هدایت شده از ناصر فخاری
🧭 «علیالاصول»؛ یک کلمه و چند حقیقت پنهان
✍️ ناصر فخاری
📝 تأملی در نسبت «نظر کارشناسی» و «سیاستهای کلان رهبری»
🔹 پس از انتشار پیام رهبر انقلاب و جملهی کوتاه اما بسیار مهمِ:
«بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم...»
تحلیلهای متعددی مطرح شد. برخی این عبارت را صرفاً به معنای اختلاف نظر کارشناسی میان رهبری و مسئولان اجرایی دانستند. اما آیا مسئله فقط همین است؟
📌 اول؛ اختلاف کارشناسی ضد ولایت نیست
رهبر شهید انقلاب در دیدار دانشجویان (۱۳۹۱) صریحاً فرمودند:
💬 «هیچ نظر کارشناسیای که مخالف با نظر این حقیر باشد، مخالفت با ولایت نیست.»
بنابراین:
✅ اظهار نظر علمی و کارشناسی جرم نیست.
✅ اختلاف تحلیل، ضدیت با ولایت نیست.
✅ مسئولان و کارشناسان میتوانند نظر متفاوت داشته باشند.
این اصل، یکی از نشانههای عقلانیت نظام اسلامی است.
📌 دوم؛ اما سیاستهای کلان موضوع دیگری است
رهبر انقلاب در سال ۱۳۸۰ فرمودند:
💬 «سیاستهای کلی در حد قانون اساسی هستند و از قوانین جاری بالاترند؛ تا وقتی تغییر نکردهاند، نباید نقض شوند.»
اینجا دیگر سخن از یک نظریه دانشگاهی یا یک تحلیل کارشناسی نیست؛ سخن از «جهتگیری کلان نظام» است.
بنابراین باید میان دو مسئله تفکیک کرد:
🔸 نظر کارشناسی
🔸 سیاستهای کلان و جهتگیریهای رهبری
⚖️ «علیالاصول» دقیقاً چه میگوید؟
وقتی رهبر انقلاب میفرمایند:
💬 «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم...»
ظاهر عبارت آن است که:
🔹 در سطح اصول و جهتگیری، نظر دیگری وجود داشته است.
🔹 اما با اخذ تعهدات و شروط، مسیر دیگری اجازه یافته است.
این تعبیر فراتر از یک اختلاف ساده کارشناسی است.
🛠 آیا این وضعیت خلاف قانون است؟
لزوماً خیر.
ممکن است مسئولان کشور با استناد به محدودیتهای اجرایی، شرایط داخلی و خارجی، و ملاحظات میدانی، راه دیگری را قابل اجرا بدانند.
این امر الزاماً:
❌ خیانت نیست.
❌ مخالفت با ولایت نیست.
❌ خروج از قانون هم نیست.
اما در عین حال، نمیتوان آن را صرفاً یک اختلاف علمی همعرض دانست.
🌱 مسئلهای عمیقتر از قانون
شاید بتوان گفت:
✔️ ضد ولایت نیست؛
اما لزوماً نشانه توکل و اعتماد کامل به منظومه فکری ولیّ جامعه نیز نیست.
اگر ولیّ جامعه در سطح سیاستهای کلان، راهی را صوابتر بداند و مدیران، راه دیگری را «ممکنتر» تلقی کنند، مسئله از حوزه کارشناسی صرف خارج میشود و به حوزه اعتماد، باور و میزان اتکاء به هدایت رهبری وارد میشود.
📖 تجربهای که رهبر شهید یادآوری کردند
رهبر انقلاب تصریح کردند:
💬 «هر جا به این سیاستها عمل شد، کشور سود کرد و هر جا از آنها عدول شد، کشور ضرر کرد.»
این جمله فقط یک ارزیابی تاریخی نیست؛ یک هشدار برای آینده نیز هست.
🕊 جمعبندی
✅ مخالفت کارشناسی با رهبری، ضد ولایت نیست.
✅ بیان محدودیتهای اجرایی، خلاف قانون نیست.
⚠️ اما فاصله گرفتن از سیاستهای کلان رهبری را نمیتوان صرفاً اختلاف کارشناسی نامید.
شاید «علیالاصول» فقط یک واژه نباشد؛
بلکه دعوتی باشد به بازخوانی نسبت میان:
📌 کارشناسی و هدایت
📌 اجرا و جهتگیری
📌 محاسبه و توکل
📌 امکان و آرمان
والله اعلم.
