::
۴ فروردین ۱۴۰۵
▫️در یک گروه نخبگانی که طیفهای مختلف سیاسی و فکری در آن هستند بحث داغی شکل گرفته است که «آیا ایران باید به درخواست آمریکا برای مذاکره از مسیر دکتر قالیباف، پاسخ مثبت بدهد؟»
🖋️پاسخ حقیر:
▫️یک موقعیت جدید گفتمانی و معنایی ایجاد شده و چیرهدستی دشمن را در این طراحی باید «مرحبا» گفت!
ترامپ با ایجاد یک پرِس و تهدید بزرگِ ۴۸ساعته، همگان را در بهت و فشار برد و حالا با باز کردن آن شرایطِ پرِسشده، یک فضای معنایی جدید ایجاد کرده است که همه اندکی از آن فشار خارج شوند و نفس بکشند.
▫️هدفگذاری مهم او جز این نیست که علاقمندان مذاکره در ایران (مذاکره در هر حال و در هر شرایط، طبق تجربهی نافرجام برجام)، آرامآرام صدایشان را بلند و بلندتر کنند.
▪️به احتمال قوی، قوهی عاقلهی نظام هم در این شرایط چنین چیزی را نخواهد پذیرفت و دلایلی دارد؛ یکی از آنها این است که این جنگ، نتیجهی تفوّق رویکرد مذاکرهگراست؛ به تعبیر آن بزرگوار، در دورهای «میدان برای دیپلماسی، آورده نداشت.» (نقل به معنا)
▫️دلالتِ التزامیِ جملهی اخیر این است: ما در ایران، گرایشی داریم که در پی حلوفصل امور از مسیر مذاکره است اما اهالی میدان، مانع این کار هستند.
طبعاً دشمنِ چیزفهم، حاجقاسم (مانع مذاکره) را حذف کرد.
خیلی صریح و بیپروا، این نکته عرض کردم… لطفاً تحمل بفرمایید و به این چند جمله نیز توجه بفرمایید.
▫️بنابراین اگر بحث از مذاکره در این شرایط مطرح میشود، گویی از «ذَنْب لایُغفر» سخن گفته شده! و به نظر حقیر هم کاملاً درست است چون مذاکره کردن، شرایطی دارد که بشود از آن به مقصودی رسید؛ این مذاکره کردن، تاریخ و پیشینهای دارد که باید به ضربات کوبنده و مهلکی که خوردهایم، توجه کنیم.
▫️ما بیچارهشدهی «دکترینِ مذاکرهایم» و حال آنکه مذاکره نهایتاً یک مسیر و «ابزار سیاستی» است.
▫️البته لاجرم بهسمت مذاکره خواهیم رفت اما نه در این شرایط؛ قاعدتاً باید استیلای ایران بر تنگه، اندکی بیشتر تثبیت شود و افزایش قیمت نفت، اثر خود را بهطور دردناکتری بگذارد که برای ایران نیز بالاخره یک «موقعیت جدید گفتمانی و معنایی» شکل بگیرد.
▫️شاید از لحاظ زمانی، دستکم «دو هفتهی دیگر» نیز باید این جنگ را ادامه داد تا تثبیت این شرایط برای ایران فراهم شود؛ و برای تصعید درگیری هم کاملاً باید آماده بود.
▫️نکتهی دیگر اینکه - صرفنظر از تکذیب این موضوع از مصادر رسمی کشور - قطعاً مذاکره با آمریکا از مسیر آقای قالیباف هم خلاف حکمت و درایت است چون به «تضعیف دولت» میانجامد؛ اساس چنین ایدهای حاکی از یک فریب بزرگ است که در پی آن است که شکاف درون قوا را بیشتر کند.
▪️اساساً این پیشنهاد هنرمندانه و مکارانهی امریکا، در چهارچوب یک فضای گفتمانی و برای ایجاد انشقاق در درون حاکمیت است؛ حتماً یک طرح فریب است.
صراحت متن بنده ممکن است مایهی تکدر خاطر برخی گرامیان بشود؛ اما تلخی این صراحت را باید شنید چون با واقعیت و مصلحت ایران، مرتبط است.
سعید اشیری
@drAshiri
زندگی در فرهنگ
:: ۴ فروردین ۱۴۰۵ ▫️در یک گروه نخبگانی که طیفهای مختلف سیاسی و فکری در آن هستند بحث داغی شکل گرفت
👈 گزارش والاستریت ژورنال، حتماً قابل تأیید نیست اما از این حیث که بدانیم در فضای رسانهای جهان، چه گفته میشود، مهم است:
گزارش والاستریت ژورنال
https://www.wsj.com/world/middle-east/the-back-channel-diplomacy-behind-trumps-u-turn-on-iran-b70efc60?mod=WSJ_home_mediumtopper_pos_1
* ترامپ پس از تهدید به حمله به نیروگاههای برق ایران، با پیشرفت مذاکرات محرمانه از طریق میانجیهای خاورمیانه، موضع خود را تغییر داد و حملات را برای پنج روز به تعویق انداخت.
* وزرای خارجه مصر، ترکیه، عربستان و پاکستان بامداد زود (قبل از طلوع پنجشنبه) در ریاض برای یافتن راهحل دیپلماتیک گرد هم آمدند، اما بهدلیل کشته شدن علی لاریجانی، یافتن طرف مذاکره در ایران دشوار بود.
* مصر توانست کانالی ارتباطی با سپاه پاسداران ایجاد کند و پیشنهاد توقف پنجروزه درگیریها را برای ایجاد زمینه آتشبس مطرح کند.
* این مذاکرات باعث شد ترامپ، که در ابتدا اولتیماتوم ۴۸ ساعته داده بود، مسیر خود را تغییر دهد و به دیپلماسی روی بیاورد.
