eitaa logo
زندگی در فرهنگ
477 دنبال‌کننده
883 عکس
202 ویدیو
47 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و چند عنوان دیگر ▫️راه ارتباطی: @Ashirii
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی در فرهنگ
📍 آرمان درویش: مدیر امنیتی چندساعت مانده به توافق به سلبریتی‌ها گفت استوری از میناب بگذارید! ▫️آرما
سعید اشیری: 🔺این گفت‌وگو، به‌مثابه‌ی سندی گویا، بیانگر دیدگاهی است که بر اساس آن، ساختار قدرت در کشور متشکل از دو لایه‌ی اسمی و حقیقی تلقی می‌شود. بر این اساس، لایه‌ی زیرینِ قدرت، در قامت حاکمیتی پنهان و تأثیرگذار، نقش اصلی را ایفا می‌کند و لایه‌ی ظاهریِ منسوب به انقلاب، عمدتاً کارکردی پوششی دارد. 🔺هرچند مصادیق این گفت‌وگو معطوف به حوزه‌ی فرهنگ است اما به‌زعم این تحلیل، این الگو در کلّ نظام سیاسی و اجتماعی به عنوان یک عارضه‌ی رنج‌آور جاری و ساری است. 🔺در این چارچوب، گوینده که خود را در وضعیتی برزخی می‌یابد، این هشدار را می‌دهد که منابع اصلی تصمیم‌گیری در جایگاهی دیگر قرار دارند. گوینده با استناد به این ناهماهنگی، از مسئولان رسمی می‌خواهد که موضع شفاف خود را در قبال گروه‌های مختلف/رانتی/نفاق‌آلود (اعم از مخالفان و موافقان) اعلام کنند تا تکلیف هنرمندان معتقد و هوادارِ نظام نیز مشخص گردد. 🔺در نهایت، این سرگردانی و بلاتکلیفی، ناشی از عدم درک دقیق این دوگانگیِ ساختاری ارزیابی شده و این گفت‌وگو، به‌عنوان روایتی کم‌نظیر، جهت آگاهی از این حقیقتِ مدنظر، شایسته‌ی تأمل و بازبینی دقیق توصیه می‌شود. 🔺شاید خیلی بی‌ریط به نظر آید اما حتماً به‌خاطر داشته باشید: در کشوری که سومین ناموس الهی در جامعه - پول ملی - تا این حد تحقیر و تضعیف میشود، هرگز نمیتوان رمق‌ و بنیادی برای فرهنگ قائل بود. 🔺خواجه نصیرالدین طوسی در اخلاق ناصری و ابن‌مسکویه در تهذیب‌ الاخلاق، هر دو به این مفهوم - پول، ناموس سوم خدا در جامعه است - تصریح می‌کنند. فتأمّل! 🌐@drAshiri
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوباره رسانه‌ی موشک‌نوشت: آمریکا! بازی تمام شد! از آخرین نوشته‌ها روی موشک‌های امروز و دیروز. 🌐@drAshiri
‌🔻 چند نکته درباره چشم‌انداز احتمالی جنگ دکتر مصطفی نجفی ‌۱. درگیری‌های سنگین روزهای اخیر پیش‌زمینه یک جنگ پرشدت دیگر است؛ مرحله‌ای که در صورت وقوع، شاید به جهاتی از جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نیز پرشدت‌تر باشد. در چنین سناریویی، علاوه بر اهداف نظامی از پیش تعریف‌شده، زیرساخت‌های حیاتی نیز به بانک اهداف طرفین افزوده خواهد شد. ‌۲. دامنه جنگ احتمالا تنها به افزایش حجم حملات محدود نخواهد ماند؛ بلکه از نظر جغرافیایی نیز گسترش خواهد یافت. احتمال کشیده شدن میدان درگیری از خلیج فارس و شرق مدیترانه به دریای سرخ و تنگه باب‌المندب وجود دارد و در این میان، نقش انصارالله و سعودی‌ها می‌تواند پررنگ‌تر از گذشته باشد. حملات ایران دقیق‌تر، گسترده‌تر و پردامنه‌تر از