eitaa logo
زندگی در فرهنگ
493 دنبال‌کننده
834 عکس
173 ویدیو
42 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و چند عنوان دیگر ▫️راه ارتباطی: @Ashirii
مشاهده در ایتا
دانلود
چرا بخش‌های به سود ایران در توافق‌نامه در حال برجسته شدن است؟ حسین قتیب به گمان من، درز دادن بخش‌هایی از توافق احتمالی را نباید صرفا یک اتفاق رسانه‌ای یا نتیجه رقابت معمول میان خبرنگاران برای انتشار زودتر خبر دانست. زمان‌بندی این درزها، انتخاب بندهایی که منتشر می‌شوند و نحوه برجسته‌کردن آن‌ها نشان می‌دهد که احتمالا با بخشی از یک کارزار سیاسی و رسانه‌ای روبه‌رو هستیم. کارزاری که از همین حالا می‌خواهد توافق را ضعیف، ناکافی و بیش از حد به سود ایران نشان دهد، آن هم پیش از آن‌که متن کامل، ضمائم حقوقی و سازوکارهای اجرایی آن در دسترس افکار عمومی قرار گیرد. در چنین شرایطی، انتشار گزینشی چند بند می‌تواند تصویری کاملا متفاوت از کلیت توافق بسازد. ممکن است امتیازهای ایران برجسته شوند، اما محدودیت‌های پذیرفته‌شده از سوی تهران، تعهدات متقابل آمریکا و اسرائیل یا ضمانت‌های اجرایی توافق کمتر دیده شوند. به این ترتیب، پیش از آن‌که بحثی جدی درباره هزینه‌ها و دستاوردهای واقعی توافق شکل بگیرد، این برداشت در افکار عمومی تثبیت می‌شود که ایران دست بالا را پیدا کرده و طرف مقابل ناچار به عقب‌نشینی شده است. منطق سیاسی این کار روشن است. وقتی توافق در واشنگتن، تل‌آویو یا رسانه‌های نزدیک به آن‌ها به‌عنوان نشانه شکست یا عقب‌نشینی معرفی شود، فشار برای اجرای سخت‌گیرانه‌تر آن افزایش پیدا می‌کند. در چنین فضایی، هر بند مبهم می‌تواند با محدودکننده‌ترین تفسیر ممکن اجرا شود، هر تأخیر فنی یا اختلاف اجرایی می‌تواند به‌عنوان عدم پایبندی ایران معرفی شود و هر اختلاف بر سر بازرسی‌ها، رفع تحریم‌ها، عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز یا ترتیب اجرای تعهدات، به بحران تازه‌ای تبدیل شود. حتی نقض برخی مفاد توافق نیز ممکن است بعدا با این استدلال توجیه شود که طرف مقابل صرفا در حال «اصلاح یک توافق بد» یا «جلوگیری از سوءاستفاده ایران» بوده است. مقاله‌هایی از جنس تحلیل اخیر Foreign Policy را نیز باید در همین چارچوب دید. این نوشته‌ها فقط در پی توضیح این نیستند که چه کسی جنگ را برد یا باخت. آن‌ها در حال ساختن روایتی هستند که بر اساس آن، آمریکا و اسرائیل در میدان نظامی موفق بودند، اما در سطح سیاسی و راهبردی امتیاز دادند. در این روایت، بقای نظام سیاسی ایران، سخت‌ترشدن مواضع تهران، استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار و فاصله‌گرفتن کشورهای عربی از پروژه عادی‌سازی با اسرائیل، همگی نشانه‌های یک شکست راهبردی معرفی می‌شوند. نتیجه عملی چنین روایتی این است که توافق از همان روز نخست نه به‌عنوان پایان جنگ، بلکه به‌عنوان سندی موقت، ناقص