#گوته
این تصویر، چرخهی زندگی یک گیلاس را گامبهگام نشان میدهد، از جوانه تا شکوفه و تا میوهی سرخِ رسیده.
گوته در این تصویر، نه چند چیزِ جدا و از همتفکیکشده بلکه چیزی را میدید که پیوسته دگرگون میشود. جوانه، شکوفه و میوه، اینها مراحلِ گسسته نیستند بلکه چهرههای گوناگونِ یک نیروی واحدِ صورتبخش هستند که خود را در زمان میگشاید؛ این همان «دگردیسی» (Metamorphose) است: اصلی پنهان که در هر مرحله، صورتی تازه میپوشد، بیآنکه هویتِ خود را از دست بدهد.
بنگر که چگونه شکوفهی سپید، با چشمپوشی از خویش، به میوه راه میدهد، همان «خویشتنداری» که شرطِ هر صورتیابی نوست؛ هیچ مرحلهای بیگذشتن از مرحلهی پیشین زاده نمیشود. و این حرکت، نه خطی بهسوی پایان، بلکه قطبیتی زنده است: کشش میانِ شکفتن و فروبستن، میانِ سبزی و سرخی.
درس گوته این است: برای شناختِ حیات، نباید آن را در قابی ثابت میخکوب کرد بلْ باید با چشمی پویا، خود دگرگونی را دید: رازی که تنها در سیَلان، آشکار میشود.
🌐@drAshiri
#رصد
اندر احوال بازار خرید و فروش دلار در بازار قاچاقچیان و اقتصاد سیاه ایران در این سه روز
فراموش نباید کرد که پول ملی، ناموس سوم الهی است!
لطفا اینجا را ببینید:
https://eitaa.com/drashiri/1866
🌐@drAshiri
🔻 ای وای محرم شده و خامنهای نیست
ای وای محرم شده و خامنهای نیست
همصحبت ما غم شده و خامنهای نیست
سالی دگر آغاز شد و حنجرههامان
با مرثیه همدم شده و خامنهای نیست
ای وای که بار دگر این سینه مجروح
محتاج به مرهم شده و خامنهای نیست
هم جان من آمد به لبم هم جگرم سوخت
هم قامت من خم شده و خامنهای نیست
در شام غریبان به شمار سپه شام
از طاقت من کم شده و خامنهای نیست
مانند زمانی که به خون خفت اباالفضل
هنگامه ماتم شده و خامنهای نیست
از بانگ جگرسوز «علمدار نیامد»
لرزان، تن عالم شده و خامنهای نیست
ای وای که در بیت، حسینیه عشاق
بی مونس و همدم شده و خامنهای نیست
بر پای اسیران غمش بند یتیمی
چون سلسله محکم شده و خامنهای نیست
تا شعله بگیرد دل من هر طرف، آتش
از طعنه فراهم شده و خامنهای نیست
در سعی و صفای حرمش چشم محبان
چون چشمه زمزم شده و خامنهای نیست
برخاسته این قوم به هر کوی و خیابان
ایران، همه پرچم شده و خامنهای نیست
در سوگ شهیدان، رخ هر آینه پنهان
در آه دمادم شده و خامنهای نیست
«روزی که نباشد» همه گفتیم محال است
این فرض، مسلم شده و خامنهای نیست
(افشین علا)
🌐@drAshiri
هدایت شده از حسین سوزنچی
Souzanchiایمان و سبک زندگیِ یک منتظر حقیقی 1.mp3
زمان:
حجم:
6.7M
سخنرانی #دهه_محرم ۱۴۴۷ - هیات عاشقان مهدی (شاهرود)
موضوع: ایمان و سبک زندگیِ یک منتظر حقیقی
شب اول محرم (شب ۲۶ خرداد ۱۴۰۵)
حسین سوزنچی
توجه: آیات و احادیث ارائه شده در جلسه در اینجا
@asheghanmahdi_ir
@souzanchi
هدایت شده از حسین سوزنچی
ایمان و سبک زندگیِ یک منتظر حقیقی۱.pdf
حجم:
159K
فایل خلاصه مطلب جلسه اول سخنرانی ایمان و سبک زندگیِ یک منتظر حقیقی
مشتمل بر احادیث ارائه شده در جلسه اول
@souzanchi
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 نتانیاهو:
🔻 ما خسارت بسیار بزرگی به اقتصاد ایران وارد کردهایم؛ برخی برآوردها آن را حدود یک تریلیون دلار میدانند.
