eitaa logo
زندگی در فرهنگ
475 دنبال‌کننده
885 عکس
202 ویدیو
48 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و چند عنوان دیگر ▫️راه ارتباطی: @Ashirii
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از خانه اندیشه‌ورزان
‍ 🗒 تیر به چشم اسفندیار نشست ▪️ یادداشت | مرکز گام: طبق آخرین آمار منتشر شده از سوی فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا)، نرخ بهره اوراق ۳۰ساله به ۵.۳۷% افزایش یافته است. نمودار بالا، مربوط به تغییرات نرخ بهره اوراق ۳۰ ساله آمریکا از ابتدای جنگ با ایران تاکنون است که در سایت فدال رزرو آمریکا منتشر شده است. ▫️ در همین راستا، بازخوانی یادداشت «چشم اسفندیار آمریکا» از مهندس صابر میرزایی که به این موضوع و تبعات آن اشاره کرده است مفید فایده می‌نماید. بخش‌هایی از این یادداشت را در ادامه بخوانید: ➖ خزانه‌داری آمریکا برای صیانت از اوراق و جلوگیری از خروج سرمایه‌ها، مجبور است «نرخ بهره» را افزایش دهد. اما دولت آمریکا در این کار با محدودیت جدی روبه‌روست! افزایش نرخ بهره موجب افزایش بیکاری، تشدید رکود و رشد بیشتر بدهی دولت آمریکا می‌شود و عملاً آن‌ها را در یک بن‌بست گرفتار می‌کند. ➖ ایران باید تمام برنامه‌های خود را متوجه «تضعیف و تهدید اوراق قرضه آمریکا» نماید. این همان نقطه ضعف بزرگی است که آمریکا را برای نجات اقتصاد خود، ناچار به خروج سریع از مخاصمه می‌کند. برای تحقق این هدف، ایران باید دو گام جدی را دنبال کند: ۱. افزایش بهای جهانی نفت (که تورم جهانی و به تبع آن تورم در اقتصاد آمریکا را بالا می‌برد). ۲. وادار کردن کشورها و شرکت‌های دارنده اوراق به فروش آن. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
‎⁨تصویر ما از آینده ایران ۲۰۳۵⁩.pdf
حجم: 1.3M
🔲⭕️آینده ایران چه شکلی است؟ بهتر می شود یا بدتر؟ نتایج پیمایش دو هزار نفره برای پاسخ دادن به این سوال می‌توانستم با ۲۰ نفر از دوستان در طول سه روز در کافه های مختلف قرار بگذارم و از آنان نظرخواهی کنم. حالا آمده‌ایم به جای ۲۰ نفر با بیش از ۲۳۰۰ نفر از دوستان دیده و نادیده‌ام در سه فضای مجازی مختلف قرار گذاشته‌ام و با هم تعامل کرده‌ایم در مورد پیش‌بینی‌های‌مان در مورد ایران. از نظر آماری این نتایج قابل تعمیم به کل جامعه ایران نیست. اما شاید اطلاعات خوبی به ما بدهد. عمداً در سه کافه مختلف با این دوستان قرار گذاشتم. •در کافه بله (پیام‌رسان بله) •در کافه تلگرام (پیام‌رسان تلگرام) •در کافه لینکدین (شبکه لینکدین) حالا سوال‌ها و جواب‌ها را با هم مرور کنیم. @Dr_Lashkarbolouki
فراتر از برد و باخت؛ پکن از جنگ ایران چه می‌خواهد؟ نویسنده: ژائو لونگ منبع: مؤسسه بروکینگز تاریخ انتشار: ۲۰ اوت ۲۰۲۶ ترجمه و تلخیص: @IranAnalyses ژائو لونگ می‌نویسد پرسش رایج درباره برنده یا بازنده‌شدن چین در جنگ ایران، برداشت دقیقی از محاسبات پکن ارائه نمی‌دهد. چین بیش از تغییر موازنه نفوذ، نگران پیامدهای جنگ برای منافع اقتصادی، محیط راهبردی و آزادی عمل خود است. به همین دلیل، راهبرد پکن بر پنج محور استوار است: مهار سرایت جنگ، کاهش خطرات، متنوع‌کردن وابستگی‌ها، پرهیز از گرفتارشدن در منازعه و یافتن زمینه‌های همکاری با دیگر قدرت‌ها. چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام جهان، به‌شدت در برابر اختلال در تنگه هرمز آسیب‌پذیر است. واردات نفت این کشور در ژوئن ۲۰۲۶ به روزانه ۷.