🔻سرزنش ترامپ توسط سناتور آمریکایی به دلیل بیدستاوردی سفرش به چین: یک مایه خجالتِ تمامعیار و مطلق!
چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنای آمریکا:
🔸 یک نشست دیگر در سیاست خارجی ترامپ. کلی فرش قرمز. کلی تشریفات. هیچ برای مردم آمریکا در مورد تعرفهها، تجارت، فنتانیل، هرمز، جنگ ایران یا اوکراین.
🔸 ما میدانیم ترامپ در آمریکا نالایق است. در خارج از کشور هم به همان اندازه نالایق است. تمام چیزی که با خود به خانه میآورد این است که شی درباره تایوان او را مواخذه کرده است.
🔸 یک مایهٔ خجالتِ تمامعیار و مطلق.
🌐@drAshiri
🔻 چند نکتهی مهم درباره سفر ترامپ به پکن
مصطفی نجفی
سفر ترامپ به پکن را نمیتوان صرفاً یک دیدار دیپلماتیک معمولی دانست؛ این سفر نشانهای از تغییر درک واشنگتن از نظم جهانی و نحوه مواجهه آمریکا با چین بود. مجموعه پیامهایی که از این سفر مخابره شد، نه فقط برای پکن، بلکه برای متحدان سنتی آمریکا در آسیا و اروپا و حتی دشمنان واشنگتن نیز معنادار بود.
۱. سفر ترامپ به چین، نخستین سفر یک رئیسجمهور آمریکا از سال ۱۹۹۸ بود که صرفاً به دیدار با رهبران چینی اختصاص داشت و برخلاف سنت رایج کاخ سفید، با توقف در کشورهای متحد منطقه همراه نشد. همین موضوع بهتنهایی حامل پیامی روشن بود: واشنگتن دیگر الزامی نمیبیند که تعامل با چین را در چارچوب هماهنگی با متحدانش تعریف کند.
در سالهای گذشته، آمریکا تلاش میکرد میان سیاست مهار چین و اطمینانبخشی به متحدانش نوعی انسجام برقرار کند؛ اما در دولت ترامپ، این پیوند تا حد زیادی گسسته شده است. حتی در شرایطی که واشنگتن سرمایهگذاری گستردهای برای تقویت همکاریهای دریایی با فیلیپین انجام داده، نگرانیها درباره رفتار چین در دریای جنوبی چین در دستور کار اصلی سفر ترامپ به پکن چندان برجسته نبود. اکنون به نظر میرسد آمریکا ترجیح میدهد هر رابطه را بهصورت پروندهای مستقل مدیریت کند، نه بخشی از یک راهبرد منسجم جهانی.
۲. در موضوع ایران نیز، دستاورد ملموسی برای ترامپ دیده نشد. اگرچه او پس از دیدار با شی جینپینگ مدعی شد دو طرف بر جلوگیری از هستهای شدن ایران و ضرورت باز نگه داشتن تنگه هرمز توافق دارند، اما این مواضع اساساً همان خطوط سنتی و تکراری سیاست چین بود و نشانهای از همراهی جدید پکن با فشارهای واشنگتن علیه تهران دیده نشد. مهمتر اینکه ترامپ ظاهراً نتوانست چین را برای کاهش یا توقف واردات نفت از ایران با خود همراه کند.
۳. چینیها همچنین بهخوبی الگوی رفتاری ترامپ را درک کردهاند؛ الگویی که بسیاری از رهبران خارجی و مدیران شرکتهای بزرگ آمریکایی برای تأثیرگذاری بر او به کار گرفتهاند: ستایش شخصی، اعطای امتیازات نمادین و وعده سرمایهگذاریهای اقتصادی. در جریان سفر پکن نیز نسخه چینی همین مدل بهوضوح به نمایش درآمد؛ از تشریفات ویژه گرفته تا برجستهسازی رابطه شخصی میان ترامپ و شی.
۴. اما شاید مهمترین پیام این سفر، برای متحدان آمریکا در آسیا بود. پکن تلاش کرد از تمایل ترامپ به کاهش تنش و حفظ رابطهای گرم با شی جینپینگ استفاده کند تا این تصور را القا کند که واشنگتن دیگر شریک امنیتی کاملاً قابل اتکایی نیست. پیام غیرمستقیم به توکیو، تایپه و دیگر شرکای منطقهای این بود که ترامپ بیش از هر چیز برای رابطه مستقیم خود با چین اهمیت قائل است و عملاً پکن را بهعنوان همتای همسطح آمریکا در مدیریت نظم جهانی پذیرفته است.
