eitaa logo
زندگی در فرهنگ
475 دنبال‌کننده
885 عکس
202 ویدیو
48 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و چند عنوان دیگر ▫️راه ارتباطی: @Ashirii
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی در فرهنگ
#زار
:: 1 از ۴ در جنوب ایران مراسم مشهوری هست با نام «زار» یا «زار گیرون» (زار گرفتن)؛ این مراسم، آیینی است که از هزاران سال پیش به عهد ما رسیده است. در این مراسم، معتقدند فردی که جن در او حلول کرده است باید توسط کسانی با نام «ننه زارو (یا ماما زارو)» یا «بابا زارو» بیایند و آن جن را رام کنند که از درون فرد جن‌زده خارج شود. نکته‌ی جالب دقیقاً در همین‌جاست که ننه‌زارو یا بابازارو باید با چه زبانی با آن جن صحبت کنند؟ این افراد «آوازهایی» میخوانند که این آوازها به زبان فارسی نیستند و برای هر پارسی‌گویی نامفهوم است. البته امروزه معلوم شده است که این زبان ترکیبی است از زبانهای سواحیلی، حبشی، زنگی و اردو. اینها همه رسوباتی است از باورهای جاهلی و قدیمی.
زندگی در فرهنگ
:: 1 از ۴ در جنوب ایران مراسم مشهوری هست با نام «زار» یا «زار گیرون» (زار گرفتن)؛ این مراسم، آیینی
۲ از ۴ اما در فضای تفسیر متون مقدس و در اینجا، خوانش و تفسیر آیات قرآن کریم در 14 قرن پیش، به نوعی این باورها هم در اعراب آن زمان وجود داشته است. وقتی درباره‌ی تاریخ صدر اسلام سخن میگوییم و به "اعراب" اشاره میکنیم، با دو گونه از اعراب روبروایم: عرب بادیه و عرب حاضره. عرب بادیه، آن عربی بود که در بیانان و در زندگی عشایری می‌زیست و زندگی‌اش در کوچ و حرکت می‌گذشت و عرب حاضره، معمولا در روستاها و بیشتر در شهرها سکنی می‌گزید و افزون بر دامداری و کشاورزی، به تجارت هم می‌پرداخت. در نگاه هر دو گونه از اعراب، به‌ویژه در دوره‌ی پیش از اسلام، این باور وجود داشت که بیانان‌ها را خدایگانی مدیریت و اداره میکنند. آنها برای عبور از هر بیانان، باید از جِن یا خدای آن بیابان اجازه می‌گرفتند تا از آنجا به سلامت گذر کنند. برای اجازه گرفتن، احتیاج داشتند که با آن خدایان، مکالمه و گفتگو کنند... از اینجا بود که مسئله‌ی سخن گفتن با خدایان، موضوعیت پیدا میکرد و مهم میشد. باور عرب جاهلی این بود که گاه جن در کسی حلول میکند و آن فرد، اصطلاحاً جن‌زده میشود. در زبان فارسی هم اتفاقاً واژه‌ی «دیوانه» از «دیو» و «دیو زده» و «دیوزدگی» گرفته شده است. اهمیت این نکته در این است که در باور عرب جاهلی پیش از اسلام، وقتی جن در کسی حلول میکند، جن از طرف او با دیگران صحبت میکند.
