eitaa logo
زندگی در فرهنگ
475 دنبال‌کننده
885 عکس
202 ویدیو
48 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و چند عنوان دیگر ▫️راه ارتباطی: @Ashirii
مشاهده در ایتا
دانلود
رئیس‌جمهور: 🔻چه کسی گفته دولت باید بنزین ۱۳۰ هزار تومانی بخرد و بعد آن را ۱۵۰۰ تومان بفروشد و در ادامه برای افزایش اعتبار کالابرگ، رفع تعهدات مالی گندم‌کاران، بیمه‌ها، معیشت کارگران، بازنشستگان و کارمندان با محدودیت مواجه شویم؟ 🔻من به عنوان مسئول باید پاسخگوی نیازهای مردم باشم. میدانید آقای پزشکیان، به چه مشکلی دچار است؟ اختلال در تحلیل. یک. اینکه گفته شود «ارزش واقعی» هر لیتر بنزین ۱۳۰ هزار تومان است، خود نخستین محل نزاع است. این عدد معمولاً از ضرب قیمت جهانی بنزین در نرخ آزاد ارز به دست می‌آید؛ گویی ریال ایران تنها هنگامی ارزش پیدا می‌کند که از پنجره‌ی دلار سنجیده شود. حال آنکه نرخ بازار ارز، «میزان» قدرت خرید داخلی پول ملی نیست. بر پایه‌ی برابری قدرت خرید، فاصله‌ی ارزش داخلی ریال با آنچه نرخ آزاد ارز نشان می‌دهد بسیار چشمگیر است. دو. بر اساس گزارش‌های بانک جهانی، هر دلار امریکا بر اساس خرید واقعی خرید، حدود ۱۵٫۷۷۰ تومان است، نه ۱۵۰٫۰۰۰ تا ۱۹۲٫۰۰۰ تومان! این قیمت‌ها که رئیس‌جمهور به آنها استناد می‌کند بر اساس قدرت واقعی اقتصاد ایران نیست. سه. ریشه‌ی این آشفتگی عمیق‌تر است: اختلال در کیل و میزان پول ملی. درآمد مردم را با ریال داخلی می‌سنجیم، ولی ارزش دارایی‌ها، انرژی و کالاها را با دلار آزاد! با چنین ترازویی، تقریباً هر کالای ایرانی «ارزان» و هر دستمزد ایرانی «ناچیز» جلوه می‌کند. پیش از اصلاح قیمت بنزین، باید روشن کنیم با کدام میزان می‌سنجیم. آقای رئیس‌جمهور به اختلال بزرگ در تحلیل دچار آمده است، چون سیاست‌ها و عملکرد غلط او و دولتش، پول ملی ایران را به‌شدت تضعیف کرده است. 🌐@drAshiri
هدایت شده از ناصر فخاری
🔹وقتی «میزان» مختل می‌شود؛ پول فقط وسیله مبادله نیست. ✍ ناصر فخاری رئیس‌جمهور اخیراً پرسیده است چرا دولت باید را لیتری ۱۳۰ هزار تومان بخرد و ۱۵۰۰ تومان بفروشد، در حالی که برای ، مطالبات گندم‌کاران، بیمه‌ها و معیشت کارگران و بازنشستگان با محدودیت منابع روبه‌روست. این پرسش در ظاهر درباره قیمت بنزین است، اما پشت آن پرسشی بنیادی‌تر قرار دارد: «قیمت واقعی» را با چه میزانی می‌سنجیم؟ و اگر خودِ میزان دچار بی‌ثباتی شده باشد، محاسبات ما درباره ارزانی و گرانی چه معنایی پیدا می‌کند؟ خواجه نصیرالدین طوسی قرن‌ها پیش در اخلاق ناصری، هنگام بحث از عدالت، به مسئله‌ای پرداخته که برای فهم همین پرسش راهگشاست. انسان‌ها کالاها، خدمات و کارهای متفاوتی را با یکدیگر مبادله می‌کنند. برای آنکه بتوان ارزش این امور نامتجانس را با یکدیگر مقایسه کرد، به یک «متوسط و مقوّم» نیاز است. خواجه این نقش را برای «دینار» قائل می‌شود و آن را «عادل و متوسط میان خلق» و «عادل صامت» می‌نامد. اهمیت پول در دستگاه فکری او تا آنجاست که در بحث عدالت، با نقل دیدگاهی