eitaa logo
زندگی در فرهنگ
494 دنبال‌کننده
586 عکس
104 ویدیو
26 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و چند عنوان دیگر ▫️راه ارتباطی: @Ashirii
مشاهده در ایتا
دانلود
📌ایوان هیل (Evan Hill)، خبرنگار تحقیقاتی روزنامه واشینگتن پست در شبکه اجتماعی ایکس: مقامات آمریکایی به واشینگتن پست گفته‌اند که دیگر رسیدن به اهداف اولیه جنگ، یعنی سرنگونی حکومت ایران و متوقف کردن دائمی برنامه هسته‌ای این کشور را امکان‌پذیر نمی‌بینند. منبع: https://x.com/evanhill/status/2036156856373010819?s=46 @drAshiri
▫️نایف بن نهار، تحلیلگر عرب‌: 🔺️امروز ترامپ به دلیل نگرانی از نوسان قیمت‌ها در بازار آمریکا، حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران را به تعویق انداخت. با این حال، بیش از بیست روز است که جوامع حوزهٔ خلیج فارس را زیر حملات موشکی ایران می‌بیند و اقتصاد کشورهای حوزهٔ خلیج فارس ده‌ها میلیارد دلار خسارت دیده است - بدون آنکه این موضوع کوچک‌ترین تغییری در تصمیم‌های او ایجاد کند. 🔺️وقتی وزیر انرژی قطر به همتای آمریکایی خود هشدار داد که حمله به میدان‌های گازی ایران حتماً حملات تلافی‌جویانه‌ای را متوجه میدان‌های گازی حوزهٔ خلیج فارس خواهد کرد، کسی به حرفش اعتنا نکرد. آنها به ایران حمله کردند و کشورهای حوزهٔ خلیج فارس را در برابر موشک‌های ایران تنها گذاشتند تا با سرنوشت خود روبه‌رو شوند. 🔺️حمله به میدان‌های گازی ایران نه هیچ برتری راهبردی ایجاد کرد، نه چیزی جز خسارتی عظیم به بخش انرژی حوزهٔ خلیج فارس وارد ساخت - خسارتی که در نهایت به سود شرکت‌های گازی آمریکایی تمام می‌شود. 🔺️ترامپ فقط از تنگهٔ هرمز حرف می‌زند یا از قیمت نفت. در چشم‌های او جوامع حوزهٔ خلیج فارس اندازهٔ یک بشکه نفت هم ارزش ندارند. @drAshiri
به این سخنان ترامپ در تاریخ ۳ فروردین ۱۴۰۵ (۲۳ مارس ۲۰۲۶) و پس از ادعای توقف حملات به زیرساخت‌های برق ایران (به مدت ۵ روز) توجه بفرمایید: ▫️پیام اول: من اصلاً نمی‌دانم یا به رسمیت نمی‌شناسم که آیت‌الله کیست! ▫️پس از ۵ دقیق، پیام دوم: این منطقه (تنگه‌ی هرمز) به صورت مشترک کنترل خواهد شد؛ توسط من و آیت‌الله؛ حالا هر کسی که آیت‌الله باشد یا آیت‌الله بعدی باشد. 📌تحلیل: ▫️ ترامپ، دیوانه و هُرهری‌مسلک نیست؛ او یک خبره‌ی مکّار است و آگاهانه از استراتژی پیش‌بینی‌ناپذیری استفاده می‌کند. او می‌خواهد طرف مقابل هرگز نداند که او قرار است بمب بیندازد یا فرش قرمز پهن کند. این تضاد در عرض ۵ دقیقه، ابزاری برای فشار روانی است تا طرف مقابل را در وضعیت ابهام نگه دارد. ▫️ ترامپ همزمان برای دو گروه صحبت می‌کند: یک. پایگاه رای تندرو در آمریکا: که تشنه‌ی شنیدن کلمات مقتدرانه علیه ایران هستند. دو. رهبران ایران: که می‌خواهد به آنها بفهماند «راه خروج از بن‌بست باز است، فقط باید با من بنشینید». ▫️ این تضادّ رفتاری او، در واقع ذاتِ «هنر معامله» (Art of the Deal) به سبک ترامپ است؛ یعنی تخریب کامل رقیب و سپس در آغوش گرفتن او به محض اینکه پای میز مذاکره بیاید. این دو یادداشت کوتاه را هم ملاحظه بفرمایید: https://eitaa.com/drashiri/405 https://eitaa.com/drashiri/460 @drAshiri