زندگی در فرهنگ
۲ از ۴ اما در فضای تفسیر متون مقدس و در اینجا، خوانش و تفسیر آیات قرآن کریم در 14 قرن پیش، به نوعی
۳ از ۴ عرب جاهلی در چنین فضایی با پیامبر گرامی اسلام (ص) مواجه میشد. او میدید که آیاتی که پیامبر آنها را تلاوت میکند از جنس کلمات روزمره نیستند... هرچند به «زبان عربی فصیح» بوده است. عرب جاهلی گمان میکرده است که جن در پیامبر حلول میکند و در لحظات حلول جن، آن جن با مردم اما از زبان پیامبر سخن میگوید؛ تهمت «مجنون» بودن پیامبر گرامی اسلامی از همین‌جا ریشه میگیرد و خداوند متعال در آیه‌ی به این اتهام عرب جاهلی و مشرکان پاسخ میدهد. ویقولون ائنا لتارکوا ءالهتنا لشاعر مجنون. «و پیوسته می‌ گفتند: «آیا ما معبودان خود را بخاطر شاعری دیوانه رها کنیم.» (صافات/سوره۳۷، آیه۳۶) وقالوا معلم مجنون. «سپس از او روی گردان شدند و گفتند: «او تعلیم یافته ‌ای دیوانه است!» (دخان/سوره۴۴، آیه۱۴)
زندگی در فرهنگ
۳ از ۴ عرب جاهلی در چنین فضایی با پیامبر گرامی اسلام (ص) مواجه میشد. او میدید که آیاتی که پیامبر آن
۴ از ۴ کاهن، ساحر، شاعر درباره‌ی سحر و کِهانت هم همین نکته قابل پی‌جویی است. افرادی میتوانند با جن ارتباط برقرار کنند و اخباری را از آینده بگویند که بدان «کهانت» گفته میشود. افراد میتوانند با جن ارتباط برقرار کنند و در عالم واقع تصرف کنند مثلا چیزهایی را جابجا کنند که به آن «سحر» گفته میشود. افزون بر اینها، «شعر» هم اینگونه بوده است. در آن عهد اینکه یک دفعه انسانی بتواند جملات و کلمات آهنگینی را بر زبان بیاورد، حاکی از جن‌زدگی دانسته میشده است. شعر حاصل تماس انسان با جنّیان بوده است. این موضوع حتی به عالم و جهان‌بینی تاریخی اعراب ربط نداشته است. در یونان باستان مفهومی وجود داشته است به نام موسا / MUSA که ناظر به جن‌هایی بوده است که با هنرمندان و شاعران ارتباط برقرار میکرده‌اند و باعث میشده‌اند هنرمندان و شاعران چیزهایی را خلق کنند که در حالت عادی قادر به خلق کردن آن نیستند؛ بنابراین آنها بر این اعتقاد بودند هر کسی که میتوانست کاری خلاقانه و خلاف‌آمد عادت انجام بدهد او حتماً با "موزاها" یا "موسا"ها مرتبط شده است که میتواند چنین کار جالبی را انجام بدهد. از این مفهوم، واژه‌ی یونانی « ΜΟΥΣΙΚΗ» [MOUSIKI] ساخته شد که به معنای چیزهایی که از ارتباط با موسا و موساها به دست آمده است. این واژه، در انگلیسی music و در عربی و فارسی «موسیقی» شده است. بنابراین موسیقی در معنای تاریخی، باستانی و قدیمی آن یعنی جنّیّات! یعنی چیزهایی که از جن‌ها به دست آمده است. در حقیقت ناظر به نوعی ارتباط متافیزیکی انسان با عوالم دیگر بوده است. مطالعات انسان‌شناسی که این دستاوردهای ارزشمند را داشته‌اند اکنون توانسته‌اند به ابهام‌هایی که در قرن‌های گذشته در میان مفسران قرآن بوده، پاسخ بگویند. کافران و مشرکان، میتوانستند اتهام‌ها و دشنام‌ها و ناسزاهای مختلفی را مطرح کنند، اما پرسش این است که چرا آنها مکررا میگفتند پیامبر، مجنون است؟! قرن‌ها میان مفسران قرآن اختلاف و این پرسش مطرح بوده است که چرا در آن عهد به پیامبر تهمت میزده‌اند که تو "مجنون"، "کاهن"، "ساحر" و "شاعر" هستی؟! در حالی که ما امروزه شاعر بودن را چیز خوبی میدانیم؛ اساساً آن را یک هنر متعالی میدانیم. اما مطالعات فرهنگی و انسان‌شناسی فرهنگی توانسته است با این قبیل یافته‌ها "فضای فرهنگی و تاریخیِ" دوران نزول قرآن و حیات پیامبر گرامی اسلام ص را برای ما بازنمایی کند و ابهام و پرسش‌های اینچنین را بزداید. ــ برگرفته از درس‌گفتارهای استاد احمد پاکتچی ــ
422K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عکس‌های جدید با وضوح بالا از شرکت مکسار از خط لوله شرق به غرب عربستان نشان می‌دهد که این خط لوله آسیب دیده است. آنها در حال حاضر حفاری خط لوله را برای جایگزینی این بخش آغاز کرده‌اند. ایستگاه پمپاژ کاملاً تخریب شده است. حفاری و جایگزینی خط لوله به تنهایی هفته‌ها طول خواهد کشید.
