زندگی در فرهنگ
حسین قتیب:
سلام اول، چون هوش مصنوعی در درک این ظرایف عاجز است. دوم ، به نظرم پیوند دادن بحث بازدارندگی هستهای یا حتی دفاع از تولید سلاح هستهای به جبهه پایداری، از نظر تحلیلی دقیق نیست. نظریه بازدارندگی هستهای اساساً محصول ادبیات رئالیستی و مطالعات راهبردی در روابط بینالملل است، نه محصول یک جریان سیاسی خاص در ایران. از شلینگ و والتز تا مناظره مشهور والتز و ساگان، مسئله اصلی این بوده است که آیا توانایی تحمیل خسارت غیرقابلقبول میتواند مانع حمله، تغییر رژیم یا جنگ تمامعیار شود. ممکن است با پاسخ رئالیستها موافق یا مخالف باشیم، اما این مناقشه را نمیتوان به مرزبندیهای جناحی در ایران فروکاست.
در ایران نیز این دیدگاه سابقهای قدیمیتر و گستردهتر از جبهه پایداری دارد. مگر آنکه کسانی مانند مرحوم کنت والتز و یا مرحوم ابومحمد عسگرخانی را نیز عضو یا نظریهپرداز پایداری بدانیم. او از موضع رئالیسم، امنیت ملی و نقد رژیمهای بینالمللی درباره ضرورت بازدارندگی سخن میگفت و در عین حال منتقد عملکرد هر دو جریان جلیلی و ظریف بود. بنابراین، موافقت با بازدارندگی لزوماً نشانه تعلق به یک جناح سیاسی نیست، همانطور که مخالفت با سلاح هستهای نیز کسی را الزاماً اصلاحطلب یا لیبرال نمیکند.
من نیز ضد مذاکره نیستم. اختلاف من با جریان آقای ظریف بر سر اصل دیپلماسی یا ضرورت مذاکره نیست، بلکه بر سر مبانی نظری، ارزیابی ساختار نظام بینالملل، توازن قدرت و پشتوانه مادی مذاکره است. مذاکره یکی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی است، اما مذاکره زمانی نتیجه پایدار میدهد که بر نوعی توازن قدرت، هزینه متقابل و ظرفیت بازدارندگی استوار باشد. دیپلماسی و بازدارندگی جایگزین یکدیگر نیستند؛ در بسیاری از موارد، مکمل یکدیگرند.
نقد مشخص من این است که نهادگرایی لیبرال حاکم بر بخش مهمی از جریان فکری آقای ظریف، در فهم تحولات جهان پس از بحران مالی ۲۰۰۸ و بهویژه پس از ۲۰۱۴ با محدودیت جدی روبهروست. در این دوره، جهان صرفاً از مسیر همکاری، قواعد مشترک و وابستگی متقابل حرکت نکرد. رقابت قدرتهای بزرگ بازگشت، نهادهای بینالمللی بیش از گذشته تحت تأثیر قدرتهای مسلط قرار گرفتند و وابستگی اقتصادی، مالی و فناوری خود به ابزار فشار و اجبار تبدیل شد. تحریمهای بانکی، کنترل فناوری، انسداد زنجیرههای تأمین و بهرهبرداری سیاسی از شبکههای مالی نشان داد که وابستگی متقابل همیشه صلحآفرین نیست و میتواند علیه دولتهای آسیبپذیر تسلیحاتی شود.
بنابراین، نقد من نه مخالفت با مذاکره است و نه دفاع از یک جناح سیاسی. بحث بر سر این است که دیپلماسی در چه ساختار جهانی، با چه پشتوانهای و بر اساس کدام درک از قدرت انجام میشود. ممکن است درباره نتیجه نهایی اختلاف داشته باشیم، اما بهتر است این اختلاف را در سطح نظریه، شواهد و محاسبات راهبردی بررسی کنیم، نه با برچسبهایی مانند پایداری، اصلاحطلبی، تندروی یا سازشکاری.
