eitaa logo
زندگی در فرهنگ
474 دنبال‌کننده
885 عکس
202 ویدیو
48 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و چند عنوان دیگر ▫️راه ارتباطی: @Ashirii
مشاهده در ایتا
دانلود
سه برابر هیروشیما؛ بزرگ‌ترین ارسال تسلیحاتی تاریخ آمریکا به اسرائیل تاکر کالسون نوشت: به گفته یک مقام آگاه فدرال، دولت ترامپ قصد دارد در ماه‌های آینده مجموعاً ۴۰,۰۰۰ بمب «مارک ۸۴» و «بلو-۱۱۷» به دولت اسرائیل ارسال کند. وزن هر یک از این بمب‌ها ۲,۰۰۰ پوند است. به نظر می‌رسد این بزرگ‌ترین انتقال مهمات انفجاری متعارف از سوی ایالات متحده در تاریخ معاصر باشد. این محموله چقدر بزرگ است؟ این مقدار معادل ۴۰,۰۰۰ تن بمب است. برای درک بهتر ابعاد این موضوع، بزرگ‌ترین حمله هوایی آمریکا در جنگ جهانی دوم، حمله نیروی هوایی هشتم به برلین در مارس ۱۹۴۵ بود. مجموعاً ۲,۰۲۳ هواپیمای متفقین شرکت‌کننده در این حمله، حدود ۳,۰۰۰ تن بمب رها کردند. این مقدار تنها ۷.۵ درصد از چیزی است که ترامپ به اسرائیل ارسال می‌کند. در همان ماه، یعنی مارس ۱۹۴۵، نیروهای هوایی ارتش ایالات متحده مخرب‌ترین حمله بمباران در تاریخ بشریت، یعنی «عملیات میتینگ‌هاوس» (Operation Meetinghouse) بر فراز توکیو را آغاز کردند. بیش از ۱۰۰,۰۰۰ غیرنظامی ژاپنی در این حمله کشته شدند. تا پایان این عملیات، آمریکا ۱,۶۰۰ تن بمب رها کرده بود. این مقدار چهار درصد از چیزی است که ترامپ به اسرائیل می‌فرستد. جنگ جهانی دوم پنج ماه بعد، زمانی که آمریکا بمب اتمی بر شهر هیروشیما انداخت، به پایان رسید. محموله‌ای که ترامپ به اسرائیل ارسال می‌کند، بیش از سه برابر قدرت تخریب آن انفجار هسته‌ای است. کاری که دولت ترامپ انجام می‌دهد، هیچ سابقه‌ای ندارد. هیچ توجیهی نیز برای این کار وجود ندارد. دولت اسرائیل در حال جنگ جهانی دوم، یا حتی یک جنگ متعارف نیست. این دولت درگیر درگیری‌های دوره‌ای با یک نیروی چریکی در لبنان است و در حال تلاش برای نابودی یک جمعیت غیرنظامی بی‌سلاح در غزه است. هیچ‌یک از این جبهه‌ها به بمب‌های مدرن ۲,۰۰۰ پوندی نیاز ندارند. یک بمب مارک ۸۴ ساخت آمریکا، شعاع تخریبی به اندازه نیم مایل دارد. این بمب موج حرارتی با دمای سطح خورشید آزاد می‌کند. در فاصله ۱۰۰ پایی انفجار، سنگ ذوب می‌شود و گوشت انسان به بخار تبدیل می‌گردد. این بمب ساختمان‌های آپارتمانی را ویران می‌کند و دهانه‌هایی به عمق سی‌وپنج پا (حدود ۱۰.۵ متر) به جا می‌گذارد. تا پیش از جنگ با ایران، ارتش ایالات متحده به‌طور کلی از استفاده از مارک ۸۴ در مناطق شهری اجتناب می‌کرد، زیرا غیرنظامیان زیادی را می‌کشد. برای دولت نتانیاهو، این دقیقاً همان مزیت بوده است. در هفته‌های پس از ۷ اکتبر، نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) نزدیک به ششصد بمب ۲,۰۰۰ پوندی بر مناطق پرجمعیت غزه، از جمله بیش از ۱۰۰ منطقه تخلیه غیرنظامیان که به‌طور رسمی تعیین شده بودند، رها کردند. این کشتار چنان هولناک و رسواکننده بود که دولت بایدن ارسال محموله‌ای از بمب‌های مارک ۸۴ را متوقف کرد. اما این ارسال‌ها به سرعت تحت دولت ترامپ از سر گرفته شد و اکنون شتاب گرفته‌اند. بر اساس هر تعریفی، آنچه دولت نتانیاهو در غزه انجام داده است، نسل‌کشی است. در طول سه سال گذشته، بیش از ۲۵۰,۰۰۰ فلسطینی توسط نیروهای اسرائیلی کشته یا زخمی شده‌اند. ۴۰,۰۰۰ بمب جدیدی که دولت ترامپ ارسال می‌کند، برای انجام همان کار در لبنان و احتمالاً در سایر کشورهای منطقه استفاده خواهد شد. اگر می‌خواستید جنگ با ایران را به آینده‌ای نامعلوم تمدید کنید، دقیقاً همین کار را می‌کردید.