@Fakhari_ir
دکتر آرش رئیسینژاد:
هر گونه تنشزدایی با امارات متحده عربی باید با پایان ادعای ارضی این کشور بر سه جزیره ایرانی درهمتنیده شود.
اگر قرار است فصل جدیدی در روابط ایران و امارات متحده عربی آغاز شود، این روند نباید صرفاً به گسترش همکاریهای اقتصادی، مالی و تجاری، بهویژه با دبی، محدود بماند. هرگونه تعمیق و نهادینهسازی تنشزدایی باید با پایان دادن به ادعاهای ارضی امارات درباره سه جزیره ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک همراه باشد.
امروز امارات بیش از گذشته دریافته که در محیطی شکننده و آسیبپذیر قرار دارد و امنیت و رونق اقتصادی آن به ثبات منطقه وابسته است. این تغییر موازنه، فرصتی دیپلماتیک برای ایران ایجاد کرده است؛ فرصتی که نباید تنها به افزایش مبادلات تجاری خلاصه شود.
برعکس، ابوظبی باید بداند آنکه در خانهای شیشهای نشسته نباید سنگ بر همسایگان زند.
زمان آن رسیده است که تهران، همزمان با توسعه روابط، نقشه راهی روشن و مرحلهبندی شده برای پایان دادن به ادعاهای ارضی امارات تدوین و آن را به یکی از محورهای اصلی گفتوگوهای دوجانبه تبدیل کند.
تنشزدایی واقعی، زمانی پایدار خواهد بود که در کنار منافع اقتصادی، احترام کامل به تمامیت ارضی ایران نیز تضمین شود.
🌐@drAshiri
ای خون اصیلت به شتکها ز غدیران
افشانده شرفها به بلندای دلیران
جاری شده از کرب و بلا آمده و آنگاه
آمیخته با خون سیاووش در ایران
تو اختر سرخی که به انگیزهٔ تکثیر
ترکید بر آیینهٔ خورشید ضمیران
ای جوهر سرداری سرهای بریده
وی اصل نمیرندگی نسل نمیران
خرگاه تو میسوخت در اندیشهٔ تاریخ
هر بار که آتشزده شد بیشهٔ شیران
آن شب چه شبی بود که دیدند کواکب
نظم تو پراکنده و اردوی تو ویران؟
و آن روز که با بیرقی از یک سر بی تن
تا شام شدی قافلهسالار اسیران
تا باغ شقایق بشوند و بشکوفند
باید که ز خون تو بنوشند کویران
تا اندکی از حق سخن را بگزارند
باید که به خونت بنگارند دبیران
حد تو رثا نیست عزای تو حماسهست
ای کاسته شأن تو از این معرکهگیران
حسین منزوی
🌐@drAshiri
The Washington Post - June 26, 2026.PDF
حجم:
931.1K
🔘 هوش مصنوعی راست است یا چپ؟
روزنامه واشنگتن پست در گزارشی به این پرسش پرداخته که آیا چتباتهای هوش مصنوعی مانند چت جیپیتی، جمینای، کلاد، گروک و دیپ سیک از نظر سیاسی سوگیری دارند یا خیر. روزنامه با استفاده از مجموعهای از پرسشهای سیاسی که پژوهشگران دانشگاه استنفورد طراحی کرده بودند، چند مدل هوش مصنوعی را آزمایش کرد. هدف این بود که مشخص شود پاسخها به دیدگاههای چپ، راست یا هر دو گرایش دارند.
در این آزمایش، چت جیپیتی بیشترین سوگیری به سمت دیدگاههای چپ را نشان داد. حدود ۸۰ درصد پاسخهای آن فقط استدلالهای چپگرایانه را ارائه میکرد و تنها در یک مورد صرفاً دیدگاه راستگرایانه را مطرح کرد. جمینای، متعلق به گوگل، متوازنترین عملکرد را داشت؛ در بیش از ۹۰ درصد پاسخها، استدلالهای هر دو طرف را ارائه کرد و تلاش کرد موضع بیطرفانهتری داشته باشد. مدلهای دیگری مانند دیپ سیک نیز عمدتاً به سمت مواضع چپ متمایل بودند. حتی گروک (که ایلان ماسک آن را یک مدل ضدووک معرفی کرده) نیز در مجموع بیشتر از دیدگاههای چپ استفاده میکرد، هرچند نسبت به سایر مدلها پاسخهای راستگرایانه بیشتری داشت.
