۱ از ۴
معادلات جدید مقاومت ایران چیست؟
سعید اشیری
اگر بخواهیم سخنان اخیر برخی از سرداران بلندپایهی کشورمان را دقیقتر ارزیابی کنیم، به مضمونهای فراگیر و مهمی چون: «بازدارندگی»، «جنگ فرسایشی» و «انتقال عملیات به خاک دشمن» برمیخوریم.
در نگاه راهبردی به این نکات، نقطهی عزیمت نباید شمار موشکها، تعداد هواپیماها، حجم خسارت یا حتی اندازهی اقتصاد طرفین باشد؛ چون در استراتژی، مقدارها اهمیت دارند اما آنچه رفتار طرفین و نتیجهی جنگ را تعیین میکند، نسبتهاست؛ بهویژه نسبت میان هزینهای که هر طرف تحمیل میکند و متقابلاً هزینهای که تحمّل میکند، و نسبت میان هزینهی جنگ و ظرفیت تحمل آن.
از این منظر، مسئلهی اصلی ایران این نیست که بتواند از نظر حجم قدرت نظامی با آمریکا یا حتی در بعضی حوزهها با اسرائیل برابری کند. مسئله این است که بتواند نسبت هزینه ـ فایدهی جنگ علیه ایران را چنان تغییر دهد که آغاز یا ادامهی جنگ برای دشمن نامعقول شود. در این صورت حتی یک عدمتقارن بزرگ در قدرت مطلق، لزوماً به عدمتقارن مشابهی در نتیجهی راهبردی منجر نمیشود.
به نظر این حقیر و با توجه به برخی قرائن و شواهد، استراتژی دفاعی و مقاومتی ما در حال تغییرات معنادار است که میتوان این تغییر جدید را در چند معادلهی اصلی نگریست.
یک. مسئلهی اصلی نسبت «هزینهی تحمیلشده» به «هزینهی تحملشده» است.
فرض کنیم طرف مقابل بتواند در یک مقطع از جنگ، خسارتی چند برابر حملهی قبلی به ایران وارد کند. این البته اتفاق خیلی بد و سنگینی است اما بهخودیخود تعیینکننده نیست. پرسش اصلی این است که این خسارت برای هر طرف چه نسبتی با ظرفیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی او دارد.
ممکن است خسارت ۱۰ واحدی برای یک طرف قابل جذب باشد اما خسارت ۳ واحدی برای طرف دیگر بحران سیاسی ایجاد کند. بنابراین واحد درست سنجش جنگ نه «مقدار خسارت» بلکه چیزی شبیه این است:
فشار راهبردی = هزینهی تحمیلشده ÷ ظرفیت تحمل طرف مقابل
در این دستگاه معادلاتی، هدف ایران لزوماً برابر کردن میزان تخریب نیست؛ بلکه بالا بردن فشار نسبی بر دشمن است.
یکی از نشانههای تغییر استراتژی ایران، حرکت از «تهدید هموزن» به «تهدید همنسبت» است.
دو. بازدارندگی تابع نسبت «منفعت مورد انتظار جنگ» به «هزینهی مورد انتظار جنگ» است.
بارها شنیدهایم که طرف مقابل، زمانی به جنگ علیه ما وارد شد که تصور کرد دستاورد احتمالی آن از هزینههایش بیشتر است. پس مسئلهی اصلی بازدارندگی ایران، افزایش هزینه بهصورت مطلق نیست بلکه برهمزدن این نسبت است:
جنگ عقلانی است اگر: دستاورد مورد انتظار «کمتر از» هزینهی مورد انتظار باشد.
و بازدارندگی زمانی برقرار میشود که ایران این نامساوی را وارونه کند:
هزینهی مورد انتظار «بزرگتر از» دستاورد مورد انتظار باشد.
از این منظر، ممکن است افزودن مقدار محدودی به توان نظامی ایران، اگر یک آسیبپذیری حیاتی دشمن را هدف قرار دهد، ارزش راهبردی بیشتری از چند برابر کردن یک قابلیت دیگر داشته باشد.
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
۱ از ۴ معادلات جدید مقاومت ایران چیست؟ سعید اشیری اگر بخواهیم سخنان اخیر برخی از سرداران بلندپایهی
۲ از ۴
معادلات جدید مقاومت ایران چیست؟
سه. زمان، وقتی سلاح میشود که نسبت هزینههای زمانی دو طرف نامتقارن باشد.
