هدایت شده از همشناسی فرهنگی I اسلامی تنها
لامین یامال و زیبایی امانت پذیری
قسمت 2
✍️ علی اصغر اسلامی تنها
▪️لامین: امانتداری در وجدان جمعی اسلامی
لامین از ریشهٔ سامی أ-م-ن در زبان عربی، به معنای فرا‑امانتدار و مایهٔ آرامش است. در سنت اسلامی، این صفت، اشارت به نام ارجمند پیامبر (محمد امین) و نیز فرشتهٔ وحی (الروح الأمین) دارد. یک خانوادهٔ مراکشی‑الاصل که نام فرزند خود را الامین میگذارند، نه فقط به سنت دینی، بلکه به کارکرد اجتماعی این صفت (اعتماد، درستی، پناهآوری) وفادار میمانند. در بحبوحهٔ جنگ غزه، این نام، یک تعهد اخلاقی پنهان را عیان میکند. کسی که امین است، نمیتواند به فریاد مظلومان بیاعتنا بماند.
▪️یامال: زیبایی در گذر از مرزها
یامال در رایجترین خوانش ریشهشناختی، تصریفی گویشی از جمال در عربی مغربی است. اما در زبان آمازیغی، احتمالاً به راستی یا سمت راست اشاره دارد (همنشینی جالب با جایگاه او در سمت راست اتوبوس). برخی ریشهشناسان نیز آن را به زبانهای بومی آفریقای مرکزی (نیجر‑کنگو) نزدیک میدانند که یامال در آنها به معنای برکت است. بنابراین، یامال پلی است میان سه جهان عربی، مغربی و آفریقایی. یک نام میانی که تنوع قومی و تمدنی را نه بهمثابهٔ بحران، بلکه بهمثابهٔ فرصت رقم میزند.
▪️ نصراوی: یاریرسانی نسبی
نصراوی در بافت مراکش، نامی قبیلهای با ریشهٔ نصر (پیروزی و یاری) و پسوند نسبتساز است. خاندانهای نصراوی در شمال مراکش، اغلب خود را به قبایل عرب بنی هلال یا بنی معقل نسبت میدهند که در سدههای میانه به مغرب کوچیدند. اما در بافت امروزین انسان فلسطینی غزه، نصراوی بازتفسیر معنایی میشود. منسوب به نصرت ؛ کسی که در قامت یک ستارهٔ ورزشی، نصرت (یاری) را به مردمی میرساند که زیر بمباران، دیده شدن را آرزو میکنند.
▪️ایبانا: ریشههای آفریقایی و مقاومت استعماری
ایبانا نامی از گینهٔ استوایی (تنها کشور اسپانیاییزبان در آفریقا) است که در زبانهای بومی، به معنای ریشه یا درخت تفسیر میشود. انتخاب این نام (که در قالب نام خانوادگی مادر حفظ شده) در برابر هنجار نامگذاری اسپانیایی، یک بیانیهٔ هویتی است. من آفریقاییام؛ من به ریشههای سیاه خود افتخار میکنم؛ و این ریشهها، مرا به همبستگی با تمام ستمدیدگان فرا میخواند.
آری، گاه میان نام و کنش فرد، همنشینیهای شگفتآوری دیده میشود. آنچه یامال انجام داد، همنشینیِ شگفتآورِ نام و کنش را بهروشنی نشان میدهد: «لامین» یعنی امانتدار و وفادار به امانتِ انسانیت، نه به مصلحتاندیشی؛ «یامال» یعنی زیبایی/برکت و آفریدنِ زیباییِ همشناسی و همدردی در دلِ جشن؛ «نصراوی» یعنی منسوب به همیاران و بهیاری ندای فلسطینیها برخاستن؛ و «ایبانا/عبانه» یعنی ایستادن بر ریشههایِ عدالتخواهی. این همنشینی، کنش او را از یک حرکت سیاسی صرف به یک «اجرای هویتی» تبدیل میکند؛ جایی که نام و عمل، یکدیگر را معنا میبخشند. امید که ادامه دار و پایدار باشد.
ادامه...
🌐 @hamshenasi
هدایت شده از همشناسی فرهنگی I اسلامی تنها
لامین یامال و زیبایی امانت پذیری
قسمت 3
✍️ علی اصغر اسلامی تنها
◽پرچم فلسطین در دست یامال، در این رویداد، از یک نماد ملی به یک دال میان فرهنگی و مقاومت جهانی بدل میشود که معانی چندگانهای را حمل میکند. برای فلسطینیها، نماد زنده بودن و هستی، نه فقط آرمان یعنی جهان ما را دیدند. برای جهان عرب و اسلام، نماد کرامت و پاره تن غصب شده. برای چپ و جنوب جهانی، نماد مبارزه با امپریالیسم و برای ورزش کاران و ورزش دوستان، نماد شکستن تابوی دروغین ورزش غیرسیاسی. یامال با انتخاب این نماد در یک جشن (نه در یک تظاهرات)، تنشی گفتمانی آفرید. چگونه میتوان همزمان جشن قهرمانی گرفت و سوگ غزه را فریاد نزد؟ این تنش، دقیقاً نقطهٔ قوت کنش اوست؛ او نشان داد که شادی، منافاتی با همدردی ندارد.
