هدایت شده از همشناسی فرهنگی I اسلامی تنها
لامین یامال و زیبایی امانت پذیری
قسمت 3
✍️ علی اصغر اسلامی تنها
◽پرچم فلسطین در دست یامال، در این رویداد، از یک نماد ملی به یک دال میان فرهنگی و مقاومت جهانی بدل میشود که معانی چندگانهای را حمل میکند. برای فلسطینیها، نماد زنده بودن و هستی، نه فقط آرمان یعنی جهان ما را دیدند. برای جهان عرب و اسلام، نماد کرامت و پاره تن غصب شده. برای چپ و جنوب جهانی، نماد مبارزه با امپریالیسم و برای ورزش کاران و ورزش دوستان، نماد شکستن تابوی دروغین ورزش غیرسیاسی. یامال با انتخاب این نماد در یک جشن (نه در یک تظاهرات)، تنشی گفتمانی آفرید. چگونه میتوان همزمان جشن قهرمانی گرفت و سوگ غزه را فریاد نزد؟ این تنش، دقیقاً نقطهٔ قوت کنش اوست؛ او نشان داد که شادی، منافاتی با همدردی ندارد.
◽واکنشها به کنش یامال، خود یک متن میان فرهنگی غنی است. هواداران بارسلونا فریاد زدند او روح کاتالونیا است که به سنت همبستگی کاتلانها با فلسطین ارجاع دارد. کاتالانها که خود تاریخی از سرکوب هویتی را تجربه کردهاند، همواره با جنبشهای آزادیبخش جهان همبستگی نشان دادهاند. از دههٔ ۱۹۷۰، حمایت از فلسطین در میان روشنفکران و فعالان کاتالان ریشهای عمیق دارد. فعالان جهانی به خوبی با التفات به کارکرد فرازبانی کنش، آن را «شکستن سکوت» نامیدند و فلسطینیها خطاب به او گفتند از غزه، دوستت داریم. او به صدای فرودستان بدل شده است. یامال، بهعنوان یک کاتالان مراکشی‑آفریقاییتبار، این سنت را بهروز کرده و آن را با هویت اسلامی‑آفریقایی خود تلفیق نموده است. او نه فقط یک ورزشکار، که یک پل میانفرهنگی است که سه جهان (اسلامی، آفریقایی و اروپایی) را به هم متصل میکند.
◽ یامال نگفت که از فلسطین حمایت میکند؛ بلکه نشان داد. رتوریک او ارسطویی نیست، رتوریک کنت بورگی است. تفاوت بلاغت اقناعی با رتوریک انگیزه ها، بنیادی است. اگر او بیانیهای صادر میکرد، میتوانستند آن را سیاسیکاری بخوانند اما او در قامت یک قهرمان ورزشی، در میان هزاران هوادار، در فضایی از شادی، پرچمی برافراشت که سوگ جمعی را به تصویر کشید این کنش، از نوعی صداقت اجرا برخوردار بود که با واکنش احساسی گستردهای در غزه روبرو شد. یک دانشجوی فلسطینی در غزه نوشته بود: فقط ۱۴ ثانیه کافی بود تا اشکم را درآورد. این ۱۴ ثانیه، در حقیقت، یک بیانیهٔ وجودی بود.
◽مخالفان، این کنش را ورود سیاست به ورزش میدانند. اما این نگاه، مبتنی بر یک توهم ایدئولوژیک است که ورزش را فضایی خنثی و غیرسیاسی فرض میکند. در حالی که ورزش همواره عرصهٔ بازنمایی قدرتها بوده است. سکوت در برابر نسلکشی، خود یک کنش سیاسی آشکار است. یامال با این کار، به کارکرد انسانی ورزش بازگشته است. ورزش، نه فقط رقابت، که همبستگی و امیدآفرینی است.
@hamshenasi
هدایت شده از همشناسی فرهنگی I اسلامی تنها
لامین یامال و زیبایی امانت پذیری
قسمت 4
✍️ علی اصغر اسلامی تنها
▫️از کنش لامین یامال(امین جمال)، میتوان چند نکته بنیادین برای ارتباطات میانفرهنگی استخراج کرد:
⚡️ ارتباطات میان فرهنگی در وهله اول یک کنش غیر کلامی بین افراد است . بازتاب جهانی معنای پرچم به دست گرفتن لامین یامال گواه روشن آن است
⚡️هویت چندلایه، منبع قدرت است، نه ضعف. یامال نه یک مهاجر بیهویت ، بلکه یک انسان میان فرهنگی است که از همهٔ لایههای هویتی خود برای همشناسی و همبستگی استفاده میکند.