و قابل بازنگری معرفی شود. توافقی که باید دائما زیر سؤال برود، با سخت‌گیری اجرا شود و امکان بازگشت از آن همیشه باز بماند. در این چارچوب، حتی اگر جنگ در میدان متوقف شود، منطق جنگ می‌تواند در شیوه اجرای توافق ادامه پیدا کند. به همین دلیل، به نظر من نبرد اصلی شاید تازه پس از اعلام توافق آغاز شود. این نبرد دیگر فقط بر سر متن و مفاد حقوقی توافق نیست، بلکه بر سر این است که چه کسی تفسیر مسلط از آن را شکل می‌دهد. اگر روایت «توافق ضعیف» تثبیت شود، راه برای اجرای گزینشی، بازگشت مرحله‌ای تحریم‌ها، تعلیق برخی تعهدات و حتی نقض تدریجی توافق باز خواهد شد. در چنین شرایطی، طرفی که روایت عمومی را در اختیار بگیرد، احتمالا قدرت بیشتری برای تعیین سرنوشت واقعی توافق خواهد داشت. 🌐@drAshiri
ظاهراً این جملات ونس، معاون ترامپ، در نقد اسرائیلی‌ها، بسیار کم‌سابقه بوده است: ونس: اینکه شما افرادی را در کابینه بی‌بی دیده‌اید که به این توافق حمله کرده‌اند و شخصاً به رئیس‌جمهور حمله کرده‌اند، من را آزار می‌دهد. ترامپ تنها رئیس دولت در کل جهان است که در حال حاضر با ملت اسرائیل همدردی می‌کند و اتفاقاً رئیس دولت ابرقدرت جهان است. اگر من در کابینه دولت اسرائیل بودم، شاید به تنها متحد قدرتمندی که در کل جهان برایم باقی مانده است، حمله نمی‌کردم. دو سوم سلاح‌های دفاعی که از سرزمین شما محافظت کرده‌اند، توسط دستان آمریکایی‌ها ساخته شده و با پول مالیات آمریکایی‌ها هزینه شده‌اند. مشکل اسرائیل دونالد ترامپ نیست و هر کسی در اسرائیل که فکر می‌کند بزرگترین مشکلش رئیس‌جمهور ایالات متحده است، باید از خواب بیدار شود و واقعیت وضعیتی را که کشور در آن قرار دارد، بو بکشد. 🌐@drAshiri
🔺️شورای عالی امنیت ملی: با نظارت دقیق بر اجرای تفاهم در صورت تخطی طرف آمریکایی، اقدام متقابل تعیین‌شده صورت می‌گیرد دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی: 🔹️ قدردان پیام رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی (دام ظله) به ملت شریف ایران هستیم. 🔹️دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی به رهبر معظم انقلاب و ملت بزرگوار و قهرمان ایران اطمینان می دهد در اجرای تدابیر و دستورات معظم له، بویژه در نگهبانی از حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت، پاسداشت خون شهیدانمان و پیشبرد مذاکرات آینده بر مبنای منافع و مصالح جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه مسامحه نخواهد کرد و تا استیفای کامل حقوق ملت ایران و خونخواهی خون پاک و مطهر رهبر شهیدمان، از پای نخواهد نشست. 🔹️در این راستا، با بی اعتمادی کامل به دشمن بدعهد و پیمان‌شکن و با نظارت دقیق بر فرآیند مذاکرات و اجرای برنامه‌ها، چنانچه تخطی‌ و تخلفی از جانب طرف آمریکایی صورت گیرد، طبق برنامه از پیش تعیین شده، اقدام متقابل صورت خواهد گرفت.