◽واکنشها به کنش یامال، خود یک متن میان فرهنگی غنی است. هواداران بارسلونا فریاد زدند او روح کاتالونیا است که به سنت همبستگی کاتلانها با فلسطین ارجاع دارد. کاتالانها که خود تاریخی از سرکوب هویتی را تجربه کردهاند، همواره با جنبشهای آزادیبخش جهان همبستگی نشان دادهاند. از دههٔ ۱۹۷۰، حمایت از فلسطین در میان روشنفکران و فعالان کاتالان ریشهای عمیق دارد. فعالان جهانی به خوبی با التفات به کارکرد فرازبانی کنش، آن را «شکستن سکوت» نامیدند و فلسطینیها خطاب به او گفتند از غزه، دوستت داریم. او به صدای فرودستان بدل شده است. یامال، بهعنوان یک کاتالان مراکشی‑آفریقاییتبار، این سنت را بهروز کرده و آن را با هویت اسلامی‑آفریقایی خود تلفیق نموده است. او نه فقط یک ورزشکار، که یک پل میانفرهنگی است که سه جهان (اسلامی، آفریقایی و اروپایی) را به هم متصل میکند.
◽ یامال نگفت که از فلسطین حمایت میکند؛ بلکه نشان داد. رتوریک او ارسطویی نیست، رتوریک کنت بورگی است. تفاوت بلاغت اقناعی با رتوریک انگیزه ها، بنیادی است. اگر او بیانیهای صادر میکرد، میتوانستند آن را سیاسیکاری بخوانند اما او در قامت یک قهرمان ورزشی، در میان هزاران هوادار، در فضایی از شادی، پرچمی برافراشت که سوگ جمعی را به تصویر کشید این کنش، از نوعی صداقت اجرا برخوردار بود که با واکنش احساسی گستردهای در غزه روبرو شد. یک دانشجوی فلسطینی در غزه نوشته بود: فقط ۱۴ ثانیه کافی بود تا اشکم را درآورد. این ۱۴ ثانیه، در حقیقت، یک بیانیهٔ وجودی بود.
◽مخالفان، این کنش را ورود سیاست به ورزش میدانند. اما این نگاه، مبتنی بر یک توهم ایدئولوژیک است که ورزش را فضایی خنثی و غیرسیاسی فرض میکند. در حالی که ورزش همواره عرصهٔ بازنمایی قدرتها بوده است. سکوت در برابر نسلکشی، خود یک کنش سیاسی آشکار است. یامال با این کار، به کارکرد انسانی ورزش بازگشته است. ورزش، نه فقط رقابت، که همبستگی و امیدآفرینی است.
@hamshenasi
هدایت شده از همشناسی فرهنگی I اسلامی تنها
لامین یامال و زیبایی امانت پذیری
قسمت 4
✍️ علی اصغر اسلامی تنها
▫️از کنش لامین یامال(امین جمال)، میتوان چند نکته بنیادین برای ارتباطات میانفرهنگی استخراج کرد:
⚡️ ارتباطات میان فرهنگی در وهله اول یک کنش غیر کلامی بین افراد است . بازتاب جهانی معنای پرچم به دست گرفتن لامین یامال گواه روشن آن است
⚡️هویت چندلایه، منبع قدرت است، نه ضعف. یامال نه یک مهاجر بیهویت ، بلکه یک انسان میان فرهنگی است که از همهٔ لایههای هویتی خود برای همشناسی و همبستگی استفاده میکند.
⚡️نمادها، جهانیاند اما تفسیرشان محلی. پرچم فلسطین در بارسلون گرچه ممکن است معنایی متفاوت از پاریس یا واشنگتن داشته باشد؛ اما در نقطهٔ تلاقی این تفاسیر، گفتوگوی جهانی امکان شکل گیری دارد.
⚡️سکوت در برابر جنایت بشری خیانت است. در فرهنگهای جمعگرا و دارای حافظهٔ استعماری، سکوت در برابر ظلم، بهمعنای مشارکت در ظلم تلقی میشود. یامال نشان داد که صدای یک نفر میتواند امید میلیونها انسان باشد
⚡️ نامها، معانی و روایتها را حمل میکنند نام یک فرد، پیشاز آنکه یک برچسب لفظی باشد، یک روایت تاریخی و فرهنگی فشرده است. گاه تحلیل نامها، دریچهای است بهسوی درک عمیقتر از جوامع و فرهنگ ها.