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
لطفا به این سکه خوب نگاه کنید. شاید همین فلز سرد، روزی بهای سکوت و همراهی بود که به خون حسین بن علی و عاشورا انجامید.
ظاهراً با یک سکه معمولی عرب ساسانی روبهرو هستیم؛ سکهای که تصویر خسرو پرویز در میانه آن نقش بسته و در حاشیهاش واژهٔ «بسمالله» دیده میشود. اما این تنها یک سکه تاریخی نیست. این قطعه کوچک فلز، سندی زنده از یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ اسلام است.
اگر کمی دقیقتر نگاه کنید، همان «بسمالله» در گوشهٔ سکه نشان میدهد که این سکه دیگر متعلق به دوران ساسانی نیست، بلکه در دورهٔ اسلامی ضرب شده است. اگر بتوانید نوشتههای پهلوی پیرامون آن را بخوانید، متوجه میشوید که این سکه نه در زمان خسرو پرویز، بلکه در دوران حکومت عبیدالله بن زیاد و به نام او به پهلوی ضرب شده است. و اگر تاریخ را نیز بخوانید ، خواهید دانست که تاریخ ضرب آن سال شصت و یک هجری قمری و محل ضرب آن بصره است.
سال شصت و یک هجری؛ همان سالی که اندکی بعد واقعهٔ کربلا رخ داد.
در آن زمان عبیدالله بن زیاد ابتدا حاکم بصره بود و سپس برای سرکوب قیام مسلم بن عقیل و کنترل اوضاع، به حکومت کوفه منصوب شد. این یعنی همین سکهها پیش از رسیدن امام حسین علیهالسلام به کربلا، در خزانهٔ حکومت اموی وجود داشتند و در اختیار والیای بودند که مأموریت اصلیاش خاموش کردن نهضت حسین بن علی بود.
شاید بخشی از همین سکهها خرج خریدن رؤسای قبایل و اشراف کوفه شد؛ همان کسانی که با دریافت پول، نفوذ و موقعیت خود را در خدمت حکومت قرار دادند. شاید با همین سکهها مزد سربازانی پرداخت شد که بعداً در برابر فرزند پیامبر ایستادند. شاید همین سکهها به دست قاریان قرآن، بزرگان قبایل و کسانی رسید که میتوانستند با سکوت، همراهی یا مشروعیتبخشی، ماشین قدرت را به حرکت درآورند.
حتی میتوان تصور کرد که عبیدالله بن زیاد، در آن روایت مشهور که با پوشیدن لباس بنیهاشم و پوشاندن چهره وارد کوفه شد تا مردم گمان کنند حسین بن علی آمده است، همین سکهها را نیز همراه خود داشت؛ سکههایی که پس از فروکش کردن هیجان نخستین، در مسیر خریدن وفاداریها به کار گرفته شدند.
امروز این سکه برای ما تنها یک شیء کلکسیونی است؛ شاید حتی از نظر زیبایی به پای بسیاری از سکههای ساسانی نرسد. رنگش پریده، خطوطش ساییده شده و ارزش مادی چندانی ندارد. اما روزی همین قطعه کوچک فلز، بخشی از سازوکار جنایتی بزرگ بود.
هیچکس تنها با یک سکه قاتل نمیشود.
پول، همیشه با توجیه همراه است.
گفتند حسین بر خلیفه خروج کرده است. گفتند برای حفظ وحدت امت باید با او جنگید. گفتند وظیفهٔ ما اطاعت از حاکم است. گفتند ما مأموریم و معذور. گفتند اگر ما نرویم، دیگری خواهد رفت. گفتند خانواده و زندگیمان چه میشود؟ و در کنار همهٔ این استدلالها، همین سکهها نیز بودند که هزینهٔ سکوت، همراهی و شمشیر کشیدن را پرداخت میکردند.
تاریخ فقط با شمشیر نوشته نمیشود؛ با سکه هم نوشته میشود.
قدرت، پیش از آنکه از نوک نیزه عبور کند، از جیب انسانها عبور میکند.
شاید مهمترین درس این سکه نیز همین باشد. هیچ جامعهای از «سکههای عبیدالله بن زیاد» خالی نیست. فقط شکل آنها عوض میشود. گاهی پول است، گاهی مقام، گاهی رانت، گاهی امنیت شغلی، گاهی شهرت، گاهی ترس، و گاهی وعدهٔ آیندهای بهتر.