۱۲ میلیون بشکه، پایین‌ترین سطح در نزدیک به یک دهه، کاهش یافت؛ اما ذخایر، تغییر الگوی خرید و واردات بیشتر از روسیه مانع بحران فوری انرژی شد. نگرانی اساسی پکن، پیامدهای طولانی‌تر جنگ مانند بی‌ثباتی قیمت انرژی، افزایش هزینه بیمه، آسیب به زیرساخت‌ها و اختلال در کشتیرانی و زنجیره‌های تأمین جهانی است. بنابراین، خواست چین برای پایان جنگ بیش از هر چیز از نیاز آن به ثبات ناشی می‌شود. پکن برخلاف انتظارات برخی در واشنگتن، نمی‌خواهد تضمین‌کننده امنیت خاورمیانه یا میانجی اصلی جنگ باشد. چین شبکه متحدان، زیرساخت نظامی و ساختار فرماندهی منطقه‌ای آمریکا را ندارد و تمایلی نیز به پذیرفتن چنین مسئولیتی نشان نمی‌دهد. نقش مورد ترجیح آن، کاهش خطر است: حفظ ارتباط با ایران، کشورهای خلیج فارس، پاکستان و قدرت‌های بزرگ، جلوگیری از گسترش جنگ و باز نگه‌داشتن راه دیپلماسی. حمایت وانگ یی از میانجیگری پاکستان میان تهران و واشنگتن نمونه این رویکرد است. جنگ همچنین اهمیت کاهش وابستگی چین به یک کشور، مسیر یا گلوگاه خاص را افزایش داده است. پروژه‌هایی مانند راه‌آهن چین‌ـ‌قرقیزستان‌ـ‌ازبکستان، کریدور ترانس‌خزر، مسیرهای قطب شمال و خط لوله «قدرت سیبری ۲» اکنون علاوه بر ارزش اقتصادی، اهمیت راهبردی پیدا کرده‌اند. بااین‌حال، نزدیکی بیشتر انرژی چین و روسیه به معنای شکل‌گیری یک اتحاد تازه نیست. پکن نمی‌خواهد وابستگی به خلیج فارس را با وابستگی به روسیه جایگزین کند؛ هدف آن کاهش مجموع وابستگی‌ها و افزایش تعداد گزینه‌های جایگزین است. چین همچنین تمایلی ندارد مشارکت راهبردی خود با ایران را به یک اتحاد نظامی تبدیل کند که آن را وارد جنگ با آمریکا سازد. به گفته نویسنده، پکن در جریان جنگ به هیچ‌یک از طرف‌ها سلاح نداده و قصد انجام آن را نیز ندارد. فروش تسلیحات و رزمایش‌های پیش از جنگ عمدتاً برای کمک به حفظ توان دفاعی ایران بود. ادامه جنگ فقط آمریکا را تحت فشار نمی‌گذارد، بلکه هزینه‌های اقتصادی و امنیتی سنگینی نیز به چین تحمیل می‌کند؛ ازاین‌رو، پکن خواهان طولانی‌شدن جنگ برای تضعیف واشنگتن نیست. نویسنده معتقد است میان اهداف چین و آمریکا زمینه‌های مشترکی وجود دارد. چین در پرونده هسته‌ای بر جلوگیری از گسترش سلاح اتمی، حق ایران برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای و حل مسئله از طریق مذاکره تأکید می‌کند. در هرمز نیز خواهان آزادی و امنیت کشتیرانی، بازگشایی آبراه از راه سیاسی و رسیدگی به عوامل اقتصادی و امنیتی بحران است. این اهداف با جلوگیری از گسترش هسته‌ای، حفاظت از تجارت جهانی و تثبیت خلیج فارس که واشنگتن اعلام می‌کند، تضاد بنیادینی ندارند. اگر آمریکا واقعاً از تغییر حکومت در ایران صرف‌نظر کرده باشد، در نهایت باید مسیری معتبر برای بقای اقتصادی این کشور فراهم کند. کاهش بخشی از تحریم‌ها برای رسیدن به توافق ضروری خواهد بود و چین نیز احتمالاً در بازسازی ایران و اتصال دوباره آن به بازارهای منطقه‌ای نقش مهمی خواهد