هدایت شده از روایتِ پاک
🔻تسلط انصار الله بر ساحل غربی و بندر استراتژیک «المخا»، فراتر از یک پیروزی میدانی و در واقع زایش یک قدرت دریایی است که معادلات منطقه را برای بازتعریف میکند.
این دستاورد، سه ستون اقتدار را بنا مینهد:
🔴اشراف بر دروازه بابالمندب، ابتکار عمل در یکی از حیاتیترین شریانهای تجارت و انرژی جهان را به ارمغان میآورد.
🔴این جغرافیا، یکی از قدرتمندترین برگ برنده ها در هر میز مذاکره است و جهان را وادار میکند این قدرت را به عنوان «ناظر بلامنازع امنیت دریای سرخ» به رسمیت بشناسد.
🔴 ساحل غربی، عمق استراتژیک بینظیری برای استقرار بهینه سامانههای موشکی و پهپادی ایجاد کرده و بسیاری از تهدید های دریایی را در نطفه خفه میکند.
🔻 @hossein_pak69
زندگی در فرهنگ
آتش زندگی و پیک موتوری!
::
در روزهایی که سرعت افزایش دلار، ناموس جامعه را میکاهد و شلاق تورم، مردم فرودست را مینوازد، قصهی آتش و زندگی، هنوز در فرهنگ ایرانیان، گُرگرفته مانده است.
وسط خیابان، ناگهان شعله از موتور بالا میکشد. پیک موتوری فقط ایستاده و نگاه میکند؛ به موتوری که برای خیلیها شاید یک وسیلهی ساده باشد، اما برای او وسیلهی کار است، نان است، زندگی روزمره است.
آتش خاموش میشود، ولی چیزی از موتور باقی نمانده که دوباره راه بیفتد.
مردم کمکم دورش جمع میشوند. یکی چند اسکناس میآورد، دیگری کارت میکشد، آن یکی صدایش میزند که «شماره کارت بده». کسی هم منتظر نمیماند تا نهادی بیاید، دوربینی برسد یا کسی فرمان همدلی صادر کند.
همانجا، کنار موتور سوخته و میان رهگذران، پول روی پول میآید؛ برای اینکه مرد بتواند دوباره موتوری بخرد و فردا دوباره سرِ کار برود.
در روزگاری که زندگی برای خیلیها سخت شده، گاهی یک حادثهی کوچک یادمان میآورد هنوز چیزی میان مردم زنده است: اینکه درد دیگری را ببینی و از کنارش ساده رد نشوی.
موتور یک نفر سوخت؛ چند نفر ایستادند تا زندگیاش نسوزد.
🌐@drAshiri
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 بازنشر گسترده سخنان رهبر شهید انقلاب در رسانه های انصارالله یمن
🔸رهبر شهید انقلاب: در دوران نه چندان دور تسلیحات سعودی به دست مجاهدان اسلامی خواهد افتاد.
معادله تازه قیمتها در قرن جدید؛ ۷۰ درصد سبد تورم زیر «سفره و سقف»
مسکن جایگاه خوراکیها را در سبد مصرفی خانوار تصاحب کرده است.
براساس بررسی زومان، مجموع وزن مسکن و خوراکیها اکنون به ۷۰ درصد از شاخص قیمت مصرفکننده رسیده است.
وزن مسکن با رشد ۱۲.۴ واحد درصدی به ۳۷.۵۸ درصد رسید.
این تغییر وزن باعث میشود فشار قیمتی در این بخش نقش تعیینکنندهای در تورم کل داشته باشد.
هدایت شده از ناصر فخاری
🔹 بودجه بیشتر، قدرت بیشتر؟
✍ ناصر فخاری
یک مقایسه ساده میان بودجههای نظامی خاورمیانه، سؤال مهمی ایجاد میکند.
بر اساس آخرین دادههای SIPRI، عربستان سعودی در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۳.۲ میلیارد دلار، اسرائیل ۴۸.۳ میلیارد دلار و ترکیه حدود ۳۰ میلیارد دلار هزینه نظامی داشتهاند؛ رقم ایران حدود ۷.۴ میلیارد دلار بوده است.