از ارسطو، از سه رکن سخن می‌گوید: ناموس الهی، حاکم انسانی و دینار؛ و دینار را «ناموس سیم» یا ناموس سوم می‌خواند. «ناموس» در این تعبیر، معنای متعارف امروزی آن را ندارد؛ مقصود قانون، قاعده و نظمی است که مناسبات جامعه را سامان می‌دهد. پول از این منظر صرفاً ابزاری برای آسان‌ترشدن خریدوفروش نیست؛ یکی از ابزارهای سنجش و برقراری نسبت میان ارزش‌های اقتصادی در جامعه است. جالب‌تر آنکه خود خواجه در همین بحث به آیه ۲۵ سوره حدید استناد می‌کند: «وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» کتاب و میزان در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا مردم به قسط قیام کنند. قرآن در جای دیگری نیز می‌فرماید: «وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ» و در داستان شعیب، پس از فرمان به وفای کیل و میزان به قسط، می‌افزاید: «وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ» چیزهای مردم را کم‌ارزش نکنید و از حق آنان نکاهید. طبعاً این آیات مستقیماً درباره بانک مرکزی، تورم یا نرخ ارز سخن نمی‌گویند و نباید از آنها بی‌واسطه یک نظریه اقتصادی معاصر استخراج کرد. اما در کنار تحلیل خواجه نصیر، پرسشی جدی پیش روی حکمرانی اقتصادی قرار می‌دهند: اگر پول یکی از مهم‌ترین «میزان»های سنجش ارزش در جامعه است، حکومت در قبال سلامت و اعتبار این میزان چه مسئولیتی دارد؟ مسئله از همین‌جا از اقتصاد صرف فراتر می‌رود و به عدالت می‌رسد. فرض کنید کسی سی سال کار کرده و حاصل بخشی از کارش را به ریال پس‌انداز کرده است. دیگری حقوق ثابت ریالی می‌گیرد. بازنشسته‌ای مستمری دریافت می‌کند. کسی طلب بلندمدت ریالی دارد و دیگری دارایی خود را به زمین، مسکن، طلا یا ارز تبدیل کرده است. هنگامی که ارزش پول ملی به‌طور مستمر کاهش می‌یابد، همه این افراد به یک اندازه زیان نمی‌بینند. دارایی‌های بعضی تقریباً همراه تورم بالا می‌رود و درآمد و پس‌انداز برخی دیگر عقب می‌ماند. بدون آنکه قراردادی تازه میان آنان بسته شده باشد، قدرت خرید و ثروت از گروه‌هایی به گروه‌های دیگر منتقل می‌شود. بنابراین تورم شدید و مزمن فقط افزایش یک شاخص اقتصادی نیست؛ پیامد توزیعی دارد و از این حیث مسئله عدالت نیز هست. اکنون می‌توان به همان بنزین ۱۳۰ هزار تومانی بازگشت. اگر بخشی از بنزین واقعاً وارد می‌شود، هزینه ارزی آن واقعیتی اقتصادی است. حتی اگر بنزین با نفت تهاتر شود، نفتی که در برابر آن داده می‌شود ارزش و هزینه فرصت دارد. پس نمی‌توان هزینه واردات را با استناد به قدرت خرید داخلی پول نادیده گرفت. اما این فقط یک سوی مسئله است. وقتی دولت ارزش بنزین، انرژی یا سایر کالاهای قابل تجارت را با قیمت جهانی و نرخ روز ارز محاسبه می‌کند، مردم نیز حق دارند بپرسند: درآمد و دستمزد ما را با کدام میزان محاسبه می‌کنید؟ اگر بنزین را با دلار می‌سنجیم، حقوق را با چه می‌سنجیم؟ اگر ارزش انرژی باید خود را با کاهش ارزش ریال تطبیق دهد، چرا قدرت خرید مزد و پس‌انداز مردم از همین منطق پیروی نمی‌کند؟ و مهم‌تر از همه: اگر کاهش ارزش پول ملی بخشی از نتیجه سیاست‌های پولی، مالی، ارزی و کیفیت حکمرانی اقتصادی است، آیا سیاست‌گذار می‌تواند ابتدا در ایجاد یا تشدید بی‌ثباتی «میزان» سهم داشته باشد و سپس قیمت کالاها را با همان میزان تضعیف‌شده دوباره ارزش‌گذاری کند و تمام فاصله حاصل را «یارانه» بنامد؟ البته همه کاهش ارزش ریال محصول تصمیم یک دولت یا حتی صرفاً سیاست داخلی نیست. تحریم، ریسک‌های سیاسی و امنیتی، محدودیت تجارت خارجی، ساختار اقتصاد، رشد نقدینگی، کسری بودجه و انتظارات تورمی هر یک سهمی دارند. تحلیل منصفانه باید سهم این عوامل را از یکدیگر تفکیک کند.
هدایت شده از ناصر فخاری
اما وجود این عوامل، پرسش اصلی را از میان نمی‌برد. حفظ اعتبار پول ملی فقط وظیفه‌ای فنی برای بانک مرکزی نیست. پول، قرارداد نانوشته‌ای میان حکومت، اقتصاد و مردم است. کسی که حاصل کار امروز خود را به پول نگه می‌دارد، در واقع اعتماد می‌کند که «میزان» فردا به‌کلی متفاوت از میزان امروز نباشد. خواجه نصیر برای همین کارکرد، تعبیر درخشانی داشت: «عادل صامت». شاید یکی از مسائل کمتر دیده‌شده حکمرانی اقتصادی ما همین باشد: عدالت را معمولاً در توزیع یارانه، مالیات، حقوق، بودجه و امکانات جست‌وجو می‌کنیم، اما پیش از همه اینها باید درباره عدالت در خودِ میزان سخن گفت. زیرا اگر میزان دائماً تغییر کند، حتی پیش از آنکه چیزی را میان مردم توزیع کنیم، نسبت میان دارایی‌ها، بدهی‌ها، مزدها، پس‌اندازها و قیمت‌ها تغییر کرده است. از این منظر، پرسش درباره بنزین دیگر فقط این نیست که قیمت واقعی آن ۱۵۰۰ تومان است یا ۱۳۰ هزار تومان. پرسش مقدماتی‌تر این است: وقتی خودِ میزان سنجش ارزش‌ها بی‌ثبات شده است، «قیمت واقعی» را با کدام میزان اندازه می‌گیریم؟ و شاید پرسش مهم‌تر برای حکمرانی این باشد: چه کسی مسئول سلامت این میزان است؟ @Fakhari_ir
هدایت شده از مهدی فضائلی
📍مهم‌ترین دستاورد آقای شهید ایران مهدی فضائلی - تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی 🔹در ایام چهلم خاکسپاری و تدفین آقای شهید ایران به سر می‌بریم و جا دارد به این پرسش پاسخ دهیم که بزرگ‌ترین دستاورد و اقدام رهبر شهید در طول زعامت ۳۷ ساله خود چه بود؟ واقعیت آن است که پاسخ به این پرسش هم سهل است و هم ممتنع‌‌. سهل است چون آن‌قدر دستاوردهای مهم در این کارنامه وجود دارد که می‌توان هرکدام از آنها را به‌عنوان مهم‌ترین دستاورد و جلوه‌ای از کارآمدی نظام ولایت فقیه ذکر کرد‌‌؛ از دفاع از جمهوریت و ایجاد انسجام داخلی گرفته تا پاسداری از توحید (‌در یکی از یادداشت‌های قبلی‌ام با عنوان «پاسدار و شهید راه توحید» به آن پرداخته‌ام). ممتنع است چون دست گذاشتن روی یک دستاورد در بین این همه موارد مهم، کاری است بس دشوار. به هرحال و به‌رغم این صعوبت، دستاوردی که در این یادداشت می‌خواهم به آن بپردازم و شاید بتوان ادعا کرد بقیه دستاوردها به نوعی ذیل این دستاورد قرار می‌گیرند، «معماری ایران قوی» است. «ایران