سؤال اصلی این نیست که عبیدالله بن زیاد با این سکهها چه کرد.
سؤال اصلی این است که اگر امروز همان سکهها، با نام و ظاهری دیگر، پیش روی ما گذاشته شوند، آیا آنها را خواهیم شناخت؟
تاریخ کربلا فقط در سال شصت و یک هجری اتفاق نیفتاد. کربلا هر بار تکرار میشود که انسانی حقیقت را با بهایی بفروشد؛ و آن بها، گاهی چیزی نیست جز سکهای که در کف دستش گذاشتهاند./حسین قتیب
🌐@drAshiri
هدایت شده از مرکز پیام جنگ
🚨 نیروی دریایی سپاه به تجاوز و عهدشکنی آمریکا پاسخ داد
روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:
بسم الله قاصم الجبارین
فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ ۚ
🔹️به دنبال نقض آتشبس رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان، ساعاتی پیش رژیم پیمانشکن آمریکا نیز مانند همیشه دست به نقض تعهدات خود زد و به بهانههای مختلف از تردد یک کشتی متخلف از مسیر غیرمجاز در تنگه هرمز به حمله هوایی به سواحل جمهوری اسلامی ایران اقدام کرد.
🔹️نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به این تجاوز نقاط استقرار ارتش ترورستی آمریکا در منطقه را مورد اصابت قرار داد.
🔹️بر اساس بند ۵ تفاهم نامه اسلام آباد ترتیبات کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز با جمهوری اسلامی ایران است؛ لکن آمریکا با تحریک جهات مختلف در صدد تخلف از این تعهد بود که پاسخ لازم داده شد و من بعد چنین خواهد بود. در صورت تکرار تجاوز، پاسخ ما گستردهتر از این خواهد بود.
🟥 @WarMessage_IR
لطفا وقت بگذارید و این مطلب را بخوانید؛ مطلبی که عیناً از یکی از رسانههای رژیم صهیونی ترجمه شده است:
گفتگوی آمیت سگال روزنامهنگار امنیتی صهیونیست با «یک منبع ارشد اسرائیلی» درباره یادداشت تفاهم آمریکا و ایران
https://newsletter.amitsegal.net/p/its-noon-in-israel-a-senior-insider
زندگی در فرهنگ
لطفا وقت بگذارید و این مطلب را بخوانید؛ مطلبی که عیناً از یکی از رسانههای رژیم صهیونی ترجمه شده است
۱
🔻«نفس عمیقی بکشید و فکر کنید»: یک منبع ارشد توضیح میدهد که چرا این معامله آنقدرها هم بد نیست، یک دیدگاه متفاوت درباره یادداشت تفاهم.
گفتگوی مهم آمیت سگال روزنامه نگار امنیتی صهیونیست با «یک منبع ارشد و بسیار آگاه اسرائیلی» ( به احتمال زیاد رون درمر) درباره یادداشت تفاهم آمریکا و ایران
امروز جمعه، ۲۶ ژوئن است و مطالبی که در اینجا نوشته شده است، چه از نظر محتوا و چه از نظر لحن، با اکثریت قریب به اتفاق متونی که درباره توافق بین ایالات متحده و ایران نوشته شده در تضاد است. این مطالب یک تحلیل سرد و خونسردانه است، نه آتش و گوگرد [احساسی و تند]. این تحلیل بر اساس گفتگویی با یک منبع بسیار آگاه و کاملاً مسلط به روابط اسرائیل و آمریکا استوار است. مجبور نیستید آن را بپذیرید، اما ارزش خواندن دارند. در روزهایی مثل امروز، ضرری ندارد که یک نفس عمیق بکشید و فکر کنید.
همه چیز با انتخابات میاندورهای آمریکا که حدود چهار ماه دیگر برگزار میشود، آغاز میشود. این انتخابات برای دونالد ترامپ بسیار سرنوشتساز است. اگر او مجلس نمایندگان را به دمکراتها واگذار کند – حتی اگر کنترل جمهوریخواهان بر سنا حفظ شود – دو سال آخر دوره ریاستجمهوری خود را زیر بار تحقیقات بیپایان و تلاش برای استیضاح سپری خواهد کرد. شکی نیست که او استیضاح خواهد شد، زیرا در مجلس نمایندگان، برخلاف سنا، تنها اکثریت نسبی لازم است. برای ترامپ این سومین استیضاح خواهد بود. سقوط رژیم در ایران یا خروج اورانیوم میتواند تا حدودی به او کمک کند، اما افزایش شدید قیمت انرژی به معنای شکست تقریباً قطعی در انتخابات است.