▫️لامین یامال نصراوی عبانه، با یک حرکت چند ثانیهای پرچمداری، بیش از آنچه بسیاری از دیپلماتها در ماهها انجام دادند، به آگاهیبخشی جهانی کمک کرد. او همنام خود (امین یاریرسان ریشهدار) و با کنش زیبای خود (برافراشتن پرچم فلسطین)، ثابت کرد که در عصر فریب همگانی روشنگری دیجیتال ، کنش آنالوگ(پرچم داری) با صداقت نمادین و شجاعت هویتی میتوانند از هزاران کنش کلامی و بیانیه رسمی تأثیرگذارتر باشند. کنش او به ما یادآوری می کند که همبستگی، نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه یک کنش امانت پذیرانه و همشناسانه است در برابر بیتفاوتی و ناهمشناسی سازمانیافته. زیبایی (جمال) در همین است، در جرئت ایستادن در برابر جریان سلطه ، و در انتخاب انسانیت، حتی بهقیمت ازدستدادن توپطلا.
▫️آنچه نوشتم محصول تلاشی اندک است برای خوانش میان فرهنگی یک رویداد ورزشی، فراتر از گزارش خبری. در جهانی که مرزهای سیاسی و هویتی روزبهروز سیالتر میشوند، تحلیل میانفرهنگی کنشهای نمادین، به ما کمک میکند تا معنا را در لابهلای تصاویر و نامها بیابیم. لامین یامال، با نام و کنش خود، یک متن زنده است برای مطالعهٔ میان فرهنگی. نام و کنش لامین یامال به نوجوانان ما یادآوری می کند که نام همان نخستین هدیه فرهنگی که مادر و پدر به شما می دهند، یک ظرف معنایی است که از آسمان معنا نازل میشود، اما محتوای آن، را می توان در زمین و در جهان اجتماعی با ارادهٔ، انتخاب و کنش فرد، حفظ نمود و پُربارتر نمود و یا جایگزین و تهی کرد. می توان لامین یامال یا الأمين جمال نصراوي إيبانا بود؛ کنشگری امین که زیبایی همیاری و ریشه داری همشناسی و پیروزی همبستگی را به همه جهان نشان و هدیه داد
@hamshenasi
✅ کارتهای ایران برای بیاثر کردن محاصره دریایی
🔹 ایران میتواند هم هزینه ادامه محاصره دریایی را بالا ببرد و هم با مسیرهای جایگزین اثر آن را کاهش دهد.
🔹 از بستن بابالمندب و زیر ضرب بردن زیرساختهای خاص دشمن تا استفاده از ظرفیت خزر و سوآپ انرژی، مجموعهای از ابزارهای متنوعی است که میتواند ماجرای محاصره را جور دیگری رقم بزند./نورنیوز
🌐 @drAshiri
اذن ولایی یا امر ولایی؟
سعید اشیری
🔺در مباحث فقهی و اصولی، میان «امر» و «اذن»، تفاوت مهمی وجود دارد؛ از جمله: امر یعنی ولیّ امر خودْ آغازکنندهی یک تصمیم یا دستور باشد اما اذن یعنی در پاسخ به درخواست دیگری، اجازهی انجام یا ترک کاری را بنا بر دلیل و مصلحتی بدهد. این دو، از نظر فقهی یکسان نیستند.
🔺فرض کنید یکی از مسئولان کشور (مثلاً جناب رئیسجمهوری محترم) طبق قانون، موظف است قانون یا سیاست یا دستور معینی را اجرا کند اما به دلیل مشکلات اجرایی یا تشخیص خود، بارها از رهبر گرامی (ولیّ امر) میخواهد که اجرای آن کار یا دستور، فعلاً متوقف شود. در نهایت، ولیّ امر نه به این دلیل که خود چنین تصمیمی داشته بلکه او «علیالاصول» نظر دیگری داشته اما برای رعایت شرایط کشور و پس از اصرارهای مکرر آن مقام محترم، با این درخواست موافقت میکند.
🔺در این وضعیت، منشأ تصمیم، «درخواست آن مسئول» است و نقش ولیّ امر، تنها «دادن اجازه» است، نه «صدور دستور».
🔺حالا اگر همان مسئول، چندی بعد و در کمال اعتماد به نفس بگوید: این کار «بر اساس هماهنگی با رهبری» یا «با دستور رهبری» انجام شده است، در واقع اجازهای را که در پی درخواست خودش گرفته، به شکل یک دستور ولایی معرفی کرده است!