قبل خواهد شد و حملات محدود به خلیج فارس نخواهد شد. ‌۳. اجرای یک محاصره دریایی در شرایط جنگی با شدت بالا، به‌مراتب پیچیده‌تر از محاصره در شرایط آتش‌بس خواهد بود. موفقیت یا عدم موفقیت چنین سناریویی تا حد زیادی به توانایی نیروهای مسلح ایران در ایجاد بازدارندگی و تهدید ناوگان دریایی آمریکا در دریای عمان وابسته است. با این حال، تمامی مسیرهای تجاری و مبادی صادراتی و وارداتی ایران احتمالا مورد هجوم قرار می‌گیرند تا کمربند محاصره را ایجاد کنند. ‌۴. اسرائیل نیز احتمالا به زودی وارد درگیری می‌شود و کارزار ترور و کارزار ضربه به زیرساخت‌ها را توسعه خواهد داد. ‌۵. به نظر می‌رسد کشورهای عربی منطقه، نسبت به گذشته هم انگیزه کمتری برای مهار تنش داشته باشند و هم آمادگی بیشتری برای ایفای نقشی مستقیم‌تر در معادلات جنگ؛ موضوعی که می‌تواند ابعاد منطقه‌ای درگیری را بیش از پیش گسترش دهد. ‌۶. احتمال استفاده از سلاح‌ هسته‌ای تاکتیکی علیه تاسیسات هسته‌ای و موشکی زیرزمینی کشورمان را نباید منتفی دانست. ‌۷. اقدامات نظامی و خرابکارانه جدیدی برای تسریع شورش و ایجاد ناآرامی‌های اجتماعی و مرزی در دستورکار امریکا و اسرائیل قرار دارد که احتمالا از آن رونمایی خواهند کرد. ‌۸. برخلاف برخی برآوردها، احتمال هلی‌برن و همچنین عملیات ویژه زمینی در برخی نقاط کشور به ویژه در سواحل، بنادر، جزایر و مراکز هسته‌ای و موشکی منتفی نیست. ‌🌐@drAshiri
امام علی (علیه‌السلام) در صفین به اصحاب فرمود: از فرار کردن خجالت بکشید! كه فرار از ميدان جنگ ننگ جاویدانی است! چه در ميان گذشتگان، و چه در روزگاران آينده؛ و موجب آتش است در روز حسابرسى. با رضايت خاطر بجنگيد، و شادمان و سبك جان، به سوى مرگ گام برداريد... خطبه‌ی ۶۶ 🌐@drAshiri
۱ از ۲ بایسته‌ها در معادلات راهبردی ایرانِ مبعوث در دوره‌ی جدید جنگ تحمیلی سعید اشیری ۲۳ تیرماه ۱۴۰۵ سکوت موقت صحنه‌ی نبرد و تفاهم با امریکا، فرصت بزرگ دیگری به مذاکره‌گرایی در ایران بود که «علی‌الاصول» می‌توانست صورت‌بندی دیگری داشته باشد؛ باری، ایران عزیز و مبعوث اکنون بیش از همیشه به وحدت نیاز دارد و محور وحدت را باید «مقاومت فراگیر در برابر دشمن با راهبری رهبر گرامی انقلاب» نهاد. بازگشایی دوباره‌ی میدان جنگ ما را وارد الزاماتی می‌کند که این الزامات را اگر در بایسته‌ها و معادلات راهبردی ببینیم، این فهرست را می‌توان طرح کرد: یک. پرهیز از ساده‌انگاری بزرگ در ماجرای جنگ جنگ، پیچیده‌ترین پدیده‌ی اجتماعی است؛ موفقیت در جنگ، تابع تدبیر است؛ هر میزان از ساده‌انگاری در شناخت واقعیت جنگ، امکان تدبیر و موفقیت در آن را سخت‌تر و دورتر و دیرتر میکند‌. دو. پرهیز از نگاه تک‌عاملیتی به پیروزی در جنگ موفقیت در واقعیت پیچیده‌ی جنگ، آسیب مهم و بزرگی در ایران امروز دارد و آن «اراده‌گرایی تکلیف‌مدار» است؛ اراده‌ی ملی‌ و عزم مردم برای مقاومت و پیروزی در جنگ، رکن رکین پیروزی است. ملت‌ها پیش از شکستن در میدان نبرد، ابتدا در