قوی» از‌جمله واژه‌پردازی‌های خود رهبر شهید انقلاب است که بارها آن را تکرار کردند. به گمان من، ایران قوی، اجماع‌سازترین یا حداقل یکی از اجماع‌سازترین راهبردهایی است که رهبر شهید تعیین و تبیین فرمودند و در راه تحقق آن تا نیل به شهادت ایستادگی کردند. ایران قوی ابعاد بسیار متنوعی دارد و حد یقفی هم ندارد و تا ایران ایران است پیوسته می‌تواند و باید قوی و قوی‌تر شود. اتحاد و انسجام اجتماعی ضروری‌ترین مؤلفه در تولید قدرت است. جامعه پراکنده و متشتت، نه‌تنها هیمنه‌ای برای ایستادن مقابل دشمن و مقابله با تهدیدات ندارد بلکه دشمنانش را به دست‌اندازی به سوی منافع و امنیت خود ترغیب و تشویق می‌کند‌‌. لذا «اتحاد مقدس» از‌جمله بزرگ‌ترین دستاوردهای امام شهید برای کشور بود و همچنان باید با تمام وجود از آن صیانت کرد. یکی دیگر از مهم‌ترین پیش‌نیازها و از سویی جلوه‌های ایران قوی، بعد علمی و دستاوردهای آن است. اجمالا باید بگویم همه افتخاراتی که ایران عزیز در این بعد به‌دست‌ آورده و در ردیف کشورهای تراز اول جهان قرار گرفته از نانو تکنولوژی و بیوتکنولوژی گرفته تا هسته‌ای و سلول‌های بنیادی، مستقیم و غیرمستقیم، نتیجه اهتمام، پیگیری و حمایت‌های رهبر شهید انقلاب است. بعد دفاعی، ضلع مهم دیگر ایران قوی است. اگر ایران عزیز این‌گونه به‌طور مستقیم در مقابل حمله و تجاوز دو قدرت اتمی جهان و بزرگ‌ترین و قوی‌ترین ارتش جهان ایستاده و این ارتش پرمدعا و متکبر را در تحقق اهدافش از‌جمله در تنگه هرمز عاجز و درمانده کرده به پشتوانه و نتیجه قدرت و توانی است که با هدایت و راهبری مستقیم فرماندهی کل قوا به دست آمده. این هدایت‌ها و حمایت‌ها، ایران را از واردکننده سیم‌خاردار در دوران دفاع‌مقدس اول، به صادرکننده پهپاد و در ردیف قدرت‌های موشکی جهان قرار داد! نهادسازی، ارتقای روحیه خودباوری، تشکیل جبهه مقاومت، تدابیر هوشمندانه برای عبور ایران از طوفان‌ها و گردبادهای سهمگین و قوی شدن برای روز واقعه و تربیت مردم برای مبعوث شدن برخی دیگر از جلوه‌های ایران قوی است که با سرپنجه تدبیر آقای شهید ایران تحقق پیدا کرد و البته این فهرست بلندتر از این است. شاید بتوان ادعا کرد همه آنچه گفته شد و بسیاری که می‌توان اضافه کرد محصول نگاه عمیق امام شهید به مقوله ولایت است‌‌؛ نگاهی که حدود ۵۲ سال پیش در مسجد امام حسن مشهد تحت عنوان «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» تبیین کرده بودند. رهبر شهید انقلاب آن زمان فرموده بودند: «جامعه دارای ولایت جامعه‌ای می‌شود که تمام استعدادهای انسانی را رشد می‌دهد. همه چیزهایی که برای کمال و تعالی انسان، خدا به او داده اینها را بارور می‌کند. نهال انسان را بالنده می‌سازد. انسان‌ها را به تکامل می‌رساند.» 💢متن یادداشت در جام جم https://jamejamdaily.ir/Newspaper/item/288710 |عضو شوید👇 https://eitaa.com/Fazaeli_M
‌✅ ذخایر نفت خام آمریکا به پایین‌ترین سطح خود در نیم قرن اخیر رسیده است و تنها برای ۴۱ روز دیگر کفایت می‌کند.