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 واکنش پوتین، رئیس‌جمهور روسیه به پویش «جانفدا»
هدایت شده از خانه اندیشه‌ورزان
‍ 🗒 تیر به چشم اسفندیار نشست ▪️ یادداشت | مرکز گام: طبق آخرین آمار منتشر شده از سوی فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا)، نرخ بهره اوراق ۳۰ساله به ۵.۳۷% افزایش یافته است. نمودار بالا، مربوط به تغییرات نرخ بهره اوراق ۳۰ ساله آمریکا از ابتدای جنگ با ایران تاکنون است که در سایت فدال رزرو آمریکا منتشر شده است. ▫️ در همین راستا، بازخوانی یادداشت «چشم اسفندیار آمریکا» از مهندس صابر میرزایی که به این موضوع و تبعات آن اشاره کرده است مفید فایده می‌نماید. بخش‌هایی از این یادداشت را در ادامه بخوانید: ➖ خزانه‌داری آمریکا برای صیانت از اوراق و جلوگیری از خروج سرمایه‌ها، مجبور است «نرخ بهره» را افزایش دهد. اما دولت آمریکا در این کار با محدودیت جدی روبه‌روست! افزایش نرخ بهره موجب افزایش بیکاری، تشدید رکود و رشد بیشتر بدهی دولت آمریکا می‌شود و عملاً آن‌ها را در یک بن‌بست گرفتار می‌کند. ➖ ایران باید تمام برنامه‌های خود را متوجه «تضعیف و تهدید اوراق قرضه آمریکا» نماید. این همان نقطه ضعف بزرگی است که آمریکا را برای نجات اقتصاد خود، ناچار به خروج سریع از مخاصمه می‌کند. برای تحقق این هدف، ایران باید دو گام جدی را دنبال کند: ۱. افزایش بهای جهانی نفت (که تورم جهانی و به تبع آن تورم در اقتصاد آمریکا را بالا می‌برد). ۲. وادار کردن کشورها و شرکت‌های دارنده اوراق به فروش آن. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
‎⁨تصویر ما از آینده ایران ۲۰۳۵⁩.pdf
حجم: 1.3M
🔲⭕️آینده ایران چه شکلی است؟ بهتر می شود یا بدتر؟ نتایج پیمایش دو هزار نفره برای پاسخ دادن به این سوال می‌توانستم با ۲۰ نفر از دوستان در طول سه روز در کافه های مختلف قرار بگذارم و از آنان نظرخواهی کنم. حالا آمده‌ایم به جای ۲۰ نفر با بیش از ۲۳۰۰ نفر از دوستان دیده و نادیده‌ام در سه فضای مجازی مختلف قرار گذاشته‌ام و با هم تعامل کرده‌ایم در مورد پیش‌بینی‌های‌مان در مورد ایران. از نظر آماری این نتایج قابل تعمیم به کل جامعه ایران نیست. اما شاید اطلاعات خوبی به ما بدهد. عمداً در سه کافه مختلف با این دوستان قرار گذاشتم. •در کافه بله (پیام‌رسان بله) •در کافه تلگرام (پیام‌رسان تلگرام) •در کافه لینکدین (شبکه لینکدین) حالا سوال‌ها و جواب‌ها را با هم مرور کنیم. @Dr_Lashkarbolouki
فراتر از برد و باخت؛ پکن از جنگ ایران چه می‌خواهد؟ نویسنده: ژائو لونگ منبع: مؤسسه بروکینگز تاریخ انتشار: ۲۰ اوت ۲۰۲۶ ترجمه و تلخیص: @IranAnalyses ژائو لونگ می‌نویسد پرسش رایج درباره برنده یا بازنده‌شدن چین در جنگ ایران، برداشت دقیقی از محاسبات پکن ارائه نمی‌دهد. چین بیش از تغییر موازنه نفوذ، نگران پیامدهای جنگ برای منافع اقتصادی، محیط راهبردی و آزادی عمل خود است. به همین دلیل، راهبرد پکن بر پنج محور استوار است: مهار سرایت جنگ، کاهش خطرات، متنوع‌کردن وابستگی‌ها، پرهیز از گرفتارشدن در منازعه و یافتن زمینه‌های همکاری با دیگر قدرت‌ها. چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام جهان، به‌شدت در برابر اختلال در تنگه هرمز آسیب‌پذیر است. واردات نفت این کشور در ژوئن ۲۰۲۶ به روزانه ۷.