پشتوانه نظری این استدلال روشن است: نظریه بازدارندگی و بحث درباره آثار تثبیتکننده یا بیثباتکننده اشاعه هستهای، بخشی از مناظره کلاسیک رئالیستی است و به هیچ جناح ایرانی تعلق ندارد. همچنین مفهوم «وابستگی متقابل تسلیحاتیشده» نشان میدهد که شبکههای اقتصادی و مالی جهانی میتوانند به ابزار اجبار دولتهای مسلط تبدیل شوند، نه اینکه الزاماً به همکاری و صلح بینجامند. درباره عسگرخانی نیز شواهد موجود نشان میدهد که مواضع هستهای او از چهارچوب رئالیسم و امنیت بینالملل ناشی میشد و او منتقد هر دو شیوه مذاکراتی جلیلی و ظریف بود.
زندگی در فرهنگ
📑چکیدهای از نکات مهمی که در #قسمت_هجدهم شیوه با موضوع «تفاهم با آمریکا» مطرح شد.
🖊 گزارههای اصلی دیدگاه مهدی جمشیدی
۱. جنگ اخیر نشان داد ایران برخلاف روایتهای رایج، کشوری در آستانه فروپاشی نیست و از ظرفیت تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ منطقهای و حتی جهانی برخوردار است.
۲. جنگ، علاوه بر هزینههایش، میتواند موجب جهش تاریخی، افزایش اعتبار بینالمللی و تقویت قدرت بازدارندگی کشور شود و نباید صرفاً بهعنوان یک تهدید دیده شود.
۳. پایان دادن زودهنگام به جنگ، پیش از تحقق بازدارندگی کامل و وارد کردن هزینه مؤثر به طرف مقابل، یک خطای راهبردی بود.
۴. مذاکره با آمریکا راهحل اختلافات نیست، زیرا ریشه خصومت آمریکا با جمهوری اسلامی، هویتی و ماهوی است و به موضوعاتی مانند پرونده هستهای محدود نمیشود.
۵. تجربه برجام ثابت کرده است که آمریکا حتی پس از توافق نیز به فشار، تحریم و دشمنی ادامه میدهد؛ بنابراین تکرار همان مسیر، نتیجه متفاوتی نخواهد داشت.
۶. تنها راه پایان یافتن فشارهای خارجی، افزایش «قدرت درونی و پایدار» کشور و ناامید کردن دشمن از امکان اعمال فشار است.
۷. در جریان جنگ، ایران فرصت داشت با ادامه فشار، بازدارندگی مطمئنتری ایجاد کند، اما پذیرش تفاهم این فرصت را از بین برد.
۸. امتیازهای میدانی و راهبردی نباید در میز مذاکره معامله شوند؛ دیپلماسی باید بر پایه قدرت شکل بگیرد، نه اینکه دستاوردهای قدرت را واگذار کند.
۹. راه حل مشکلات اقتصادی کشور، اقتصاد مقاومتی، تقویت توان داخلی و خنثیسازی تحریمهاست، نه امید بستن به رفع تحریم از طریق مذاکره.
۱۰. هیچ نهاد یا مقام سیاسی از نقد کارشناسی مصون نیست و هر تصمیم باید بر اساس استدلال و تجربه تاریخی ارزیابی شود، نه صرفاً به دلیل جایگاه تصمیمگیرندگان.
۱۱. چارچوب تحلیلی رهبر شهید درباره مذاکره با آمریکا همچنان معتبر است و تحولات سالهای اخیر، درستی آن تحلیل را تأیید کرده است.
۱۲. آینده نشان خواهد داد که اگر آمریکا دوباره فشارها را از سر بگیرد، روشن میشود توافق اخیر نتوانسته بازدارندگی واقعی ایجاد کند و منتقدان مذاکره درست میگفتهاند.
---
🖊گزارههای اصلی دیدگاه محمدرضا جلاییپور
۱. مذاکره با آمریکا به معنای اعتماد به آمریکا نیست، بلکه ابزاری تاکتیکی برای مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید جنگ است.
۲. سیاستگذاری باید میان گزینههای واقعی تصمیم بگیرد، نه میان وضعیت مطلوب و آرمانی؛ بنابراین گاهی پذیرش توافق، کمهزینهترین انتخاب ممکن است.