🔴 وقتی می‌خواهید از مردم پول بگیرید هزینه‌ها را دلاری حساب می‌کنید اما وقتی می‌خواهید پول بدهید عاشق ریال می‌شوید 🔻 روزنامه اطلاعات در گزارشی به تناقض محاسباتی دلار-ریال در اقتصاد ایران پرداخت و نوشت: 🔸 صورت ساده مسأله این است که در ادبیات و عمل دولت، تقریباً تمام قیمت‌های نسبی در اقتصاد ایران با دلار آمریکا سنجیده می‌شود و کالا و خدمات دولتی هم با این ارز به مردم فروخته می‌شود؛ این در حالی است که درآمد اکثریت ایرانیان به ریال است. هزینه‌ها به دلار است و درآمدها به ریال. 🔸 نگاهی به رفتار محاسباتی دولت نشان می‌دهد تقریباً هیچ کالا و خدمت عمومی نیست که ارزشش با دلار آمریکا محاسبه نشود؛ از آب و برق و ارتباطات گرفته تا گندم و گوشت و روغن و بنزین و گاز و فولاد و سیمان و خودرو و بلیت هواپیما و دارو و درمان و اجاره مسکن و طلا و سکه. 🔸 مشکل اینجاست که عوامل و مواد اولیه تولید به صورت ریالی از جیب عموم مردم برداشته می‌شود، اما محصول نهایی در قیمت روز جهانی و بهای بازار آزاد دلار ضرب شده و به مردم فروخته می‌شود. به عنوان نمونه، ماده اولیه تولید پتروشیمی گاز است که انفال محسوب می‌شود و با نرخ ثابت ریالی در اختیار بنگاه‌ها قرار می‌گیرد، اما محصول نهایی با نرخ جهانی و قیمت دلار آزاد محاسبه و فروخته می‌شود. 🔸 دولت و کارشناسان اقتصادی که از مضرات قیمت‌گذاری دستوری و لزوم آزادسازی سخن می‌گویند، حاضر نیستند به این تناقض پاسخ دهند که چرا وقتی نوبت به رشد قیمت‌ها می‌رسد محاسبات دلاری است، اما وقتی نوبت حقوق کارمندان و کارگران است همه چیز به ریال تغییر می‌کند. 🔸 تا وقتی معادله مجهول ریال-دلار در اقتصاد ایران حل نشده و واحد پولی محاسبه هزینه-درآمد یکسان نشود، تورم و فقر و بیکاری گسترده ادامه داشته و سود این تناقض فقط نصیب عده‌ای خاص خواهد شد. 🌐@drAshiri
برت اریکسون، کارشناس جرایم مالی و ژئوپلیتیک آمریکایی در حالی که ارزش ریال ایران به رکورد بی‌سابقه ۲ میلیون ریال در برابر هر دلار رسیده، نگاهی دقیق‌تر به فراتر از تیترهای خبری، نکته‌ای متفاوت و قابل تأمل را آشکار می‌کند. بدون تردید، ریال در دوران جنگ، بسیار مقاوم‌تر از دو سال پیش از آغاز آن عمل کرده است. در ۲۸ فوریه ۲۰۲۴ (دو سال پیش از شروع جنگ)، نرخ دلار ۵۸۶ هزار و ۵۰۰ ریال بود. اما در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (آغاز جنگ)، این نرخ به یک میلیون و ۷۲۰ هزار و ۵۰۰ ریال رسید. با محاسبه نرخ رشد مرکب ماهانه، متوجه می‌شویم که در آن دوره ۲۴ ماهه، نرخ رشد ماهانه تورم ۴.۵۹ درصد بوده است. امروز ارزش ریال به ۲ میلیون در برابر دلار رسیده است. این یعنی ریال طی ۵.