۱۲ میلیون بشکه، پایین‌ترین سطح در نزدیک به یک دهه، کاهش یافت؛ اما ذخایر، تغییر الگوی خرید و واردات بیشتر از روسیه مانع بحران فوری انرژی شد. نگرانی اساسی پکن، پیامدهای طولانی‌تر جنگ مانند بی‌ثباتی قیمت انرژی، افزایش هزینه بیمه، آسیب به زیرساخت‌ها و اختلال در کشتیرانی و زنجیره‌های تأمین جهانی است. بنابراین، خواست چین برای پایان جنگ بیش از هر چیز از نیاز آن به ثبات ناشی می‌شود. پکن برخلاف انتظارات برخی در واشنگتن، نمی‌خواهد تضمین‌کننده امنیت خاورمیانه یا میانجی اصلی جنگ باشد. چین شبکه متحدان، زیرساخت نظامی و ساختار فرماندهی منطقه‌ای آمریکا را ندارد و تمایلی نیز به پذیرفتن چنین مسئولیتی نشان نمی‌دهد. نقش مورد ترجیح آن، کاهش خطر است: حفظ ارتباط با ایران، کشورهای خلیج فارس، پاکستان و قدرت‌های بزرگ، جلوگیری از گسترش جنگ و باز نگه‌داشتن راه دیپلماسی. حمایت وانگ یی از میانجیگری پاکستان میان تهران و واشنگتن نمونه این رویکرد است. جنگ همچنین اهمیت کاهش وابستگی چین به یک کشور، مسیر یا گلوگاه خاص را افزایش داده است. پروژه‌هایی مانند راه‌آهن چین‌ـ‌قرقیزستان‌ـ‌ازبکستان، کریدور ترانس‌خزر، مسیرهای قطب شمال و خط لوله «قدرت سیبری ۲» اکنون علاوه بر ارزش اقتصادی، اهمیت راهبردی پیدا کرده‌اند. بااین‌حال، نزدیکی بیشتر انرژی چین و روسیه به معنای شکل‌گیری یک اتحاد تازه نیست. پکن نمی‌خواهد وابستگی به خلیج فارس را با وابستگی به روسیه جایگزین کند؛ هدف آن کاهش مجموع وابستگی‌ها و افزایش تعداد گزینه‌های جایگزین است. چین همچنین تمایلی ندارد مشارکت راهبردی خود با ایران را به یک اتحاد نظامی تبدیل کند که آن را وارد جنگ با آمریکا سازد. به گفته نویسنده، پکن در جریان جنگ به هیچ‌یک از طرف‌ها سلاح نداده و قصد انجام آن را نیز ندارد. فروش تسلیحات و رزمایش‌های پیش از جنگ عمدتاً برای کمک به حفظ توان دفاعی ایران بود. ادامه جنگ فقط آمریکا را تحت فشار نمی‌گذارد، بلکه هزینه‌های اقتصادی و امنیتی سنگینی نیز به چین تحمیل می‌کند؛ ازاین‌رو، پکن خواهان طولانی‌شدن جنگ برای تضعیف واشنگتن نیست. نویسنده معتقد است میان اهداف چین و آمریکا زمینه‌های مشترکی وجود دارد. چین در پرونده هسته‌ای بر جلوگیری از گسترش سلاح اتمی، حق ایران برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای و حل مسئله از طریق مذاکره تأکید می‌کند. در هرمز نیز خواهان آزادی و امنیت کشتیرانی، بازگشایی آبراه از راه سیاسی و رسیدگی به عوامل اقتصادی و امنیتی بحران است. این اهداف با جلوگیری از گسترش هسته‌ای، حفاظت از تجارت جهانی و تثبیت خلیج فارس که واشنگتن اعلام می‌کند، تضاد بنیادینی ندارند. اگر آمریکا واقعاً از تغییر حکومت در ایران صرف‌نظر کرده باشد، در نهایت باید مسیری معتبر برای بقای اقتصادی این کشور فراهم کند. کاهش بخشی از تحریم‌ها برای