::
همین جملات و سخنرانی این جنایتکار بزرگ جنگی را باید خیلی زود در دستور کار وزارت خارجه گذاشت و تا قِرانِ آخر از این یکتریلیون دلار خسارت را از کشورهای مزدور عربیِ خائن، دریافت کرد.
🌐@drAshiri
::
یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ
یا او سر ما به دار سازد آونگ
القصه درین زمانهی پر نیرنگ
یک کشته بنام به که صد زنده به ننگ
🌐@drAshiri
دکتر حسن انصاری:
نقل قولی از آقای محقق داماد ديده ام که فرمودهاند: «حواستان باشد که بیدینها امام حسین (ع) را نکشتند، دیندارها کشتند. والله این حرف دروغ است که یک عدهای برای پول به کربلا آمدند. شاید جز یکی دو نفر مثل عمر سعد که برای گرفتن ولایت ری آمدند، بقیهشان برای خدا امام حسین (ع) را کشتند. هیچ بلایی نقش کجاندیشی دینی را ایفا نکرده است.»
بعيد می دانم اين مطلب بدين تعبير و با این نوع بیان از استاد محقق داماد باشد. واقعيت تاريخی اين است که لشکر عمر بن سعد و عبید الله بن زیاد را دین دارها تشکیل ندادند. بله ایدئولوژی خلافت و مقوله ضرورت حفظ طاعت/ جماعت مطرح بود اما اين تنها برای تبرير رفتار دستگاه اموی بود و در سطح تبلیغات رسمی به کار گرفته می شد. واقعیت این است که لشکر عمر سعد و ابن زیاد را علاوه بر تعدادی از اشراف کوفی هم پیمان با معاویه که از زمان خلافت حضرت امیر (ع) هم با حضرت هماهنگ نبودند، بیشتر تعداد زیادی از طبقات قبائل فرودست و فرصت طلب عرب تشکیل می داد که در هر نزاعی تنها منافع مالی و جمع غنائم جنگی را مد نظر داشتند ( همان هایی که در جنگ های فتوحات و تجاوز به خاک و سرزمین پاک ایران در دوره دو خلیفه دوم و سوم هم به کار گرفته شده بودند و البته به دليل سطح نازل اجتماعی قبائلشان در میان اعراب از درآمدهای فتوحات طرفی هم نبسته بودند و به همین دلیل در اطراف کوفه و مناطق غیر شهری سواد عراق بیشتر برای مزدوری در جنگ ها به کار گرفته می شدند) و نیز تعدادی از نیمه اعراب (يعنی کسانی که به دلیل آنکه مادرانشان از عرب نبودند جايگاهی در قبائل عرب نداشتند) و حتی مقداری از غير اعراب از ساکنان بومی سواد عراق که تازه مسلمان شده و معمولا نیازمند بودند برای خرید حمایت از قبائل قدرتمند عرب عراق برای آنان در جنگ ها مزدوری کنند تشکيل می دادند. بسياری از بزرگان کوفه که در زمان خلافت امير المؤمنين به حضرت وفادار بودند به امام حسین (ع) همچنان وفادار ماندند. در واقع لشکر ابن زیاد را عمدتا طبقات اراذل و اوباش اطراف کوفه و آنان که به ايشان عموما "غوغاء" گفته می شد تشکيل می دادند و آنها نه تنها انگيزه ای دينی نداشتند بلکه اساسا درکی از دين و اسلام نداشتند. اين مطلبی است که آشنایی دقيق با تاريخ سده اول قمری کاملا آن را روشن می کند.
منبع:
https://t.me/azbarresihayetarikhi
#تحلیل_راهبردی
درسهای جنگ اخیر
حسین قتیب
درس جنگ اخیر روشن بود، اما متأسفانه به آن دقت نشد: سبک استفاده از تنگه هرمز دیگر مانند اهرم فشار نفتی دهه ۱۹۷۰ اعراب نیست. غرب از بحران نفتی ۱۹۷۳ آموخته است که باید عرضهکنندگان، مسیرها و ذخایر انرژی خود را متنوع کند. به همین دلیل، بحران در هرمز قیمتها را بالا میبرد، بازارها را عصبی میکند و هزینه بیمه و کشتیرانی را افزایش میدهد، اما لزوماً در اروپا یا آمریکا کمبود فیزیکی فوری ایجاد نمیکند. در واقع استفاده از اهرم هرمز نیازمند صبر راهبردی بود. فشار واقعی تنها در صورت تداوم بحران و فرسایش ذخایر راهبردی شکل میگیرد. در مقابل، ضربهی مستقیمتر و سریعتر بر اقتصادهای آسیایی، بهویژه چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، وارد میشود.