۸ ماه اخیر از یک میلیون و ۷۲۰ هزار و ۵۰۰ به ۲ میلیون رسیده که نرخ رشد مرکب ماهانه آن ۲.۶۳ درصد است. با مقایسه این دو رقم، شاهد کاهش ۴۲.۶۷ درصدی در نرخ افت ارزش پول هستیم. به عبارت دیگر، ریال ایران در برابر دلار، ۴۲.۶۷ درصد نسبت به دو سال منتهی به جنگ، مقاوم‌تر عمل کرده است. اگرچه وضعیت فعلی ریال ایران وخیم است، اما این آمار نشان‌دهنده اقتصادی در آستانه فروپاشی کامل و هرج‌ومرج اقتصادی نیست. آیا این وضعیت ممکن است در آینده تغییر کند؟ قطعاً. اما آیا داده‌ها تایید می‌کنند که کارزار جنگ اقتصادی فعلی آمریکا، اقتصاد ایران را به لبه پرتگاه کشانده است؟ خیر. 🌐@drAshiri
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ اینکه یک مقام ارشد اجرایی کشور می‌گوید اگر «ارز ترجیحی را حذف نمی‌کردیم، قحطی می‌آمد» جزو ۵ حرف شرم‌آور در ۱۰۰ سال گذشته است. 🔹️دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد: با گرانسازی کالا قحطی به مردم تحمیل می‌کنند تا آن‌ها ‌نتوانند کالا بخرند، بعد باد به غبغب می‌اندازند و منت وفور کالا بر سر مردم می‌گذارند.
پول‌سازی «پتروشیمی خلیج فارس» با شوک قیمتی دلار! 🔻بیایید با یکی دیگر از واقعیت‌های اقتصاد سیاسیِ رانتی ایران، بیشتر آشنا بشویم. پتروشیمی خلیج فارس - شرکتی که این روزها بر سر ریاستش دعواست - با ثبت سود خالص ۱۸۷.۳ همت، رشد ۴۸ درصدی را نسبت به سال گذشته ثبت کرد. 🔺 نماد این شرکت در بورس (فارس) در هفته گذشته با بازدهی ۱۹.۶۱ درصدی، سومین سهام پربازده بورس تهران بود. 🔻دقت کنید که بخش قابل توجهی از این جهش سود نهایی، ناشی از افزایش نرخ تسعیر ارز (جهش قیمت دلار و تضعیف پول ملی) بوده است. 🔺پس میشود در ایران، نه نوآوری داشت و نه بهره‌وری را افزایش داد و نه شفافیت را افزایش داد و نه حتی تولید را بیشتر و بهتر کرد اما با همه‌ی این ضعف‌ها، بیش از ۱۸۷ همت، سود خالص ثبت کرد! زیبا نیست؟! 🌐@drAshiri
باسمه تعالی پیکر خسته و زخمی را مدام جراحی نمی‌کنند محمدمهدی خیرجو آتش وقتی شعله‌ور می‌شود که گرما، اکسیژن و ماده سوختنی هم‌زمان کنار هم قرار بگیرند. برای خاموش کردن آن هم کافی است این عوامل را از میان برداریم. در مدیریت بحران‌‌های فراگیر نیز منطق کم‌وبیش همین است؛ پس نباید اجازه داد چند عامل تنش‌زا در یک زمان به هم متصل شوند و بحران بزرگ‌تری بسازند. نگاهی به شرایط امروز جامعه نشان می‌دهد دست‌کم سه عامل نگران‌کننده هم‌زمان در حال برجسته شدن است، افزایش شتابان نرخ ارز و به تبع آن تورم و فشار روزافزون بر معیشت مردم، بحث‌های ضد و نقیض دولتمردان درباره قیمت بنزین و دوباره داغ شدن مسائل مربوط به بدپوششی و توسعه‌ی رفتارهای ناهنجار اجتماعی در اماکن عمومی. هیچ‌کدام از این