سخنان مختلف دربارهی طولانی کردن جنگ تا یک چرخهی سیاسی دیگر در آمریکا از همین منظر قابل فهم است. ارزش جنگ فرسایشی در «طولانی بودنِ» آن نیست؛ جنگ طولانی برای ایران نیز بسیار پرهزینه است. مسئله این است:
هزینهی نهایی یک ماه اضافه جنگ برای کدام طرف بیشتر است؟
اگر هر ماه جنگ برای ایران 100 واحد هزینه ایجاد کند اما برای دشمن بهدلیل هزینهی عملیات، فشار افکار عمومی، اختلال بازارها، اختلافات ائتلافی و چرخهی انتخابات 150 یا 200 واحد هزینهی جدید ایجاد کند، زمان به سود ایران کار میکند.
اما اگر این نسبت معکوس شود، جنگ فرسایشی نه مزیت بلکه دام راهبردی ایران خواهد بود.
بنابراین اصل دقیقتر چنین است:
ایران نباید جنگ را صرفا طولانی کند؛ باید جنگ را به شکلی طولانی کند که نرخ افزایش هزینهی دشمن از نرخ افزایش هزینهی خودش بیشتر باشد.
این تمایز بسیار مهم است.
چهار. معادلهی واقعی، «هزینهی هر واحد اثرگذاری» است.
یکی از مهمترین نسبتها در جنگ جدید این است:
هزینهی ایجاد یک واحد خسارت برای ایران ÷ هزینهی دفع همان خسارت برای دشمن
برای مثال، اگر یک سامانهی نسبتاً ارزان بتواند دشمن را مجبور کند برای رهگیری، حفاظت، پراکندگی نیروها یا توقف فعالیت اقتصادی هزینهای چند برابر بپردازد، اهمیت راهبردی آن از مقدار تخریب مستقیمش بیشتر است.
به همین دلیل در جنگ نامتقارن، سؤال اصلی این نیست که «این سلاح چقدر گران است؟» بلکه این است:
برای خنثیکردن هر واحد هزینهای که من میکنم، دشمن چند واحد باید هزینه کند؟
هرجا این نسبت به نفع ایران باشد، آن حوزه میتواند منشأ مزیت راهبردی شود.
پنج. دکترین تهاجمی در واقع کوششی برای تغییر «نسبت جغرافیایی هزینهها»ست.
اگر تمام میدان جنگ داخل ایران باقی بماند، یک عدم تقارن خطرناک شکل میگیرد:
ایران هزینهی سرزمینی جنگ را میپردازد، در حالی که طرف مهاجم، عمدهی هزینهی خود را دور از سرزمین اصلیاش تحمل میکند.
پس سخنان برخی از نظامیان کشورمان را باید مهم دانست که میگویند: عملیات نظامی را به خاک آمریکا میکشانیم. یا به اهداف راهبردی در دیگر نقاط جهان، ضربه میزنیم. هدف استراتژیک این است:
نسبت هزینهی سرزمینی ایران به هزینهی سرزمینی دشمن، کاهش پیدا کند.
این الزاماً به معنای تقارن کامل نیست. کافی است مهاجم بداند تصمیم به ادامهی جنگ و محاصره، دیگر فقط به معنای وارد کردن خسارت به ایران نیست بلکه بخشی از زیرساخت، آزادی عمل، نیروها یا منافع خودش نیز وارد معادلهی هزینه خواهد شد.
🌐@drAshiri
۳ از ۴
معادلات جدید مقاومت ایران چیست؟
شش. مهمتر از نسبت قدرت ایران و آمریکا، نسبت «قدرت قابل استفاده»ی آنهاست.
آمریکا قدرت نظامی مطلق بسیار بزرگی دارد؛ اما تمام این قدرت را نمیتواند در یک جنگ معیّن و بدون محدودیت بهکار گیرد.
بنابراین باید میان دو مفهوم تفکیک کرد:
قدرت موجود
و
قدرتی که از نظر سیاسی، اقتصادی و عملیاتی قابل مصرف است.
ممکن است کشوری صد واحد قدرت داشته باشد اما فقط حاضر یا قادر باشد ده واحد آن را برای یک منازعه مصرف کند؛ در حالی که کشور ضعیفتر حاضر باشد بخش بسیار بزرگتری از ظرفیت خود را وارد نبرد کند.