۳. پایان دادن به جنگ و ایجاد فرصت برای بازسازی توان اقتصادی و نظامی کشور، خود یک دستاورد مهم محسوب میشود.
۴. تصمیم درباره ادامه یا توقف جنگ بر اساس اطلاعات امنیتی، نظامی و اقتصادی گسترده اتخاذ میشود؛ اطلاعاتی که در اختیار افکار عمومی و بسیاری از کارشناسان نیست.
۵. نهادهای رسمی کشور در چنین تصمیمهایی به دادههایی دسترسی دارند که تحلیلهای بیرونی فاقد آن هستند و به همین دلیل تصمیم آنها از اعتبار عملی بیشتری برخوردار است.
۶. اگرچه آمریکا دشمن جمهوری اسلامی است، اما این واقعیت، ضرورت استفاده از ابزار مذاکره در مقاطع خاص را از بین نمیبرد.
۷. مخالفان توافق باید علاوه بر نقد، یک راهحل عملی و قابل اجرا ارائه دهند و توضیح دهند ادامه جنگ دقیقاً چگونه به نتیجه بهتری منجر میشد.
۸. هیچ تضمینی وجود ندارد که ادامه جنگ الزاماً بازدارندگی بیشتری ایجاد میکرد و ممکن بود هزینههای بسیار سنگینتری بر کشور تحمیل شود.
۹. حتی اگر شخصاً در برخی موارد برداشت متفاوتی داشته باشد، تصمیم جمعی نهادهای مسئول را برای اداره کشور قابل دفاع میداند.
۱۰. انتظار گشایش اقتصادی گسترده از مذاکره با آمریکا واقعبینانه نیست و نباید اقتصاد کشور را به نتیجه مذاکرات وابسته کرد.
۱۱. توسعه روابط اقتصادی با کشورهای دیگر، گسترش همکاریهای منطقهای، فروش نفت و تنوعبخشی به شرکای اقتصادی، راهبردی مهمتر از اتکا به توافق با آمریکاست.
۱۲. اختلاف اصلی با منتقدان مذاکره نه بر سر دشمنی آمریکا، بلکه بر سر نحوه مدیریت این دشمنی است؛ او مذاکره را یک ابزار تاکتیکی برای کاهش هزینههای تقابل میداند، نه راهحل نهایی اختلافات.
#رتوریک_مذاکره #رتوریک_جنگ
📸 پاسخ دکتر خانعلیزاده به مغالطه عباس عراقچی درباره ادعای مخالفت اسرائیل با توافق
#رتوریک_مذاکره #رتوریک_سیاسی
🔻پاسخ آماری چارسوق به سازندگی/ فرق میکند چه کسی رئیسجمهور باشد
زندگی در فرهنگ
:: چرا از نظر رهبر شهیدمان، تقویت پولی بسیار مهم است؟ #پول_ملی 🌐@drAshiri
#پول_ملی
خدائیان: کسانی که ملزم به رفع تعهدات ارزی بودند بیش از ۹۴ میلیارد یورو ارز به کشور برنگرداندند
رئیس سازمان بازرسی کل کشور در نشست خبری:
🔹کسانی که بین ۳ تا ۵۰ میلیون یورو عدم رفع تعهد ارزی داشتند، ۲۸۲۷ نفر بودند که مبلغ عدم رفع تعهد ارزیشان بیش از ۳۵ میلیارد یورو بود. کمتر از سه میلیون یورو عدم رفع تعهد نیز مربوط به ۱۷۶۲۴ نفر بود که قریب ۶ میلیارد یورو عدم رفع تعهد ارزی داشتند.
🔹از این ۹۴ میلیارد یورو، ۲۸ میلیاردش مربوط به سه شرکت دولتی، یعنی شرکت پالایش و پخش، شرکت ملی نفت ایران و شرکت گاز و فلات قاره بود که اختلاف حسابی داشتند و تاکنون بخش مهمی از آن شفافسازی شده و بخشی نیز هنوز ادامه دارد.