داشت. بااین‌حال، اگر واشنگتن به‌دنبال فروپاشی حکومت ایران باشد و حملات نظامی را گسترش دهد، محاسبات و موضع کنونی پکن نیز تغییر خواهد کرد. نتیجه مقاله این است که چین خود را برنده جنگ ایران نمی‌بیند و در پی جایگزینی آمریکا به‌عنوان قدرت امنیتی خاورمیانه نیست. پکن می‌خواهد پیامدهای جنگ را مهار کند، وابستگی‌های خود را کاهش دهد، در رویارویی تهران و واشنگتن گرفتار نشود، مسیرهای دریایی را باز نگه دارد و برای دیپلماسی و بازسازی پس از جنگ آماده باشد. چین از قدرت مهارنشده آمریکا نگران است، اما هم‌زمان می‌داند عقب‌نشینی کامل واشنگتن نیز می‌تواند بی‌ثباتی بیشتری ایجاد کند. بنابراین، خواهان حضور محدودتر و محتاطانه‌تر آمریکا و همکاری عملی دو قدرت برای پایان جنگ و بازگرداندن ثبات منطقه‌ای است.https://www.brookings.edu/articles/beyond-winning-and-losing-what-beijing-wants-from-the-iran-war/
زندگی در فرهنگ
فراتر از برد و باخت؛ پکن از جنگ ایران چه می‌خواهد؟ نویسنده: ژائو لونگ منبع: مؤسسه بروکینگز تاریخ ان
چکیده‌ی مقاله: چین: ۱. جنگ را برد و باخت نمی‌بیند؛ نگران پیامدهای اقتصادی و راهبردی آن است. ۲. اولویت: مهار سرایت جنگ، ثبات انرژی و امنیت تنگه هرمز. ۳. پرهیز از گرفتارشدن؛ تبدیل مشارکت با ایران به اتحاد نظامی را نمی‌خواهد. ۴. متنوع‌سازی مسیرها و وابستگی‌ها، نه جایگزینی خلیج فارس با روسیه. ۵. زمینه‌های همکاری با آمریکا برای پایان جنگ و بازسازی وجود دارد.
به روز رسانی گزارش بازگشت ارز به چرخۀ رسمی کشور از سال ۱۳۹۷ تا ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ : - مجموع کل صادرات غیرنفتی : ۳۶۳ میلیارد دلار - مجموع تعهدات سررسید شدۀ ایفا نشده : ۸۵ میلیارد دلار - مجموع کل ارزهای برنگشته به چرخۀ رسمی از کل صادرات غیرنفتی : ۱۳۰ میلیارد دلار https://eitaa.com/joinchat/1802830600C66b40c86de
تبلیغ دیجیتال سعید اشیری تبلیغ دیجیتال می‌گویم به‌مثابه‌ی رسانه‌‌ای شبیه به منبر جدید؛ و نه تبلیغ در فضای مجازی. و این دومی، زیادی بی‌آزار است؛ انگار منبر و خطیبی را از مسجد برداشته‌ایم و گذاشته‌ایم توی تلفن همراه! همان منبر، همان واعظ، همان مستمع؛ فقط سیم و بلندگو عوض شده. قضیه به این سادگی نیست. اگر اسمی لازم باشد، شاید بشود گفت دیجیتال‌شدن تبلیغ. و اگر بخواهیم کمی بدبین‌تر باشیم: دیجیتال‌زدگی تبلیغ. یعنی آنجا که روحانی و عالم بزرگوار ما، گمان می‌برد گوشی را در دست گرفته، اما کم‌کم گوشی است که دست او را گرفته. خیال می‌کند از اینستاگرام و تلگرام و این چیزها استفاده می‌کند، غافل از اینکه اینها فقط وسیله نیستند. وقت می‌برند، اندازه تعیین می‌کنند، زبان می‌سازند، صورت را جلو می‌اندازند، صدا را کوتاه می‌کنند و حتی معلوم می‌کنند چه چیزی اصلاً دیده بشود و چه چیزی ته انبار بماند. منبر قدیم یک منطق داشت. کسی می‌آمد، می‌نشست، نیم ساعت یا یک ساعت گوش می‌داد. واعظ مقدمه می‌چید، شاهد می‌آورد، قصه می‌گفت، آیه می‌خواند و آخر کار چیزی را به چیزی می‌رساند. حالا مستمع همان اول انگشتش روی صفحه است. اگر سه ثانیه اول نگرفتی‌اش، رفته. اگر جمله طول کشید، رفته. اگر تصویر نداشت، شاید اصلاً نیامده. می‌رود به‌سمت «اسکرول‌کردنِ بی‌نهایت!» و اگر دیگران بیشتر دیده شدند، تو هم باید کاری کنی که بیشتر دیده شوی! و از همین «بیشتر دیده‌شدن» است که قصه شروع می‌شود. برخی روحانیان ما، وارد فضای دیجیتال شده‌اند تا تبلیغ کند. حبذا! جزاکم‌الله خیراً! اما فضای دیجیتال هم بیکار ننشسته؛ دارد از او چیزی می‌سازد. بسا که سناریوی این تبلیغ دیجیتال، چنین باشد: اول سخنش را کوتاه می‌کند؛ بعد تیترش را تندتر؛ و بعد تصویرش را مرتب‌تر. بعد از او می‌خواهد هر روز چیزی بگوید، حتی روزی که چیزی برای گفتن ندارد. بعد عدد می‌آید: چند نفر دیدند؟ چند نفر پسندیدند؟ چند نفر بازنشر کردند؟ و کم‌کم همین عددها می‌شوند میزان اثر. تا دیروز مبلغ می‌پرسید: «حرف درست بود؟» حالا ممکن است پیش از آن بپرسد: «گرفت؟» و همین‌جا باید ایستاد. تبلیغ (دینی) دیجیتال دو سر دارد. یک سرش روحانیت است، با میراثی از منبر و مسجد و محراب و درس و چهره‌به‌چهره نشستن با مردم. سر دیگرش پلتفرم است؛ دستگاهی که نه مسجد می‌شناسد، نه طلبه، نه مقلد، نه مؤمن. کار خودش را می‌کند: توجه می‌خواهد. هرچه بیشتر، بهتر. برایش فرقی ندارد این توجه پای درس اخلاق جمع شده یا پای دعوای دو آدم یا فیلم یک گربه. همه را به یک زبان می‌سنجد: توقف چشم، حرکت انگشت و بازگشت دوباره. مسئله از همین‌جا جدی می‌شود. چون روحانی وقتی وارد این دستگاه شد، فقط مخاطب تازه پیدا نکرده؛ وارد نظمی تازه شده است؛ چیزی که به آن اَلگوکراسی می‌گوییم. در این نظم، حرفِ خوب، الزاماً حرف پربیننده نیست. حرف پربیننده هم الزاماً حرف بدی نیست. اما میان این دو، چیزی ایستاده به نام الگوریتم. چیزی که معلوم می‌کند چه کسی دیده شود و چه کسی نه؛ چه سخنی بالا بیاید و کدام سخن، هرچند دقیق‌تر و عمیق‌تر، همان پایین بماند. پس تبلیغ دیجیتال را نباید با داشتن صفحه و کانال و دنبال‌کننده اشتباه گرفت. اینها ظاهر کار است. تبلیغ دیجیتال یعنی انتقال دعوت دینی به محیطی که زمان، توجه، اعتبار، رابطه با مخاطب و حتی صورتِ سخن را دوباره تعریف کرده است. و این انتقال، بی‌هزینه نیست. طلبه‌ای که دیروز برای چهل‌-پنجاه نفر در مسجد حرف می‌زد، امروز می‌تواند برای پنجاه‌هزار نفر حرف بزند. این فرصت کوچکی نیست. اما همان پنجاه‌هزار نفر می‌توانند فردا، با یک حرکت انگشت، او را کنار بگذارند و سراغ نفر بعدی بروند. پس قدرت بیشتر شده و قرار کمتر. دامنه بیشتر شده و رابطه نازک‌تر. صدا دورتر می‌رود، اما معلوم نیست عمیق‌تر هم برود. از اینجا به بعد پرسش دیگر این نیست که روحانی باید وارد فضای مجازی بشود یا نه. شده است. جهان سایبر، ما را درنوردیده است... خیلی پیش‌تر از آنکه درباره‌اش تصمیم بگیریم. پرسش این است که وقتی وارد شد، چه کسی چه کسی را تغییر می‌دهد؟ روحانی، رسانه را؟ یا رسانه، روحانی را؟ 🌐@drAshiri
هدایت شده از حمید پارسانیا
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 چرا به فرهنگ باید نگاه فرا راهبردی داشت؟ 👤 حجت‌الاسلام حمید پارسانیا 📺 برنامه تلویزیونی جریان 🗓 سه‌شنبه ١٧ شهریور 🏷 @parsania_net