یعنی عربستان بیش از ۱۱ برابر ایران و اسرائیل بیش از ۶ برابر ایران هزینه نظامی کردهاند.
اگر پول بهتنهایی قدرت میساخت، باید فاصله قدرت نیز تقریباً همین اندازه میبود. اما چنین نیست.
پس تفاوت در کجاست؟
بخشی از پاسخ را باید در نوع سیاستگذاری جستوجو کرد.
ایران به جای ورود به مسابقه خرید گرانترین تجهیزات، طی سالها روی فناوریهایی مانند موشک و پهپاد، تولید انبوه، هزینه پایینتر، عملیاتیشدن سریع و ایجاد قدرت نامتقارن تمرکز کرده است؛ یعنی با هزینهای محدود، هزینهای بسیار بزرگتر به طرف مقابل تحمیل کند.
پهپاد نمونه روشنی از این رویکرد است. امروز مسئله «ارزان بودن» دیگر صرفاً یک ضرورت ایرانی نیست. آمریکا نیز با چالش تولید انبوه پهپادهای ارزان و تأمین زنجیره داخلی آنها روبهروست و پنتاگون اذعان کرده که ظرفیت تولید آمریکا هنوز با برخی تولیدکنندگان جنگی قابل مقایسه نیست. همزمان، گزارشهای تحلیلی از فشار سامانههای ارزانقیمت بر الگوی تسلیحاتی پرهزینه آمریکا سخن میگویند.
بنابراین مسئله فقط چقدر هزینه میکنیم نیست؛ مهمتر این است که با این هزینه چه نوع قدرتی تولید میکنیم.
و اینجا پای سیاستهای کلان و نقش رهبری به میان میآید.
وقتی کشوری نمیتواند با رقبای ثروتمند خود در خرید تجهیزات گرانقیمت رقابت کند، انتخاب عقلانی آن است که زمین بازی را تغییر دهد: فناوری متناسب با توان اقتصادی، تولید داخلی، تعداد بیشتر، سرعت بالاتر و تحمیل هزینه نامتقارن.
این انتخاب، پیش از آنکه تصمیم یک کارخانه یا یک متخصص باشد، انتخاب یک جهتگیری راهبردی است.
از همین زاویه، عبارت اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز قابل تأمل است: «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم»؛ اما به دلیل تعهدی که مسئولان اجرایی پذیرفتند، اجازه تصمیم را صادر کردند.
این عبارت یک نکته مهم را روشن میکند: رهبری میتواند نظر و تشخیص متفاوتی داشته باشد، اما تفاوت نظر با مسئولان اجرایی لزوماً به معنای نفی اختیار و مسئولیت آنها نیست. همانطور که اختیار مسئولان نیز به معنای بیاعتنایی به جهتگیری کلان نظام نیست.
اینجاست که باید میان کارشناسی، خودمجتهدپنداری و خودسری تفاوت گذاشت.
کارشناس باید فکر کند، نقد کند و راه بهتر ارائه دهد؛ اما نباید تشخیص شخصی خود را جایگزین سیاست کلان نظام کند. انقلابیگری نیز به معنای جلو افتادن از رهبری نیست.
تجربه دفاعی جمهوری اسلامی یک درس مهم دارد: ابتکار وقتی قدرتساز میشود که درون یک راهبرد قرار گیرد.
پس مقایسه بودجه نظامی ایران با عربستان، اسرائیل و ترکیه فقط مقایسه چند عدد نیست. این اعداد یک سؤال مهمتر را پیش روی ما میگذارند:
چگونه کشوری با منابع بسیار کمتر توانسته در برخی عرصههای راهبردی، قدرتی ایجاد کند که رقبای بسیار ثروتمندتر را به محاسبه و بازنگری وادار کند؟
پاسخ را باید در فناوری، تولید، ابتکار و مهمتر از همه، انتخاب درست مسیر تبدیل منابع محدود به قدرت جستوجو کرد.