تلاش برای دلالت‌‌یابی این جمله‌ی ویژه‌ی رهبر انقلاب: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» ۱ از ۲ سعید اشیری پیام رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران درباره تفاهم‌نامه‌ی رئیس‌جمهوران ایران و امریکا (۲۸ خرداد ۱۴۰۵)، بیش از هر چیز، یک سازه‌ی‌ کلی و بنای ساخته‌شده است و در نگاه دقیق برای کشف دلالت‌های آن، باید جملات و اجزاء آن را در نسبت با کلّیّت آن نگریست؛ آنچه از کلیت این متن برمی‌آید: «موافقت صریح رهبر انقلاب با این تفاهم‌نامه» است، هرچند بیش از همه، جمله‌ی «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» آن‌گونه مهم است که می‌تواند منشأ مباحثه‌ها و مناقشه‌های متنوع و پردامنه‌ای باشد؛ اما به لحاظ منطق متن‌پژوهی، این جمله‌ی خاص نیز باز باید در نسبت با کلیت سازه‌ی‌ این پیام، نگریسته و دلالت‌یابی شود. نکته‌ی مقدماتی دوم این است که این جمله، حاوی دلالت‌های متعددی است، از جمله: - دلالت‌های بافتاری (co-text). نسبت معنایی این جمله با جملات قبل و بعد و کلّ پیام؛ - دلالت‌های بافتی. معانی متناسب با قرائن موقعیتی و بافت (context)؛ - دلالت‌های بینامتنی درونی. نسبت این جمله (و پیام) با پیام‌های دیگر رهبر انقلاب؛ - دلالت‌های پیرامتنی‌. ناظر به نسبت معانی این جمله با متون غایب اما مرتبط؛ - دلالت‌های فرامتنی. معطوف به بازتعریف این جمله (و پیام) به دیگر متن‌ها. می‌توان این فهرست و مقوله‌های تحلیل متنی را بسیار طولانی کرد؛ غرض این است که دامنه‌ی متن‌پژوهی بسیار پرظرفیت و فراخ است و ار جوانب مختلفی می‌توان حتی یک جمله‌ی خاص را کاوید. در اینجا ناظر به دلالت‌های بینامتنی درونی، فهرستی از اشارات رهبر انقلاب در پیام‌های پیشین را بازخوانی و تلاش میکنم با طرح دلالت‌های صریح درباره‌ی‌ آمریکا، جنگ و مذاکره، میدان معنایی این جمله‌ی خاص را واضح‌تر کنم. ۱. جنگ هنوز تمام نشده است. ایشان از «دفاع مقدس سوم» سخن می‌گویند و حتی پس از آتش‌بس یا لحظه‌ی توقف نیز آن را با تعبیر «سکوت صحنه‌ی نبرد» یاد می‌کنند. ۲. آمریکا طرف اصلی جنگ (متجاوز اصلی) است. تصریح می‌کنند حمله‌ی اخیر از سوی «[…] آمریکا و در بین مذاکرات» انجام شده است. ۳. مذاکره به معنای اعتماد نیست. اشاره به وقوع حمله «در بین مذاکرات» به‌صراحت این پیام را منتقل می‌کند که مذاکره هیچ نقش معناداری در مانع‌شدن جنگ دوباره و توقف دشمنی آمریکا ندارد (بی‌اعتمادی محض). ۴. حقوق حقه‌ی ایران، بسیار مهم و بنیادی است. تعبیر «حقوق حقه‌ی ملت ایران» در پیام‌ها مکرراً تکرار می‌شود. ۵. عقب‌نشینی از حقوق ایران منتفی است. جمله صریح ایشان این است: «به هیچ‌وجه از حقوق حقه‌ی خود دست نمی‌کشیم.» 🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
تلاش برای دلالت‌‌یابی این جمله‌ی ویژه‌ی رهبر انقلاب: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» ۱ از ۲ سعید