زندگی در فرهنگ
#تحلیل_ترامپ ▫️این قبیل تحلیل‌ها، خیلی خوبند اما تحلیل‌های سطح اول‌اند؛ یعنی با معیار اخلاقی و انسا
محمد مرندی، تحلیلگر سیاسی: هر هفته، وقتی بازارها باز می‌شوند، ترامپ این نوع اظهارات را برای کاهش قیمت نفت بیان می‌کند. حتی مهلت پنج روزه او با تعطیلی بازار انرژی همسو است. اما در واقعیت، نه مذاکره‌ای در جریان است و نه ترامپ توانایی بازگشایی تنگه هرمز را دارد. تهدید قاطع ایران بار دیگر ترامپ را مجبور به عقب‌نشینی کرده است. @drAshiri
:: ۴ فروردین ۱۴۰۵ ▫️در یک گروه نخبگانی که طیف‌های مختلف سیاسی و فکری در آن هستند بحث داغی شکل گرفته است که «آیا ایران باید به درخواست آمریکا برای مذاکره از مسیر دکتر قالیباف، پاسخ مثبت بدهد؟» 🖋️پاسخ حقیر: ▫️یک موقعیت جدید گفتمانی و‌ معنایی ایجاد شده و چیره‌دستی دشمن را در این طراحی باید «مرحبا» گفت! ترامپ با ایجاد یک پرِس و تهدید بزرگِ ۴۸ساعته، همگان را در بهت و فشار برد و حالا با باز کردن آن شرایطِ پرِس‌شده، یک فضای معنایی جدید ایجاد کرده است که همه اندکی از آن فشار خارج شوند و نفس بکشند. ▫️هدفگذاری مهم او جز این نیست که علاقمندان مذاکره در ایران (مذاکره در هر حال و در هر شرایط، طبق تجربه‌ی نافرجام برجام)، آرام‌آرام صدایشان را بلند و بلندتر کنند. ▪️به احتمال قوی، قوه‌ی عاقله‌ی نظام هم در این شرایط چنین چیزی را نخواهد پذیرفت و دلایلی دارد؛ یکی از آنها این است که این جنگ، نتیجه‌ی تفوّق رویکرد مذاکره‌گراست؛ به تعبیر آن بزرگوار، در دوره‌ای «میدان برای دیپلماسی، آورده نداشت.» (نقل به معنا) ▫️دلالتِ التزامیِ جمله‌ی اخیر این است: ما در ایران، گرایشی داریم که در پی حل‌وفصل امور از مسیر مذاکره است اما اهالی میدان، مانع این کار هستند. طبعاً دشمنِ چیزفهم، حاج‌قاسم (مانع مذاکره) را حذف کرد. خیلی صریح و بی‌پروا، این نکته عرض کردم… لطفاً تحمل بفرمایید و به این چند جمله نیز توجه بفرمایید. ▫️بنابراین اگر بحث از مذاکره در این شرایط مطرح میشود، گویی از «ذَنْب لایُغفر» سخن گفته شده! و به نظر حقیر هم کاملاً درست است چون مذاکره کردن، شرایطی دارد که بشود از آن به مقصودی رسید؛ این مذاکره کردن، تاریخ و پیشینه‌ای دارد که باید به ضربات کوبنده و مهلکی که خورده‌ایم، توجه کنیم. ▫️ما بیچاره‌شده‌ی «دکترینِ مذاکره‌ایم» و حال آنکه مذاکره نهایتاً یک مسیر و «ابزار سیاستی» است. ▫️البته لاجرم به‌سمت مذاکره خواهیم رفت اما نه در این شرایط؛ قاعدتاً باید استیلای ایران بر