میدان اراده‌ها شکست میخورند اما نباید صرف اراده را آنچنان برجسته کرد که جای تدبیرِ بعد از اراده را بگیرد. بگذریم از اینکه همان تدابیر هم برخاسته از اراده‌ها هستند. سه. پرهیز از تداوم سیاست‌های شوک‌درمانی اقتصادی و اصیل دانستن بازدارندگی بر پایه‌ی‌ استحکام درونی اشتباه بزرگ مدیران کشور، پذیرش تصمیمات شکست‌خورده و ناکارآمد لیبرالیستی در اقتصاد سیاسی ایران است؛ هر سیاستی که به تضعیف پول ملی و شوک به نظام قیمت‌ها به‌ویژه در کالاهای اساسی باشد، حتما ما را به شکست در این جنگ، نزدیک کرده است. عوامل این تصمیمات‌ را باید در چهارچوب «نفوذ نرم» تحلیل و ارزیابی کرد. چهار. خنثی‌سازی سناریوی «جنگِ متناوب» پیش از اجرا دشمن طراحی کرده بود که با چند دوره‌ی ضربات تاکتیکی (با شدت و ضعف) و سپس آتش‌بس، هم به اهداف نظامی برسد و هم ایران را در فرسایشِ درونی و عدم‌ترمیم باقی بگذارد. اما ایران با اشراف اطلاعاتی نسبی و اراده‌ی بالا برای خروج از این سناریو، این الگو را شناسایی و با گسترش هم‌زمانِ جبهه‌ها از همان ساعات نخست، حلقه‌های تناوب را شکست. جنگِ دوره‌ای، با بستن دائمیِ تنگه‌ی هرمز و منطقه‌ای‌سازیِ آنی، به جنگِ بی‌وقفه و تمام‌عیار تبدیل شد. پنج. تغییر معادله‌ی هزینه‌ها به نفع ایران با استفاده از نامتقارن‌ترین ابزارها آمریکا ظاهراً به برتری فناوریِ متعارف متکی است اما ایران با ترکیبِ موشک‌های بالستیک و کروز، پهپادهای انتحاری و عملیات دریاییِ نامتقارن، هزینه‌ی هر ضربه را برای دشمن به مراتب بالاتر از ارزشِ تاکتیکی هدف، کرده است. اصابت به رادارهای FPS، سامانه‌های پاتریوت و زاغه‌های مهمات در چهار کشور، نشان می‌دهد که هر دلارِ هزینه‌شده توسط ایران، ده‌ها برابرِ خسارتِ راهبردی برای دشمن به همراه دارد.
۲ از ۲ شش. تمرکز روی «تاب‌آوریِ اقتصادی-اجتماعی» در درون آمریکا دشمن روی فشارِ معیشتی و نارضایتی داخلی حساب باز کرده بود. بسته شدن تنگه‌ی هرمز در پایین‌ترین سطح ذخایرِ انرژی آمریکا، هزینه‌های زیرساختی (انرژی) و تورمی سنگینی را به جامعه‌ی آمریکا تحمیل می‌کند که خود، عامل مهمی در تضعیف تاب‌آوری دشمن خواهد بود. هفت. خنثی‌سازی نقش کشورهای عربی؛ وادار کردن آنها به بی‌طرفی فعال آمریکا روی هماهنگی عربستان و امارات برای پشتیبانی لجستیک و اطلاعاتی حساب کرده بود، اما ایران باید تلاش کند با تهدید مستقیمِ این قبیل کشورها، در صورت هرگونه اقدام خصمانه و نشان دادن توانایی آتش‌افروزی در دریای سرخ و ینبع، کشورهای عربی را در معادله‌ای هزینه‌بر قرار دهد. بسا رویارویی زمینیِ یمن با سعودی و امارات، بزرگ‌ترین کابوس راهبردی آنهاست و همین تهدید، آنها را به سمتِ عدم همراهی با سناریوی آمریکا سوق می‌دهد. هشت. توجه به زیرساخت‌های انرژی و تنگه‌ی باب‌المندب و کانال سوئز در حالی که آمریکا از اهرم‌های متعدد عملیاتی خود (حملات هوایی، تحریم، فشار دیپلماتیک) را به کار می‌برد و تهدید زیرساختی را گاه اجرا کرده است، ایران نیز باید