۵. شاید به همین دلیل است که از سال ۲۰۲۵ تاکنون، موجی از سفر رهبران متحدان سنتی آمریکا به پکن شکل گرفته است؛ از استرالیا و کانادا گرفته تا فرانسه، آلمان، بریتانیا، کره جنوبی و اسپانیا. برخی از این کشورها که سالها فاصله محسوسی از چین گرفته بودند، اکنون دوباره در حال فعالسازی کانالهای سیاسی و اقتصادی خود با پکن هستند. سفر کییر استارمر به چین در سال ۲۰۲۶، نخستین سفر یک نخستوزیر بریتانیا به پکن از زمان ترزا می در سال ۲۰۱۸ بود. همچنین سفر رسمی پادشاه اسپانیا پس از هجده سال، نشانهای دیگر از بازگشت تدریجی اروپا به تعامل فعالتر با چین تلقی میشود.
این روند نشان میدهد که همزمان با تغییر اولویتهای راهبردی واشنگتن و افزایش نگرانیها نسبت به رویکرد یکجانبهگرایانه ترامپ، متحدان آمریکا نیز در حال بازتنظیم روابط خود با پکن هستند. آنها نمیخواهند در جهانی که آمریکا تعهداتش را سیالتر تعریف میکند، بدون گزینه جایگزین باقی بمانند.
۶. در عین حال، رویکرد ترامپ در قبال چین بیش از هر زمان دیگری معاملهمحور به نظر میرسد. او میان مسائل اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی مرز روشنی قائل نیست و تصور میکند بسیاری از اختلافات را میتوان از طریق رابطه شخصی با شی جینپینگ حل کرد. همین نگاه این نگرانی را ایجاد کرده که واشنگتن ممکن است در ازای دستاوردهای کوتاهمدت اقتصادی ــ مانند خرید سویا یا هواپیما توسط چین ــ در موضوعات راهبردیتری چون تایوان یا محدودیتهای فناوری، انعطاف نشان دهد.
۷. با این حال، این وضعیت یک خطر متقابل نیز دارد. هنگامی که واشنگتن بهصورت علنی بر تعهداتش نسبت به متحدان منطقهای تأکید قاطع نمیکند، این احتمال افزایش مییابد که پکن اراده واقعی آمریکا را اشتباه محاسبه کند و میزان آمادگی واشنگتن برای دفاع از منافعش را کمتر از واقع برآورد کند؛ سوءبرداشتی که میتواند در آینده، بستر تنشهای خطرناکتری را فراهم کند.
🌐@drAshiri
کالبدشکافی منطقی محاصرهی دریایی ایران
بخش ۱ از ۲
چرا «تابآوری اقتصادی» برای پیروزی کافی نیست؟ چرا باید این محاصرهی دریایی را شکست؟
۱. مقدمهی اول: تبیین دکترین و مدل رفتاری رقیب (آمریکا)
مدل رفتاری آمریکا در قبال ایران بر یک منطق دو مرحلهای استوار است: تخلیهی توان استراتژیک ایران در کوتاهمدت برای تثبیت محاصرهی چین در بلندمدت (افق ۲۰۲۷). در این چهارچوب، آمریکا به جای اتخاذ رویکردهای سخت و پرهزینه نظامی (مانند تصرف جزیره خارک)، استراتژی «محاصرهی کمهزینه با فشار حداکثری» را برگزیده است. هدف اصلی این زنجیرهی منطقی، خلع ید ایران از کنترل موثر بر تنگهی هرمز و بیاثر کردن عاملیت منطقهای آن است؛ بدون آنکه آمریکا هزینهای ملموس و متناسب، بابت پاسخ متقابل ایران بپردازد.
۲. مقدمهی دوم: ارزیابی فرضیهی خودی (ایران) و مسابقهی تابآوری
گزارهی پیشنهادی از سوی برخی سیاستگذاران ایرانی، ورود به یک «مسابقهی تابآوری» با اتکاء به ظرفیتهای درونی است. بررسی متغیرهای اقتصادی نشان میدهد این ایده در سطح خُرد دارای پایگاه استدلالی درستی است؛ زیرا:
➖ ایران دارای منابع ارزی حاصل از نفتِ روی آب است.