رئیسجمهور ایالات متحده دو برگ برنده برای بازی داشت:
اول: یک عملیات زمینی برای خارج کردن اورانیوم - اما ترامپ معتقد بود که در پایان راه همیشه میتواند از طریق یک توافق این مواد را خارج کند.
دوم: نابودی تأسیسات انرژی ایران. این همان چیزی است که او در ماه آوریل، زمانی که تهدید کرد تمدن ایران را محو میکند، در سر داشت.
در اسرائیل از عبارت دیگری استفاده کردند: در تهران مجبور میشوند برای روشن کردن خانههایشان به استفاده از شمع روی بیاورند.
این منبع میگوید، مشکل اینجاست که در این کشور [اسرائیل] حتی ده نفر هم به این فکر نمیکنند که یک بحران جهانی انرژی چه معنایی خواهد داشت. اما برای ترامپ، این موضوع اصلی در ذهن اوست. آیا ایران در اثر چنین حملهای به شدت تضعیف خواهد شد؟ قطعاً. آیا این رژیم به طور قطعی پیش از هفته اول نوامبر ۲۰۲۶ سقوط خواهد کرد؟ هیچ فرد مسئولیتپذیری نمیتواند چنین چیزی را تضمین کند. این بدان معناست که حمله تلافیجویانه ایران باعث بحران انرژی و رسیدن قیمت نفت به دویست دلار در هر بشکه میشود و پس از آن، مانند یک زنجیره سریع از دومینوها: تورم، از دست دادن مجلس نمایندگان و استیضاح به دنبال خواهد آمد.
همین امر در مورد محاصره نیز صادق است: حتی با فرض اینکه محاصره همچنان به تضعیف ایران ادامه دهد، به این معنی است که قبل از اینکه رژیم سقوط کند، قیمت سوخت در آمریکا به شش دلار در هر گالن میرسد و تورم از این هم بالاتر میرود.
بنابراین ترامپ در واقع با یک دست بسته با ایرانیها میجنگد - بدون تهاجم کُردی، بدون عملیات زمینی و بدون حمله به زیرساختهای انرژی، دستکم تا زمان انتخابات.
و اینگونه بود که توافق متولد شد. این یک توافق هستهای نیست، بلکه توافقی بر سر تنگه هرمز است. و در اینجا، این منبع ارشد اسرائیلی میگوید که باید به نکته بسیار مهمی در رابطه با بندی که فراتر از مسائل هرمز است و به پول مربوط میشود توجه کرد: این یک کاهش موقت تحریمها علیه ایران است، نه لغو دائمی آنها.
این بدان معناست که از لحظه امضا، صد درصد فشار اقتصادی از روی ایالات متحده برداشته میشود، اما تنها چند درصد از فشار اقتصادی از روی ایران کم میشود. در مورد خسارتی که ایران در جنگ متحمل شده اختلاف نظر وجود دارد؛ کسانی که آن را دستکم میگیرند، خسارت را سیصد میلیارد دلار تخمین میزنند و کسانی که آن را به حداکثر میرسانند، یک تریلیون دلار. در هر صورت، سود این توافق برای ایران مانند پر کردن یک استخر خالی با یک فنجان است.
مقامات ارشد موساد پس از امضای توافق نسبت به شانس وقوع یک قیام در ایران - در حالی که باد به نفع رژیم میوزد - ابراز بدبینی عمیقی کردند. اما این منبع ارشد خوشبینتر است: «باید به خاطر داشت که حتی قبل از این خسارت عظیم، تودههای مردم در حالی که چیزی برای از دست دادن نداشتند، به خیابانها آمدند. شهروندان ایران شش ماه دیگر، زمانی که بفهمند وضعیت دشوار اقتصادی قرار است پابرجا بماند، چه خواهند کرد؟ رژیم چه خواهد کرد؟»
زندگی در فرهنگ
۱ 🔻«نفس عمیقی بکشید و فکر کنید»: یک منبع ارشد توضیح میدهد که چرا این معامله آنقدرها هم بد نیست، یک
۲
در هفته گذشته مردم توافق ترامپ را با توافق اوباما مقایسه میکردند. رئیسجمهور سابق [اوباما] حتی به رئیسجمهور فعلی طعنه زد و گفت که این توافق بدتر است. این منبع پاسخ داد: «مسئله فقط این نیست که اسرائیل در پیامرسانی ضعیف است - آمریکاییها هم همینطور هستند. مهمترین بخش این است که ایرانیها اکنون تعهدی را برای توقف برنامه هستهای امضا کردهاند. این یک مسئله چشمگیر است. در وضعیت 'نه توافق و نه جنگ'، مثلاً پس از عملیات 'غرش شیر' در ژوئن ۲۰۲۵، آنها به پیشبرد برنامه هستهای خود ادامه دادند. اما در توافق اوباما، آنها میتوانستند با مجوز و اختیار، بسیاری از عناصر برنامه هستهای را ادامه دهند.»
