ایران
بخش ۱ از ۲
چرا «تابآوری اقتصادی» برای پیروزی کافی نیست؟ چرا باید این محاصرهی دریایی را شکست؟
۱. مقدمهی اول: تبیین دکترین و مدل رفتاری رقیب (آمریکا)
مدل رفتاری آمریکا در قبال ایران بر یک منطق دو مرحلهای استوار است: تخلیهی توان استراتژیک ایران در کوتاهمدت برای تثبیت محاصرهی چین در بلندمدت (افق ۲۰۲۷). در این چهارچوب، آمریکا به جای اتخاذ رویکردهای سخت و پرهزینه نظامی (مانند تصرف جزیره خارک)، استراتژی «محاصرهی کمهزینه با فشار حداکثری» را برگزیده است. هدف اصلی این زنجیرهی منطقی، خلع ید ایران از کنترل موثر بر تنگهی هرمز و بیاثر کردن عاملیت منطقهای آن است؛ بدون آنکه آمریکا هزینهای ملموس و متناسب، بابت پاسخ متقابل ایران بپردازد.
۲. مقدمهی دوم: ارزیابی فرضیهی خودی (ایران) و مسابقهی تابآوری
گزارهی پیشنهادی از سوی برخی سیاستگذاران ایرانی، ورود به یک «مسابقهی تابآوری» با اتکاء به ظرفیتهای درونی است. بررسی متغیرهای اقتصادی نشان میدهد این ایده در سطح خُرد دارای پایگاه استدلالی درستی است؛ زیرا:
➖ ایران دارای منابع ارزی حاصل از نفتِ روی آب است.
➖ زیرساختهای تجاری پیشدستانه به سمت شمال و شرق تغییر جهت دادهاند.
➖ تجربهی موفق سال ۱۳۹۷ در مدیریت کاهش تولید نفت وجود دارد.
➖ طرف آمریکایی به دلیل فشارهای داخلی اقتصادی (افزایش تورم) و سیاسی (دعواهای انتخاباتی)، عنصر «زمان» را به نفع خود نمیبیند.
۳. تحلیل چالش: مغالطهی دوام اقتصادی در برابر فرسایش راهبردی
نقطهی خطای منطقی در استراتژی بالا، خلط میان «بقای اقتصادی» و «پیروزی استراتژیک» است.
طولانی شدن روند محاصره، حتی با وجود تابآوری اقتصادی ایران، سه پیامد مخرب و سیستمی به همراه خواهد داشت:
🔺 (۱) نهادینهسازی زیرساخت محاصره: پذیرش وضعیت موجود، به دشمن فرصت میدهد تا ساختار محاصره را (مشابه روند سختشدن تحریمها در دههی ۹۰) عادیسازی و تثبیت کند.
🔺 (۲) تغییر موازنه انرژی به نفع آمریکا: بسته ماندن تنگهی هرمز با فشار به اقتصاد جهانی، آمریکا را به اهرم تنظیمکنندهی بازار انرژی برای اروپا و آسیا تبدیل میکند و برای او فرصت میسازد.
🔺 (۳) انسداد دیپلماسی اقتصادی: ادامهی محاصره، امکان انعقاد تفاهمنامههای دوجانبه سودمند با کشورهای ذینفع در تنگه هرمز را به حداقل میرساند.
۴. استنتاج نهایی: شکستن محاصره به عنوان گزارهی پیششرط
بنابراین، تفکیک سناریوهای آینده (مذاکره یا عدم مذاکره، حملهی اسرائیل یا انفعال آمریکا) در درجهی دوم اهمیت قرار دارد. از نظر منطق استراتژیک، «شکستن محاصره» یک متغیر مستقل و پیششرطِ مطلق برای هرگونه سناریوی پیروزی است. تا زمانی که این زنجیره گسسته نشود، پتانسیلهای ژئوپلیتیک تنگه هرمز آزاد نخواهد شد و عملاً امکان بازسازی اقتصادی و خروج موفقیتآمیز ایران از جنگ غیر ممکن خواهد بود.
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
کالبدشکافی منطقی محاصرهی دریایی ایران بخش ۱ از ۲ چرا «تابآوری اقتصادی» برای پیروزی کافی نیست؟ چر
کالبدشناسی منطقی محاصرهی دریایی ایران
بخش۲ از ۲
راهحلها برای شکستن این محاصره و خروج از خفگی استراتژیک ایران چیست؟
یک. تغییر الگو
باید برای خروج از این محاصره، از فاز «دفاع تابآورانه» به فاز «تغییر پویای موازنه قوا» عبور کند. دکترین خروج از این وضع، بر اقدامات استراتژیک استوار است.