سه برابر هیروشیما؛ بزرگ‌ترین ارسال تسلیحاتی تاریخ آمریکا به اسرائیل تاکر کالسون نوشت: به گفته یک مقام آگاه فدرال، دولت ترامپ قصد دارد در ماه‌های آینده مجموعاً ۴۰,۰۰۰ بمب «مارک ۸۴» و «بلو-۱۱۷» به دولت اسرائیل ارسال کند. وزن هر یک از این بمب‌ها ۲,۰۰۰ پوند است. به نظر می‌رسد این بزرگ‌ترین انتقال مهمات انفجاری متعارف از سوی ایالات متحده در تاریخ معاصر باشد. این محموله چقدر بزرگ است؟ این مقدار معادل ۴۰,۰۰۰ تن بمب است. برای درک بهتر ابعاد این موضوع، بزرگ‌ترین حمله هوایی آمریکا در جنگ جهانی دوم، حمله نیروی هوایی هشتم به برلین در مارس ۱۹۴۵ بود. مجموعاً ۲,۰۲۳ هواپیمای متفقین شرکت‌کننده در این حمله، حدود ۳,۰۰۰ تن بمب رها کردند. این مقدار تنها ۷.۵ درصد از چیزی است که ترامپ به اسرائیل ارسال می‌کند. در همان ماه، یعنی مارس ۱۹۴۵، نیروهای هوایی ارتش ایالات متحده مخرب‌ترین حمله بمباران در تاریخ بشریت، یعنی «عملیات میتینگ‌هاوس» (Operation Meetinghouse) بر فراز توکیو را آغاز کردند. بیش از ۱۰۰,۰۰۰ غیرنظامی ژاپنی در این حمله کشته شدند. تا پایان این عملیات، آمریکا ۱,۶۰۰ تن بمب رها کرده بود. این مقدار چهار درصد از چیزی است که ترامپ به اسرائیل می‌فرستد. جنگ جهانی دوم پنج ماه بعد، زمانی که آمریکا بمب اتمی بر شهر هیروشیما انداخت، به پایان رسید. محموله‌ای که ترامپ به اسرائیل ارسال می‌کند، بیش از سه برابر قدرت تخریب آن انفجار هسته‌ای است. کاری که دولت ترامپ انجام می‌دهد، هیچ سابقه‌ای ندارد. هیچ توجیهی نیز برای این کار وجود ندارد. دولت اسرائیل در حال جنگ جهانی دوم، یا حتی یک جنگ متعارف نیست. این دولت درگیر درگیری‌های دوره‌ای با یک نیروی چریکی در لبنان است و در حال تلاش برای نابودی یک جمعیت غیرنظامی بی‌سلاح در غزه است. هیچ‌یک از این جبهه‌ها به بمب‌های مدرن ۲,۰۰۰ پوندی نیاز ندارند. یک بمب مارک ۸۴ ساخت آمریکا، شعاع تخریبی به اندازه نیم مایل دارد. این بمب موج حرارتی با دمای سطح خورشید آزاد می‌کند. در فاصله ۱۰۰ پایی انفجار، سنگ ذوب می‌شود و گوشت انسان به بخار تبدیل می‌گردد. این بمب ساختمان‌های آپارتمانی را ویران می‌کند و دهانه‌هایی به عمق سی‌وپنج پا (حدود ۱۰.۵ متر) به جا می‌گذارد. تا پیش از جنگ با ایران، ارتش ایالات متحده به‌طور کلی از استفاده از مارک ۸۴ در مناطق شهری اجتناب می‌کرد، زیرا غیرنظامیان زیادی را می‌کشد. برای دولت نتانیاهو، این دقیقاً همان مزیت بوده است. در هفته‌های پس از ۷ اکتبر، نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) نزدیک به ششصد بمب ۲,۰۰۰ پوندی بر مناطق پرجمعیت غزه، از جمله بیش از ۱۰۰ منطقه تخلیه غیرنظامیان که به‌طور رسمی تعیین شده بودند، رها کردند. این کشتار چنان هولناک و رسواکننده بود که دولت بایدن ارسال محموله‌ای از بمب‌های مارک ۸۴ را متوقف کرد. اما این ارسال‌ها به سرعت تحت دولت ترامپ از سر گرفته شد و اکنون شتاب گرفته‌اند. بر اساس هر تعریفی، آنچه دولت نتانیاهو در غزه انجام داده است، نسل‌کشی است. در طول سه سال گذشته، بیش از ۲۵۰,۰۰۰ فلسطینی توسط نیروهای اسرائیلی کشته یا زخمی شده‌اند. ۴۰,۰۰۰ بمب جدیدی که دولت ترامپ ارسال می‌کند، برای انجام همان کار در لبنان و احتمالاً در سایر کشورهای منطقه استفاده خواهد شد. اگر می‌خواستید جنگ با ایران را به آینده‌ای نامعلوم تمدید کنید، دقیقاً همین کار را می‌کردید.