نشانه‌های معنادار و مهمی از ایجاد اختلال بزرگ در باب‌المندب و سوئز را نشان دهد. زیرساخت‌های انرژی دشمن (برق، گاز، آب و شیرین‌کننده‌ها)، و تشدید نامتقارن در دیگر تنگه‌های جهانی، می‌تواند این توازن اهرم‌ها را به نفع ایران برگرداند. نه. جنگِ ترکیبیِ دیپلماتیک و رسانه‌ای؛ روایت‌سازیِ مقابل دشمن تلاش می‌کند با اعلام آتش‌بس‌هایِ زودهنگام، پیروزی تاکتیکی را به افکارِ عمومیِ جهان بنمایاند‌، اما ایران با روایتِ «تولد نظم جدید» و نمایش شکست عملیات دشمن در جنوب (افتضاح دریایی)، روایت غالب را گاه تغییر داده است. هم‌زمان، هماهنگی با شرکای بین‌المللی در بحران انرژی، اهرم فشار ایران را در میزهای دیپلماتیک، دوچندان می‌کند. ده. بهبود پدافند و مقابله با حوادث امنیتی و آشوب داخلی رژیم صهیونیستی مأموریت ایجاد آشوب مسلحانه در مرزها و عمق ایران را بر عهده دارد. باید با هوشیاری تمام، آماد بود. تقویت پدافند هوایی باید در اولویت فوری تقویت قوای دفاعی ما باشد. پیشگیری از ترورهای مقامات و افراد کلیدی، باید در دستور کار ویژه مقامات امنیتی باشد. برآیند. بار دیگر، ثابت شد تدابیر رهبر شهید انقلاب، مسیر پیروزی و سعادت ما را محقق خواهد کرد. دشمن، عهدشکن و فریب‌کار است و شرارت، ذات او شده است. هر مذاکره‌ای، به اهرم‌های عملی و اجرایی بزرگ و آزموده، برای ثبات صلح و رفع جنگ نیاز دارد. باید با تمام قوا و تمام وجود، بازگردیم به مسیر مقاومت بر پایه‌ی‌ فرامین و تدابیر رهبر گرامی انقلاب؛ و در این بازگشت، به محورها و معادلات راهبردی پیشین، توجه باید کرد. 🌐@drAshiri
| ما ترامپ را می‌کشیم 🔻طرح جدید دیوارنگاره میدان انقلاب تهران با تصویری از ترامپ در داخل تابوت 🌐@drAshiri
پیچیدگی جنگ سعید اشیری ▫جنگ، پیچیده‌ترین پدیده‌ی اجتماعی است؛ البته اگر بخواهیم به مفاهیمی چون دولت، فرهنگ، تمدن و از این قبیل نگاه کنیم، با قدری تسامح جنگ را باید «یکی از پیچیده‌ترین پدیده‌های اجتماعی» دانست؛ اما تعبیر «پیچیده‌ترین پدیده» نیازمند احتیاط است زیرا پیچیدگی، معیار واحدی ندارد و اثبات برتری جنگ بر پدیده‌هایی چون دولت، تمدن، دین یا اقتصاد جهانی، دشوار است.‌ ▫جنگ از آن رو پیچیدگی کم‌نظیری دارد که چند ویژگی را هم‌زمان گرد می‌آورد: 🔺یک. جنگ یک کنش منفرد نیست؛ برآیند تصمیم‌های مختلف و تودرتوی سیاسی، نظامی، امنیتی، فناوری، اقتصادی، اجتماعی، سلامت و مناسبات بین‌المللی است. 🔺دو. در جنگ، کنشگران با موجودی منفعل روبه‌رو نیستند؛ هر طرف می‌اندیشد، فریب می‌دهد، می‌آموزد و در واکنش به دیگری راهبرد خود را تغییر می‌دهد؛ بنابراین جنگ، معرکه‌ی تضارب ایده‌ها و خلاقیت‌ها و حیله‌ها و عصبیت‌ها و تزاحم‌ها و حمایت‌هاست. 🔺سه. رابطه‌ی علت و معلول در جنگ، خطی نیست. یک حادثه‌ی کوچک ممکن است پیامدی تاریخی ایجاد کند و تصمیمی بزرگ ممکن است بی‌اثر بماند؛ همان چیزی که در زبان نظریه‌ی پیچیدگی «ناخطی‌بودن» خوانده می‌شود. 