و اما در مورد هرمز؟ در حال حاضر همه در حال یافتن راهحلهای جایگزین هستند. سلاح بستن تنگه تنها در صورتی برای ایرانیها کارساز خواهد بود که از آن استفاده کنند و ترامپ هیچ کاری نکند. اما اگر به عنوان مثال، آنها یک ماه قبل از انتخابات تنگه را ببندند چه اتفاقی میافتد؟ تنها میتوان واکنش رئیسجمهور را تصور کرد. در اینجا شاهد تضاد اساسی منافع بین ترامپ و نتانیاهو هستیم: هر دو در پائیز با انتخابات روبرو هستند. اولی برای حفظ شانس پیروزی خود به توافق نیاز دارد؛ دومی برای رسیدن به همان هدف باید از توافق اجتناب کند. ترامپ، همانطور که انتظار میرفت، خودش را انتخاب کرد.
مسئله لبنان همچنان باقی است. تفاوت اصلی شرایط اکنون با وضعیت بیست سال پیش در پایان جنگ دوم لبنان، و با وضعیت یک و نیم سال پیش در پایان دور قبلی درگیریها، این است که ارتش اسرائیل اکنون در عمق خاک این کشور نفوذ کرده است. «پاسخ آرامش، آرامش خواهد بود» نتیجهگیری مطلوب اسرائیل برای درازمدت نیست، اما برای کوتاهمدت به دلیل شرایط دشوار حزبالله و وضعیت پیچیده رئیسجمهور آمریکا، چنین است.
«اسرائیلیها باید درک کنند که هیچ سناریویی وجود ندارد که در آن اسرائیل به تنهایی بتواند بدون فتح کل لبنان یا فروپاشی ایران، حزبالله را نابود کند و بنابراین، تا اطلاع ثانوی، بحث بر سر بازدارندگی است. شما میتوانید در ماههای آینده شرایطی ایجاد کنید که در آن ضمن حفظ روابط با آمریکا، اجازه دهید توافق با ایران بدون بهانهدادن خودبخود فرو بپاشد؛ در واقعیتی قفل شوید که در آن هیچکس به خاک شما شلیک نمیکند و سربازان در منطقه امنیتی جدید همچنان به عملیات علیه تجمیع قوای نظامی ادامه میدهند. شما باید خردمندانه چراغ سبز آمریکا را برای اقدام به دست آورید - نه اینکه بیوقفه اقدام کنید و در نقش قلدر محله فرو بروید که باید مهار شود.
«و در یک نگاه گستردهتر، درس ۷ اکتبر این است که تهدیدهای نوظهور را نه تنها در زمینه امنیتی بلکه در زمینه سیاستگذاری شناسایی کنیم و با طرحهای ابتکاری از آنها پیشگیری نماییم. برای اقدام ابتکاری، شما به فضای مانور نیاز دارید. اینکه بگوییم 'ما برای همیشه در لبنان یا سوریه خواهیم ماند' به این معنی است که اسرائیل به عنوان شخصیت بد داستان شناخته شده و فشارها بر روی شما خواهد بود - این همان فضایی است که وزرای کابینه باید حتی در سال انتخابات به نخستوزیر بدهند.»
یک روز پس از گفتگوی ما، وزیر جنگ و وزیر امنیت ملی دقیقاً همین حرف را زدند.
«و یک درس دیگر: هرگز چنین نیست که با یک حرکت کار تمام شود، یا به زبان عبری، 'با یک ضربه کار را تمام کنیم'. پس از جنگ شش روزه، مسیح ظهور نکرد و پس از جنگ یوم کیپور نیز کار دولت به پایان نرسید. ما به مبارزه ادامه میدهیم.»