⚡️نمادها، جهانیاند اما تفسیرشان محلی. پرچم فلسطین در بارسلون گرچه ممکن است معنایی متفاوت از پاریس یا واشنگتن داشته باشد؛ اما در نقطهٔ تلاقی این تفاسیر، گفتوگوی جهانی امکان شکل گیری دارد.
⚡️سکوت در برابر جنایت بشری خیانت است. در فرهنگهای جمعگرا و دارای حافظهٔ استعماری، سکوت در برابر ظلم، بهمعنای مشارکت در ظلم تلقی میشود. یامال نشان داد که صدای یک نفر میتواند امید میلیونها انسان باشد
⚡️ نامها، معانی و روایتها را حمل میکنند نام یک فرد، پیشاز آنکه یک برچسب لفظی باشد، یک روایت تاریخی و فرهنگی فشرده است. گاه تحلیل نامها، دریچهای است بهسوی درک عمیقتر از جوامع و فرهنگ ها.
▫️لامین یامال نصراوی عبانه، با یک حرکت چند ثانیهای پرچمداری، بیش از آنچه بسیاری از دیپلماتها در ماهها انجام دادند، به آگاهیبخشی جهانی کمک کرد. او همنام خود (امین یاریرسان ریشهدار) و با کنش زیبای خود (برافراشتن پرچم فلسطین)، ثابت کرد که در عصر فریب همگانی روشنگری دیجیتال ، کنش آنالوگ(پرچم داری) با صداقت نمادین و شجاعت هویتی میتوانند از هزاران کنش کلامی و بیانیه رسمی تأثیرگذارتر باشند. کنش او به ما یادآوری می کند که همبستگی، نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه یک کنش امانت پذیرانه و همشناسانه است در برابر بیتفاوتی و ناهمشناسی سازمانیافته. زیبایی (جمال) در همین است، در جرئت ایستادن در برابر جریان سلطه ، و در انتخاب انسانیت، حتی بهقیمت ازدستدادن توپطلا.
▫️آنچه نوشتم محصول تلاشی اندک است برای خوانش میان فرهنگی یک رویداد ورزشی، فراتر از گزارش خبری. در جهانی که مرزهای سیاسی و هویتی روزبهروز سیالتر میشوند، تحلیل میانفرهنگی کنشهای نمادین، به ما کمک میکند تا معنا را در لابهلای تصاویر و نامها بیابیم. لامین یامال، با نام و کنش خود، یک متن زنده است برای مطالعهٔ میان فرهنگی. نام و کنش لامین یامال به نوجوانان ما یادآوری می کند که نام همان نخستین هدیه فرهنگی که مادر و پدر به شما می دهند، یک ظرف معنایی است که از آسمان معنا نازل میشود، اما محتوای آن، را می توان در زمین و در جهان اجتماعی با ارادهٔ، انتخاب و کنش فرد، حفظ نمود و پُربارتر نمود و یا جایگزین و تهی کرد. می توان لامین یامال یا الأمين جمال نصراوي إيبانا بود؛ کنشگری امین که زیبایی همیاری و ریشه داری همشناسی و پیروزی همبستگی را به همه جهان نشان و هدیه داد
@hamshenasi
✅ کارتهای ایران برای بیاثر کردن محاصره دریایی
🔹 ایران میتواند هم هزینه ادامه محاصره دریایی را بالا ببرد و هم با مسیرهای جایگزین اثر آن را کاهش دهد.
🔹 از بستن بابالمندب و زیر ضرب بردن زیرساختهای خاص دشمن تا استفاده از ظرفیت خزر و سوآپ انرژی، مجموعهای از ابزارهای متنوعی است که میتواند ماجرای محاصره را جور دیگری رقم بزند./نورنیوز
🌐 @drAshiri
اذن ولایی یا امر ولایی؟
سعید اشیری
🔺در مباحث فقهی و اصولی، میان «امر» و «اذن»، تفاوت مهمی وجود دارد؛ از جمله: امر یعنی ولیّ امر خودْ آغازکنندهی یک تصمیم یا دستور باشد اما اذن یعنی در پاسخ به درخواست دیگری، اجازهی انجام یا ترک کاری را بنا بر دلیل و مصلحتی بدهد. این دو، از نظر فقهی یکسان نیستند.
🔺فرض کنید یکی از مسئولان کشور (مثلاً جناب رئیسجمهوری محترم) طبق قانون، موظف است قانون یا سیاست یا دستور معینی را اجرا کند اما به دلیل مشکلات اجرایی یا تشخیص خود، بارها از رهبر گرامی (ولیّ امر) میخواهد که اجرای آن کار یا دستور، فعلاً متوقف شود. در نهایت، ولیّ امر نه به این دلیل که خود چنین تصمیمی داشته بلکه او «علیالاصول» نظر دیگری داشته اما برای رعایت شرایط کشور و پس از اصرارهای مکرر آن مقام محترم، با این درخواست موافقت میکند.