🔺چهار. جنگ قواعد جامعه را به حالت استثنایی می‌برد: ساعات و روزهای کاری، تغییر می‌کند؛ مسافرت رفتن، کاری میشود برای نجات یافتن؛ مترو رایگان میشود؛ بنزین زدن، محدود میشود؛ ایست-بازرسی و کنترل‌های خیابانی، مرسوم میشود و خیلی از قواعد استثنایی، وضعیت مرسوم پیدا میکنند و به‌عکس. تغییر قواعد مرسوم زندگی، جنگ را به وضعیت زندگی بغرنج تبدیل میکند. 🔺پنج. جنگ فقط نظمی را ویران نمی‌کند؛ هم‌زمان نظم‌های تازه، هویت‌های جمعی، مرزهای سیاسی، فناوری‌ها، نهادها و روایت‌های تاریخی جدیدی می‌سازد. ممکن است مردم یک کشور، از کشور بگریزند (اوکراین) و ممکن است مردم کشور دیگر، ساعت‌های متمادی و در هر روز، به خیابان بیایند و برای دشمن رجز بخوانند و پیام همبستگی را زمزمه کنند (ایران). ▫شاید جملات اولیه‌ی این یادداشت را باید تغییر داد: «جنگ، متراکم‌ترین صورت پیچیدگی اجتماعی است؛ لحظه‌ای که در آن، تقریباً همه‌ی نیروهای سازنده‌ی جامعه در شرایط تعارض، عدم‌قطعیت و خطر مرگ به یکدیگر گره می‌خورند. اینجاست که حقیقت وجودی آدم‌ها، نهادها، سازمان‌ها و ملّت‌ها خودِ واقعی‌ترش را نشان می‌دهد: ملّتی که مبعوث میشود و پیروز میشود و ملّتی که تسلیم میشود و اسیر خواهد ماند.» 🌐@drAshiri
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگاه رهبر شهید انقلاب به ویژگی‌های مذاکره با آمریکا 🌐@drAshiri
هدایت شده از تینا چهارسوقی امین
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دانشگاه غائب ، مردم حاضر. 📺 برنامه زمانه، پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۵ مشاهده در تلوبیون ┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄ @tina_ch_amin
بله درسته دانشگاه غائب و مردم حاضر اما آیا علت غیبت این نیست که انسان دانشگاهی در کلاس مقاومت غایب است
۱ از ۲ عبور از پنجره آسیب‌پذیری و خلع سلاح آمریکا با آخرین سطح از بازدارندگی دکتر مهدی خیرجو این روزها با داغ شدن دوباره تنور جنگ و تحولات پیچیده منطقه، تحلیلی در محافل سیاسی و رسانه‌ای داخلی شکل گرفته است که گویی با رفتن ترامپ و پایان دوره‌ی او قرار است نزاع ما با آمریکا ختم بخیر شود، همین تحلیل خطا می‌کوشد به حکرامان بقبولاند که تفاهمی با ترامپ منعقد کنند و امتیازاتی به او فعلا بدهند تا شرش را کم کند و سایه شوم جنگ و تهدید اتمی از سر ایران برداشت شود و بعدا می‌شود با جانشینان ترامپ در آمریکا کنار آمد! این همان خطایی است که جنگ و تهدید اتمی را محصول ترامپ می‌داند، نه برنامه بلند مدت آمریکا علیه تمامیت ایران. با نگاهی دقیق‌تر به تاریخچه دکترین نظامی آمریکا و تحولات یک دهه اخیر مشخص می‌شود که این تحلیل از اساس تقلیل‌گرایانه و غلط است. واقعیت این است که تهدید وجودی و گزینه نظامی علیه ایران، هرگز یک ایده نوظهور متعلق به ترامپ نبوده است، بلکه ریشه در راهبرد کلان ایالات متحده دارد که نقطه عطف آشکار آن در سال ۲۰۱۰ رقم خورد. برای درک ریشه تهدیدات فعلی باید به دوران ریاست جمهوری باراک اوباما بازگشت. در آوریل ۲۰۱۰، کاخ سفید سند راهبردی مرور وضعیت هسته‌ای را منتشر کرد. در این سند، آمریکا با ژستی صلح‌طلبانه اعلام کرد به کشورهای غیرهسته‌ای عضو پیمان منع گسترش که به تعهداتشان پایبندند، تضمین می‌دهد که هرگز هدف حمله یا تهدید هسته‌ای قرار نگیرند. اما این سند یک استثنای بزرگ و هدفمند داشت؛ آمریکا صراحتا اعلام کرد کشورهایی که به زعم واشنگتن ناقض این پیمان هستند که مستقیما به ایران و کره شمالی اشاره داشت، از این تضمین امنیتی معافند. در واقع از دوره اوبامای دمکرات، دکترین عدم استفاده از سلاح هسته‌ای برای ایران مصداق نداشت. رسانه‌های معتبر آمریکایی در آن زمان صراحتا اعلام کردند که اوباما استفاده از سلاح هسته‌ای را محدود کرده است، به جز برای ایران و کره شمالی. شخص اوباما نیز در همان مقطع تاکید کرد که در برابر ایران همه گزینه‌ها روی میز است. بنابراین، تهدید به نابودی و سرنگونی ایران یک سیاست ساختاری در واشنگتن است و نه یک تصمیم هیجانی و احساسی از سوی ترامپ. با این حال، اگر آمریکا از سال ۲۰۱۰ به دنبال سرنگونی و استفاده از ابزار جنگ علیه ایران بود، این پرسش مطرح می‌شود که چرا این پروژه سال‌ها به تعویق افتاد. پاسخ در قدرت بازدارندگی درونی و منطقه‌ای ایران در آن مقطع نهفته است. اما در سال‌های اخیر، واشنگتن و تل‌آویو احساس کردند که پنجره آسیب‌پذیری ایران باز شده است. این جسارت نتیجه مستقیم چند عامل کلیدی بود؛ از یک سو سیاست‌های غلط دولت روحانی در دوره برجام و شرطی شدن اقتصاد ایران نسبت به تصمیمات بین‌المللی و همچنین التهابات اقتصادی و وقایع اجتماعی سال‌های ۹۸ تا ۱۴۰۱ باعث افت ملموس سرمایه اجتماعی و القای حس شکنندگی داخلی به دشمن شد. از سوی دیگر، در سطح منطقه‌ای نیز زنجیره‌ای از حوادث باعث شد تا سپر دفاعی ایران در نگاه دشمن تضعیف شده به نظر برسد. عواملی نظیر بحران‌های عمیق در سوریه و سقوط دولت اسد، فشارهای سنگین بر حزب‌الله در داخل و خارج از لبنان اعم از سیاسی و نظامی و از دور خارج شدن ظاهری جنبش‌های حماس و جهاد اسلامی در نبردهای غزه، باعث شد تا آمریکا و رژیم صهیونیستی احساس کنند زمان برای ضربه زدن و عملی کردن ایده‌های قدیمی‌شان فرا رسیده است. اکنون در تقاطع این مختصات تاریخی و ژئوپلیتیکی، یک حقیقت عریان خودنمایی می‌کند. زمانی که دشمن احساس کند بازدارندگی متعارف و همبستگی داخلی شما دچار سایش شده است، به سراغ همان گزینه اصلی سال ۲۰۱۰ یعنی تهدید وجودی و اتمی خواهد رفت. در چنین شرایطی، دستیابی به سلاح هسته‌ای دیگر یک اقدام تحریک‌آمیز نیست، بلکه تنها راهکار عقلانی برای احیای توازن وحشت و بازدارندگی مطلق است. با ساخت بمب اتم، آخرین و بزرگترین برگ برنده و تهدید وجودی آمریکا از دستش خارج می‌شود. وقتی توازن هسته‌ای برقرار شود، دکترین هسته‌ای آمریکا و بلوف‌های امروز ترامپ کارکرد خود را از دست می‌دهند و آمریکا مجبور خواهد شد موجودیت، قدرت و هژمونی ایران را در منطقه به عنوان یک واقعیت تغییرناپذیر بپذیرد.