رسیدن به توافق ضروری خواهد بود و چین نیز احتمالاً در بازسازی ایران و اتصال دوباره آن به بازارهای منطقه‌ای نقش مهمی خواهد داشت. بااین‌حال، اگر واشنگتن به‌دنبال فروپاشی حکومت ایران باشد و حملات نظامی را گسترش دهد، محاسبات و موضع کنونی پکن نیز تغییر خواهد کرد. نتیجه مقاله این است که چین خود را برنده جنگ ایران نمی‌بیند و در پی جایگزینی آمریکا به‌عنوان قدرت امنیتی خاورمیانه نیست. پکن می‌خواهد پیامدهای جنگ را مهار کند، وابستگی‌های خود را کاهش دهد، در رویارویی تهران و واشنگتن گرفتار نشود، مسیرهای دریایی را باز نگه دارد و برای دیپلماسی و بازسازی پس از جنگ آماده باشد. چین از قدرت مهارنشده آمریکا نگران است، اما هم‌زمان می‌داند عقب‌نشینی کامل واشنگتن نیز می‌تواند بی‌ثباتی بیشتری ایجاد کند. بنابراین، خواهان حضور محدودتر و محتاطانه‌تر آمریکا و همکاری عملی دو قدرت برای پایان جنگ و بازگرداندن ثبات منطقه‌ای است.https://www.brookings.edu/articles/beyond-winning-and-losing-what-beijing-wants-from-the-iran-war/
زندگی در فرهنگ
فراتر از برد و باخت؛ پکن از جنگ ایران چه می‌خواهد؟ نویسنده: ژائو لونگ منبع: مؤسسه بروکینگز تاریخ ان
چکیده‌ی مقاله: چین: ۱. جنگ را برد و باخت نمی‌بیند؛ نگران پیامدهای اقتصادی و راهبردی آن است. ۲. اولویت: مهار سرایت جنگ، ثبات انرژی و امنیت تنگه هرمز. ۳. پرهیز از گرفتارشدن؛ تبدیل مشارکت با ایران به اتحاد نظامی را نمی‌خواهد. ۴. متنوع‌سازی مسیرها و وابستگی‌ها، نه جایگزینی خلیج فارس با روسیه. ۵. زمینه‌های همکاری با آمریکا برای پایان جنگ و بازسازی وجود دارد.
به روز رسانی گزارش بازگشت ارز به چرخۀ رسمی کشور از سال ۱۳۹۷ تا ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ : - مجموع کل صادرات غیرنفتی : ۳۶۳ میلیارد دلار - مجموع تعهدات سررسید شدۀ ایفا نشده : ۸۵ میلیارد دلار - مجموع کل ارزهای برنگشته به چرخۀ رسمی از کل صادرات غیرنفتی : ۱۳۰ میلیارد دلار https://eitaa.com/joinchat/1802830600C66b40c86de
تبلیغ دیجیتال سعید اشیری تبلیغ دیجیتال می‌گویم به‌مثابه‌ی رسانه‌‌ای شبیه به منبر جدید؛ و نه تبلیغ در فضای مجازی. و این دومی، زیادی بی‌آزار است؛ انگار منبر و خطیبی را از مسجد برداشته‌ایم و گذاشته‌ایم توی تلفن همراه! همان منبر، همان واعظ، همان مستمع؛ فقط سیم و بلندگو عوض شده. قضیه به این سادگی نیست. اگر اسمی لازم باشد، شاید بشود گفت دیجیتال‌شدن تبلیغ. و اگر بخواهیم کمی بدبین‌تر باشیم: دیجیتال‌زدگی تبلیغ. یعنی آنجا که روحانی و عالم بزرگوار ما، گمان می‌برد گوشی را در دست گرفته، اما کم‌کم گوشی است که دست او را گرفته. خیال می‌کند از اینستاگرام و تلگرام و این چیزها استفاده می‌کند، غافل از اینکه اینها فقط وسیله نیستند. وقت می‌برند، اندازه تعیین می‌کنند، زبان می‌سازند، صورت را جلو می‌اندازند، صدا را کوتاه می‌کنند و حتی معلوم می‌کنند چه چیزی اصلاً دیده بشود و چه چیزی ته انبار بماند. منبر قدیم یک منطق داشت. کسی می‌آمد، می‌نشست، نیم ساعت یا یک ساعت گوش می‌داد. واعظ مقدمه