➖ زیرساختهای تجاری پیشدستانه به سمت شمال و شرق تغییر جهت دادهاند.
➖ تجربهی موفق سال ۱۳۹۷ در مدیریت کاهش تولید نفت وجود دارد.
➖ طرف آمریکایی به دلیل فشارهای داخلی اقتصادی (افزایش تورم) و سیاسی (دعواهای انتخاباتی)، عنصر «زمان» را به نفع خود نمیبیند.
۳. تحلیل چالش: مغالطهی دوام اقتصادی در برابر فرسایش راهبردی
نقطهی خطای منطقی در استراتژی بالا، خلط میان «بقای اقتصادی» و «پیروزی استراتژیک» است.
طولانی شدن روند محاصره، حتی با وجود تابآوری اقتصادی ایران، سه پیامد مخرب و سیستمی به همراه خواهد داشت:
🔺 (۱) نهادینهسازی زیرساخت محاصره: پذیرش وضعیت موجود، به دشمن فرصت میدهد تا ساختار محاصره را (مشابه روند سختشدن تحریمها در دههی ۹۰) عادیسازی و تثبیت کند.
🔺 (۲) تغییر موازنه انرژی به نفع آمریکا: بسته ماندن تنگهی هرمز با فشار به اقتصاد جهانی، آمریکا را به اهرم تنظیمکنندهی بازار انرژی برای اروپا و آسیا تبدیل میکند و برای او فرصت میسازد.
🔺 (۳) انسداد دیپلماسی اقتصادی: ادامهی محاصره، امکان انعقاد تفاهمنامههای دوجانبه سودمند با کشورهای ذینفع در تنگه هرمز را به حداقل میرساند.
۴. استنتاج نهایی: شکستن محاصره به عنوان گزارهی پیششرط
بنابراین، تفکیک سناریوهای آینده (مذاکره یا عدم مذاکره، حملهی اسرائیل یا انفعال آمریکا) در درجهی دوم اهمیت قرار دارد. از نظر منطق استراتژیک، «شکستن محاصره» یک متغیر مستقل و پیششرطِ مطلق برای هرگونه سناریوی پیروزی است. تا زمانی که این زنجیره گسسته نشود، پتانسیلهای ژئوپلیتیک تنگه هرمز آزاد نخواهد شد و عملاً امکان بازسازی اقتصادی و خروج موفقیتآمیز ایران از جنگ غیر ممکن خواهد بود.
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
کالبدشکافی منطقی محاصرهی دریایی ایران بخش ۱ از ۲ چرا «تابآوری اقتصادی» برای پیروزی کافی نیست؟ چر
کالبدشناسی منطقی محاصرهی دریایی ایران
بخش۲ از ۲
راهحلها برای شکستن این محاصره و خروج از خفگی استراتژیک ایران چیست؟
یک. تغییر الگو
باید برای خروج از این محاصره، از فاز «دفاع تابآورانه» به فاز «تغییر پویای موازنه قوا» عبور کند. دکترین خروج از این وضع، بر اقدامات استراتژیک استوار است.
دو. پیوند زدنِ سرنوشت ایران به نبرد بزرگ ۲۰۲۷ (اهرم پکن)
آمریکا میخواهد ایران را به عنوان پیشمرگِ چین، قبل از سال ۲۰۲۷ بیدندان و تضعیف کند. راهبرد ایران باید معکوس کردن این معادله باشد. تهران باید به پکن بفهماند که خط مقدم نبرد سال ۲۰۲۷ چین با آمریکا، امروز در خلیج فارس و تنگه هرمز قرار دارد.
اقدام عملی: ایران باید امنیت شاهراه انرژی چین را مستقیماً به امنیت و گشایش اقتصادی خود گره بزند. پکن باید درک کند که انفعال او در برابر محاصره ایران، به معنای قطع شدن شریان حیاتی انرژیاش در روز نبرد با آمریکا خواهد بود. این یعنی تبدیل تحریم ایران به یک هزینه مستقیم برای امنیت ملی چین.