تنگه، اندکی بیشتر تثبیت شود و افزایش قیمت نفت، اثر خود را به‌طور دردناک‌تری بگذارد که برای ایران نیز بالاخره یک «موقعیت جدید گفتمانی و معنایی» شکل بگیرد. ▫️شاید از لحاظ زمانی، دست‌کم «دو هفته‌ی دیگر» نیز باید این جنگ را ادامه داد تا تثبیت این شرایط برای ایران فراهم شود؛ و برای تصعید درگیری هم کاملاً باید آماده بود. ▫️نکته‌ی دیگر اینکه - صرف‌نظر از تکذیب این موضوع از مصادر رسمی کشور - قطعاً مذاکره با آمریکا از مسیر آقای قالیباف هم خلاف حکمت و درایت است چون به «تضعیف دولت» می‌انجامد؛ اساس چنین ایده‌‌ای حاکی از یک فریب بزرگ است که در پی آن است که شکاف درون قوا را بیشتر کند. ▪️اساساً این پیشنهاد هنرمندانه و مکارانه‌ی امریکا، در چهارچوب یک فضای گفتمانی و برای ایجاد انشقاق در درون حاکمیت است؛ حتماً یک طرح فریب است. صراحت متن بنده ممکن است مایه‌ی تکدر خاطر برخی گرامیان بشود؛ اما تلخی این صراحت را باید شنید چون با واقعیت و مصلحت ایران، مرتبط است. سعید اشیری @drAshiri
زندگی در فرهنگ
:: ۴ فروردین ۱۴۰۵ ▫️در یک گروه نخبگانی که طیف‌های مختلف سیاسی و فکری در آن هستند بحث داغی شکل گرفت
👈 گزارش وال‌استریت ژورنال، حتماً قابل تأیید نیست اما از این حیث که بدانیم در فضای رسانه‌ای جهان، چه گفته میشود، مهم است: گزارش وال‌استریت ژورنال https://www.wsj.com/world/middle-east/the-back-channel-diplomacy-behind-trumps-u-turn-on-iran-b70efc60?mod=WSJ_home_mediumtopper_pos_1 * ترامپ پس از تهدید به حمله به نیروگاه‌های برق ایران، با پیشرفت مذاکرات محرمانه از طریق میانجی‌های خاورمیانه، موضع خود را تغییر داد و حملات را برای پنج روز به تعویق انداخت. * وزرای خارجه مصر، ترکیه، عربستان و پاکستان بامداد زود (قبل از طلوع پنج‌شنبه) در ریاض برای یافتن راه‌حل دیپلماتیک گرد هم آمدند، اما به‌دلیل کشته شدن علی لاریجانی، یافتن طرف مذاکره در ایران دشوار بود. * مصر توانست کانالی ارتباطی با سپاه پاسداران ایجاد کند و پیشنهاد توقف پنج‌روزه درگیری‌ها را برای ایجاد زمینه آتش‌بس مطرح کند. * این مذاکرات باعث شد ترامپ، که در ابتدا اولتیماتوم ۴۸ ساعته داده بود، مسیر خود را تغییر دهد و به دیپلماسی روی بیاورد. * تغییر موضع ترامپ همچنین تحت تأثیر تمایل او و مشاورانش برای پایان دادن به جنگ و کاهش فشارهای سیاسی و اقتصادی داخلی بود. * اعلام تعویق حملات باعث رشد بازارهای سهام و کاهش قیمت نفت شد. * با وجود این، میانجی‌های عرب نسبت به دستیابی سریع به توافق بدبین بودند و مقامات ایرانی نیز انجام مذاکرات را انکار کردند. * ایران برای پایان جنگ خواستار تضمین عدم حمله در آینده و دریافت غرامت است، در حالی که آمریکا همچنان بر توقف برنامه هسته‌ای، موشکی و حمایت از نیروهای نیابتی تأکید دارد. * بحث‌هایی درباره برگزاری نشست مستقیم میان آمریکا و