گروه آموزشی، فرهنگی و اجتماعی مرکز تحقیقات اسلامی مجلس برگزار می کند: نشست دکترین شوک دوگانه و چرخه فاضله ی تاب آوری ارائه دهنده: دکتر سعید اشیری ناقد: حجت‌الاسلام والمسلمین نامخواه دبیر علمی: حجت‌الاسلام والمسلمین میرامام پژوهشگر مرکز تحقیقات اسلامی مجلس زمان: شنبه ۲۸ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۸ - ۱۰ مکان: مرکز تحقیقات اسلامی مجلس سالن فقاهت لینک مجازی: https://www.skyroom.online/ch/m.faghih64/social کانال‌های اطلاع رسانی مرکز: ble.ir/cmirparliranir eitaa.com/s/cmir_parliran
مرکز ملی مطالعات و سنجش دینداری با مشارکت مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی و سازمان علمی فرهنگی آستان قدس رضوی برگزار می کند: سلسله نشست‌های جامعه شناسی حوزه و روحانیت (با تاکید بر منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی مد ظله االعالی) نشست اول: جامعه‌شناسی روحانیت و مسئله‌ی تعریف کار مطلوب از منظر اقتصاد فرهنگی با ارایه علمی دکتر سعید اشیری دبیر علمی حجت الاسلام و المسلمین سیدمحسن شمسا 🔗 لینک ورود به جلسه مجازی: http://meet.razavi.ir/ch/sco_qom زمان: شنبه ۲۸ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۰ مکان: ابتدای خیابان صفاییه، دفتر قم سازمان علمی فرهنگی آستان قدس رضوی علیه السلام مرکز ملی مطالعات و سنجش دینداری @markazsanjeshdindari
سیاست‌گذاری معیشت طلاب نباید به کارمندی‌سازی روحانیت منجر شود دکتر اشیری با تأکید بر ضرورت تعریف دقیق «کار طلبه» گفت: سیاست‌گذاری معیشت طلاب نباید به کارمندی‌سازی روحانیت و تقلیل فعالیت‌های حوزوی به مزد و ساعت کار منجر شود. به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، دکتر سعید اشیری در نشست اول جامعه‌شناسی روحانیت و مسئله‌ تعریف کار مطلوب از منظر اقتصاد فرهنگی در سازمان علمی و فرهنگی آستان قدس رضوی برگزار شد، با تأکید بر ضرورت تأمین حداقل معیشت طلاب و حفظ استقلال مالی حوزه علمیه و نهاد مرجعیت، گفت: ساماندهی وضعیت اقتصادی طلاب نیازمند تعریف دقیق «کار طلبه» و طراحی نظام عادلانه جبران خدمات است، اما این سیاست‌گذاری نباید به کارمندی‌سازی روحانیت و تعریف فعالیت‌های حوزوی در قالب کار ساعتی منجر شود. وی با اشاره به اهمیت مفهوم «کار» در سیاست‌گذاری درباره اقتصاد زندگی طلبه اظهار داشت: اگر قرار است درباره معیشت طلاب و خدمات روحانیون سیاست‌گذاری شود، ابتدا باید مشخص شود طلبه چه خدماتی ارائه می‌دهد و این خدمات چگونه ارزش‌گذاری و جبران می‌شوند. دکتر اشیری با تفکیک میان حوزه علمیه و نهاد روحانیت تصریح کرد: حوزه علمیه مأموریت تعلیم، تعلم، تحقیق و تولید و بازتولید معرفت دینی را بر عهده دارد و نهاد روحانیت تحقق اجتماعی و تبلیغ قولی و فعلی دین را دنبال می‌کند؛ از این رو در