مسائل برای جامعه ایران تازه نیست. تجربه آبان ۱۳۹۸، پاییز ۱۴۰۱ و حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ نشان داده است که هر یک از این عوامل، به تنهایی می‌تواند زمینه‌ساز نارضایتی و گسترش اعتراض و سوءاستفاده دشمن شود. نگرانی اصلی اما زمانی جدی‌تر می‌شود که این مسائل در میانه‌ی یک جنگ تمام عیار وجودی با آمریکا و رژیم صهیونیستی و تمام بدخواهان ملت ایران، هم‌زمان با یکدیگر فعال شوند و فشار اقتصادی، نگرانی‌های اجتماعی و بی‌اعتمادی روی هم قرار دهند. در چنین شرایطی، مهم‌ترین وظیفه سیاست‌گذار و مسئول این است که اجازه ندهد این حلقه کامل شود و این زنجیره را قطع کند. در میدان تقابل خارجی نیز نباید این واقعیت را نادیده گرفت که فشار اقتصادی صرفاً با هدف محدود کردن منابع کشور اعمال نمی‌شود. طبیعی است که طرف مقابل امیدوار باشد فشار اقتصادی در داخل به نارضایتی اجتماعی تبدیل شود و از شکاف‌های موجود برای افزایش فشار و رسیدن به نقطه جنگ و تجاوز استفاده کند. انتشار مطالب مکرر با چنین محتوایی از سوی ترامپ یا صحبت‌های اخیر ونس معاون اولش و اسکات سنت وزیر خزانه‌داری آمریکا، در همین راستا ارزیابی می‌شود. به همین دلیل، تصمیم‌های داخلی را نمی‌توان فارغ و جدا از شرایطی که کشور در آن قرار دارد بررسی کرد. مشکل درست از جایی آغاز می‌شود که هر دستگاه و هر بخش، مسئله خود را جدا از تصویر کلی کشور ببیند و بدون توجه به پیامدهای اجتماعی و مخاطرات امنیتی، اظهارنظر و عمل کند. اصلاحات اقتصادی از قضا در اصل امر بدی نیست؛ گاهی اصلاحات جدی و حتی سخت اجتناب‌ناپذیرند اما موضوع اینجاست که این نسخه‌هایی که پیچیده و تجویز می‌شود، بارها و بارها در سه دهه اخیر آزموده شده و هربار نتایج ناگوارتری برجا گذاشته است، پس باید یکبار برای همیشه این روند، تجربیات و عبرتها را پیش از هر اقدام جدیدی ارزیابی و حقیقت‌یابی کرد؛ مگر می‌شود یک شیوه و سیاست بظاهر درست، بارها و بارها نتایج غلط و پرهزینه‌ای برجای بگذارد و مجدد به سراغ همان افراد و شیوه‌ها برویم؛ به عبارتی بدون رودربایستی باید گفت، نتیجه شیوه‌هایی که این روزها از سوی برخی چهره‌های اقتصادی برای جراحی پیشنهاد می‌شود، از پیش مشخص است و در رد آن و غلط بودن مفروضاتش طی دهه‌های اخیر چندین جلد مثنوی هفتاد من کاغذ نوشته شده و کافیست به آن و ثمراتش در هر بار اجرا مراجعه کنند. از طرفی امروز مسئله، زمان و شیوه انجام این دست اقدامات به اصطلاح اصلاحی است که نیاز به بازنگری جدی دارد. جراحی را زمانی انجام می‌دهند که بیمار توان و تحمل آن را داشته باشد و پزشک نیز مطمئن باشد که تشخیص و سناریوی او برای درمان، مداخلات و زمینه‌‌ها و پیشنه درمان