دو. پیوند زدنِ سرنوشت ایران به نبرد بزرگ ۲۰۲۷ (اهرم پکن)
آمریکا میخواهد ایران را به عنوان پیشمرگِ چین، قبل از سال ۲۰۲۷ بیدندان و تضعیف کند. راهبرد ایران باید معکوس کردن این معادله باشد. تهران باید به پکن بفهماند که خط مقدم نبرد سال ۲۰۲۷ چین با آمریکا، امروز در خلیج فارس و تنگه هرمز قرار دارد.
اقدام عملی: ایران باید امنیت شاهراه انرژی چین را مستقیماً به امنیت و گشایش اقتصادی خود گره بزند. پکن باید درک کند که انفعال او در برابر محاصره ایران، به معنای قطع شدن شریان حیاتی انرژیاش در روز نبرد با آمریکا خواهد بود. این یعنی تبدیل تحریم ایران به یک هزینه مستقیم برای امنیت ملی چین.
سه. «توسعه افقی بحران» (سرریز کردن پرهزینه نیروهای آمریکا)
آمریکا زمانی دست به محاصره میزند که فضا برایش امن و متمرکز باشد. برای شکستن این تمرکز، ایران باید جغرافیای تنش را از خلیج فارس به نقاط کورِ استراتژیک آمریکا توسعه دهد.
اقدام عملی: فعالسازی همزمان و غیر قابل پیشبینی خطوط مواصلاتی دریایی در دریای سرخ، بابالمندب و شرق مدیترانه از طریق شبکههای متحد منطقه. آمریکا نباید بتواند تمام توان دریایی خود را روی زنجیره محاصره ایران متمرکز کند؛ هزینهی نگهبانان دریایی آمریکا باید به دلیل پراکندگی در سه دریای مختلف، به نقطهی غیرقابلتحمل برسد.
چهار. معماریِ «امنیت مشترک یا ناامنی مطلق» برای همسایگان
رویکرد فعلی که در آن کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نفت خود را میفروشند و ایران هزینهی محاصره را میدهد، یک خطای استراتژیک است. تهران باید موازنه سود و زیان را برای همسایگان تغییر دهد.
اقدام عملی: دیپلماسی اجبار؛ ایران باید به کشورهای منطقه (بهویژه امارات و عربستان) این پیام قاطع را منتقل کند: «تنگه هرمز یا برای همه باز است یا برای هیچکس». وقتی هزینهی محاصرهی ایران، مستقیماً به صفر شدن صادرات نفت همسایگان و سقوط بورسهای دبی و ریاض منجر شود، این کشورها خود به بزرگترین لابیگران در واشینگتن برای شکستن محاصره ایران تبدیل خواهند شد.
پنج. ایجاد «بحرانهای نقطهای و غیرقابل پیشبینی» در بازار انرژی
فرمول فعلی آمریکا ساده است: تحریم ایران بدون بالا رفتن قیمت جهانی نفت (به دلیل افزایش تولید خود آمریکا). ایران باید این فرمول ریاضی را خراب کند.
اقدام عملی: خروج از منطق «پاسخهای متقارن و مستقیم». ایران باید هزینههای بیمه کشتیرانی و ریسک عبور و مرور از هرمز را از طریق اهرمهای پنهان، به صورت نوسانی و غیرقابل پیشبینی بالا ببرد. هدف، ایجاد یک «شوک دائمیِ روانی» در بازار انرژی جهانی است، نه لزوماً بستن فیزیکی و بلندمدت تنگه. بازار بورس نیویورک و احزاب سیاسی آمریکا باید روزانه اثر این شوک را حس کنند.
برآیند
در دکترین قدرت، محاصره را با «صبر» نمیشکنند، با «تغییر زمین بازی» میشکنند. ایران نباید منتظر بماند تا ببیند چه زمانی نفسِ اقتصادش قطع میشود بلکه باید با مشت زدن به نقاط حساس سیستم بینالملل (انرژی جهانی، زنجیرهی تأمین چین و امنیت متحدان منطقهای آمریکا)، هزینهی ادامه محاصره را برای آمریکا از فایدهی آن بیشتر کند. شکستن محاصره، نه از مسیر مذاکرات فعلی بلکه از مجرای تحمیل «بحران منحصربهفرد استراتژیک» به رقیب میگذرد.
🌐@drAshiri