شاید این همان درسی باشد که در بسیاری از حوزههای حکمرانی نیز باید جدی بگیریم:
مسئله فقط این نیست که چقدر منابع داریم؛ مسئله این است که با آنها، بر اساس چه راهبردی قدرت میسازیم.
@Fakhari_ir
زندگی در فرهنگ
#زار
::
1 از ۴
در جنوب ایران مراسم مشهوری هست با نام «زار» یا «زار گیرون» (زار گرفتن)؛ این مراسم، آیینی است که از هزاران سال پیش به عهد ما رسیده است. در این مراسم، معتقدند فردی که جن در او حلول کرده است باید توسط کسانی با نام «ننه زارو (یا ماما زارو)» یا «بابا زارو» بیایند و آن جن را رام کنند که از درون فرد جنزده خارج شود.
نکتهی جالب دقیقاً در همینجاست که ننهزارو یا بابازارو باید با چه زبانی با آن جن صحبت کنند؟
این افراد «آوازهایی» میخوانند که این آوازها به زبان فارسی نیستند و برای هر پارسیگویی نامفهوم است. البته امروزه معلوم شده است که این زبان ترکیبی است از زبانهای سواحیلی، حبشی، زنگی و اردو.
اینها همه رسوباتی است از باورهای جاهلی و قدیمی.
زندگی در فرهنگ
:: 1 از ۴ در جنوب ایران مراسم مشهوری هست با نام «زار» یا «زار گیرون» (زار گرفتن)؛ این مراسم، آیینی
۲ از ۴
اما در فضای تفسیر متون مقدس و در اینجا، خوانش و تفسیر آیات قرآن کریم در 14 قرن پیش، به نوعی این باورها هم در اعراب آن زمان وجود داشته است.
وقتی دربارهی تاریخ صدر اسلام سخن میگوییم و به "اعراب" اشاره میکنیم، با دو گونه از اعراب روبروایم: عرب بادیه و عرب حاضره.
عرب بادیه، آن عربی بود که در بیانان و در زندگی عشایری میزیست و زندگیاش در کوچ و حرکت میگذشت و عرب حاضره، معمولا در روستاها و بیشتر در شهرها سکنی میگزید و افزون بر دامداری و کشاورزی، به تجارت هم میپرداخت.
در نگاه هر دو گونه از اعراب، بهویژه در دورهی پیش از اسلام، این باور وجود داشت که بیانانها را خدایگانی مدیریت و اداره میکنند. آنها برای عبور از هر بیانان، باید از جِن یا خدای آن بیابان اجازه میگرفتند تا از آنجا به سلامت گذر کنند. برای اجازه گرفتن، احتیاج داشتند که با آن خدایان، مکالمه و گفتگو کنند... از اینجا بود که مسئلهی سخن گفتن با خدایان، موضوعیت پیدا میکرد و مهم میشد.
باور عرب جاهلی این بود که گاه جن در کسی حلول میکند و آن فرد، اصطلاحاً جنزده میشود. در زبان فارسی هم اتفاقاً واژهی «دیوانه» از «دیو» و «دیو زده» و «دیوزدگی» گرفته شده است.
اهمیت این نکته در این است که در باور عرب جاهلی پیش از اسلام، وقتی جن در کسی حلول میکند، جن از طرف او با دیگران صحبت میکند.
زندگی در فرهنگ
۲ از ۴ اما در فضای تفسیر متون مقدس و در اینجا، خوانش و تفسیر آیات قرآن کریم در 14 قرن پیش، به نوعی
۳ از ۴
عرب جاهلی در چنین فضایی با پیامبر گرامی اسلام (ص) مواجه میشد. او میدید که آیاتی که پیامبر آنها را تلاوت میکند از جنس کلمات روزمره نیستند... هرچند به «زبان عربی فصیح» بوده است. عرب جاهلی گمان میکرده است که جن در پیامبر حلول میکند و در لحظات حلول جن، آن جن با مردم اما از زبان پیامبر سخن میگوید؛ تهمت «مجنون» بودن پیامبر گرامی اسلامی از همینجا ریشه میگیرد و خداوند متعال در آیهی به این اتهام عرب جاهلی و مشرکان پاسخ میدهد.