ایران در پاکستان یا ترکیه مطرح شده، اما هنوز نهایی نشده است. * ترامپ اعلام کرد برخی از مقامات ایرانی را منطقی می‌داند، اما مقامات ایرانی، از جمله قالیباف، تأکید کردند که ایران آماده مذاکره نیست. * یکی از محورهای اصلی مذاکرات، بازگشایی تنگه هرمز بود که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند. * پیشنهادهایی مانند مدیریت بی‌طرف تنگه یا دریافت عوارض توسط ایران مطرح شد، اما عربستان سعودی با این ایده مخالفت کرد و اعلام کرد اجازه نخواهد داد ایران دست برتر در کنترل و عملیات تنگه هرمز پیدا کند. * کشورهایی مانند قطر، عمان، فرانسه و بریتانیا نیز در انتقال پیام‌ها و میانجی‌گری نقش داشتند. * احتمال حضور مقامات ارشد دو طرف، از جمله نمایندگان آمریکا و عباس عراقچی از ایران، در مذاکرات مطرح شده است، اما ایران تمایل محدودی نشان داده است. * حتی در صورت توافق، تحلیلگران معتقدند که ایران با وجود تضعیف، همچنان پابرجاست، کنترل تنگه هرمز را دارد و به مواد هسته‌ای خود دسترسی دارد. * آمریکا همچنان نیروهای نظامی بیشتری به منطقه اعزام می‌کند. * ترامپ با برخی مقامات ایرانی در تماس بوده، اما نامی از آن‌ها نبرده است. * ایران اکنون تحت رهبری مجتبی خامنه‌ای قرار دارد و اختلافات بر سر آینده تنگه هرمز همچنان باقی است. * برخی تحلیلگران معتقدند قالیباف یکی از معدود چهره‌هایی است که می‌تواند برای رسیدن به توافق نقش ایفا کند. @drAshiri
🔴بحرین پیش‌نویس قطعنامه‌ای را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرده است که به کشورها اجازه می‌دهد از «تمام ابزارهای لازم» برای محافظت از کشتیرانی در تنگه هرمز استفاده کنند. 🔸این پیشنهاد که مورد حمایت کشورهای خلیج فارس و ایالات متحده است، ایران را به تهدید صلح بین‌المللی با حمله به کشتی‌ها و مختل کردن ناوبری متهم می‌کند. @drAshiri
هدایت شده از سید عباس موسوی مطلق
قمار بازی و نقشه های دشمن در جنگ روانی 👇👇👇👇👇👇👇 باسمه تعالی چند نکته پیرامون «طرح نخ‌نمای عمروعاص» و «مهره‌بازی مهلب‌گونه‌ی ترامپ قمارباز» پیرامون مطرح کردن نام سردار دکتر محمدباقر قالیباف، در ذیل دام مذاکره نکات زیر را لازم می‌دانم عرض کنم : یکم : پس از ناکامی‌های متعدد در ترور شخص سردار قالیباف، اکنون به دنبال ترور شخصیت ایشان هستند. دوم : طرح مسئله‌ی مذاکره، آن‌هم در وسط جنگ و در ده قدمی خیمه‌ی شیطان، طرحی برای برون‌رفت از قضیه‌ی تنگه‌ی هرمز و موارد مشابه است. سوم : مشغول کردن مردم و رسانه‌ها به این موضوع مضحک و شرم‌آور، برای آن است که طرح دیگری را کلید بزند. چهارم : قطعاً یکی از مقاصد این قماربازی که در قمارهای اخیرش باخته است، ایجاد انشقاق بین قوا و مردم است. پنجم : موضوع مذاکره صاحب‌دار دارد و صاحب آن ولی‌فقیه است. تا کنون که به مصالحی اجازه به برخی دولت‌ها داده شده بود، حال باید جمع و تفریق شود که آیا در دولت‌ها توفیقی حاصل شده است یا خیر؟ دست‌کم بی‌توفیقی آن است که دوبار وسط مذاکره به ما حمله شده است. مؤمن یک‌بار از دو سوراخ گزیده نمی‌شود. پس ایمان می‌گوید: مذاکره با عهدشکن، دروغگو، قمارباز و کودک‌آزار، جهالت و خسارت محض است. ضمن اینکه به ده‌ها دلیل فقهی، اکنون مذاکره حرام شرعی است و به یک دلیل شرعی در هر شرایطی واجب است؛ آن هم نظر مبارک رهبر عالی‌قدر، آیت‌الله امام سید مجتبی خامنه‌ای است. ششم : مذاکره در شرایط قدرت و دست‌برتر، آثار حقیقی و تضمینی دارد. این جنگ، علی‌رغم همه سختی‌ها و مضراتش، به قاعده‌ی حکمت الهی منافعی دارد که یکی از آن‌ها تبدیل شدن ایران به قدرتمندترین کشور جهان است. هفتم : بحث بر سر موضوعی است که ائمه‌ی انقلاب (امام موسس ،امام شهید و امام عزیز) به ده‌ها دلیل با آن در این شرایط و شرائط مشابه مخالف بوده و هستند،بازی کردن در زمین دشمن است. دلیل آن به فرموده‌ی امام شهیدمان: «دلیل؟ تجربه» هشتم : ما مردم ایران در همه‌ی ایام و این ایام ثابت کرده‌ایم که پشتیبان مقام مقدس رهبری، رئیس‌جمهور شجاع و صادق، رئیس مجلس و نیروهای مقتدر و بی‌نظیر مسلح بوده، رسانه انقلابی و سایر ارکان مخلص نظام بوده ، هستیم و خواهیم بود. «بعون الله المتعال» والسلام سید عباس موسوی مطلق چهارم فروردین ۱۴۰۵عام الفتح @moosavi_motlagh
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
افشاگری خبرنگار کانال ١۴ اسرائیل: مقامات ارتش از ما می‌خواهند از شکست پدافند هوایی در برابر ایران سؤالی نپرسیم؛ دیگر گذشت آن زمان! اگر لازم باشد فریاد می‌زنیم که چرا پدافندها نمی‌توانند جلوی موشک‌‌های ایران را بگیرند. @drAshiri
زندگی در فرهنگ
افشاگری خبرنگار کانال ١۴ اسرائیل: مقامات ارتش از ما می‌خواهند از شکست پدافند هوایی در برابر ایران سؤ
دیگر مسئله این نیست که آیا ترامپ «کنترل روایتِ جنگ» را از دست داده یا خیر؛ بلکه مسئله این است که او «کنترل خودِ جنگ» را هم از دست داده باشد. سی ان ان @drAshiri
نظم درحال استقرار در تنگه هرمز پژوهشکده‌ی ابرار معاصر تهران جمهوری اسلامی ایران اکنون بر تنگه هرمز تسلط یافته است. این تسلط برای ایران به‌معنای کارتی است که می‌تواند با آن موازنه جنگ را به‌سود خود نگه‌داشته و حتی زمینه پایان جنگ را متناسب با خواسته‌های خود فراهم سازد. براین‌اساس تنگه هرمز اکنون به یکی از دارایی‌های راهبردی ایران تبدیل شده که جمهوری اسلامی در پی استقرار نظم موردنظر خود در آن است. اکنون این نظم درحال شکل‌گیری است و هنوز با یک استقرار نهادینه‌شده فاصله داریم. به‌نظر می‌رسد متناسب با منافع معطوف به جنگ، ایران اکنون در پی استقرار چنین نظمی در تنگه هرمز است: ۱. محدودیت‌ها و کنترل‌های اِعمالی بر تنگه هرمز باید به‌گونه‌ای با باز بودن درب تعامل با کشورهای غیرمتجاوز