eitaa logo
زندگی در فرهنگ
476 دنبال‌کننده
883 عکس
202 ویدیو
47 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و چند عنوان دیگر ▫️راه ارتباطی: @Ashirii
مشاهده در ایتا
دانلود
شیوه‌ی جدیدی از ربوی شدن فرآیندهای زندگی در شرایط تورم کمرشکن در ایران طلا دیگر فقط پس‌انداز نیست؛ به ابزار کسب درآمد ماهانه تبدیل شده است. اخیراً در بازار، شیوه‌ای در حال گسترش است که افراد طلای خود را به طلافروش، اجاره می‌دهند و در مقابل، سود ثابت ماهانه دریافت می‌کنند؛ بدون آنکه طلا را بفروشند. این قرارداد، شباهت بسیار زیادی به قرض ربوی دارد و به احتمال زیاد صحیح نخواهد بود. این پدیده چند پیام روشن دارد: • فشار کمرشکن تورم، مردم را به‌سمت ربوی کردن زندگی کشانده است و این وضع، پیام منفی قابل توجهی خواهد داشت. • تورم، طلا را از «ذخیره ارزش» به «سرمایه درآمدزا» تبدیل کرده است. • کاهش اعتماد به نهادهای مالی رسمی، مردم را به قراردادهای شخصی و غیر رسمی سوق داده است. • خانوارها می‌خواهند هم ارزش دارایی خود را حفظ کنند و هم از آن جریان نقدی بسازند. • گسترش این معاملات، نشانه‌ی بزرگ‌تر شدن اقتصاد غیر رسمی و انتقال ریسک از نهادها به افراد است. نهایتاً این فقط یک شیوه جدید معامله نیست؛ آینه‌ای از دگرگونی رابطه‌ی جامعه با پول، اعتماد و آینده در اقتصاد تورمی است. 🌐@drAshiri
مصباح ما اهل بکاء بود؛ معمولا در جلسات روضه گوشه و کنار می‌نشست و بی صدا گریه می‌کرد. چون معمولا محل مراجعه بود، در روضه‌های منزل پدری، زمان روضه می‌رفت پشت صحنه و در کنار راه پله به همراه پسران عزیزش ایستاده یا نشسته، شروع می‌کرد به باریدن. شانه‌هایش می‌لرزید و چشمانش سرخ می‌شد. در مجالس دیگر هم همینطور بود، در حاشیه می‌نشست. در بیت آقا هم آنقدری که من دیدم، وقت روضه، اگر می‌توانست، خلوتی پیدا می‌کرد تا راحت‌تر گریه کند. خلاصه من گریه او را زیاد دیدم. اما آن گریه‌ای که مرا تکان داد و در ذهن من حک شد و پاک نخواهد شد، آخرین باری است که گریه او را دیدم. بعد از جنگ دوازده روزه، در نخستین دیدارها، وقتی سخن از شهید دکتر طهرانچی شد، مصباح ناگهان فرو ریخت، گفت در این شرایط نشد تسلیتی بگویم یا زنگی به پسرشان بزنم، خیلی بد شد. و بعد شروع کرد به تعریف و تمجید از کم نظیری دکتر طهرانچی که آخرین باری که دیدمش بوی شهادت میداد و ... که با شکستن بغضش نا تمام ماند... شانه‌هایش به شدت می‌لرزید و با صدای بلند های های گریه می‌کرد... من تنها یک بار دیگر چنین حالی را در او دیده بودم. بهت مرا گرفته بود و ناگهان و ناخواسته در ذهنم گذشت، این گریه، گریه فراق نیست، گریه جاماندن است... این اولین بار بود که شهادت او خیلی واضح در ذهن من نقش بست. بله، مصباح هم بوی شهادت می‌داد... 📝 یادداشت دکتر امین باقری‌کنی، برادر شهید مصباح‌الهدی باقری داماد رهبر شهید انقلاب 💠@alef_ba 💠@mmtehranchi_ir