سیاست‌گذاری باید تفاوت میان این دو عرصه و مأموریت‌های آنها مورد توجه قرار گیرد. وی یکی از چالش‌های موجود را ابهام در کارکرد «شهریه» دانست و خاطرنشان کرد: در تلقی عمومی، شهریه ممکن است همزمان به معنای کمک‌هزینه تحصیل، درآمد زندگی، پرداخت در برابر فعالیت دینی و حتی نشانه‌ای از استخدام در حوزه تلقی شود؛ در حالی که پرداخت شهریه از منظر فقهی و حقوقی به معنای حقوق کارمندی نیست. دکتر اشیری تعدد مراکز و منابع پرداخت به طلاب را از دیگر موضوعات قابل توجه برشمرد و افزود: استقلال مالی حوزه و مراجع به معنای تمرکز همه پرداخت‌ها نیست، اما باید اطلاعات مربوط به دریافتی‌های طلبه و منابع تأمین معیشت او به شکلی منسجم‌تر سازماندهی شود تا تصویر روشن‌تری از اقتصاد زندگی طلاب به دست آید. وی با اشاره به حمایت‌های معیشتی، درمانی، بیمه‌ای و مسکن مرکز خدمات حوزه علمیه، بر ضرورت تفکیک میان حمایت اجتماعی و پرداخت در برابر کار تأکید کرد و گفت: باید مشخص شود کدام بخش از حمایت‌های موجود جنبه اجتماعی و معیشتی دارد و کدام بخش در برابر خدمت و فعالیت طلبه پرداخت می‌شود. این پژوهشگر همچنین نبود نظام مشخص برای ارزش‌گذاری خدمات روحانیون را از مسائل مهم این حوزه عنوان کرد و یادآور شد: روحانیون خدمات متنوعی همچون امامت جماعت، آموزش قرآن، مشاوره، تدریس و تبلیغ ارائه می‌کنند، اما بازار یا نظام نهادی ارزش‌گذاری این خدمات به‌صورت مشخص شکل نگرفته است. در نتیجه، برخی طلاب به صورت تبرعی فعالیت می‌کنند، برخی جذب دستگاه‌های مختلف می‌شوند و برخی نیز از منابع مالی متعدد و پراکنده برای تأمین زندگی خود استفاده می‌کنند. وی در ادامه نسبت به «دام بزرگ کارمندی‌سازی روحانیت» هشدار داد و با استناد به دیدگاه‌های آیت‌الله جوادی آملی درباره کار کارمندی اظهار داشت: اگر سیاست‌گذاری درباره کار طلبه بر مبنای کار ساعتی و کارمندی شکل بگیرد، این الگو می‌تواند در آینده بر ماهیت و ساختار حوزه و روحانیت اثر بگذارد. دکتر اشیری با انتقاد از منطق «مزد عادلانه» بر اساس کار مشابه تأکید کرد: مسئله اصلی، منطق مفهومی سیاست‌گذاری است و نمی‌توان کار طلبه را صرفاً با معیارهای رایج در نظام کار و اشتغال موجود سنجید؛ چراکه خدمات دینی و حوزوی دارای ماهیت و اقتضائات متفاوتی هستند. وی همچنین بر ضرورت شفافیت آماری درباره اقتصاد حوزه و زندگی طلاب اشاره کرد و گفت: برای شناخت دقیق وضعیت معیشت طلاب و طراحی سیاست‌های مناسب، باید اطلاعات و آمار مربوط به اقتصاد حوزه و دریافتی‌های طلاب شفاف‌تر شود؛ زیرا بدون شناخت دقیق مسئله، امکان سیاست‌گذاری صحیح وجود نخواهد داشت. دکتر اشیری در پایان با اشاره به تدوین ۱۲ پیشنهاد سیاستی برای اصلاح وضعیت موجود، تأکید کرد: پیش از هرگونه سیاست‌گذاری باید مسئله «کار طلبه» و «اقتصاد خدمت او» به‌درستی تعریف شود تا ساماندهی معیشت طلاب به الگویی منجر نشود که روحانیت را در قالب کارمند و فعالیت‌های حوزوی را صرفاً در چارچوب مزد و ساعت کار تعریف کند. https://rasanews.ir/003T9O