و حامیانشان همراه باشد. آنها نقش ایران را در شرایط کنونی، درعین آنکه نامطلوب می‌دانند، اما باید بپذیرند، به آن احترام بگذارند و البته آن را درصورت دستیابی به یک توافق موردی برای عبور از تنگه، مطمئن بدانند. درواقع اگر بناست نظمی جدید مستقر شود، این نظم نباید برای همه، معنای انسداد داشته باشد. از ویژگی‌های نظم آن است که باید «کار کند» و این ایران است که در شرایط جنگی کنونی، ضمن تضمین این امر، بازیگران بهره‌برنده از این ویژگی را مشخص می‌کند. ازجمله کارکردهای «کار کردن» این نظم درحال گذار، ممانعت نسبی از تحقق عملیات‌های اقناعی آمریکا برای اجماع‌سازی علیه ایران است. ۲. «کار کردن» نظم درحال گذار در تنگه هرمز، نباید به‌معنای «کار نکردن» طرح ایران برای قیمت انرژی تعبیر شود. درواقع آنچه مهم است، شکل‌دهی به یک مفهوم قفل‌شدگی نسبی در تنگه هرمز است، به‌گونه‌ای که چراغ راهنمای آن، نقش تعیین‌کننده ایران در قیمت انرژی باشد. به بیان دیگر، با اصل دانستن فشار ناشی از قیمت انرژی بر غرب و ضرورت تداوم این فشار، باید گشایش‌های موردی در تنگه به‌عنوان یک فرع بر این اصل، در دستورکار باشد که اکنون نیز چنین است. طبیعی است که این گشایش‌ها نباید محور اساسی طرح ایران را بی‌خاصیت کند. ۳. عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز در شرایط کنونی با مجوزی است که جمهوری اسلامی ایران به برخی کشورهای می‌دهد. این اعطای مجوز، قطعاً در این شرایط ناامن منطقه و درحالی که تنگه به یکی از مهم‌ترین کارت‌های بازی ایران تبدیل شده است، هزینه دارد و هر کشور غیرمتجاوز و غیرحامی متجاوزان، ناگزیر باید هزینه آن را به شکل‌های مختلفی که ایران حکم کند، بپردازد. این پرداخت هزینه از آنجا معنا می‌یابد که در شرایط کنونی، ایران درپی اثرگذاری بر قیمت انرژی است و عبور برخی کشتی‌ها از تنگه به‌معنای اختلالی ولو جزئی در دستیابی به این هدف است؛ بنابراین کشورها باید هزینه این اختلال را بپردازند. به‌هر میزانی این نظم جدید با قدرت بیشتری در شرایط جنگی در تنگه هرمز اِعمال شود، در شرایط پس از جنگ، توان قدرت‌افکنی و چانه‌زنی جمهوری اسلامی ایران برای تداوم چنین نظمی و یا سطحی پایین‌تر از آن اما متفاوت با شرایط پیشاجنگ، بیشتر خواهد بود. گریزی از مباحث حقوقی مرتبط با این طرح ایران وجود ندارد اما واقعیت این است که اکنون بیشتر از هر زمان دیگری برای ایران، این قدرت نظامی و امنیتی است که باید بر مسائل حقوقی سایه بیندازد و جهت آن را مشخص سازد. البته همه اینها درحالی است که دشمن می‌کوشد تا تسلط ایران بر تنگه هرمز را از میان بردارد. @drAshiri