گروه آموزشی، فرهنگی و اجتماعی مرکز تحقیقات اسلامی مجلس برگزار می کند: نشست دکترین شوک دوگانه و چرخه فاضله ی تاب آوری ارائه دهنده: دکتر سعید اشیری ناقد: حجت‌الاسلام والمسلمین نامخواه دبیر علمی: حجت‌الاسلام والمسلمین میرامام پژوهشگر مرکز تحقیقات اسلامی مجلس زمان: شنبه ۲۸ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۸ - ۱۰ مکان: مرکز تحقیقات اسلامی مجلس سالن فقاهت لینک مجازی: https://www.skyroom.online/ch/m.faghih64/social کانال‌های اطلاع رسانی مرکز: ble.ir/cmirparliranir eitaa.com/s/cmir_parliran
مرکز ملی مطالعات و سنجش دینداری با مشارکت مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی و سازمان علمی فرهنگی آستان قدس رضوی برگزار می کند: سلسله نشست‌های جامعه شناسی حوزه و روحانیت (با تاکید بر منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی مد ظله االعالی) نشست اول: جامعه‌شناسی روحانیت و مسئله‌ی تعریف کار مطلوب از منظر اقتصاد فرهنگی با ارایه علمی دکتر سعید اشیری دبیر علمی حجت الاسلام و المسلمین سیدمحسن شمسا 🔗 لینک ورود به جلسه مجازی: http://meet.razavi.ir/ch/sco_qom زمان: شنبه ۲۸ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۰ مکان: ابتدای خیابان صفاییه، دفتر قم سازمان علمی فرهنگی آستان قدس رضوی علیه السلام مرکز ملی مطالعات و سنجش دینداری @markazsanjeshdindari
سیاست‌گذاری معیشت طلاب نباید به کارمندی‌سازی روحانیت منجر شود دکتر اشیری با تأکید بر ضرورت تعریف دقیق «کار طلبه» گفت: سیاست‌گذاری معیشت طلاب نباید به کارمندی‌سازی روحانیت و تقلیل فعالیت‌های حوزوی به مزد و ساعت کار منجر شود. به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، دکتر سعید اشیری در نشست اول جامعه‌شناسی روحانیت و مسئله‌ تعریف کار مطلوب از منظر اقتصاد فرهنگی در سازمان علمی و فرهنگی آستان قدس رضوی برگزار شد، با تأکید بر ضرورت تأمین حداقل معیشت طلاب و حفظ استقلال مالی حوزه علمیه و نهاد مرجعیت، گفت: ساماندهی وضعیت اقتصادی طلاب نیازمند تعریف دقیق «کار طلبه» و طراحی نظام عادلانه جبران خدمات است، اما این سیاست‌گذاری نباید به کارمندی‌سازی روحانیت و تعریف فعالیت‌های حوزوی در قالب کار ساعتی منجر شود. وی با اشاره به اهمیت مفهوم «کار» در سیاست‌گذاری درباره اقتصاد زندگی طلبه اظهار داشت: اگر قرار است درباره معیشت طلاب و خدمات روحانیون سیاست‌گذاری شود، ابتدا باید مشخص شود طلبه چه خدماتی ارائه می‌دهد و این خدمات چگونه ارزش‌گذاری و جبران می‌شوند. دکتر اشیری با تفکیک میان حوزه علمیه و نهاد روحانیت تصریح کرد: حوزه علمیه مأموریت تعلیم، تعلم، تحقیق و تولید و بازتولید معرفت دینی را بر عهده دارد و نهاد روحانیت تحقق اجتماعی و تبلیغ قولی و فعلی دین را دنبال می‌کند؛ از این رو در سیاست‌گذاری باید تفاوت میان این دو عرصه و مأموریت‌های آنها مورد توجه قرار گیرد. وی یکی از چالش‌های موجود را ابهام در کارکرد «شهریه» دانست و خاطرنشان کرد: در تلقی عمومی، شهریه ممکن است همزمان به معنای کمک‌هزینه تحصیل، درآمد زندگی، پرداخت در برابر فعالیت دینی و حتی نشانه‌ای از استخدام در حوزه تلقی شود؛ در حالی که پرداخت شهریه از منظر فقهی و حقوقی به معنای حقوق کارمندی نیست. دکتر اشیری تعدد مراکز و منابع پرداخت به طلاب را از دیگر موضوعات قابل توجه برشمرد و افزود: استقلال مالی حوزه و مراجع به معنای تمرکز همه پرداخت‌ها نیست، اما باید اطلاعات مربوط به دریافتی‌های طلبه و منابع تأمین معیشت او به شکلی منسجم‌تر سازماندهی شود تا تصویر روشن‌تری از اقتصاد زندگی طلاب به دست آید. وی با اشاره به حمایت‌های معیشتی، درمانی، بیمه‌ای و مسکن مرکز خدمات حوزه علمیه، بر ضرورت تفکیک میان حمایت اجتماعی و پرداخت در برابر کار تأکید کرد و گفت: باید مشخص شود کدام بخش از حمایت‌های موجود جنبه اجتماعی و معیشتی دارد و کدام بخش در برابر خدمت و فعالیت طلبه پرداخت می‌شود. این پژوهشگر همچنین نبود نظام مشخص برای ارزش‌گذاری خدمات روحانیون را از مسائل مهم این حوزه عنوان کرد و یادآور شد: روحانیون خدمات متنوعی همچون امامت جماعت، آموزش قرآن، مشاوره، تدریس و تبلیغ ارائه می‌کنند، اما بازار یا نظام نهادی ارزش‌گذاری این خدمات به‌صورت مشخص شکل نگرفته است. در نتیجه، برخی طلاب به صورت تبرعی فعالیت می‌کنند، برخی جذب دستگاه‌های مختلف می‌شوند و برخی نیز از منابع مالی متعدد و پراکنده برای تأمین زندگی خود استفاده می‌کنند. وی در ادامه نسبت به «دام بزرگ کارمندی‌سازی روحانیت» هشدار داد و با استناد به دیدگاه‌های آیت‌الله جوادی آملی درباره کار کارمندی اظهار داشت: اگر سیاست‌گذاری درباره کار طلبه بر مبنای کار ساعتی و کارمندی شکل بگیرد، این الگو می‌تواند در آینده بر ماهیت و ساختار حوزه و روحانیت اثر بگذارد. دکتر اشیری با انتقاد از منطق «مزد عادلانه» بر اساس کار مشابه تأکید کرد: مسئله اصلی، منطق مفهومی سیاست‌گذاری است و نمی‌توان کار طلبه را صرفاً با معیارهای رایج در نظام کار و اشتغال موجود سنجید؛ چراکه خدمات دینی و حوزوی دارای ماهیت و اقتضائات متفاوتی هستند. وی همچنین بر ضرورت شفافیت آماری درباره اقتصاد حوزه و زندگی طلاب اشاره کرد و گفت: برای شناخت دقیق وضعیت معیشت طلاب و طراحی سیاست‌های مناسب، باید اطلاعات و آمار مربوط به اقتصاد حوزه و دریافتی‌های طلاب شفاف‌تر شود؛ زیرا بدون شناخت دقیق مسئله، امکان سیاست‌گذاری صحیح وجود نخواهد داشت. دکتر اشیری در پایان با اشاره به تدوین ۱۲ پیشنهاد سیاستی برای اصلاح وضعیت موجود، تأکید کرد: پیش از هرگونه سیاست‌گذاری باید مسئله «کار طلبه» و «اقتصاد خدمت او» به‌درستی تعریف شود تا ساماندهی معیشت طلاب به الگویی منجر نشود که روحانیت را در قالب کارمند و فعالیت‌های حوزوی را صرفاً در چارچوب مزد و ساعت کار تعریف کند. https://rasanews.ir/003T9O
طرح مسئله‌ی سیاستی و سیاست‌های پیشنهادی «از شهریه‌ی طلبگی تا اقتصاد خدمت دینی». سعید اشیری