🔹ما نسبت به احضار افرادی که نسبت به رفع تعهدات اقدام نکرده بودند، اقدام کردیم. نتیجه این اقدامات باعث شد که میزان عرضه ارز در مرکز مبادله ارز و طلا افزایش یابد. قبلا میزان تقاضا ۴ برابر عرضه بود که این نسبت معکوس شد. /خبرهای فوری
🌐@drAshiri
930.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بگذارید صریح و راحت بگویم:
این تفاهمنامه، به جایی نخواهد رسید؛ چون برخلاف سنّت الهی و تدابیر عقلی است.
از آخرین سخنان مشعشع ترامپ در گفتگو با فاکس نیوز:
اگر با ایران به توافق نرسیم، از کشتیهای عبوری در تنگه هرمز عوارض میگیریم
حماس در حال حاضر مشکل زیادی در غزه ایجاد نمیکند و تمرکز باید روی توافق با ایران باشد
اگر ایران تنگه هرمز را ببندد، مذاکرهکنندگان ایرانی نمیتوانند به کشورشان بازگردند.
دیروز با مقامات ایرانی صحبت کردم و به آنها در مورد بستن تنگه هرمز هشدار دادم
از اسرائیل ناامید شدهام؛ آنها نمیتوانند بدون تخریب ساختمانها در لبنان کاری انجام دهند
تهران باید فوراً جلوی دردسرسازی نیروهای نیابتیاش در لبنان را بگیرد، و اگر این کار را نکند، ما دوباره به ایران حملهی سختی خواهیم کرد.
در پاسخ به تایید رئیس جمهور ایران مبنی بر اینکه غنیسازی را رها نخواهد کرد: او بهتر است مراقب حرفهایش باشد، وگرنه ما بقیه کشور را تصرف خواهیم کرد.
::
مذاکرهی زیر شبح تهدید چه معنایی دارد؟!
🌐@drAshiri
هدایت شده از ناصر فخاری
🔍 «ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز»؛ کالبدشکافی گفتمان رهبر انقلاب درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا
✍️ ناصر فخاری
📍آیا رهبر انقلاب از توافق حمایت کرد یا مسئولیت آن را به دولت سپرد؟
پیام رهبر انقلاب اسلامی درباره #تفاهمنامه رئیسجمهوران ایران و آمریکا، در نگاه نخست متنی کوتاه و آرام به نظر میرسد؛ اما اگر آن را در کنار پیامهای غدیر، حج و مجلس شورای اسلامی مطالعه کنیم، به متنی چندلایه و بسیار حسابشده تبدیل میشود که همزمان چند مأموریت سیاسی، اجتماعی و گفتمانی را دنبال میکند.
این پیام نه یک «بیانیه حمایت کامل از توافق» است و نه یک «اعلام مخالفت». بلکه متنی است که در آن رهبری تلاش میکند ضمن اجازه دادن به یک چرخش مهم سیاسی، چارچوب هویتی انقلاب و مسئولیتهای آینده را نیز بازتعریف کند.
🧭 کلید فهم پیام: «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم»
مهمترین جمله پیام احتمالاً همین عبارت است:
««بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم...»»
این جمله در ادبیات سیاسی یک جمله عادی نیست.
رهبر نمیگوید:
- من موافق این توافق بودم؛
- این بهترین راه بود؛
- این یک پیروزی تاریخی است.
بلکه میگوید:
«در اصل و مبنا، دیدگاه من چیز دیگری بود.»
این عبارت سه کارکرد همزمان دارد:
✅ حفظ انسجام داخلی نیروهای انقلابی
✅ حفظ هویت ضدآمریکایی گفتمان انقلاب
✅ باز گذاشتن راه فاصلهگذاری در صورت شکست توافق
در واقع رهبری از همان ابتدا میان «اجازه دادن» و «باور داشتن» فاصله ایجاد میکند.
⚖️ انتقال مسئولیت؛ مهمترین لایه پنهان متن
در ادامه پیام میخوانیم:
««رئیسجمهور محترم ... تعهد دادند»»
و
««قبول مسئولیت آن را نمودند»»
این عبارات اتفاقی نیست.
در تحلیل گفتمان، هرگاه مسئولیت یک تصمیم چندبار به یک بازیگر نسبت داده شود، معمولاً به این معناست که گوینده در حال تعیین مرز مسئولیتهاست.