ویقولون ائنا لتارکوا ءالهتنا لشاعر مجنون. «و پیوسته می گفتند: «آیا ما معبودان خود را بخاطر شاعری دیوانه رها کنیم.» (صافات/سوره۳۷، آیه۳۶)
وقالوا معلم مجنون. «سپس از او روی گردان شدند و گفتند: «او تعلیم یافته ای دیوانه است!» (دخان/سوره۴۴، آیه۱۴)
زندگی در فرهنگ
۳ از ۴ عرب جاهلی در چنین فضایی با پیامبر گرامی اسلام (ص) مواجه میشد. او میدید که آیاتی که پیامبر آن
۴ از ۴
کاهن، ساحر، شاعر
دربارهی سحر و کِهانت هم همین نکته قابل پیجویی است. افرادی میتوانند با جن ارتباط برقرار کنند و اخباری را از آینده بگویند که بدان «کهانت» گفته میشود.
افراد میتوانند با جن ارتباط برقرار کنند و در عالم واقع تصرف کنند مثلا چیزهایی را جابجا کنند که به آن «سحر» گفته میشود.
افزون بر اینها، «شعر» هم اینگونه بوده است. در آن عهد اینکه یک دفعه انسانی بتواند جملات و کلمات آهنگینی را بر زبان بیاورد، حاکی از جنزدگی دانسته میشده است.
شعر حاصل تماس انسان با جنّیان بوده است. این موضوع حتی به عالم و جهانبینی تاریخی اعراب ربط نداشته است.
در یونان باستان مفهومی وجود داشته است به نام موسا / MUSA که ناظر به جنهایی بوده است که با هنرمندان و شاعران ارتباط برقرار میکردهاند و باعث میشدهاند هنرمندان و شاعران چیزهایی را خلق کنند که در حالت عادی قادر به خلق کردن آن نیستند؛ بنابراین آنها بر این اعتقاد بودند هر کسی که میتوانست کاری خلاقانه و خلافآمد عادت انجام بدهد او حتماً با "موزاها" یا "موسا"ها مرتبط شده است که میتواند چنین کار جالبی را انجام بدهد.
از این مفهوم، واژهی یونانی « ΜΟΥΣΙΚΗ» [MOUSIKI] ساخته شد که به معنای چیزهایی که از ارتباط با موسا و موساها به دست آمده است. این واژه، در انگلیسی music و در عربی و فارسی «موسیقی» شده است.
بنابراین موسیقی در معنای تاریخی، باستانی و قدیمی آن یعنی جنّیّات! یعنی چیزهایی که از جنها به دست آمده است. در حقیقت ناظر به نوعی ارتباط متافیزیکی انسان با عوالم دیگر بوده است.
مطالعات انسانشناسی که این دستاوردهای ارزشمند را داشتهاند اکنون توانستهاند به ابهامهایی که در قرنهای گذشته در میان مفسران قرآن بوده، پاسخ بگویند.
کافران و مشرکان، میتوانستند اتهامها و دشنامها و ناسزاهای مختلفی را مطرح کنند، اما پرسش این است که چرا آنها مکررا میگفتند پیامبر، مجنون است؟!
قرنها میان مفسران قرآن اختلاف و این پرسش مطرح بوده است که چرا در آن عهد به پیامبر تهمت میزدهاند که تو "مجنون"، "کاهن"، "ساحر" و "شاعر" هستی؟!
در حالی که ما امروزه شاعر بودن را چیز خوبی میدانیم؛ اساساً آن را یک هنر متعالی میدانیم.
اما مطالعات فرهنگی و انسانشناسی فرهنگی توانسته است با این قبیل یافتهها "فضای فرهنگی و تاریخیِ" دوران نزول قرآن و حیات پیامبر گرامی اسلام ص را برای ما بازنمایی کند و ابهام و پرسشهای اینچنین را بزداید.
ــ برگرفته از درسگفتارهای استاد احمد پاکتچی ــ