این منبع پیش از نتیجهگیری پیشنهاد میکند: بیائید به تصویر بزرگتر نگاه کنیم. دو و نیم سال پیش، تهدیدی موجودیتی به شکل برنامه هستهای و نیروهای نیابتی برای دولت اسرائیل وجود داشت. اکنون این تهدید وجود ندارد. علاوه بر این، اسرائیل دو بار به ایرانیها نشان داده است که در صورت احساس پیشروی آنها به سوی سلاح هستهای، آماده حمله به آنهاست.
در جبهه موشکهای بالستیک - که رئیس ستاد ارتش سال گذشته آن را "تهدیدی در سطح متعارف" توصیف کرد - آنها هزاران موشک و یک سیستم تولید غولپیکر داشتند. اکنون تنها هزار موشک باقی مانده و سیستم تولیدی در کار نیست؛ بازگرداندن آن به حالت سابق، سه تا پنج سال طول خواهد کشید. در همین حال، در طول جنگ یک نوآوری آشکار شد: گنبد آهنین میتواند بسیاری از موشکها را رهگیری کند. این بدان معناست که در حالی که هزینه یک رهگیری قبلاً میلیونها دلار بود، اکنون تنها صدهزار دلار است. خطوط تولید موشکهای رهگیر در این سالها با سرعت بسیار بالایی افزایش خواهند یافت. بنابراین هنوز زمان وجود دارد و زمان به نفع کسی کار میکند که از آن استفاده کند. «آیا این یک توافق تاریخی است؟ خیر. اما قطعاً یک فاجعه هم نیست.»
زندگی در فرهنگ
۲ در هفته گذشته مردم توافق ترامپ را با توافق اوباما مقایسه میکردند. رئیسجمهور سابق [اوباما] حتی ب
۳
از دیدگاه اسرائیل، یک عنصر نگرانکنندهتر در بیانات تند رئیسجمهور - و حتی بیشتر از آن، معاون او - علیه این کشور، نخستوزیر آن و وزرای کابینهاش پنهان است. «استراتژی ترامپ فاصله گرفتن از اسرائیل نیست. رابطه با ترامپ نیازمند کار ۲۴ ساعته است. سالها بحرانهای بزرگی وجود داشتند که هرگز کسی از آنها باخبر نشد، زیرا در پشت پرده مدیریت میشدند. اتفاق جدیدی که این بار رخ داده، بیشتر نتیجه تصمیم او برای پاسخگویی به هر تماس ناشناسی است که در آنسوی خط یک روزنامهنگار حضور دارد. ونس شخصاً مجبور شد از توافق در برابر دو حزب اصلی مخالف آن، یعنی اسرائیل و حامیانش در حزب جمهوریخواه، دفاع کند. او ادبیاتی را انتخاب کرد که به لحاظ سیاسی به او کمکی نمیکند.
«در اینجا یک توصیه برای اسرائیل وجود دارد: چه میشود اگر برای یک بار هم که شده ساکت بمانیم؟ درست است که این هفته ترامپ به جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا نیز حمله کرد و او پاسخ تندی داد. اما ایتالیا درگیر یک جنگ در دو جبهه نیست و همچنین میتواند روی حمایت دمکراتهای آمریکا حساب کند. برای ما این کار چیزی جز باخت به همراه ندارد. ساکت بمانید، نفس بکشید و به آن زمان بدهید. این کاری است که باید انجام شود.»
منتظر تحقق شروط هستیم(۱)
مسعود اکبری/ کیهان
🔻۱- در شرایط حساس کنونی که سرنوشت ایران در پیچ تاریخی مهمی قرار گرفته، بیانیه اخیر رهبر معظم انقلاب با کلیدواژه «منتظر تحقق شروط هستیم»، نقطه عطفی در راهبرد ملی کشور محسوب میشود. این بیانیه که در ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ منتشر شد، نه تنها چارچوب توافق احتمالی را ترسیم میکند، بلکه رویکردی نوین در مدیریت افکار عمومی و پاسخگویی به دشمن را نیز طلب میکند. رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتاللهالعظمی سیدمجتبی خامنهای در بخشی از این بیانیه تأکید کردند: «از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته شده خواهیم بود.» این سخن، علاوه بر ترسیم افق روشن، مسئولیتی خطیر بر دوش همه ارکان نظام و مردم نهاده است. شروطی که در بیانیه مذکور به آنها اشاره شده، مواردی است که در ماههای اخیر به صراحت در بیانیههای رهبر معظم انقلاب مطرح شده است. این شروط، نه تنها مطالبات بهحق ملت ایران را بازنمایی میکند، بلکه تضمینکننده منافع ملی در بالاترین سطح است.