کاملا بررسی شده و با کمترین عوارض وضعیت بیمار را بهتر می‌کند. بیماری که از قضا به دلیل اشتباهات گذشته در تشخیص و درمان، به‌شدت ضعیف و خسته است و پیش از هر چیز به تثبیت شرایط و بازگشت قوای از دست رفته نیاز دارد. تجربه برخی سیاست‌های اقتصادی پرهزینه در سال‌های گذشته نیز نشان داده است که اصلاحات شتاب‌زده، بدون فراهم کردن مقدمات لازم و بدون توجه به آثار اجتماعی آن، می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و امنیت کشور را به خطر بی‌اندازد. افزایش تورم و فشار بر زندگی مردم، فقط یک شاخص اقتصادی نیست که سهل‌انگارانه با آن برخورد کنیم بلکه مستقیماً بر احساس امنیت، امید و اعتماد عمومی اثر می‌گذارد. اگر افزایش نرخ ارز، فشار معیشتی، تصمیم‌های قیمتی و مناقشات اجتماعی هم‌زمان بر زندگی مردم سایه بیندازند، هر کدام می‌تواند دیگری را تقویت کند. در مقابل، اگر بتوانیم دست‌کم یک یا دو عامل را کنترل کنیم و التیام بخشیم، از شدت گرفتن چرخه بحران کاسته‌ایم و آنگاه به سمت حل مسائل پیش خواهیم رفت. در چنین شرایطی، اولویت‌ها به نظر بدیهی است، تصمیم یکپارچه با مدیریت واحد اقتصادی برای کاهش فشار تورم بر مردم، جلوگیری از شوک‌های ناگهانی، پرهیز از تصمیم‌های تحریک‌کننده اجتماعی و کنترل غیراعلامی و عالمانه پدیده‌هایی که می‌دانیم یک سر محرک خارجی دارد و تقویت ارتباط میان مردم و مسئولان برای ایجاد حس
اعتماد. ایران اسلامی عزیز امروز درست مانند پهلوانان اساطیری، در میانه گذر از هفت‌خوانی سخت، سرنوشت‌ساز و نفس‌گیر است؛ پهلوانی که تن ستبرش از پیکارهای پیاپی با دشمنان قلدر و ناملایمات روزگار، مجروح انواع و اقسام زخم‌ها و جراحت‌هاست و با تمام توان، استوار بر پای ایستاده تا از این گذرگاه پرمخاطره عبور کند. در چنین احوالی، هر دست ناشی یا تصمیم ناپخته‌ای که به بهانه اصلاح یا جراحی، مرهم را کنار بزند و زخم‌های تازه بر این پیکر مجروح بیفزاید یا جراحت‌های کهنه را باز کند، خطایی نابخشودنی و ناگوار است. باز کردن بی‌موقع این زخم‌ها در میانه میدان نبرد، نه تنها درمانی به همراه ندارد، بلکه رمق و توان باقی‌مانده پهلوان را می‌فرساید، قامت رشیدش را بر زمین می‌زند و او را در برابر حریف از پا درمی‌آورد. جنگ از حالت ترکیبی به یک جنگ تراکمی تبدیل شده؛ یعنی دشمن می‌خواهد لایه‌های مختلف فشار را آن‌قدر روی هم بچیند تا از یک لغزش داخلی استفاده کرده و ضربه نهایی را بزند. در این فضا، ندیدن تصویر کلان و دست زدن به تصمیم‌های جزیره‌ای و مقطعی، دقیقاً افتادن در تله‌ای است که برای کشور تدارک دیده‌اند. امروز پیش از هر تصمیم بزرگ، باید جامعه را آرام کرد. آرامش، مقدمه اصلاح است نه نتیجه‌ی آن.