سه. «توسعه افقی بحران» (سرریز کردن پرهزینه نیروهای آمریکا)
آمریکا زمانی دست به محاصره میزند که فضا برایش امن و متمرکز باشد. برای شکستن این تمرکز، ایران باید جغرافیای تنش را از خلیج فارس به نقاط کورِ استراتژیک آمریکا توسعه دهد.
اقدام عملی: فعالسازی همزمان و غیر قابل پیشبینی خطوط مواصلاتی دریایی در دریای سرخ، بابالمندب و شرق مدیترانه از طریق شبکههای متحد منطقه. آمریکا نباید بتواند تمام توان دریایی خود را روی زنجیره محاصره ایران متمرکز کند؛ هزینهی نگهبانان دریایی آمریکا باید به دلیل پراکندگی در سه دریای مختلف، به نقطهی غیرقابلتحمل برسد.
چهار. معماریِ «امنیت مشترک یا ناامنی مطلق» برای همسایگان
رویکرد فعلی که در آن کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نفت خود را میفروشند و ایران هزینهی محاصره را میدهد، یک خطای استراتژیک است. تهران باید موازنه سود و زیان را برای همسایگان تغییر دهد.
اقدام عملی: دیپلماسی اجبار؛ ایران باید به کشورهای منطقه (بهویژه امارات و عربستان) این پیام قاطع را منتقل کند: «تنگه هرمز یا برای همه باز است یا برای هیچکس». وقتی هزینهی محاصرهی ایران، مستقیماً به صفر شدن صادرات نفت همسایگان و سقوط بورسهای دبی و ریاض منجر شود، این کشورها خود به بزرگترین لابیگران در واشینگتن برای شکستن محاصره ایران تبدیل خواهند شد.
پنج. ایجاد «بحرانهای نقطهای و غیرقابل پیشبینی» در بازار انرژی
فرمول فعلی آمریکا ساده است: تحریم ایران بدون بالا رفتن قیمت جهانی نفت (به دلیل افزایش تولید خود آمریکا). ایران باید این فرمول ریاضی را خراب کند.
اقدام عملی: خروج از منطق «پاسخهای متقارن و مستقیم». ایران باید هزینههای بیمه کشتیرانی و ریسک عبور و مرور از هرمز را از طریق اهرمهای پنهان، به صورت نوسانی و غیرقابل پیشبینی بالا ببرد. هدف، ایجاد یک «شوک دائمیِ روانی» در بازار انرژی جهانی است، نه لزوماً بستن فیزیکی و بلندمدت تنگه. بازار بورس نیویورک و احزاب سیاسی آمریکا باید روزانه اثر این شوک را حس کنند.
برآیند
در دکترین قدرت، محاصره را با «صبر» نمیشکنند، با «تغییر زمین بازی» میشکنند. ایران نباید منتظر بماند تا ببیند چه زمانی نفسِ اقتصادش قطع میشود بلکه باید با مشت زدن به نقاط حساس سیستم بینالملل (انرژی جهانی، زنجیرهی تأمین چین و امنیت متحدان منطقهای آمریکا)، هزینهی ادامه محاصره را برای آمریکا از فایدهی آن بیشتر کند. شکستن محاصره، نه از مسیر مذاکرات فعلی بلکه از مجرای تحمیل «بحران منحصربهفرد استراتژیک» به رقیب میگذرد.
🌐@drAshiri
رفیعی.mp3
زمان:
حجم:
363.8K
بخشی از سخنرانی حجتالاسلام رفیعی به نقل از دکتر حداد عادل دربارهی شهادت رهبر عزیز انقلاب
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
دکتر مصطفی غفاری استاد دانشگاه و پژوهشگر در حوزهی اندیشهی رهبر شهید انقلاب در این يادداشت به بررسی
#رهبرانقلاب
ایرانِ زیستنی در ادبیات رهبر معظم انقلاب
مصطفی غفاری
۱. داریم عادت میکنیم که دستکم در کوتاهمدت، شکل ارتباط عمومی با رهبر سوم انقلاب «تکرسانهای» (مکتوب) باشد. اما همین محدودیت از جهتی برای فهم ما کمککننده است؛ اینکه اولین گامهای رهبر جدید برای ارتباط با مردم با دقتهایی همراه است که در نوشتار بیشتر اعمال میشوند تا گفتار.