در نتیجه یکی از مهمترین نسبتها چنین است:
قدرت قابل بسیج ایران ÷ قدرت قابل بسیج دشمن برای همین جنگ
به نظرم این نسبت بسیار مهمتر از مقایسهی بودجهی نظامی دو کشور است.
هفت. نسبت «ارزش موضوع جنگ» برای دو طرف تعیینکننده است.
این از بنیادیترین قواعد استراتژی است.
ایران در جنگی که امنیت سرزمینی یا بقای سیاسی خود را درگیر کند، ممکن است حاضر باشد هزینهای بسیار بزرگ بپردازد؛ اما همان جنگ برای یک قدرت خارجی مثل آمریکا، ممکن است تنها یکی از چندین مسئلهی سیاست خارجی باشد.
بنابراین:
ارادهی تحمّل هزینه ≈ اهمیت موضوع برای هر طرف
در چنین وضعی حتی طرف ضعیفتر میتواند مزیت داشته باشد، زیرا چیزی که برای یک طرف، به یک مسئلهی حیاتی تبدیل میشود ممکن است برای طرف دیگر مسئلهای مهم اما غیرحیاتی باشد.
این، همانجایی است که قدرت مادی و قدرت راهبردی از یکدیگر جدا میشوند.
هشت. ائتلافها نیز باید با نسبت هزینه تحلیل شوند.
مسئلهی ایران نباید این باشد که همهی کشورهای منطقه را دشمن یا دوست فرض کند. سؤال دقیقتر این است:
برای هر دولت منطقهای، نسبت منفعت همکاری با عملیات علیه ایران به هزینهی احتمالی آن همکاری چقدر است؟
هدف بازدارندگی مؤثر این است که این نسبت برای طرفهای ثالث منفی شود:
هزینهی مشارکت در جنگ «کمتر از» منفعت مشارکت در جنگ
اما اینجا یک ظرافت حیاتی وجود دارد. اگر ایران هزینهی «بیطرفی» را نیز برای همسایگان بالا ببرد، نتیجه میتواند معکوس شود و آنها به سمت ائتلاف نظامی با دشمن حرکت کنند.
بنابراین راهبرد مطلوب باید میان این دو تمایز بگذارد:
همراهی با جنگ علیه ایران ← پرهزینه
بیطرفی در جنگ ← کمهزینه و امن
این شاید یکی از مهمترین نسبتهایی باشد که سیاست نظامی و دیپلماتیک ایران باید همزمان مدیریت کند.
🌐@drAshiri
۴ از ۴
معادلات جدید مقاومت ایران چیست؟
نُه. مهمترین معادله، نسبت «هزینهی ادامهی جنگ» به «هزینهی پایان دادن جنگ» است.
جنگها معمولا زمانی پایان مییابند که دستکم یکی از طرفین به این نتیجه برسد که ادامهی جنگ از پذیرش یک وضعیت سیاسی نامطلوب پرهزینهتر شده است.
پس استراتژی ایران اگر بخواهد به بازدارندگی پایدار برسد، باید در ذهن طرف مقابل چنین نسبتی ایجاد کند:
هزینهی ادامهی جنگ ÷ منفعت ادامهی جنگ ← پیوسته افزایش یابد
این همان معنای عمیق جنگ فرسایشی است. فرسایش صرفاً نابودی تجهیزات نیست بلکه فراتر از آن: فرسایشِ نسبت منفعت به هزینهی جنگ است.
ده. بنابراین مسئلهی نهایی ایران «برابری قدرت» نیست؛ «برتری در نسبتها»ست.
ایران برای بازدارندگی آمریکا یا اسرائیل لازم نیست در همهی مؤلفهها به توازن کمّی و مقداری برسد. چنین هدفی احتمالاً نه ضروری است و نه ممکن.
هدف عقلانیتر آن است که در چند نسبت حیاتی برتری ایجاد شود:
هزینهی حمله / منفعت حمله
هزینهی رهگیری / هزینهی حمله
هزینهی هر ماه جنگ برای دشمن / هزینهی هر ماه جنگ برای ایران
خسارت تحمیلشده / ظرفیت تحمل خسارت
قدرت قابل استفادهی دشمن / قدرت اسمی دشمن
هزینهی مشارکت متحدان دشمن / منفعت مشارکت آنها
هزینهی ادامهی جنگ / هزینهی پایاندادن به آن
از این منظر، سخنان مربوط به «بازدارندگی»، «فرسایشیکردن جنگ» و «انتقال عملیات به خاک دشمن» سه گزارهی جداگانه نیستند. هر سه اجزای یک منطق واحدند: دستکاری نسبتهای جنگ بهگونهای که دشمن، حتی با داشتن قدرت مطلق بیشتر، نتواند به نسبت منفعت ـ هزینهی مطلوبی دست پیدا کند.