تنش‌ها و ابهام‌ها در مصاحبه‌ی اخیر دکتر عراقچی ۱ از ۲ مصاحبه‌ی دکتر عراقچی، حاوی نکات روشنگرانه‌ی مهمی برای امروز جامعه‌ی ماست. با نگاهی انتقادی و با بهره‌گیری از هوش مصنوعی، نکاتی را درباره‌ی این گفتگو میشود طرح کرد. اگر این سخنان را فقط به‌عنوان یک مجموعه گزاره (و نه بر مبنای صحت یا نادرستی تاریخی آنها) تحلیل کنیم، چند تنش و تعارض منطقی در آنها دیده می‌شود. برخی از اینها «تناقض صریح» نیستند، بلکه «تنش در روایت» یا «نیازمند توضیح بیشتر» هستند. ۱. «کاملاً آماده بودیم» در برابر «برای این شکل از جنگ آماده نبودیم» عراقچی دو گزاره مطرح می‌کند: * «اصلاً غافلگیر نشدیم و برای همه چیز آمادگی داشتیم.» * «خودمان نیز برای جنگی با این شکل و ابعاد آماده نبودیم.» این دو گزاره در ظاهر ناسازگارند. البته می‌توان آنها را این‌گونه جمع کرد: * آمادگی در سطح سناریونویسی و تصمیم‌گیری وجود داشت. * اما آمادگی در سطح توان عملیاتی و تجربه میدانی کامل نبود. ولی چون خود گوینده این تفکیک را صریح بیان نمی‌کند، برای مخاطب نوعی تناقض ایجاد می‌شود. ۲. «جنگ حتمی بود» در برابر «۱۰ درصد احتمال موفقیت مذاکره وجود داشت» او می‌گوید: * «من مطمئن بودم جنگ می‌شود.» * «با احتمال ده درصد شاید مذاکره به نتیجه برسد.» از نظر منطق احتمال: اگر فرد واقعاً «مطمئن» باشد جنگ رخ خواهد داد، دیگر احتمال موفقیت مذاکره صفر است، نه ده درصد. تنها راه رفع این تعارض آن است که منظور از «مطمئن بودم» را «برآورد بسیار قوی» بدانیم، نه یقین منطقی. ۳. مذاکره «برای جلوگیری از جنگ» یا «برای اتمام حجت»؟ در روایت سه کارکرد متفاوت برای مذاکره دیده می‌شود: اول: شاید جنگ نشود. دوم: برای اتمام حجت نزد افکار عمومی. سوم: برای اثبات اینکه ایران مقصر جنگ نیست. این سه هدف الزاماً ناسازگار نیستند، اما معلوم نیست کدام هدف اصلی بوده است. اگر هدف اصلی جلوگیری از جنگ بوده، عبارت «مطمئن بودیم جنگ می‌شود» آن را تضعیف می‌کند. اگر هدف اصلی اتمام حجت بوده، تأکید بر احتمال موفقیت مذاکره کم‌رنگ می‌شود. ۴. «دشمن ایران را ضعیف می‌دانست» در برابر «کاملاً از آمادگی ایران خبر داشت» از یک طرف می‌گوید: * دشمن تصور می‌کرد ایران ظرف دو هفته فرو می‌پاشد. از طرف دیگر: * دشمن همه آرایش نظامی منطقه را تکمیل کرده بود. * همه سناریوها را طراحی کرده بود. * برای جنگ بلندمدت آماده شده بود. اینجا یک تنش تحلیلی وجود دارد. اگر دشمن چنین برنامه‌ریزی دقیقی داشته، چرا باید تصور کند کار ایران ظرف چند روز تمام می‌شود؟ ممکن است پاسخ این باشد که برنامه‌ریزی دقیق هم می‌تواند همراه با برآورد اشتباه باشد، اما این توضیح در متن بیان نشده است ۵. «پیروزی راهبردی» در برابر «پذیرش آتش‌بس به علت جلوگیری از خسارت» او می‌گوید: * ما پیروز راهبردی شدیم. * چون دست برتر داشتیم آتش‌بس را پذیرفتیم. * ادامه جنگ ممکن بود خسارت بیشتری ایجاد کند. اینجا یک پرسش منطقی ایجاد می‌شود: اگر دست برتر تا این اندازه تعیین‌کننده بود، چرا دشمن حاضر به آتش‌بس شد؟ اگر پاسخ این است که هر دو طرف به سقف مطلوب خود رسیده بودند، باید توضیح داده شود. در روایت حاضر این حلقه استدلال کامل نشده است. ۶. «اگر تعلیق را می‌پذیرفتیم شاید جنگ نمی‌شد» در برابر «جنگ اجتناب‌ناپذیر بود» درباره تعلیق غنی‌سازی می‌گوید: * «نمی‌شود با قاطعیت گفت اگر قبول می‌کردیم جنگ نمی‌شد.» اما در جاهای دیگر تأکید می‌کند: * «مطمئن بودیم جنگ می‌شود.» این دو گزاره از نظر منطقی با هم تنش دارند. زیرا اگر پذیرش تعلیق می‌توانست مانع جنگ شود، جنگ دیگر اجتناب‌ناپذیر نبوده است. ۷. «هیچ‌کس غافلگیر نشد» در برابر «درس‌های اساسی را بعد از جنگ گرفتیم» او تأکید می‌کند: * همه سناریوها آماده بود. * هیچ غافلگیری وجود نداشت. اما بعد می‌گوید: * مهم‌ترین درس‌های نظامی را از جنگ دوازده‌روزه گرفتیم. * سیستم لانچرها کاملاً تغییر کرد. این یعنی بخشی از آمادگی نظامی پس از جنگ ایجاد شده است. پس دوباره تفاوت میان آمادگی تصمیمی و آمادگی عملیاتی باید روشن شود. 🌐@drAshiri
تنش‌ها و ابهام‌ها در مصاحبه‌ی اخیر دکتر عراقچی ۲ از ۲ ۸. «جنگ نتیجه مقاومت ما بود» یا «نتیجه تصمیم دشمن بود»؟ در بخشی می‌گوید: * چون غنی‌سازی صفر را نپذیرفتیم، دشمن جنگ را انتخاب کرد. اما هم‌زمان تأکید می‌کند: * دشمن از قبل تصمیم جنگ را گرفته بود. اگر تصمیم جنگ از قبل قطعی بوده باشد، رد کردن غنی‌سازی علت جنگ نیست، بلکه صرفاً آخرین مرحله قبل از اجرای تصمیم است. در روایت فعلی رابطه علت و معلول کاملاً روشن نیست. ۹. «ما پیروز شدیم» اما «اگر ده روز زودتر آتش‌بس می‌شد برخی مسئولان زنده می‌ماندند» او می‌گوید: * تصمیم زمان آتش‌بس درست بود. اما بلافاصله اضافه می‌کند: * اگر ده روز زودتر آتش‌بس می‌شد، فلان مسئولان زنده می‌ماندند. این گزاره دوم، به‌طور طبیعی این پرسش را ایجاد می‌کند که: اگر امکان پایان زودتر جنگ وجود داشته، چرا همان زمان این تصمیم اتخاذ نشد؟ البته خود او می‌گوید این صرفاً یک بحث نظری است، اما همین مثال، انسجام استدلال قبلی را تا حدی تضعیف می‌کند. جمع‌بندی از منظر تحلیل منطقی، مهم‌ترین نقاط تنش در این روایت عبارت‌اند از: 1. آمادگی کامل ↔ آماده نبودن برای این نوع جنگ 2. قطعیت وقوع جنگ ↔ امید به موفقیت مذاکره 3. سه فلسفه متفاوت برای مذاکره (جلوگیری از جنگ، اتمام حجت، کسب مشروعیت) 4. ضعیف دانستن ایران توسط دشمن ↔ برنامه‌ریزی بسیار گسترده دشمن 5. اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ ↔ احتمال جلوگیری از جنگ با پذیرش تعلیق 6. پیروزی راهبردی ↔ تأکید بر ضرورت توقف برای جلوگیری از خسارت بیشتر 7. نبود غافلگیری ↔ تغییرات بنیادی در آمادگی نظامی پس از جنگ باید میان دو مفهوم نیز تفکیک کرد: تناقض منطقی با روایت چندلایه. بخش قابل‌توجهی از موارد بالا الزاماً تناقض صوری نیست بلکه ناشی از آن است که سخنان عراقچی میان سه سطح مختلف رفت‌وآمد می‌کند: روایت سیاسی، روایت دیپلماتیک و روایت امنیتی. اگر این سطوح به‌روشنی از هم تفکیک شوند، برخی از این تنش‌ها قابل توضیح‌اند؛ اما در شکل فعلی بیان، برای مخاطب این مرزها همیشه روشن نیست و همین باعث ایجاد ابهام و احساس ناسازگاری می‌شود. 🌐@drAshiri
باور می‌کنید مسئولان اقتصادی کشور موضوع به این واضحی و سادگی را نمی‌فهمند؟!!! شاید هم می‌فهمند و از عمد و برای اهداف شخصی و سیاسی، سعی در تشدید نارضایتی مردمی دارند! https://eitaa.com/joinchat/1802830600C66b40c86de
ترامپ بزرگ‌ترین هدیه را به چین داد 🔺 درگیری‌های اخیر در خاورمیانه بدون شلیک حتی یک گلوله، بزرگ‌ترین بهره‌بردار اقتصادی و سیاسی را مشخص کرده است. 🔹 فرید زکریا در واشنگتن‌پست نوشت که پکن با حفظ فاصله از هزینه‌های نظامی سنگین، از بحران موجود برای تحقق سه هدف دیرینه استفاده می‌کند: کاهش وابستگی خاورمیانه به آمریکا، تسلط بر فناوری‌های حیاتی و تثبیت جایگاه خود به عنوان قدرتی باثبات. 🔹 کشورهای خلیج فارس هم با تکیه بر توازن میان ایالات متحده و چین، مسیر جدیدی را برگزیده‌اند. عربستان سعودی با خرید تسلیحات و برگزاری رزمایش با نیروی دریایی چین، نشان داده است که چتر امنیتی آمریکا دیگر تنها گزینه نیست. 🔹 همچنین چین با تسلط بر ۹۱ درصد ظرفیت جهانی تولید پنل‌های خورشیدی و ۸۹ درصد تولید باتری‌های لیتیوم-یون، از این ناامنی انرژی برای گسترش نفوذ فناوری خود دارد.
لامین یامال و زیبایی امانت پذیری قسمت 1 ✍️ علی اصغر اسلامی تنها ▫️لامین یامال نصراوی ابانا (Lamine Yamal Nasraoui Ebana) ، ستارهٔ ۱۸‑سالهٔ بارسلونا، دیشب با اسپانیا قهرمان جهان شد. با این پیروزی دوباره تصویر ماندگار او در ۱۴ مه ۲۰۲۶، در جشن قهرمانی لالیگا، که پرچم فلسطین را در میان انبوهی از هواداران بر فراز اتوبوس روباز تیم به اهتزاز درآورد، دوباره در جهان مقاومت بازنشر شد. همان زمان این کنش به‌ظاهر ساده، در یک بستر جهانی، به رخدادی میان فرهنگی با لایه‌های عمیق هویتی، تاریخی، نمادین و سیاسی تبدیل شد اما در فضای محیطی پسا طوفان الاقصی و نسل کشی رژیم صهیونیستی در غزه و حمله صهیونی-آمریکای به ایران، قهرمانی اسپانیا در جام 26 با ستاره درخشان فوتبالش «الأمين جمال نصراوي إيبانا» و کنشگری متمایز او و همه تیم اسپانیا در مواجهه با ترامپ درمراسم جشن قهرمانی، موجی از