تلاش برای دلالت‌‌یابی این جمله‌ی ویژه: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» ۲ از ۲ ۶. مردم بخشی از قدرت ملی هستند. می‌فرمایند: «حضور شما در صحنه لازم‌تر و مؤثرتر است.» به‌ویژه مردم حاضر در میدان، به‌طور جدی مورد توجه رهبری هستند. ۷. قدرت اجتماعی باید به اهرم سیاسی تبدیل شود. تصریح می‌کنند: «حضور شما بر نتیجه مذاکرات نیز تأثیر خواهد گذاشت.» ۸. جبهه‌ی مقاومت در محاسبات ایران حضور دارد. از پیگیری حقوق ایران «به همراه همه جبهه مقاومت» سخن می‌گویند. ۹. هرمز یک اهرم راهبردی جدید است. از «اعمال مدیریت جدید بر تنگه هرمز» سخن می‌گویند، نه صرفاً حفاظت از آن. ۱۰. غرامت جنگی باید مطالبه شود. به‌صراحت از «غرامت»، «دیه جانبازان» و «خون‌بهای شهدا» نام می‌برند. ۱۱. آینده منطقه باید بدون آمریکا باشد. از جمله در پیام خلیج فارس از ضرورت «تعطیلی پایگاه‌های نظامی آمریکا» سخن می‌گویند. ۱۲. جنگ روایت‌ها ادامه دارد. درباره‌ی‌ رسانه‌های دشمن هشدار می‌دهند و بر مراقبت از «گوش‌ها» تأکید می‌کنند. ۱۳. روحیه‌ی ملی یک سرمایه راهبردی است. بر حفظ «امید»، «اعتماد به نفس» و «ایستادگی» تأکید می‌کنند. ۱۴. مبنای درستی و مشروعیتِ سیاست جنگ، مقاومت است. در سراسر پیام‌ها از «ملت»، «شهدا»، «مقاومت» و «ایستادگی» سخن می‌گویند؛ و تقریباً هیچ‌گاه مشروعیت اقدامات ایران را به تأیید قدرت‌های سیاسی جهانی یا نهادهای بین‌المللی ارجاع نمی‌دهند. ۱۵. زمان می‌تواند به سود ایران باشد. در هیچ پیام مهمی از ضرورت شتاب در توافق سخن نمی‌گویند؛ در مقابل، واژگانی مانند «صبر»، «استقامت» و «پایداری» بارها تکرار می‌شوند. برآیند اگر این پانزده گزاره را کنار هم بگذاریم، تصویری که از پیام‌های رهبر گرامی انقلاب به دست می‌آید این است که ایشان وضعیت کنونی را نه یک دوره‌ی «پس از جنگ» بلکه مرحله‌ای تازه از یک رویارویی بلندمدت با آمریکا می‌دانند. در این نگاه، مذاکره تنها یکی از ابزارهای این رویارویی است، نه جایگزین آن. از همین منظر، عبارت مشهور: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» را می‌توان در پرتو همین منظومه‌ی فکری فهمید. دلالت واضح‌ترِ این جمله آن است که ترجیح اولیه‌ی ایشان حتماً استفاده بیشتر از اهرم‌های قدرت ــ از جمله سرمایه‌ی اجتماعی، دستاوردهای جنگ، اهرم هرمز، فشار منطقه‌ای و موقعیت برتر ایران، عملکرد بهتر اقتصادی در داخل، تأکید بر غرامت ــ پیش از ورود به مرحله‌ی تثبیت سیاسی تفاهم بوده است. چنین برداشتی با کلیت زبان، مضامین و تأکیدهای تکرارشونده در پیام‌های این صدواندی روز اخیر سازگاری بیشتری دارد و نقاط تمایز میان نظر شعام و رئیس‌جمهوری محترم ایران با نظر ایشان را می‌توان از خلال این نکات (پانزده‌گانه) دقیق‌تر نشان داد. 🌐@drAshiri
▫️در تفاهمنامه‌ی ۱۴ بندی ایران با آمریکا، یکی از بندها معطوف است به آزادسازی اموال مسدودشده‌ی ایران. نکته‌ی مهمی که وجود دارد نسبت ارزهای بازنگشته از سال ۹۷ تاکنون است که حجم آن چندین برابر اموال مسدودشده توسط آمریکاست؛ پیام بزرگ این واقعیت اقتصادی این است: جریان‌ بزرگی در داخل ایران هست که میتواند تا ۵ برابر بیش از آمریکا به ایران، ضربه بزند. ▫️بر مبنای ارقام مطرح‌شده، عدم بازگشت بیش از ۱۳۰ میلیارد دلار ارز صادراتی