۲. هرچه بیشتر میگذرد، این ردّ پا برای ما آشکارتر میشود که آیتالله سیدمجتبی خامنهای پیگیری دنبالهداری نسبت به «بزرگداشت رویدادهای ملی» و جنبههای اجتماعی آن برای «زیست ایرانی» در پرتو دین دارد: روز درختکاری، نوروز، روز خلیج فارس، روز ارتش، حالا روز بزرگداشت فردوسی و زبان فارسی.
۳. تمرکز رهبری دینی ـ سیاسی روی این دست مناسبتها با پررنگ کردن رویکرد الهیاتی به جنبههای مادی زیست عمومی مانند جغرافیا همراه است؛ مثلا درخت یا خلیج را «نعمت و موهبت» تلقی کردن. در کنار آن، برجسته کردن این خط که پیشرفت و شادکامی ملتها، بهویژه ایرانیان در بریدن رشته امید از بیگانگان زورگو و راندن آنها از حریم منطقه است، رشته کار را به «الهیات سیاسی» گره میزند.
۴. سازگار با پیچ تاریخی که ملت ایران در آن قرار گرفته و خیزش مردمی پررنگ ۹۰ میلیون ایرانی داخل و خارج کشور، رهبر انقلاب خوانشی از احیای اقتدار و مقاومت ایران ارائه میدهد که سرنوشت کشور و مردمانش و حتا منطقه را دگرگون خواهد کرد. از دید ایشان این «برانگیختگی ملی» به برقراری یک «نظم مدنی ـ منطقهای نو» خواهد انجامید که آسایش همسایگان را فراهم میکند.
۵. آیتالله خامنهای جوان به جایگاه «زیست روزمره» در ساخت و بازتاب این نظم توجه دارد؛ یعنی نقش لایههای گوناگون مردمی که از هر زاویه و با هر بهانهای میتوانند «تاروپود ایران جدید» را بهم ببافند: از آموزگاران و هنرمندان تا کارگران و کشاورزان و... در مدرسه و دانشگاه و کوچه و خیابان و کارخانه و کارگاه و مسجد و مزرعه؛ قلمروهایی که نباید آنها را به «شغل» و «معیشت» تقلیل داد.
۶. در پیام ۲۵ اردیبهشت، به مناسبت بزرگداشت فردوسی، رهبر ما بر جایگاه بیجایگزین زبان در بالندگی اندیشه ایرانی انگشت گذاشته است. بار مفهومسازی ویژه این پیام را «پدافند زبانی» به دوش میکشد که رویارویی ایرانیان با جبهه صهیونی به رهبری آمریکا را به ژرفای فرهنگ و اسطوره و استعاره میبرد.
۷. در پیامهایی که تاکنون دریافت کردهایم، زبان ایشان با آنکه جنبههایی از دغدغههای زندگی روزمره مردم را بهخوبی بازتاب میدهد، با کلمات و تعابیر عربی که در ادبیات حوزوی پربسامدتر است گره خورده. در پیام کنونی، تلاش بیشتری بر کاربرد واژهها و گزارههای فارسی دیده میشود.
۸. اگر نوک پیکان «جنگ شناختی» دشمن بهسوی ایران در سالهای گذشته را پرداختنِ انگاره «نازیستنی» بودن ایرانِ جمهوری اسلامی بدانیم، گمان میکنم رهیافت آیتالله سیدمجتبی خامنهای در ارتباط با عموم مردم، حرکت کردن و حرکت دادن درست در سویه مقابل است. ایشان میکوشد جریان مخالف این خواست بنیادی دشمن را به پهنای میهن و به توان مردمان خودش بسازد و ناوبری کند. شایسته است به پیشواز آن برویم./تسنیم
🌐@drAshiri
#تحلیل_راهبردی
ایران باید به چین و منطقه بفهماند هر اقدام اقتصادی بزرگ بدون حضور ما تخریب میشود
🔻کیومرث اشتریان، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران:
🔴میان «متحد استراتژیک» و «واسطه استراتژیک» تفاوت اساسی وجود دارد و چین در رابطه با ایران بیشتر نقش واسطه را داشته است.
🔴واسطه استراتژیک تا جایی از شما حمایت میکند که منافع خودش به خطر نیفتد و در بزنگاهها ممکن است علیه شما موضع بگیرد.
🔴چین بارها اعلام کرده برای گسترش روابط اقتصادی با ایران باید مشکل تهران با آمریکا حل شود.