به بیان دیگر، رهبر توافق را متوقف نمیکند؛ اما مالکیت سیاسی کامل آن را نیز برعهده نمیگیرد.
در این چارچوب:
🔹 دولت = پیشنهاددهنده و متعهد
🔹 آمریکا = طرف موظف به اجرای تعهدات
🔹 رهبری = ناظر عالی اجرای توافق
👥 مهمترین جمله پیام؛ «ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز»
شاید عمیقترین بخش کل پیام همین جمله باشد:
««از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقق شروط گفتهشده خواهیم بود.»»
در ظاهر جملهای عاطفی است؛ اما از منظر تحلیل گفتمان، فوقالعاده دقیق طراحی شده است.
نکته مهم اینجاست که رهبر واژه «ما» را تعریف میکند.
او نمیگوید:
«ما مسئولان»
یا
«ما دولت و ملت»
بلکه میگوید:
««ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز»»
یعنی رهبری آگاهانه خود را در کنار ملت قرار میدهد و نه در کنار مجریان توافق.
🎯 مخاطب این جمله چه کسی است؟
اینجا سه تفسیر ممکن وجود دارد:
1⃣ من و ملت در برابر آمریکا
بخشی از معنا همین است.
زیرا تحقق بخش عمده شروط توافق بر عهده آمریکاست:
- رفع تحریمها
- آزادسازی داراییها
- پایان محاصره
- صدور مجوزهای نفتی
در نتیجه، رهبر و ملت در انتظار عمل طرف مقابل هستند.
اما این همه معنا نیست.
2⃣ من و ملت در برابر دولت
این تفسیر نیز به تنهایی کافی نیست.
زیرا در متن هیچ نشانهای از تقابل میان رهبری و دولت دیده نمیشود.
رهبر تصریح میکند که رئیسجمهور متعهد شده و مسئولیت را پذیرفته است.
پس تقابل وجود ندارد.
3⃣ محتملترین برداشت: تشکیل «جبهه ناظر»
برداشت دقیقتر این است که رهبر در حال تشکیل یک جبهه ناظر متشکل از:
🇮🇷 ملت + رهبری
است.
جبههای که اجرای تعهدات را از دو طرف مطالبه میکند:
- از آمریکا اجرای شروط
- از دولت صیانت از حقوق ملت
بنابراین «ما» در اینجا نه جبهه دولت است و نه جبهه مذاکرهکنندگان.
«ما» جایگاه نظارت و مطالبهگری است.
🏛 چرا در پیام هیچ خبری از جشن توافق نیست؟
نکته جالب این است که در متن تفاهمنامه امتیازات بزرگی وجود دارد:
- رفع تحریمها
- آزادسازی داراییها
- سرمایهگذاری صدها میلیارد دلاری
- خروج نیروهای نظامی آمریکا
اما رهبر تقریباً هیچکدام را برجسته نمیکند.
در عوض بر این مفاهیم تأکید دارد:
- حقوق ملت
- جبهه مقاومت
- زیادهخواهی دشمن
- تحقق شروط
این سکوت کاملاً معنادار است.
گویا دغدغه اصلی نویسنده، دستاورد اقتصادی توافق نیست؛ بلکه حفظ چارچوب هویتی انقلاب است.
📖 سایر پیامها چگونه این متن را رمزگشایی میکنند؟
اگر پیام غدیر، پیام حج و پیام مجلس را کنار این متن بگذاریم، یک منظومه فکری منسجم آشکار میشود.
🔥 مفهوم محوری: «بعثت ملت»
در همه پیامها عباراتی مانند:
- ملت مبعوث شده
- بعثت تازه
- نصاب جدید بعثت ملت
تکرار میشود.
در این گفتمان، مشروعیت دوره جدید بیش از آنکه بر شخص رهبر استوار باشد، بر «خیزش تاریخی ملت پس از شهادت رهبر شهید» استوار شده است.
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پزشکیان: فرماندهان نظامی ما معتقد هستند باید این کار [مذاکره] را انجام دهیم…
🌐@drAshiri