🔺این سخن، هرچند اصل هماهنگی او با ولیّ امر را انکار نمیکند اما تصویر کاملاً نادقیقی از واقعیت را ارائه میکند؛ زیرا میان «درخواست از پایین و اجازه از بالا» با «دستور از بالا» تفاوتی روشن و اساسی وجود دارد.
🔺از این رو، بسا دقیقترین عنوان برای چنین وضعیتی ــ که اخیراً در بیانات برخی مسئولان پرتکرار شده است ــ این تعبیر باشد: این مسئولان گرامی «اذن ولایی رهبری را بهجای امر ولایی» وانمود میکنند و به بیان دیگر، ایشان در پی «وارونهنمایی منشأ تصمیم» هستند! یعنی تصمیمی که از درخواست مجری آغاز شده، بعداً به گونهای روایت شود که گویی از ابتدا دستور ولیّ امر بوده است.
🔺باید آگاهی مردم را در این زمینه افزود تا هزینهی این قبیل وارونهنماییها افزونتر شود.
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
کانال حسین قتیب در تلگرام:
روزنامه جوان امروز نوشته است که ممکن است «بهای حمله» به ایران، تغییر دکترین هستهای کشور باشد. این گزاره پیش از جنگ دوازدهروزه نیز مطرح شده بود. شهید علی لاریجانی هشدار داده بود که در صورت حمله، فشار افکار عمومی ممکن است ایران را به تغییر دکترین هستهای سوق دهد.
اما حمله رخ داد، تأسیسات ایران هدف قرار گرفت و شماری از فرماندهان و دانشمندان کشور به شهادت رسیدند؛ با این حال، تغییری در دکترین هستهای اعلام نشد و ایران همچنان در وضعیت آستانهای باقی ماند.
**مسئله اصلی فقط تحققنیافتن آن تهدید نیست. اشکال بنیادی در منطق آن است. تغییر دکترین هستهای نباید «بهای حمله» باشد، زیرا کارکرد بازدارندگی، جلوگیری از حمله است، نه واکنش به آن پس از وقوع.**
قرار نیست سلاح هستهای الزاماً استفاده شود. وظیفه آن این است که محاسبات دشمن را تغییر دهد و هزینه حمله را غیرقابلقبول سازد. وقتی اعلام میشود که ایران تنها پس از حمله ممکن است دکترین خود را تغییر دهد، طرف مقابل درمییابد که پیش از حمله هنوز با بازدارندگی هستهای روبهرو نیست.
این پیام حتی میتواند مشوق حمله پیشدستانه باشد: اکنون حمله کن، پیش از آنکه ایران از آستانه عبور کند.
بازدارندگی باید پیش از جنگ در محاسبات دشمن حضور داشته باشد. آنچه پس از حمله شکل بگیرد، دیگر مانع همان حمله نشده است. از این منظر، هم سخن امروز روزنامه جوان و هم موضع پیشین علی لاریجانی، منطق بازدارندگی را وارونه میکنند.
🌐@drAshiri
نفت، ۹۹ دلار!
🔺نمودار بالا، قیمت نفت خام برنت (قرارداد سپتامبر) را در صبح امروز ۲۳ ژوئیهی ۲۰۲۶ نشان میدهد.
🔺بر اساس آن، قیمت برنت به ۹۹٫۰۲ دلار برای هر بشکه رسیده و حاکی از ۵٫۲۶ درصد رشد در یک روز است.
🔺روند نمودار نیز بیانگر یک حرکت صعودی پیوسته از حدود ۸۴ دلار در ۱۷ ژوئیه تا آستانه ۱۰۰ دلار در ۲۳ ژوئیه است؛ جهشی که نشاندهندهی افزایش انتظارات بازار نسبت به محدودیت عرضه یا تشدید ریسکهای ژئوپلیتیکی در بازار جهانی نفت است.
🔺آثار شمشیر بازدارندگی ایران - تنگهی هرمز - بیش از این است؛ خواهید دید چه خواهد شد!
🌐@drAshiri
16.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌پیام ایرانیها به ترامپ👌👌
ایرانی چه کسی است ؟
✅چه طرفدار و چه منتقد نظام...
زندگی در فرهنگ
نفت، ۹۹ دلار! 🔺نمودار بالا، قیمت نفت خام برنت (قرارداد سپتامبر) را در صبح امروز ۲۳ ژوئیهی ۲۰۲۶ نشا
قراردادهای آتی نفت خام برنت برای تحویل در ماه ژوئن با ۲٫۴۳ درصد افزایش به ۱۰۷٫۸۹ دلار در هر بشکه رسید.