می‌چید، شاهد می‌آورد، قصه می‌گفت، آیه می‌خواند و آخر کار چیزی را به چیزی می‌رساند. حالا مستمع همان اول انگشتش روی صفحه است. اگر سه ثانیه اول نگرفتی‌اش، رفته. اگر جمله طول کشید، رفته. اگر تصویر نداشت، شاید اصلاً نیامده. می‌رود به‌سمت «اسکرول‌کردنِ بی‌نهایت!» و اگر دیگران بیشتر دیده شدند، تو هم باید کاری کنی که بیشتر دیده شوی! و از همین «بیشتر دیده‌شدن» است که قصه شروع می‌شود. برخی روحانیان ما، وارد فضای دیجیتال شده‌اند تا تبلیغ کند. حبذا! جزاکم‌الله خیراً! اما فضای دیجیتال هم بیکار ننشسته؛ دارد از او چیزی می‌سازد. بسا که سناریوی این تبلیغ دیجیتال، چنین باشد: اول سخنش را کوتاه می‌کند؛ بعد تیترش را تندتر؛ و بعد تصویرش را مرتب‌تر. بعد از او می‌خواهد هر روز چیزی بگوید، حتی روزی که چیزی برای گفتن ندارد. بعد عدد می‌آید: چند نفر دیدند؟ چند نفر پسندیدند؟ چند نفر بازنشر کردند؟ و کم‌کم همین عددها می‌شوند میزان اثر. تا دیروز مبلغ می‌پرسید: «حرف درست بود؟» حالا ممکن است پیش از آن بپرسد: «گرفت؟» و همین‌جا باید ایستاد. تبلیغ (دینی) دیجیتال دو سر دارد. یک سرش روحانیت است، با میراثی از منبر و مسجد و محراب و درس و چهره‌به‌چهره نشستن با مردم. سر دیگرش پلتفرم است؛ دستگاهی که نه مسجد می‌شناسد، نه طلبه، نه مقلد، نه مؤمن. کار خودش را می‌کند: توجه می‌خواهد. هرچه بیشتر، بهتر. برایش فرقی ندارد این توجه پای درس اخلاق جمع شده یا پای دعوای دو آدم یا فیلم یک گربه. همه را به یک زبان می‌سنجد: توقف چشم، حرکت انگشت و بازگشت دوباره. مسئله از همین‌جا جدی می‌شود. چون روحانی وقتی وارد این دستگاه شد، فقط مخاطب تازه پیدا نکرده؛ وارد نظمی تازه شده است؛ چیزی که به آن اَلگوکراسی می‌گوییم. در این نظم، حرفِ خوب، الزاماً حرف پربیننده نیست. حرف پربیننده هم الزاماً حرف بدی نیست. اما میان این دو، چیزی ایستاده به نام الگوریتم. چیزی که معلوم می‌کند چه کسی دیده شود و چه کسی نه؛ چه سخنی بالا بیاید و کدام سخن، هرچند دقیق‌تر و عمیق‌تر، همان پایین بماند. پس تبلیغ دیجیتال را نباید با داشتن صفحه و کانال و دنبال‌کننده اشتباه گرفت. اینها ظاهر کار است. تبلیغ دیجیتال یعنی انتقال دعوت دینی به محیطی که زمان، توجه، اعتبار، رابطه با مخاطب و حتی صورتِ سخن را دوباره تعریف کرده است. و این انتقال، بی‌هزینه نیست. طلبه‌ای که دیروز برای چهل‌-پنجاه نفر در مسجد حرف می‌زد، امروز می‌تواند برای پنجاه‌هزار نفر حرف بزند. این فرصت کوچکی نیست. اما همان پنجاه‌هزار نفر می‌توانند فردا، با یک حرکت انگشت، او را کنار بگذارند و سراغ نفر بعدی بروند. پس قدرت بیشتر شده و قرار کمتر. دامنه بیشتر شده و رابطه نازک‌تر. صدا دورتر می‌رود، اما معلوم نیست عمیق‌تر هم برود. از اینجا به بعد پرسش دیگر این نیست که روحانی باید وارد فضای مجازی بشود یا نه. شده است. جهان سایبر، ما را درنوردیده است... خیلی پیش‌تر از آنکه درباره‌اش تصمیم بگیریم. پرسش این است که وقتی وارد شد، چه کسی چه کسی را تغییر می‌دهد؟ روحانی، رسانه را؟ یا رسانه، روحانی را؟ 🌐@drAshiri