و این شاید صورت دقیقتر دکترین مطلوب ایران باشد:
هدف راهبردی ایران نباید این باشد که دشمن نتواند به ایران خسارت بزند؛ بلکه باید کاری کند که هر سطحی از خسارت زدن به ایران، برای دشمن نسبتی از هزینه ایجاد کند که از ارزش سیاسی و نظامی آن خسارت بیشتر باشد.
در این خوانش، بازدارندگی نه محصول «انباشت قدرت» بلکه محصول **مهندسی نسبتها**ست.
و همین نکته تفاوت میان نگاه نظامی و نگاه استراتژیک را روشن میکند: فرمانده نظامی ممکن است بپرسد «چقدر توان داریم؟» اما استراتژیست باید بپرسد:
هر واحد توان ما چند واحد از توان، منابع، زمان، اراده و آزادی عمل دشمن را مصرف میکند؟
اگر پاسخ این سؤال به سود ایران تغییر کند، حتی بدون برابری در مقادیر، توازن راهبردی میتواند بهطور اساسی دگرگون شود.
🌐@drAshiri
بر اساس برخی نکات که از بازخورد یادداشت بالا به دستم رسیده است، چند نکتهی مهم را یادآوری میکنم:
در متن بالا، انگارهی «معادله» لحن و سبک نوشتاری را تا حدّ زیادی ریاضیاتی و انتزاعی کرده است. بهتبع، مفهوم «هزینه» را بیش از اندازه به زبان عقلانیت ابزاری صورتبندی کردهام؛ بهگونهای که ممکن بود چنین فهمیده شود: آمریکا و اسرائیل در برابر یک جدول هزینه ــ فایده مینشینند و هرگاه کسر از حدّ معینی عبور کرد، عقب مینشینند.
در عالم واقعی چنین نیست. کنشگر راهبردی ممکن است متکبر، ایدئولوژیک، حیثیتی، انتقامجو، گرفتار خطای ادراکی یا حتی آمادهی پرداخت هزینهای بسیار بیشتر از منفعت مادی قابل اندازهگیری باشد.
اساساً بخش مهمی از پیچیدگی این جنگ به این نکته است که کمّیّتها کمتر کمّیاند و کاربردها و دلالتهای کیفی دارند.
اما نکتهی بسیار مهمی را باید تذکر دهم و چیزی که قبلاً به زبانهای مختلف نوشتهام:
ضعف بزرگ ما در فناوری اجتماعیِ تبدیل کیفیت به کمّیّت است.
ما اگر خدای ناکرده شکست بخوریم، بیش از همه به این عامل بازمیگردد.
پول، فناوری اجتماعی تبدیل کیفیت به کمیت است؛ کیل و میزان تحقق عدل مدنی است و ناموس سوم خداوند است.
با سیاستهای تورمزا و تضعیف مکرّر پول ملّی (20000 بار در حدود ۴۰ سال؛یعنی میانگین هر سال 500 برابر تضعیف ریال در برابر دلار آمریکا)، ما بزرگترین سیاست ضدّ عدالت را در کشور اعمال کردهایم.
حال ببینید! با این تضعیفهای بزرگ در اقتصاد ملّی، اکنون اینچنین در برابر آمریکا ایستادهایم؛ اگر این تضعیفها نبود و بسیار قویتر از امروز بودیم، خدا میداند چه بلایی میتوانستیم بر سر این خصمِ دونِ پلیدِ نحس نجس بیاوریم.
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
یادداشت بنده در وبگاه: Khamenei.ir پول بهمثابهی ناموس حکمرانی ملّی ▫️برآیند دیدگاه رهبر انقلاب
یادداشت بنده در وبگاه: Khamenei.ir
پول بهمثابهی ناموس حکمرانی ملّی
پس از شهادت پیامبر و بی وفایی یاران
به اطراف خود نگاه کردم
و یاوری جز اهل بیت خود ندیدم؛
که اگر مرا یاری میکردند
کشته میشدند.