طرح مسئله‌ی سیاستی و سیاست‌های پیشنهادی «از شهریه‌ی طلبگی تا اقتصاد خدمت دینی». سعید اشیری
هدایت شده از باغ خاقانی
عکسی از: باغ خاقانی 😄
چون گردکان بر شاخه اگر تصور گردکان بر گنبد تمثیل نمادین «تربیت نااهل » است، تصویر گردکان بر شاخه نماد چیست؟ شاید اصل «تربیت»، چون تربیت بارآوردن نیست، پروراندن است. یعنی «تربیت هم، اهل را چون گردکان بر شاخه است». وقتی به تصویر این گردوی بر شاخه در آخرین لحظات نگاه می‌کنم، زیبایی به کمال رسیدن میوه‌ای را می‌بینم که در آستانهٔ رسیدن است. عکس، بازنمایی واقعی جمال خلقت در هنگامهٔ «تفریق» یا در آستانهٔ «توصیل» است. تفریق و توصیل دو اصل مهم در نظریهٔ بلاغی دکتر محمد خاقانی اصفهانی‌اند. آنچه نخست در ادراک حسی ما ظاهر می‌شود، تنشی بصری است. پوستهٔ سبز، زبر و رو به زوالی که ترک خورده است و از دل آن، تارهای نازک، تیره و رگ‌مانندی بیرون زده‌اند که مغزی چوبی، چروکیده و قهوه‌ای گردو را بر شاخه آویزان نگه داشته‌اند. برگ‌های سبز پس‌زمینه، بستری برای این رهاشدگی فراهم می‌کنند. این تصویر که شکار لحظه‌ای حساس است، حس «رهایی» را در ما بیدار می‌کند؛ گویی با شناسایی گردو، در لحظه‌ای حساس از گذار قرار گرفته‌ایم. اما از منظر بلاغت جدید به ویژه بلاغت بوم‌شناختی، بی‌تردید با «کنشی نمادین» و پیچیده در موقعیت «شناسایی» و «هم جوهری» به تعبیر کنت بورکی، روبه‌رو می‌شویم. در این نگاه، بلاغت تنها به سخن گفتن انسان‌ها محدود نمی‌ماند؛ اشیا، بافت‌ها، رنگ‌ها و محیط نیز عواملی‌اند که معنا را شکل می‌دهند و استدلالی بصری پیش می‌نهند. این گردو نه ابژه‌ای منفعل، بلکه سوژه‌ای است که در بستری بوم‌شناختی، لحظه‌ای حساس از تحول «خود» را روایت می‌کند و ما را به اعتراف و هم جوهری فرا می خواند. در عکس گردوی آویزان، درخت و برگ‌های سبز نماد بستر حیات‌اند؛ منبع تغذیه، تداوم و گذشته. حضورشان در پس‌زمینه به ما می‌گوید که این گردو از جایی آمده و به شبکه‌ای زنده پیوسته است. پوستهٔ سبز ترک‌خورده نماد ساختاری فروپاشیده است؛ پوسته‌ای که عاملیت خود را از دست داده است. ترک خوردنش کنشی رتوریکال است برای اعلام پایان یک دوره و بی‌اعتباری پوسته‌های موقت. تارهای فیبری قهوه‌ای، ظریف‌ترین کنشگران این صحنه اند. این رشته‌های نازک و پیچیده، عاملی هستند که در برابر جدایی پایداری می‌کنند. آن‌ها حامل حافظهٔ بوم‌شناختی‌اند و نشان می‌دهند که رهاشدن فرآیندی تدریجی و همراه با کشش و پیوست است، نه گسستی آنی. مغز گردو به‌مثابهٔ هستهٔ اصیل، چروکیده و سخت، نماد خود و تجربهٔ زیسته است. چروکیدگی‌اش نشان می‌دهد که این هسته سختی زمان را تحمل