تحلیل راهبردی از وضعیت گذار ایران به «دکترین تحمیل اراده» سعید اشیری ۴ فروردین ۱۴۰۵ مجموعه اقدامات ایران بیانگر نگاه عمیق و راهبردی در مقامات عالی نظام در جنگ تحمیلی ماه رمضان است و حاکی از یک دکترین جدید است: ۱. توازن تهدید و تثبیت فرمول «چشم در برابر چشم» ایران به‌طور مداوم اعلام میکند هر ضربه به ایران، پاسخ متقابل خواهد داشت. در این دو روز اخیر و پس از تهدید ترامپ درباره‌ی‌ شبکه‌ی انرژی، ایران نیز اعلام کرد با حمله‌ی مستقیم به نیروگاه‌های اسرائیل و پایگاه‌های پشتیبان آمریکا در منطقه، پاسخ کوبنده خواهد داد. ۲. وحدت هدف: پایان تفکیک واشینگتن و تل‌آویو و برخی کشورهای حوزه‌ی خلیج فارس فشار همزمان بر همه‌ی این کشورها و ضربات مهلک و‌کوبنده به آنها، نشان داد معادله‌ی تهدید ایران به جنگ منطقه‌ای، تغییر بافته است؛ هر تعدّی به ایران را باید کلّ حامیان امریکا، پاسخ بدهند. ۳. ژئوپلیتیک هرمز: تبدیل تنگه به اهرم تنظیم‌گر هرگونه تعرض به سواحل ایران مساوی است با مین‌گذاری گسترده و انسداد شریان انرژی جهان. حالا ایران به یک «ضمانت اجرایی قوی» برای نقد کردن مطالبات خود دست یافته است. ۴. ابطال دیپلماسی فریب: رد روایت «توافق نزدیک» ترامپ مذاکره با آمریکا، از سپهر ذهنیت عمومی ایرانیان و حاکمیت، معنای متفاوت‌تری یافته است. تهران مذاکره را تنها پس از تحمیل هزینه‌های سنگین و تغییر موازنه در میدان می‌پذیرد. مذاکره وقتی معنادار است که شرایط و امکان دستیابی به نتیجه، میسّر باشد. دیگر دوره‌ی مذاکرات بی‌نتیجه‌ و ظریف، گذشت. ۵. فرسایش از درون: تمرکز بر اختلال در زیست‌بوم دشمن فلج کردن فرودگاه‌ها و زندگی عادی در اسرائیل و برخی کشورهای حامی آمریکا، ضلع دیگری از این دکترین است که برای فروپاشی اراده‌ی سیاسی - حتی بدون پیروزی کلاسیک نظامی - پیگیری میشود. ۶. تحقق عینی تهدید: گذار از «بازدارندگی کلامی» به «اجرای کوبنده» ایران، نشان داد اگر تهدید کند، بلافاصله‌ آن را اجرا می‌کند و این یعنی اراده‌ی تهدید و پاسخ به تهدیدهای دشمن بسیار بالا رفته است. کاهش فاصله میان هشدار و عملیات برای اثبات جدی بودن اراده تهران است. ۷. شوک سیستماتیک انرژی: استفاده استراتژیک از قیمت نفت تحمیل درد اقتصادی به غرب و هم‌پیمانان آمریکا برای تغییر محاسبات جنگی واشینگتن، ضلع مهمّ دیگری از این دکترین است. ۸. حضور و اراده‌ی حماسی مردم ایران نشان داد مهم‌ترین رکن امنیت و اقتدار ملی، نه سلاح است (بمب اتمی ندارد) و نه قدرت سیاسی (حقّ وتو ندارد) و نه حتی پول (تجربه‌ی کشورهای حوزه‌ی خلیج فارس)؛ ایران، مردم و حمایت حماسی آنها را دارد و همین، اصلی‌ترین پایه‌ی اقتدار و امنیت ایران است. برآیند ایران از مدیریت تنش و رویکرد مذاکره‌گرا به سمت «دیکته کردن شرایط» حرکت کرده است. نقطه‌ی پررنگ در این دکترین این است که دکترین‌ها همواره به الزامات بزرگی برای اجرایی شدن، نیاز دارند؛ دکترین تحمیل اراده در ایران، همزمان هم انتخاب حاکمیت و هم انتخاب عموم مردم ایران است و همین نکته، بزرگ‌ترین ضمانت اجرایی برای آن خواهد بود. @drAshiri