همانگونه که تصویر نخست نشان میدهد، واردات نفت خام اروپا اکنون میان طیف گستردهای از عرضهکنندگان توزیع شده است. ایالات متحده بزرگترین منبع از نظر ارزش واردات است و پس از آن نروژ، قزاقستان، لیبی، عربستان سعودی و چند کشور دیگر، از جمله نیجریه، عراق، جمهوری آذربایجان، الجزایر، برزیل، مکزیک و گویان قرار دارند. این الگو بازتاب یکی از درسهای اصلی بحران نفتی ۱۹۷۳ و تحریم نفتی عربی است: امنیت انرژی فقط به دسترسی به نفت وابسته نیست، بلکه به تنوعبخشی در عرضهکنندگان، مسیرها، ذخایر و منابع انرژی نیز بستگی دارد.
تصویر دوم همین نکته را در مورد گاز طبیعی تأیید میکند. واردات گاز اروپا دیگر تحت سلطهی یک منبع واحد نیست. هرچند روسیه همچنان در نمودار دیده میشود، تصویر کلی نشاندهندهی ساختاری متنوع در عرضه گاز است؛ ساختاری که در آن نروژ، ایالات متحده، شمال آفریقا، بریتانیا، جمهوری آذربایجان، قطر و دیگر عرضهکنندگان نقشهای مهمی ایفا میکنند. به بیان دیگر، درس راهبردی پس از ۱۹۷۳ در سیاست انرژی اروپا نهادینه شده است.
این مسئله پیامدهای مستقیمی برای معنای راهبردی تنگه هرمز دارد. تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی در جهان است، اما اهمیت آن برای ایالات متحده و اروپا تغییر کرده است. اختلال در هرمز قطعاً قیمتها را بالا میبرد و اضطراب بازار را افزایش میدهد. با این حال، چنین اختلالی لزوماً به کمبود فوری انرژی در اروپا یا ایالات متحده منجر نمیشود، زیرا آنان ساختار وارداتی متنوع، عرضهکنندگان جایگزین، ذخایر راهبردی و دسترسی به بازارهای جهانی دارند.
فشار واقعی ماهیتی انباشتی دارد. اگر بحران هرمز طولانی شود، میتواند بهتدریج ذخایر را تحت فشار قرار دهد، حق بیمه را افزایش دهد، هزینههای کشتیرانی را بالا ببرد، قراردادها را مختل کند و فشار تورمی ایجاد نماید. خطر راهبردی دقیقاً در همینجاست: نه در فروپاشی فوری انرژی غرب، بلکه در یک جنگ فرسایشی بلندمدت میان تابآوری بازار و اختلال ژئوپلیتیک.
برای اقتصادهای آسیایی، آسیبپذیری مستقیمتر است. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی همچنان بسیار بیشتر به جریان انرژی از خلیج فارس وابستهاند. بنابراین، اختلال طولانیمدت در تنگه هرمز به اقتصادهای صنعتی آسیا شدیدتر و فوریتر از اقتصادهای غربی آسیب خواهد زد. این همان نکتهی راهبردی است که سیاستگذاران ایرانی باید جدی بگیرند.
🌐@drAshiri
#تحلیل_راهبردی
تحلیلی از گزارشهای اندیشکدههای راهبردی تلآویو (مانند INSS و مرکز مطالعات استراتژیک بگین-سادات)
«دکترین پیرامون جدید» (New Periphery Doctrine) و تحلیلهای پساجنگ ۲۰۲۶
در این دکترین نظامی، تهدیدات فراروی اسرائیل دیگر نه نقطهای بلکه به صورت یک «پیوستار استراتژیک» دیده میشوند.
برای درک بهتر این نقشهراه، گزارشها و واقعیتهای استراتژیک کنونی را به سه گام کلیدی تقسیم میکنند:
🔺 گام اول: تثبیت پاشنه آشیل در لبنان و سوریه
پایان دادن به حضور کلاسیک اسد در دمشق و تغییر ساختار قدرت در سوریه، فضای حیاتی جدیدی برای اسرائیل ایجاد کرده است. بر اساس گزارشهای ارزیابی استراتژیک ارتش اسرائیل (IDF)، ماندن نیروهای اسرائیل در مناطق حائل لبنان و بخشهایی از سوریه یک «ضرورت گریزناپذیر» است.