🔺در این وضعیت، منشأ تصمیم، «درخواست آن مسئول» است و نقش ولیّ امر، تنها «دادن اجازه» است، نه «صدور دستور».
🔺حالا اگر همان مسئول، چندی بعد و در کمال اعتماد به نفس بگوید: این کار «بر اساس هماهنگی با رهبری» یا «با دستور رهبری» انجام شده است، در واقع اجازهای را که در پی درخواست خودش گرفته، به شکل یک دستور ولایی معرفی کرده است!
🔺این سخن، هرچند اصل هماهنگی او با ولیّ امر را انکار نمیکند اما تصویر کاملاً نادقیقی از واقعیت را ارائه میکند؛ زیرا میان «درخواست از پایین و اجازه از بالا» با «دستور از بالا» تفاوتی روشن و اساسی وجود دارد.
🔺از این رو، بسا دقیقترین عنوان برای چنین وضعیتی ــ که اخیراً در بیانات برخی مسئولان پرتکرار شده است ــ این تعبیر باشد: این مسئولان گرامی «اذن ولایی رهبری را بهجای امر ولایی» وانمود میکنند و به بیان دیگر، ایشان در پی «وارونهنمایی منشأ تصمیم» هستند! یعنی تصمیمی که از درخواست مجری آغاز شده، بعداً به گونهای روایت شود که گویی از ابتدا دستور ولیّ امر بوده است.
🔺باید آگاهی مردم را در این زمینه افزود تا هزینهی این قبیل وارونهنماییها افزونتر شود.
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
کانال حسین قتیب در تلگرام:
روزنامه جوان امروز نوشته است که ممکن است «بهای حمله» به ایران، تغییر دکترین هستهای کشور باشد. این گزاره پیش از جنگ دوازدهروزه نیز مطرح شده بود. شهید علی لاریجانی هشدار داده بود که در صورت حمله، فشار افکار عمومی ممکن است ایران را به تغییر دکترین هستهای سوق دهد.
اما حمله رخ داد، تأسیسات ایران هدف قرار گرفت و شماری از فرماندهان و دانشمندان کشور به شهادت رسیدند؛ با این حال، تغییری در دکترین هستهای اعلام نشد و ایران همچنان در وضعیت آستانهای باقی ماند.
**مسئله اصلی فقط تحققنیافتن آن تهدید نیست. اشکال بنیادی در منطق آن است. تغییر دکترین هستهای نباید «بهای حمله» باشد، زیرا کارکرد بازدارندگی، جلوگیری از حمله است، نه واکنش به آن پس از وقوع.**
قرار نیست سلاح هستهای الزاماً استفاده شود. وظیفه آن این است که محاسبات دشمن را تغییر دهد و هزینه حمله را غیرقابلقبول سازد. وقتی اعلام میشود که ایران تنها پس از حمله ممکن است دکترین خود را تغییر دهد، طرف مقابل درمییابد که پیش از حمله هنوز با بازدارندگی هستهای روبهرو نیست.
این پیام حتی میتواند مشوق حمله پیشدستانه باشد: اکنون حمله کن، پیش از آنکه ایران از آستانه عبور کند.
بازدارندگی باید پیش از جنگ در محاسبات دشمن حضور داشته باشد. آنچه پس از حمله شکل بگیرد، دیگر مانع همان حمله نشده است. از این منظر، هم سخن امروز روزنامه جوان و هم موضع پیشین علی لاریجانی، منطق بازدارندگی را وارونه میکنند.
🌐@drAshiri
نفت، ۹۹ دلار!
🔺نمودار بالا، قیمت نفت خام برنت (قرارداد سپتامبر) را در صبح امروز ۲۳ ژوئیهی ۲۰۲۶ نشان میدهد.
🔺بر اساس آن، قیمت برنت به ۹۹٫۰۲ دلار برای هر بشکه رسیده و حاکی از ۵٫۲۶ درصد رشد در یک روز است.
🔺روند نمودار نیز بیانگر یک حرکت صعودی پیوسته از حدود ۸۴ دلار در ۱۷ ژوئیه تا آستانه ۱۰۰ دلار در ۲۳ ژوئیه است؛ جهشی که نشاندهندهی افزایش انتظارات بازار نسبت به محدودیت عرضه یا تشدید ریسکهای ژئوپلیتیکی در بازار جهانی نفت است.
🔺آثار شمشیر بازدارندگی ایران - تنگهی هرمز - بیش از این است؛ خواهید دید چه خواهد شد!
🌐@drAshiri
16.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌پیام ایرانیها به ترامپ👌👌
ایرانی چه کسی است ؟
✅چه طرفدار و چه منتقد نظام...