از ۱۳۹۷ تا خرداد ۱۴۰۵، نشانه یک شکاف جدی میان صادرات ثبت‌شده و عرضه ارز در چرخه رسمی است؛ شکافی که مستقیماً بر ثبات بازار ارز اثر می‌گذارد. ▫️سهم بالای عدم بازگشت در سال ۱۴۰۴، یعنی حدود ۵۷ درصد صادرات غیرنفتی، نشان می‌دهد مسئله صرفاً ضعف مقطعی نیست بلکه به ناکارآمدی سازوکارهای انگیزشی، نظارتی و اجرایی بازمی‌گردد. ▫️این «عدم بازگشت» نباید همگی به‌معنای تخلف قطعی و جرم مالی تلقی شود؛ بخشی از آن می‌تواند ناشی از تأخیر زمانی، تهاتر، هزینه‌های وارداتی، مشکلات بانکی و اختلاف در روش‌های رفع تعهد باشد اما باز با این نگاه خوش‌بینانه، شفاف‌سازی داده‌ها و تفکیک موارد ضروری است. 🌐@drAshiri
هدایت شده از تبیین | مهران کریمی
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎙تبیینی از پیام مهم رهبر انقلاب درباره‌ی تفاهم‌نامه ▫️‌آیا تئوری بر رهبری درست بود؟ ▫️چرا رهبر انقلاب درباره‌ی محتوای اختلاف‌نظر با رئیس‌جمهور و مسؤولان شعام اجمالی و در حد یک جمله‌ی کوتاه سخن گفتند؟ ▫️نسبت این پیام با اعتماد یا بی‌اعتمادی به ساختارهای نظام اسلامی چیست؟ ▫️آیا کارشناسی با ولی فقیه امر کوچکی است؟ ▫️وظیفه‌ی مؤمنین انقلابی و دغدغه‌مندان ایران برای پیگیری خط مدنظر رهبر انقلاب چیست؟ ▫️ درست از مسؤولان در رابطه با این پیام چگونه است؟ 🆔 @tabyinehagh
زندگی در فرهنگ
حسین قتیب: ‌سلام اول، چون هوش مصنوعی در درک این ظرایف عاجز است. دوم ، به نظرم پیوند دادن بحث بازدارندگی هسته‌ای یا حتی دفاع از تولید سلاح هسته‌ای به جبهه پایداری، از نظر تحلیلی دقیق نیست. نظریه بازدارندگی هسته‌ای اساساً محصول ادبیات رئالیستی و مطالعات راهبردی در روابط بین‌الملل است، نه محصول یک جریان سیاسی خاص در ایران. از شلینگ و والتز تا مناظره مشهور والتز و ساگان، مسئله اصلی این بوده است که آیا توانایی تحمیل خسارت غیرقابل‌قبول می‌تواند مانع حمله، تغییر رژیم یا جنگ تمام‌عیار شود. ممکن است با پاسخ رئالیست‌ها موافق یا مخالف باشیم، اما این مناقشه را نمی‌توان به مرزبندی‌های جناحی در ایران فروکاست. ‌در ایران نیز این دیدگاه سابقه‌ای قدیمی‌تر و گسترده‌تر از جبهه پایداری دارد. مگر آنکه کسانی مانند مرحوم کنت والتز و یا مرحوم ابومحمد عسگرخانی را نیز عضو یا نظریه‌پرداز پایداری بدانیم. او از موضع رئالیسم، امنیت ملی و نقد رژیم‌های بین‌المللی درباره ضرورت بازدارندگی سخن می‌گفت و در عین حال منتقد عملکرد هر دو جریان جلیلی و ظریف بود. بنابراین، موافقت با بازدارندگی لزوماً نشانه تعلق به یک جناح سیاسی نیست، همان‌طور که مخالفت با سلاح هسته‌ای نیز کسی را الزاماً اصلاح‌طلب یا لیبرال نمی‌کند. ‌من نیز ضد مذاکره نیستم. اختلاف من با جریان آقای ظریف بر سر اصل دیپلماسی یا ضرورت مذاکره نیست، بلکه بر سر مبانی نظری، ارزیابی ساختار نظام بین‌الملل، توازن قدرت و پشتوانه مادی مذاکره است. مذاکره یکی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی است، اما مذاکره زمانی نتیجه پایدار می‌دهد که بر نوعی توازن قدرت، هزینه متقابل و ظرفیت بازدارندگی استوار