شادی را در جهان مقاومت از فلسطین و لبنان تا ایران به همراه آورد و فرصتی برای بازاندیشی و بازتابش افکار و معانی را فراهم کرد کاربری نوشته بود به نظرم اسپانیا هیچ وقت فکر نمی کرد دعای جبهه مقاومت اینطوری پشت سرش باشه دیگری نوشت اسپانیای عزیز! صمیمانه‌ترین سپاس‌گذاری ما را بابت ایستادن در کنار ایران و فلسطین، آن‌گاه که بسیاری سکوت کردند، پذیرا باشید. صدای حقیقت‌خواهانه‌تان را هرگز فراموش نمی‌کنیم. جام قهرمانی شایسته‌ی شجاعت و بزرگواری شماست؛ هم به خاطر فوتبال‌تان و هم به خاطر انسانیت‌تان. هزاران تبریک. و هزاران بازتاب و تبریک دیگر برای پرچمدار اسپانیا ▫️امروز ما ایرانی ها بیش از همیشه می دانیم که گاه یک پرچم، بیش از یک پرچم است. در عصر غلبهٔ تصویر، یک حرکت ساده می‌تواند امواجی معنادار در سطح جهانی ایجاد کند. لامین یامال در حالی پرچم فلسطین را در خیابان‌های بارسلون برافراشت که جامعهٔ بین‌المللی هنوز درگیر یکی از پیچیده‌ترین و خونین‌ترین مناقشات تاریخ معاصر است. آنچه این کنش را برجسته می‌کند، نه فقط همبستگی با فلسطین، بلکه عبور یک ورزشکار نوجوان از مرزهای سیاسی روزمره و استفاده از سرمایهٔ نمادین برای شکستن سکوت گفتمانی حاکم بر ورزش است. گاه برای درکِ عمقِ این کنش، ساده‌ترین راه، آغاز از خودِ نام کنشگر باشد. ضرب‌المثلی عربی می‌گوید: «الاسماء تنزل من السماء»؛ نام‌ها از آسمان فرود می‌آیند و هر نامی با صاحب‌اش مناسبت دارد. این باورِ کهن، با نظریه‌ی ساپیر-وورف در زبان‌شناسی نیز می تواند هم‌سو افتد؛ آن‌جا که ساختارِ زبان، ساختارِ ادراک را شکل می‌دهد. اگر این نظریه را در سطحِ نام‌ها تعمیم دهیم، نام، به‌عنوانِ یک «واژه‌ی خاص»، می‌تواند «چهارچوبِ ادراکی» فرد را از خودش محدود یا گسترش دهد؛ کودکی به نامِ «سلطان» ممکن است از کودکی احساسِ قدرت کند و کودکی به نامِ «نادر» احساسِ کمیابی و استثنا. نامِ لامین یامال، خود، نقشه‌ای هویتیِ میان‌فرهنگی با چهار بُعدِ بنیادین است. ادامه... 🌐 @hamshenasi
لامین یامال و زیبایی امانت پذیری قسمت 2 ✍️ علی اصغر اسلامی تنها ▪️لامین: امانت‌داری در وجدان جمعی اسلامی لامین از ریشهٔ سامی أ-م-ن در زبان عربی، به معنای فرا‑امانت‌دار و مایهٔ آرامش است. در سنت اسلامی، این صفت، اشارت به نام ارجمند پیامبر (محمد امین) و نیز فرشتهٔ وحی (الروح الأمین) دارد. یک خانوادهٔ مراکشی‑الاصل که نام فرزند خود را الامین می‌گذارند، نه فقط به سنت دینی، بلکه به کارکرد اجتماعی این صفت (اعتماد، درستی، پناه‌آوری) وفادار می‌مانند. در بحبوحهٔ جنگ غزه، این نام، یک تعهد اخلاقی پنهان را عیان می‌کند. کسی که امین است، نمی‌تواند به فریاد مظلومان بی‌اعتنا بماند. ▪️یامال: زیبایی در گذر از مرزها یامال در رایج‌ترین خوانش ریشه‌شناختی، تصریفی