کرده تا به این مرحله از کمال رسیده است. این تصویر لحظه‌ای را بازنمایی کرده که گردو در وضعیت «آستانگی و تعلیق» قرار دارد. این لحظه نه زمان سبزی ناپخته است و نه زمان سقوط کامل. این آستانگی دقیقاً همان «کایروس» بلاغی است؛ لحظه‌ای که پوسته ترک خورده، اما تارها هنوز هسته را نگه داشته‌اند. استدلال بصری آن بر پایهٔ تنش میان وارستگی و وابستگی بنا شده است. گردو در اینجا می‌گوید: «من آمادهٔ رَستن، رهاشدن و مرگ هستم، اما هنوز به منبع حیاتم گره خورده‌ام.» این تصویر، زیبایی گذار را در همان لحظهٔ خطیر معلق و در آستانه بودن به نمایش می‌گذارد. در بلاغت سنتی، اغلب بر «لوگوس»، «پاتوس» و «اتوس» تأکید می‌شد؛ یعنی بر استدلال، احساس و اعتبار گوینده. اما بلاغت بوم‌شناختیِ این تصویر در «کایروس» آن است؛ در بازنمایی لحظهٔ حساس و خطیری که گردو در آن معلق است. کایروسِ گردوی آویزان به زیبایی نشان می‌دهد که رهاشدن از پوسته‌های کهنه، یک‌شبه رخ نمی‌دهد. خود در بافتاری از روابط، خاطرات و وابستگی‌ها تنیده شده است و همین تارهای ظریف‌اند که به «خود» فرصت می‌دهند تا در لحظهٔ مناسب، با اطمینان و اعتماد، به سوی شکوفایی و کمالِ هستهٔ حقیقی وجود خود حرکت کند. این بازنمایی کایروسی از زیبایی آفرینش، به زیبایی می‌گوید که در مسیر تحول و درک کایروس وجودی، همواره یک ضرورت است. اگر زودتر از موعد رها شویم، نارس و ناپخته سقوط می‌کنیم. اگر بیش از حد بمانیم، می‌پوسیم و توان شکفتن را از دست می‌دهیم. تارهای ظریف پیونددهنده، نه مانع رهاشدن، بلکه سنجهٔ آمادگی ما هستند. آن‌ها به ما می‌گویند که رهایی یک تصمیم آنی نیست؛ یک آگاهی بوم‌شناختی و هستی‌شناختی است که باید رشد کند. تحول تنها با گذر زمان رخ نمی‌دهد؛ با هم‌آهنگی با زمان رخ می‌دهد. ما باید یاد بگیریم که به آهنگ تارهای پیونددهندهٔ خود گوش بسپاریم، نه برای اینکه همیشه بمانیم، بلکه برای اینکه بدانیم «کِی» آمادهٔ جدا شدنیم پ.ن: در یونان باستان، دو مفهوم برای زمان وجود داشت یکی کرونوس (Chronos) زمان کمی، خطی و قابل اندازه‌گیری با ساعت و دیگری کایروس (Kairos) زمان کیفی، لحظه‌ی دقیق و مناسب برای انجام یک کنش. کایروس یعنی «لحظه‌ای که در آن، گفتن یا انجام دادن یک کار، بیشترین تأثیر را دارد. این تصویر، تجسم بصری «کایروس» است چون شکار لحظه تعلیق است. @hamshenasi
🔺 بر اساس آخرین آمار فصلی، در بهار ۱۴۰۵ حدود ۲۴٫۷ میلیون نفر در ایران شاغل بوده‌اند. نرخ بیکاری ۹٫۱ درصد و نرخ مشارکت اقتصادی تنها ۴۰٫۷ درصد بوده است. در مقایسه با سال قبل، حدود ۴۵۰ هزار نفر از تعداد شاغلان کاسته و نزدیک به ۸۰۰ هزار نفر به جمعیت غیرفعال اقتصادی افزوده شده است. 