باشد. دیپلماسی و بازدارندگی جایگزین یکدیگر نیستند؛ در بسیاری از موارد، مکمل یکدیگرند. ‌نقد مشخص من این است که نهادگرایی لیبرال حاکم بر بخش مهمی از جریان فکری آقای ظریف، در فهم تحولات جهان پس از بحران مالی ۲۰۰۸ و به‌ویژه پس از ۲۰۱۴ با محدودیت جدی روبه‌روست. در این دوره، جهان صرفاً از مسیر همکاری، قواعد مشترک و وابستگی متقابل حرکت نکرد. رقابت قدرت‌های بزرگ بازگشت، نهادهای بین‌المللی بیش از گذشته تحت تأثیر قدرت‌های مسلط قرار گرفتند و وابستگی اقتصادی، مالی و فناوری خود به ابزار فشار و اجبار تبدیل شد. تحریم‌های بانکی، کنترل فناوری، انسداد زنجیره‌های تأمین و بهره‌برداری سیاسی از شبکه‌های مالی نشان داد که وابستگی متقابل همیشه صلح‌آفرین نیست و می‌تواند علیه دولت‌های آسیب‌پذیر تسلیحاتی شود. ‌بنابراین، نقد من نه مخالفت با مذاکره است و نه دفاع از یک جناح سیاسی. بحث بر سر این است که دیپلماسی در چه ساختار جهانی، با چه پشتوانه‌ای و بر اساس کدام درک از قدرت انجام می‌شود. ممکن است درباره نتیجه نهایی اختلاف داشته باشیم، اما بهتر است این اختلاف را در سطح نظریه، شواهد و محاسبات راهبردی بررسی کنیم، نه با برچسب‌هایی مانند پایداری، اصلاح‌طلبی، تندروی یا سازش‌کاری. ‌پشتوانه نظری این استدلال روشن است: نظریه بازدارندگی و بحث درباره آثار تثبیت‌کننده یا بی‌ثبات‌کننده اشاعه هسته‌ای، بخشی از مناظره کلاسیک رئالیستی است و به هیچ جناح ایرانی تعلق ندارد. همچنین مفهوم «وابستگی متقابل تسلیحاتی‌شده» نشان می‌دهد که شبکه‌های اقتصادی و مالی جهانی می‌توانند به ابزار اجبار دولت‌های مسلط تبدیل شوند، نه اینکه الزاماً به همکاری و صلح بینجامند. درباره عسگرخانی نیز شواهد موجود نشان می‌دهد که مواضع هسته‌ای او از چهارچوب رئالیسم و امنیت بین‌الملل ناشی می‌شد و او منتقد هر دو شیوه مذاکراتی جلیلی و ظریف بود.
زندگی در فرهنگ
📑چکیده‌ای از نکات مهمی که در شیوه با موضوع «تفاهم با آمریکا» مطرح شد. 🖊 گزاره‌های اصلی دیدگاه مهدی جمشیدی ۱. جنگ اخیر نشان داد ایران برخلاف روایت‌های رایج، کشوری در آستانه فروپاشی نیست و از ظرفیت تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ منطقه‌ای و حتی جهانی برخوردار است. ۲. جنگ، علاوه بر هزینه‌هایش، می‌تواند موجب جهش تاریخی، افزایش اعتبار بین‌المللی و تقویت قدرت بازدارندگی کشور شود و نباید صرفاً به‌عنوان یک تهدید دیده شود. ۳. پایان دادن زودهنگام به جنگ، پیش از تحقق بازدارندگی کامل و وارد کردن هزینه مؤثر به طرف مقابل، یک خطای راهبردی بود. ۴. مذاکره با آمریکا راه‌حل اختلافات نیست، زیرا ریشه خصومت آمریکا با جمهوری اسلامی، هویتی و ماهوی است و به موضوعاتی مانند پرونده هسته‌ای محدود نمی‌شود. ۵. تجربه برجام ثابت کرده است که آمریکا حتی پس از توافق نیز به فشار، تحریم و دشمنی ادامه می‌دهد؛ بنابراین تکرار همان مسیر، نتیجه متفاوتی نخواهد داشت. ۶. تنها راه پایان یافتن فشارهای خارجی، افزایش «قدرت درونی و پایدار» کشور و ناامید کردن دشمن از امکان اعمال فشار است. ۷. در جریان جنگ، ایران فرصت داشت با