گویشی از جمال در عربی مغربی است. اما در زبان آمازیغی، احتمالاً به راستی یا سمت راست اشاره دارد (هم‌نشینی جالب با جایگاه او در سمت راست اتوبوس). برخی ریشه‌شناسان نیز آن را به زبان‌های بومی آفریقای مرکزی (نیجر‑کنگو) نزدیک می‌دانند که یامال در آنها به معنای برکت است. بنابراین، یامال پلی است میان سه جهان عربی، مغربی و آفریقایی. یک نام میانی که تنوع قومی و تمدنی را نه به‌مثابهٔ بحران، بلکه به‌مثابهٔ فرصت رقم می‌زند. ▪️ نصراوی: یاری‌رسانی نسبی نصراوی در بافت مراکش، نامی قبیله‌ای با ریشهٔ نصر (پیروزی و یاری) و پسوند نسبت‌ساز است. خاندان‌های نصراوی در شمال مراکش، اغلب خود را به قبایل عرب بنی هلال یا بنی معقل نسبت می‌دهند که در سده‌های میانه به مغرب کوچیدند. اما در بافت امروزین انسان فلسطینی غزه، نصراوی بازتفسیر معنایی می‌شود. منسوب به نصرت ؛ کسی که در قامت یک ستارهٔ ورزشی، نصرت (یاری) را به مردمی می‌رساند که زیر بمباران، دیده شدن را آرزو می‌کنند. ▪️ایبانا: ریشه‌های آفریقایی و مقاومت استعماری ایبانا نامی از گینهٔ استوایی (تنها کشور اسپانیایی‌زبان در آفریقا) است که در زبان‌های بومی، به معنای ریشه یا درخت تفسیر می‌شود. انتخاب این نام (که در قالب نام خانوادگی مادر حفظ شده) در برابر هنجار نام‌گذاری اسپانیایی، یک بیانیهٔ هویتی است. من آفریقایی‌ام؛ من به ریشه‌های سیاه خود افتخار می‌کنم؛ و این ریشه‌ها، مرا به همبستگی با تمام ستمدیدگان فرا می‌خواند. آری، گاه میان نام و کنش فرد، هم‌نشینی‌های شگفت‌آوری دیده می‌شود. آنچه یامال انجام داد، هم‌نشینیِ شگفت‌آورِ نام و کنش را به‌روشنی نشان می‌دهد: «لامین» یعنی امانتدار و وفادار به امانتِ انسانیت، نه به مصلحت‌اندیشی؛ «یامال» یعنی زیبایی/برکت و آفریدنِ زیباییِ همشناسی و همدردی در دلِ جشن؛ «نصراوی» یعنی منسوب به همیاران و به‌یاری ندای فلسطینی‌ها برخاستن؛ و «ایبانا/عبانه» یعنی ایستادن بر ریشه‌هایِ عدالت‌خواهی. این هم‌نشینی، کنش او را از یک حرکت سیاسی صرف به یک «اجرای هویتی» تبدیل می‌کند؛ جایی که نام و عمل، یکدیگر را معنا می‌بخشند. امید که ادامه دار و پایدار باشد. ادامه... 🌐 @hamshenasi
لامین یامال و زیبایی امانت پذیری قسمت 3 ✍️ علی اصغر اسلامی تنها ◽پرچم فلسطین در دست یامال، در این رویداد، از یک نماد ملی به یک دال میان فرهنگی و مقاومت جهانی بدل می‌شود که معانی چندگانه‌ای را حمل می‌کند. برای فلسطینی‌ها، نماد زنده بودن و هستی، نه فقط آرمان یعنی جهان ما را دیدند. برای جهان عرب و اسلام، نماد کرامت و پاره تن غصب شده. برای چپ و جنوب جهانی، نماد مبارزه با امپریالیسم و برای ورزش‌ کاران و ورزش دوستان، نماد شکستن تابوی دروغین ورزش غیرسیاسی. یامال با انتخاب این نماد در یک جشن (نه در یک تظاهرات)، تنشی گفتمانی آفرید. چگونه می‌توان همزمان جشن قهرمانی گرفت و سوگ غزه را فریاد نزد؟ این تنش، دقیقاً نقطهٔ قوت کنش اوست؛ او نشان داد که شادی، منافاتی با همدردی ندارد. ◽واکنش‌ها به کنش یامال، خود یک متن میان فرهنگی غنی است. هواداران بارسلونا فریاد زدند او روح کاتالونیا است که به سنت همبستگی کاتلانها با فلسطین ارجاع دارد. کاتالان‌ها که خود تاریخی از سرکوب هویتی را تجربه کرده‌اند، همواره با جنبش‌های آزادی‌بخش جهان همبستگی نشان داده‌اند. از دههٔ ۱۹۷۰، حمایت از فلسطین در میان روشنفکران و فعالان کاتالان ریشه‌ای عمیق دارد. فعالان جهانی به خوبی با التفات به کارکرد فرازبانی کنش، آن را «شکستن سکوت» نامیدند و فلسطینی‌ها خطاب به او گفتند از غزه، دوستت داریم. او به صدای فرودستان بدل شده است. یامال، به‌عنوان یک کاتالان مراکشی‑آفریقایی‌تبار، این سنت را به‌روز کرده و آن را با هویت اسلامی‑آفریقایی خود تلفیق نموده است. او نه فقط یک ورزشکار، که یک پل میان‌فرهنگی است که سه جهان (اسلامی، آفریقایی و اروپایی) را به هم متصل می‌کند. ◽ یامال نگفت که از فلسطین حمایت می‌کند؛ بلکه نشان داد. رتوریک او ارسطویی نیست، رتوریک کنت بورگی است. تفاوت بلاغت اقناعی با رتوریک انگیزه ها، بنیادی است. اگر او بیانیه‌ای صادر می‌کرد، می‌توانستند آن را سیاسی‌کاری بخوانند اما او در قامت یک قهرمان ورزشی، در میان هزاران هوادار، در فضایی از شادی، پرچمی برافراشت که سوگ جمعی را به تصویر کشید این کنش، از نوعی صداقت اجرا برخوردار بود که با واکنش احساسی گسترده‌ای در غزه روبرو شد. یک دانشجوی فلسطینی در غزه نوشته بود: فقط ۱۴ ثانیه کافی بود تا اشکم را درآورد. این ۱۴ ثانیه، در حقیقت، یک بیانیهٔ وجودی بود. ◽مخالفان، این کنش را ورود سیاست به ورزش می‌دانند. اما این نگاه، مبتنی بر یک توهم ایدئولوژیک است که ورزش را فضایی خنثی و غیرسیاسی فرض می‌کند. در حالی که ورزش همواره عرصهٔ بازنمایی قدرت‌ها بوده است. سکوت در برابر نسل‌کشی، خود یک کنش سیاسی آشکار است. یامال با این کار، به کارکرد انسانی ورزش بازگشته است. ورزش، نه فقط رقابت، که همبستگی و امیدآفرینی است. @hamshenasi
لامین یامال و زیبایی امانت پذیری قسمت 4 ✍️ علی اصغر اسلامی تنها ▫️از کنش لامین یامال(امین جمال)، می‌توان چند نکته بنیادین برای ارتباطات میان‌فرهنگی استخراج کرد: ⚡️ ارتباطات میان فرهنگی در وهله اول یک کنش غیر کلامی بین افراد است . بازتاب جهانی معنای پرچم به دست گرفتن لامین یامال گواه روشن آن است ⚡️هویت چندلایه، منبع قدرت است، نه ضعف. یامال نه یک مهاجر بی‌هویت ، بلکه یک انسان میان فرهنگی است که از همهٔ لایه‌های هویتی خود برای همشناسی و همبستگی استفاده می‌کند. ⚡️نمادها، جهانی‌اند اما تفسیرشان محلی. پرچم فلسطین در