🔺 گاهی گفته می‌شود بیش از ۱۰ میلیون نفر از شاغلان کشور راننده‌ی تاکسی اینترنتی‌اند. این تعبیر دقیق نیست. آمارهای چندمیلیونی اسنپ و دیگر پلتفرم‌ها معمولاً شامل کسانی است که طی سال‌ها به‌عنوان راننده ثبت‌نام کرده‌اند؛ نه افرادی که اکنون تمام‌وقت از این راه زندگی می‌کنند. 🔺بسیاری از رانندگان، شغل اصلی دیگری دارند، پاره‌وقت کار می‌کنند یا هم‌زمان عضو چند پلتفرم‌اند. با این‌حال حضور چندمیلیونی افراد در این بازار واقعیتی مهم است و از گسترش شغل دوم، کار پاره‌وقت و اقتصاد پلتفرمی در ایران حکایت دارد. 🔺بخشی از این وضعیت در شرایط جنگی و نااطمینانی اقتصادی قابل انتظار است. جنگ فعالیت بنگاه‌ها، سرمایه‌گذاری، تجارت و زنجیره‌ی تأمین را مختل می‌کند و معمولاً افراد بیشتری را به‌سوی مشاغل انعطاف‌پذیر و درآمدهای مکمل سوق می‌دهد. 🔺 بااین‌همه، تمام مسئله را نمی‌توان به جنگ نسبت داد. نرخ پایین مشارکت، اشتغال غیررسمی، ضعف سرمایه‌گذاری و گسترش شغل دوم در ایران پیش از جنگ نیز وجود داشت. جنگ بیشتر به‌عنوان یک تشدیدکننده عمل کرده است. پس نرخ بیکاری ۹٫۱ درصد به‌تنهایی تصویر کاملی نمی‌دهد؛ کیفیت اشتغال، نرخ مشارکت و تعداد کسانی که برای تأمین درآمد به شغل دوم و کار پلتفرمی روی آورده‌اند، به همان اندازه مهم است. 🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
🔺 بر اساس آخرین آمار فصلی، در بهار ۱۴۰۵ حدود ۲۴٫۷ میلیون نفر در ایران شاغل بوده‌اند. نرخ بیکاری ۹٫۱
💡یک نکته‌ی امیدوارکننده: 🔺طبق گزارش طرح آمارگیری نیروی کار، تعداد شاغلان از ۲۵ میلیون و ۱۲۲ هزار نفر در بهار ۱۴۰۴ به ۲۴ میلیون و ۶۷۲ هزار نفر در بهار ۱۴۰۵ رسیده است؛ یعنی کاهش دقیق حدود ۴۵۰ هزار نفر. 🔺پس تعداد شاغلان کشور طی یک سال حدود ۱٫۸ درصد کاهش یافته است. 💡از یک زاویه، این عدد در اقتصادی با حدود ۲۵ میلیون شاغل، آن هم در دوره‌ای همراه با جنگ، نااطمینانی شدید، اختلال در تجارت و سرمایه‌گذاری، عددی شبیه «فروپاشی بازار کار» نیست. 💡به بیان ساده، حدود ۹۸٫۲ درصد از موجودی اشتغال سال قبل همچنان باقی مانده است. این می‌تواند نشانه‌ی درجه‌ای از مقاومت بازار کار و بنگاه‌های ایرانی در برابر شوک باشد. @drAshiri
هدایت شده از خبرگزاری رسا
یادداشت؛ حل بحران معیشت طلاب در گرو تفکیک حوزه، شهریه و کار تبلیغی دکتر سعید اشیری در یادداشتی سیاستی با عنوان از شهریه طلبگی تا اقتصاد خدمت دینی، مسئله معیشت طلاب و روحانیان را عمیق‌تر از موضوع کمبود شهریه توصیف کرد و نوشت: حوزه علمیه و نهاد روحانیت دو نهاد متمایز با کارکردهای متفاوت هستند؛ حوزه نهاد بالادستی تولید دانش دینی است و روحانیت شبکه به‌کارگیری این دانش برای خدمات اجتماعی و تبلیغی به‌شمار می‌رود. @rasanewsagency