ادامه فشار، بازدارندگی مطمئن‌تری ایجاد کند، اما پذیرش تفاهم این فرصت را از بین برد. ۸. امتیازهای میدانی و راهبردی نباید در میز مذاکره معامله شوند؛ دیپلماسی باید بر پایه قدرت شکل بگیرد، نه اینکه دستاوردهای قدرت را واگذار کند. ۹. راه حل مشکلات اقتصادی کشور، اقتصاد مقاومتی، تقویت توان داخلی و خنثی‌سازی تحریم‌هاست، نه امید بستن به رفع تحریم از طریق مذاکره. ۱۰. هیچ نهاد یا مقام سیاسی از نقد کارشناسی مصون نیست و هر تصمیم باید بر اساس استدلال و تجربه تاریخی ارزیابی شود، نه صرفاً به دلیل جایگاه تصمیم‌گیرندگان. ۱۱. چارچوب تحلیلی رهبر شهید درباره مذاکره با آمریکا همچنان معتبر است و تحولات سال‌های اخیر، درستی آن تحلیل را تأیید کرده است. ۱۲. آینده نشان خواهد داد که اگر آمریکا دوباره فشارها را از سر بگیرد، روشن می‌شود توافق اخیر نتوانسته بازدارندگی واقعی ایجاد کند و منتقدان مذاکره درست می‌گفته‌اند. --- 🖊گزاره‌های اصلی دیدگاه محمدرضا جلایی‌پور ۱. مذاکره با آمریکا به معنای اعتماد به آمریکا نیست، بلکه ابزاری تاکتیکی برای مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید جنگ است. ۲. سیاست‌گذاری باید میان گزینه‌های واقعی تصمیم بگیرد، نه میان وضعیت مطلوب و آرمانی؛ بنابراین گاهی پذیرش توافق، کم‌هزینه‌ترین انتخاب ممکن است. ۳. پایان دادن به جنگ و ایجاد فرصت برای بازسازی توان اقتصادی و نظامی کشور، خود یک دستاورد مهم محسوب می‌شود. ۴. تصمیم درباره ادامه یا توقف جنگ بر اساس اطلاعات امنیتی، نظامی و اقتصادی گسترده اتخاذ می‌شود؛ اطلاعاتی که در اختیار افکار عمومی و بسیاری از کارشناسان نیست. ۵. نهادهای رسمی کشور در چنین تصمیم‌هایی به داده‌هایی دسترسی دارند که تحلیل‌های بیرونی فاقد آن هستند و به همین دلیل تصمیم آنها از اعتبار عملی بیشتری برخوردار است. ۶. اگرچه آمریکا دشمن جمهوری اسلامی است، اما این واقعیت، ضرورت استفاده از ابزار مذاکره در مقاطع خاص را از بین نمی‌برد. ۷. مخالفان توافق باید علاوه بر نقد، یک راه‌حل عملی و قابل اجرا ارائه دهند و توضیح دهند ادامه جنگ دقیقاً چگونه به نتیجه بهتری منجر می‌شد. ۸. هیچ تضمینی وجود ندارد که ادامه جنگ الزاماً بازدارندگی بیشتری ایجاد می‌کرد و ممکن بود هزینه‌های بسیار سنگین‌تری بر کشور تحمیل شود. ۹. حتی اگر شخصاً در برخی موارد برداشت متفاوتی داشته باشد، تصمیم جمعی نهادهای مسئول را برای اداره کشور قابل دفاع می‌داند. ۱۰. انتظار گشایش اقتصادی گسترده از مذاکره با آمریکا واقع‌بینانه نیست و نباید اقتصاد کشور را به نتیجه مذاکرات وابسته کرد. ۱۱. توسعه روابط اقتصادی با کشورهای دیگر، گسترش همکاری‌های منطقه‌ای، فروش نفت و تنوع‌بخشی به شرکای اقتصادی، راهبردی مهم‌تر از اتکا به توافق با آمریکاست. ۱۲. اختلاف اصلی با منتقدان مذاکره نه بر سر دشمنی آمریکا، بلکه بر سر نحوه مدیریت این دشمنی است؛ او مذاکره را یک ابزار تاکتیکی برای کاهش هزینه‌های تقابل می‌داند، نه راه‌حل نهایی اختلافات.
📸 پاسخ دکتر خانعلی‌زاده به مغالطه عباس عراقچی درباره ادعای مخالفت اسرائیل با توافق