پس به مرگ آنان رضایت ندادم؛
چشم پر از خار و خاشاک را
به ناچار فرو بستم
و با گلویی که استخوان شکسته
در آن گیر کرده بود؛
جام تلخ حوادث را نوشیدم
و خشم خویش فرو خوردم.
و بر آن جام تلخ تر از گیاه حنظل
شکیبایی نمودم.
نهجالبلاغه،خطبه۲۶
تصویری از یکی از درخشانترین مجاهدان راه امامت و ولایت در جوانی: سید حسن نصرالله
فارن پالیسی:
[آیتالله امام] مجتبی خامنهای برای یک جنگ طولانیمدت برنامهریزی میکند
۱۳ آگوست ۲۰۲۶
انتصابهای اخیر مجتبی خامنهای در ساختار نظامی و امنیتی ایران نشان میدهد تهران خود را برای یک جنگ طولانیمدت با آمریکا و اسرائیل آماده میکند؛ جنگی که در آن مذاکره همچنان ممکن است، اما از موضعی بسیار سختتر و با تکیه بر افزایش توان بازدارندگی.
مهمترین نشانه این رویکرد، انتصاب محسن رضایی به دبیر شورای عالی امنیت ملی است.
https://foreignpolicy.com/2026/08/13/iran-mojtaba-khamenei-rezaei-war/
سایه بلند «شوک ایران»
فارنافرز نوشت:
با گذشت پنج ماه از بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت و گاز با وجود اختلال در حدود یکپنجم عرضه جهانی، به کمک ذخایر راهبردی، مسیرهای جایگزین انتقال انرژی و کاهش تقاضای چین تا حد زیادی کنترل شد.
اما این تابآوری در حال کاهش است. برخلاف تصور، هزینه حفظ این ثبات بیشتر بر دوش کشورهای در حال توسعه بوده؛ کشورهایی که با سهمیهبندی انرژی و فشارهای مالی روبهرو شدهاند، نه اقتصادهای بزرگ.
آیتاللهسیدمجتبیخامنهایVID_20260311_021942_035_۱۱۰۳۲۰۲۶.mp3
زمان:
حجم:
6.9M
🔘مجموعه بیانات امام #سیدمجتبی_خامنهای
درباره موضوعاتِ مختلفِ عقیدتی برای آشنایی #امت_اسلامی با نگرشهای توحیدیِ امامِ امت:
۱- تنظیم امور دنیوی افراد
۲- گناهِ شرک
۳- دشمنی با جبههی حق
۴- تفسیر عذابِالهَون
۵- توفیق شُکر
۶- اجابت دعا
۷- نقاطِ مشترکِ اديان
۸- معرفت به مبدأ و معاد
👇👇
🌻 @ahlebait110
جنگ ارزها در ۲۰۲۶؛ کدام پولها رشد کردند و کدام سقوط؟
🔸 بازار ارز در یک سال گذشته شاهد تغییرات گستردهای بوده است.
🔸 بر اساس دادههای دویچه بانک تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶، پزو کلمبیا با رشد ۱۹.۲ درصدی در برابر دلار آمریکا، صدر جدول ارزهای پرقدرت را از آن خود کرد.
🔸 ارزهای آسیایی بیشترین سهم را در میان ضعیفترینها دارند. وون کره جنوبی با افت ۱۲.۶ درصدی و ین ژاپن با کاهش ۱۱.۳ درصدی، تحت فشار هزینههای واردات انرژی قرار گرفتهاند.
🔸 در این میان، ریال ایران با ثبت افت ۴۷ درصدی در بازه زمانی ۳۰ ژوئن ۲۰۲۵ تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶، در قعر این فهرست قرار میگیرد.
🔸 در مقابل، درهم امارات، ریال قطر، ریال عربستان و دلار هنگکنگ به دلیل پیوند با دلار آمریکا، بیشترین ثبات را داشتهاند.
هدایت شده از سپهر گپ
15.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 شوک به اقتصاد آمریکا!
🔹 برشی از برنامه یازدهم| جنگ و فرسایش داخلی؛ چگونه باید مانع از این شد که جنگ به خودفرسایی داخلی منجرنشود.
👤 دکتر سعید اشیری؛ کارشناس اقتصاد فرهنگ:
«تهدید و شوک بیرونی؛ صرفا شوک بیرونی نمیماند و خودش را میآمد در فضای داخل تخلیه میکرد. الان چه اتفاقی میافتد؟...»
📽️ مشاهده فیلم کامل این نشست در آپارات
@sepehr_gap | سپهر گپ