➖ لبنان: بیانیههای اخیر وزارت دفاع اسرائیل صراحتاً تأکید میکند نیروهای اسرائیلی برای جلوگیری از بازسازی توان موشکی حزبالله، به صورت نامحدود در کمربند امنیتی جنوب لبنان خواهند ماند.
➖ سوریه: تحلیلهای اندیشکده جروزالم پست نشان میدهد که با روی کار آمدن دولت جدید در دمشق، تمرکز اسرائیل بر بهرهبرداری از لایههای قومی (مانند دروزیهای سویدا و جنوب سوریه) برای ایجاد یک سد دفاعی پایدار در برابر نفوذ مجدد نیروهای نیابتی است. تا زمانی که مرزهای شمالی تثبیت نشود، چرخش به سمت بالا ممکن نیست.
🔺 گام دوم: رویارویی با تهدید نوظهور؛ ترکیه (ایرانِ جدید)
این دقیقاً همان نقطهای است که بسیاری از تحلیلگران سنتی غربی از آن غافلند اما در محافل امنیتی اسرائیل یک هشدار جدی است. بر اساس گزارش تفصیلی «گروه بینالمللی بحران» (Crisis Group) و مقالات «انستیتو دایان»**، مقامات ارشد اسرائیلی اکنون از ترکیه تحت دکترین «وطن آبی» (Blue Homeland) به عنوان **«ایران جدید» (New Iran) یاد میکنند.
➖ محور حلب-دمشق-بیروت: رجب طیب اردوغان صراحتاً اعلام کرده که امنیت ترکیه از حلب و دمشق و بیروت آغاز میشود و عملیاتهای اسرائیل در سوریه را تهدیدی مستقیم برای خود میداند.
➖ شمال سوریه به عنوان نقطه برخورد: گزارشهای راهبردی نشان میدهند که ترکیه مایل است خلأ قدرت در سوریه را پر کند تا شبکهای از نیروهای همسو با خود را تا مرزهای اسرائیل گسترش دهد. از دیدگاه استراتژیک اسرائیلیها، مهار جاهطلبیهای مدیترانهای و منطقهای آنکارا، گام دومِ اجباری پس از تثبیت شام است، چرا که نفوذ ترکیه میتواند لایههای جدیدی از تهدید (حامی حماس و گروههای اخوانی) را به مرزهای ما بچسباند.
🔺 گام سوم: یکسره کردن تکلیف تهران
توافقات و آتشبسهای موقتی که اخیراً میان واشنگتن و تهران تحت فشار دولت ترامپ شکل گرفته، از نظر ساختار امنیتی اسرائیل (به ویژه جریانهای راستگرا و وزرایی مانند اسموتریچ) یک «عقبنشینی تاکتیکی و موقت» از سوی غرب است، نه یک راه حل نهایی.
بر اساس برخی ارزیابیهای اطلاعاتی اسرائیلیها:
➖ توافقات دیپلماتیک هرگز مأموریت ذاتی ایران برای نابودی اسرائیل را تغییر نمیدهد. آزادسازی داراییهای ایران صرفاً به آنها زمان میدهد تا زیرساختهای خود را بازسازی کنند.
بنابراین، نقشهراه نهایی دکترین امنیتی اسرائیل مشخص است:
۱. قطع کردن بازوهای اختاپوس: خفه کردن کامل شریانهای حیاتی در لبنان و سوریه.
۲. سد کردن راه رقبا: مانع شدن از اینکه ترکیه جایگزین نفوذ ایران در مرزهای شمالی اسرائیل شود.
۳. ضربه به سر اختاپوس: وقتی مرزهای پیرامونی اسرائیل از مدیترانه تا فرات تثبیت و امن شد، تمام توان لجستیکی، تکنولوژیک و ائتلافهای پنهان منطقهای اسرائیل برای خنثیسازی نهایی هستهای و نظامی ایران متمرکز خواهد شد. دکترین بگین به اسرائیل میگوید اسرائیل هرگز اجازه نخواهد داد تهدیدی موجودیتی در فاصلهی چند صد کیلومتریاش به نقطهی بیبازگشت برسد.
🌐@drAshiri