🔴در برخی موضوعات مانند قطعنامههای شورای امنیت یا مسئله جزایر سهگانه، پکن منافع خود را بر حمایت از ایران ترجیح داده است.
🔴وابستگی به یک واسطه استراتژیک میتواند خطرناک باشد زیرا آن کشور ممکن است در راستای منافع رقبای شما عمل کند.
🔴استقلال عمل ایران در منطقه و در موضوع تنگه هرمز میتواند چین را از نقش واسطه به سمت اتحاد استراتژیک سوق دهد.
🔴ایران باید این واقعیت را تثبیت کند که توسعه اقتصادی در خلیج فارس بدون حضور ایران امکانپذیر نیست.
🔴اگر این درک شکل بگیرد که پروژههای بزرگ منطقه بدون مشارکت ایران آسیبپذیرند، چین ممکن است روابط خود با تهران را به سطح یک متحد استراتژیک ارتقا دهد./شرق
🌐@drAshiri
#تحلیل_جنگ
ارزیابی کیهان از احتمال جنگ جدید علیه ایران
✍️ روزنامه کیهان نوشت:
🔴احتمال بروز جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران در زمانی نه چندان دور وجود دارد.
🔴باقی ماندن شرایطی که وقوع دو جنگ قبلی را در پی داشت، احتمال شکلگیری جنگ جدید را توجیه میکند.
🔴در عین حال عواملی که سبب شکست دشمنان مهاجم در دو جنگ قبلی شده همچنان پابرجاست.
🔴همین موضوع تکرار جنگ را برای دشمنان پرهزینه و دشوار میکند.
🔴شکاف عمیق در کنگره و جامعه آمریکا نشان میدهد ایجاد وحدت عملیاتی میان آمریکا و متحدانش آسان نیست.
🔴در مقابل، در صورت آغاز جنگ جدید وحدت عملیاتی جبهه مقاومت قابل تکرار خواهد بود.
🔴جنگ رمضان موجب افزایش اعتماد به نفس ملی و سیستمی در ایران شده است.
🔴اگر جنگ دوباره آغاز شود به یک جنگ فرسایشی تبدیل میشود و در چنین شرایطی ایران دست برتر خواهد داشت.
🌐@drAshiri
💡امروز آخرین یکشنبهی ماه ذیالقعده است:
نماز یکشنبهی ماه ذیالقعده
🔹در روز یکشنبه غسل کرده، برای نماز وضو بگیرد و سپس دو نماز دو رکعتی مانند نماز صبح که در هر رکعت، یکبار سوره حمد و سه بار سوره توحید و یکبار سوره ناس و یکبار سوره فلق خوانده میشود و پس از پایان چهار رکعت، هفتاد بار استغفار کرده (گفتن ذکری مانند اَستَغفِرُ اللهَ و اَتوبُ إلیه) و آنگاه یکبار ذکر« لا حول ولا قوّة إلاّ بالله العلي العظيم» بگوید و در پایان این دعا را بخواند:
«یا عَزِیزُ یا غَفَّارُ اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لَا یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ»
🔰فضیلت نماز یکشنبه ماه ذی القعده
🔸از رسول اکرم(ص) نقل شده هر کس این نماز را به جا آورد، توبهاش مقبول و گناهانش آمرزیده میشود، طلبکاران او در روز قیامت از او راضی شوند، با ایمان میمیرد، دین و ایمانش از وی گرفته نمیشود؛ قبرش گشاده و نورانی شده و والدینش از او راضی گردند؛ مغفرت شامل حال والدین او و ذریه او گردد؛ توسعه رزق پیدا کند؛ ملک الموت با او در وقت مردن مدارا کند؛ به آسانی جان دهد
👈🏻نماز یکشنبه ماه ذی القعده را از دست ندهیم.
▪️تعیین دکتر محمدباقر قالیباف به عنوان نمایندهی ویژه در امور چین اقدام خوبی است که البته خیلی زودتر باید انجام میشد.
▪️بسیار مهم است که این نماینده ویژه انعکاس دهنده نگاه جدید به پکن باشد و خلا ابتکار در این حوزه را جبران کند وگرنه بعید است که شاهد تحول خاصی در روابط دوجانبه باشیم.
🌐@drAshiri