زندگی در فرهنگ
نفت، ۹۹ دلار! 🔺نمودار بالا، قیمت نفت خام برنت (قرارداد سپتامبر) را در صبح امروز ۲۳ ژوئیهی ۲۰۲۶ نشا
قراردادهای آتی نفت خام برنت برای تحویل در ماه ژوئن با ۲٫۴۳ درصد افزایش به ۱۰۷٫۸۹ دلار در هر بشکه رسید.
#گرارش_راهبردی
گزارش تازه دفتر اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه با عنوان «فرصتهای احیای اقتصاد ایران پس از بحران» تصویری از وضعیت اقتصاد ایران ارائه میدهد که در آن، مشکلات کنونی نه حاصل یک شوک مقطعی، بلکه نتیجه انباشت سالها سیاستگذاری و چالشهای ساختاری توصیف شده است.
این گزارش که در شرایط تداوم تورم، کاهش قدرت خرید، افت سرمایهگذاری و نااطمینانیهای ناشی از تحولات سیاسی و امنیتی منتشر شده، تأکید میکند که اقتصاد ایران برای خروج از بحران به اصلاحات بنیادین نیاز دارد و صرف کاهش فشارهای خارجی یا رفع تحریمها برای حل مشکلات کافی نخواهد بود.
بر اساس این گزارش، ایران در فاصله سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ بالاترین نرخ تورم را در میان کشورهای منطقه تجربه کرده است. میانگین تورم سالانه ایران در این دوره ۲۳.۸ درصد اعلام شده، در حالی که متوسط تورم کشورهای منطقه حدود ۷.۴ درصد بوده است.
سازمان برنامه و بودجه میگوید تداوم تورم بالا، علاوه بر کاهش قدرت خرید خانوارها، به افت سرمایهگذاری مولد، افزایش فعالیتهای سوداگرانه و تضعیف بخش تولید منجر شده است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که نرخ تورم نقطهبهنقطه در اردیبهشت ۱۴۰۴ از ۸۳ درصد عبور کرده؛ رقمی که از بالاترین سطوح تورمی ثبتشده در دهههای اخیر محسوب میشود. گزارش میگوید پیامد این وضعیت، افزایش هزینههای زندگی، کوچکتر شدن سبد مصرف خانوارها و کاهش توان خرید مردم بوده است.
این گزارش همچنین وضعیت بازار کار را «نگرانکننده» توصیف میکند. بر اساس آمار ارائهشده، تعداد شاغلان کشور در زمستان ۱۴۰۴ حدود ۲۴ میلیون و ۸۲۲ هزار نفر بوده، در حالی که جمعیت افراد در سن کار که خارج از چرخه اشتغال و تولید قرار دارند از ۴۱ میلیون نفر فراتر رفته است.
سازمان برنامه هشدار داده است که این روند، علاوه بر پیامدهای اقتصادی، میتواند آثار اجتماعی گستردهای از جمله افزایش فقر، کاهش درآمد خانوارها و تشدید آسیبهای اجتماعی به همراه داشته باشد.
در زمینه رشد اقتصادی نیز، گزارش نشان میدهد ایران در فاصله سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ از میان ۱۵ کشور منطقه، رتبه چهاردهم را از نظر رشد اقتصادی به دست آورده است؛ موضوعی که به گفته تهیهکنندگان گزارش، با وجود برخورداری کشور از منابع طبیعی، نیروی انسانی تحصیلکرده و بازار داخلی بزرگ، نشاندهنده ضعف در بهرهگیری از ظرفیتهای موجود است.
بر اساس این گزارش، تولید سرانه ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۵ هزار و ۱۹۰ دلار برآورد شده، در حالی که میانگین تولید سرانه کشورهای منطقه بیش از ۱۸ هزار دلار بوده است.
گزارش دفتر اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه همچنین به سناریوی کاهش تنشهای خارجی پرداخته و میگوید هرگونه توافق یا کاهش تحریمها میتواند فرصتی برای بازسازی اقتصاد ایران فراهم کند، اما تأکید میکند که این فرصت تنها در صورت اجرای اصلاحات داخلی، از جمله اصلاح سیاستهای پولی، مالی، ارزی، بانکی و بهبود فضای سرمایهگذاری، به رشد پایدار منجر خواهد شد.
در جمعبندی این گزارش آمده است که اقتصاد ایران در «نقطه تصمیم» قرار دارد و ادامه روندهای گذشته نمیتواند زمینه توسعه پایدار را فراهم کند. نویسندگان گزارش تأکید کردهاند که بحران کنونی، بیش از آنکه ناشی از کمبود منابع باشد، به نحوه اداره اقتصاد و کیفیت سیاستگذاری بازمیگردد و عبور از آن نیازمند اصلاحات ساختاری در شیوه حکمرانی اقتصادی است.