🔻۲- اولین و بنیادیترین شرط، پایان کامل و دائمی عملیات نظامی در تمام جبهههاست. بر اساس گزارشهای منتشر شده، رژیم غاصب صهیونیستی پس از امضای یادداشت تفاهم، حملات خود در جنوب لبنان را نهتنها متوقف نکرده، بلکه با انتشار نقشهای جدید، گستره نفوذ نظامی خود را چندین کیلومتر عمیقتر از منطقه حائل اولیه گسترش داده است. این اقدام، با نخستین بند یادداشت تفاهم در تناقض آشکار است.
🔻۳- یکی دیگر از شروط مطرح شده در بیانیههای رهبر انقلاب، تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز است. آیتالله سید مجتبی خامنهای در بخشی از نخستین پیام خود که ۲۱ اسفند سال گذشته منتشر شد، تأکید کردند: «همچنان از اهرم مسدودکردن تنگه هرمز باید استفاده شود.»
🔸ایشان همچنین در بخشی از پیامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب که در ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ منتشر شد، تأکید کردند:«ما حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.» رهبر معظم انقلاب همچنین در پیامی به مناسبت روز ملی خلیجفارس که ۱۰ اردیبهشت سالجاری منتشر شد، تأکید کردند:«فصل نوین خلیجفارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است... ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه خلیجفارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوءاستفادههای دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همه ملتهای منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد؛ بِاِذنِ الله وَلَو کَرِهَ الکافرون.» تنگه هرمز، شاهرگ حیاتی منطقه و جهان و نقطه راهبردی قدرت ایران است. هرگونه توافقی باید حاکمیت کامل ایران بر این آبراه بینالمللی را تضمین کند. تنگه هرمز ملک طلق ایران است.
🔻۴- جبران خسارتهای وارده به ایران در طول جنگ رمضان، از دیگر شروطی است که در بیانیههای رهبر معظم انقلاب بدان اشاره شده است. حضرت آیتالله العظمی سید مجتبی خامنهای در پیام ۲۱ اسفندماه ۱۴۰۴ فرمودند: «ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند، به اندازهای که تشخیص بدهیم، از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد، به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.» و دوباره در پیام ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ تأکید فرمودند که «حتماً غرامت تکتک صدمات وارد شده و خونبهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد.»
🔻۵- تحریمهای ظالمانه و غیرقانونی و غیرانسانی آمریکا علیه ملت ایران، یکی از موانع بر سر راه توسعه اقتصادی ایران است. بر همین اساس لغو جامع و کامل تحریمها، یکی از شروط اساسی هرگونه توافق است.
🔻۶- پایان دادن به پرونده هستهای ایران، یکی دیگر از شروط کلیدی هرگونه توافق است. بازرسان آژانس به این دلیل که چشمان آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند و دستانشان آغشته به خون دانشمندان هستهای ماست، حق حضور در ایران را ندارند.
علاوه بر این، اورانیوم غنیشده ایران نیز هیچ ربطی به دشمن ندارد. دولت تروریست آمریکا که جنایت بمباران اتمی دو شهر هیروشیما و ناکازاکی ژاپن را در کارنامه سیاه خود دارد و رژیم کودککش اسرائیل که نه تنها عضو انپیتی نیست، بلکه دارنده سلاح اتمی است، به هیچ عنوان در جایگاهی نیستند که درباره صنعت هستهای ایران اظهارنظر کنند. رهبر شهید انقلاب اسلامی ۲۸ مهر ۱۴۰۴ با اشاره به یاوهگوییهای رئیسجمهور آمریکا که ضمن افتخار کردن به بمباران صنعت هستهای ایران، مدعی از بین بردن آن شده بود، فرمودند: «ایرادی ندارد، به همین خیال باشید اما اصلاً شما چهکاره هستید که اگر کشوری صنعت هستهای دارد، در قبال آن باید و نباید مطرح کنید؟ چه ربطی به آمریکا دارد که ایران امکانات و صنعت هستهای دارد یا ندارد؟ این دخالتها ناباب، غلط و زورگویانه است.»
🔻ادامه دارد...