شبکه‌های میکرومدیا به‌مثابه رسانه غیرمتمرکز تحلیل اسنادی و داده‌بنیادِ معماری، کارآمدی، حکمرانیِ اخلاقی و ظرفیت تولید قدرت نرم در مقیاس منطقه‌ای و جهانی روح‌الله عابدی دکتر حسن بشیر چکیده هدف. این مقاله می‌کوشد «شبکه‌های میکرومدیا» را، به‌مثابه یک رسانه غیرمتمرکز و انسان‌محور، در سه گام صورت‌بندی کند: نخست، بنیادهای نظریِ آن را از تلاقیِ سه سنّتِ مکمل ـ جامعه شبکه‌ای کاستلز، سرمایه اجتماعی و پیوندهای ضعیف در سنّت پوتنام و گرانووتر، و روان‌شناسیِ اقناع در کنار معماریِ انتخاب ـ بسازد؛ دوم، با استناد به داده‌های کمیِ مستندِ جهانی، کارآمدیِ توزیع شبکه‌ای-انسانی را در برابر توزیع متمرکز نشان دهد؛ سوم، با طراحی یک چارچوب حکمرانیِ اخلاقیِ پنج‌اصلی، مرز این مدل را از دو خطرِ نظریِ همسایه ـ آستروترفینگ[1] و هایپرنادج[2] ـ به‌گونه‌ای حسابرسی‌پذیر ترسیم کند. روش. پژوهش، اسنادی-کتابخانه‌ای است: گردآوری نظام‌مند ادبیات از اسکوپوس و وب‌آو‌ساینس، ارزیابی اسناد با معیارهای چهارگانه اسکات، و تحلیل محتوای کیفی. شواهد کمی، از تحلیل ثانویه منابع تثبیت‌شده استخراج شده‌اند: گوگل ترندز با پارامترهای کاملاً بازتولیدپذیر، گزارش خبر دیجیتال رویترز، ترازسنج اعتماد ادلمن، آمار اتحادیه بین‌المللی مخابرات، گزارش جهانی دیجیتال، و پیمایش‌های ملی ایران. یافته‌ها. داده‌های همگرای جهانی، چرخشی ساختاری از توزیع متمرکز به توزیع شبکه‌ای-انسانی را نشان می‌دهند که در نسل‌های جوان‌تر، با شدتِ بیشتری رخ می‌دهد. در پاسخ به این چرخش، معماریِ سه‌لایه پیشنهادی ـ هسته سازمانی، حلقه گسترده متخصصان، و شبکه شهروندیِ داوطلب ـ هشت مزیتِ ساختاری در برابر رسانه متمرکز دارد و با تکیه بر منطق شبکه‌های کوچک-جهانی، از پیوندهای ضعیف برای گذر از حباب‌های فیلتری بهره می‌برد. سامانه دستیار هوش مصنوعی، بر مبنای اصل «همراهِ پیشنهاددهنده، نه جانشینِ تصمیم» و با هدفِ حفظِ اصالتِ صدا طراحی شده است. چارچوب حکمرانیِ پنج‌اصلی ـ شفافیت ساختاری، عدم آسیب شناختی، استقلال شناختی، بازگشت‌پذیری و حق خروج، و تناسبِ مداخله ـ که با مقررات هوش مصنوعی اتحادیه اروپا (۲۰۲۴/۱۶۸۹) و توصیه‌نامه یونسکو (۲۰۲۱) همسو شده، هم مرز این مدل را از آستروترفینگ و هم حدِ آن را در برابر هایپرنادج، به‌صورت حسابرسی‌پذیر تعیین می‌کند. سرانجام، سه مسیر ـ جوامع پراکنده، زبان‌های منطقه‌ای، و ائتلاف‌های بیناشبکه‌ای ـ نشان می‌دهند که این معماری چگونه می‌تواند به زیرساختی برای تولید قدرت نرم در مقیاس فراملی بدل شود. کلیدواژه‌ها: شبکه‌های میکرومدیا؛ رسانه غیرمتمرکز؛ اعتماد افقی؛ سرمایه اجتماعی؛ معماریِ انتخاب؛ حکمرانیِ هوش مصنوعی؛ روش اسنادی؛ قدرت نرم [1]Astroturfing: وانمود به مشارکتِ خودجوش و مردمی برای یک پیام یا کمپین، در حالی‌که در واقع به‌صورتِ سازمان‌یافته و پنهان هدایت می‌شود. [2]Hypernudge: ابر-تلنگر؛ شخصی‌سازیِ مستمر و پیوسته‌به‌روزشونده معماریِ انتخاب برای هر فرد، بر پایه داده‌های رفتاریِ همان فرد (Yeung, 2017). https://bashirwebnama.ir/