بارسلون گرچه ممکن است معنایی متفاوت از پاریس یا واشنگتن داشته باشد؛ اما در نقطهٔ تلاقی این تفاسیر، گفت‌وگوی جهانی امکان شکل گیری دارد. ⚡️سکوت در برابر جنایت بشری خیانت است. در فرهنگ‌های جمع‌گرا و دارای حافظهٔ استعماری، سکوت در برابر ظلم، به‌معنای مشارکت در ظلم تلقی می‌شود. یامال نشان داد که صدای یک نفر می‌تواند امید میلیون‌ها انسان باشد ⚡️ نام‌ها، معانی و روایت‌ها را حمل می‌کنند نام یک فرد، پیش‌از آن‌که یک برچسب لفظی باشد، یک روایت تاریخی و فرهنگی فشرده است. گاه تحلیل نام‌ها، دریچه‌ای است به‌سوی درک عمیق‌تر از جوامع و فرهنگ ها. ▫️لامین یامال نصراوی عبانه، با یک حرکت چند ثانیه‌ای پرچمداری، بیش از آنچه بسیاری از دیپلمات‌ها در ماه‌ها انجام دادند، به آگاهی‌بخشی جهانی کمک کرد. او همنام خود (امین یاری‌رسان ریشه‌دار) و با کنش زیبای خود (برافراشتن پرچم فلسطین)، ثابت کرد که در عصر فریب همگانی روشنگری دیجیتال ، کنش آنالوگ(پرچم داری) با صداقت نمادین و شجاعت هویتی می‌توانند از هزاران کنش کلامی و بیانیه رسمی تأثیرگذارتر باشند. کنش او به ما یادآوری می کند که همبستگی، نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه یک کنش امانت پذیرانه و همشناسانه است در برابر بی‌تفاوتی و ناهمشناسی سازمان‌یافته. زیبایی (جمال) در همین است، در جرئت ایستادن در برابر جریان سلطه ، و در انتخاب انسانیت، حتی به‌قیمت ازدست‌دادن توپ‌طلا. ▫️آنچه نوشتم محصول تلاشی اندک است برای خوانش میان فرهنگی یک رویداد ورزشی، فراتر از گزارش خبری. در جهانی که مرزهای سیاسی و هویتی روزبه‌روز سیال‌تر می‌شوند، تحلیل میان‌فرهنگی کنش‌های نمادین، به ما کمک می‌کند تا معنا را در لابه‌لای تصاویر و نام‌ها بیابیم. لامین یامال، با نام و کنش خود، یک متن زنده است برای مطالعهٔ میان فرهنگی. نام و کنش لامین یامال به نوجوانان ما یادآوری می کند که نام همان نخستین هدیه فرهنگی که مادر و پدر به شما می دهند، یک ظرف معنایی است که از آسمان معنا نازل می‌شود، اما محتوای آن، را می توان در زمین و در جهان اجتماعی با ارادهٔ، انتخاب و کنش فرد، حفظ نمود و پُربارتر نمود و یا جایگزین و تهی کرد. می توان لامین یامال یا الأمين جمال نصراوي إيبانا بود؛ کنشگری امین که زیبایی همیاری و ریشه داری همشناسی و پیروزی همبستگی را به همه جهان نشان و هدیه داد @hamshenasi
✅ کارت‌های ایران برای بی‌اثر کردن محاصره دریایی 🔹 ایران می‌تواند هم هزینه ادامه محاصره دریایی را بالا ببرد و هم با مسیرهای جایگزین اثر آن را کاهش دهد. 🔹 از بستن باب‌المندب و زیر ضرب بردن زیرساخت‌های خاص دشمن تا استفاده از ظرفیت خزر و سوآپ انرژی، مجموعه‌ای از ابزارهای متنوعی است که می‌تواند ماجرای محاصره را جور دیگری رقم بزند./نورنیوز 🌐 @drAshiri