* تغییر موضع ترامپ همچنین تحت تأثیر تمایل او و مشاورانش برای پایان دادن به جنگ و کاهش فشارهای سیاسی و اقتصادی داخلی بود.
* اعلام تعویق حملات باعث رشد بازارهای سهام و کاهش قیمت نفت شد.
* با وجود این، میانجیهای عرب نسبت به دستیابی سریع به توافق بدبین بودند و مقامات ایرانی نیز انجام مذاکرات را انکار کردند.
* ایران برای پایان جنگ خواستار تضمین عدم حمله در آینده و دریافت غرامت است، در حالی که آمریکا همچنان بر توقف برنامه هستهای، موشکی و حمایت از نیروهای نیابتی تأکید دارد.
* بحثهایی درباره برگزاری نشست مستقیم میان آمریکا و ایران در پاکستان یا ترکیه مطرح شده، اما هنوز نهایی نشده است.
* ترامپ اعلام کرد برخی از مقامات ایرانی را منطقی میداند، اما مقامات ایرانی، از جمله قالیباف، تأکید کردند که ایران آماده مذاکره نیست.
* یکی از محورهای اصلی مذاکرات، بازگشایی تنگه هرمز بود که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند.
* پیشنهادهایی مانند مدیریت بیطرف تنگه یا دریافت عوارض توسط ایران مطرح شد، اما عربستان سعودی با این ایده مخالفت کرد و اعلام کرد اجازه نخواهد داد ایران دست برتر در کنترل و عملیات تنگه هرمز پیدا کند.
* کشورهایی مانند قطر، عمان، فرانسه و بریتانیا نیز در انتقال پیامها و میانجیگری نقش داشتند.
* احتمال حضور مقامات ارشد دو طرف، از جمله نمایندگان آمریکا و عباس عراقچی از ایران، در مذاکرات مطرح شده است، اما ایران تمایل محدودی نشان داده است.
* حتی در صورت توافق، تحلیلگران معتقدند که ایران با وجود تضعیف، همچنان پابرجاست، کنترل تنگه هرمز را دارد و به مواد هستهای خود دسترسی دارد.
* آمریکا همچنان نیروهای نظامی بیشتری به منطقه اعزام میکند.
* ترامپ با برخی مقامات ایرانی در تماس بوده، اما نامی از آنها نبرده است.
* ایران اکنون تحت رهبری مجتبی خامنهای قرار دارد و اختلافات بر سر آینده تنگه هرمز همچنان باقی است.
* برخی تحلیلگران معتقدند قالیباف یکی از معدود چهرههایی است که میتواند برای رسیدن به توافق نقش ایفا کند.
@drAshiri
🔴بحرین پیشنویس قطعنامهای را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرده است که به کشورها اجازه میدهد از «تمام ابزارهای لازم» برای محافظت از کشتیرانی در تنگه هرمز استفاده کنند.
🔸این پیشنهاد که مورد حمایت کشورهای خلیج فارس و ایالات متحده است، ایران را به تهدید صلح بینالمللی با حمله به کشتیها و مختل کردن ناوبری متهم میکند.
@drAshiri
هدایت شده از سید عباس موسوی مطلق
قمار بازی و نقشه های دشمن در جنگ روانی 👇👇👇👇👇👇👇
باسمه تعالی
چند نکته پیرامون «طرح نخنمای عمروعاص» و «مهرهبازی مهلبگونهی ترامپ قمارباز»
پیرامون مطرح کردن نام سردار دکتر محمدباقر قالیباف، در ذیل دام مذاکره نکات زیر را لازم میدانم عرض کنم :
یکم :
پس از ناکامیهای متعدد در ترور شخص سردار قالیباف، اکنون به دنبال ترور شخصیت ایشان هستند.
دوم :
طرح مسئلهی مذاکره، آنهم در وسط جنگ و در ده قدمی خیمهی شیطان، طرحی برای برونرفت از قضیهی تنگهی هرمز و موارد مشابه است.
سوم :
مشغول کردن مردم و رسانهها به این موضوع مضحک و شرمآور، برای آن است که طرح دیگری را کلید بزند.
چهارم :
قطعاً یکی از مقاصد این قماربازی که در قمارهای اخیرش باخته است، ایجاد انشقاق بین قوا و مردم است.
پنجم :
موضوع مذاکره صاحبدار دارد و صاحب آن ولیفقیه است. تا کنون که به مصالحی اجازه به برخی دولتها داده شده بود، حال باید جمع و تفریق شود که آیا در دولتها توفیقی حاصل شده است یا خیر؟ دستکم بیتوفیقی آن است که دوبار وسط مذاکره به ما حمله شده است. مؤمن یکبار از دو سوراخ گزیده نمیشود. پس ایمان میگوید: مذاکره با عهدشکن، دروغگو، قمارباز و کودکآزار، جهالت و خسارت محض است.
ضمن اینکه به دهها دلیل فقهی، اکنون مذاکره حرام شرعی است و به یک دلیل شرعی در هر شرایطی واجب است؛ آن هم نظر مبارک رهبر عالیقدر، آیتالله امام سید مجتبی خامنهای است.
ششم :
مذاکره در شرایط قدرت و دستبرتر، آثار حقیقی و تضمینی دارد. این جنگ، علیرغم همه سختیها و مضراتش، به قاعدهی حکمت الهی منافعی دارد که یکی از آنها تبدیل شدن ایران به قدرتمندترین کشور جهان است.
هفتم :
بحث بر سر موضوعی است که ائمهی انقلاب (امام موسس ،امام شهید و امام عزیز) به دهها دلیل با آن در این شرایط و شرائط مشابه مخالف بوده و هستند،بازی کردن در زمین دشمن است. دلیل آن به فرمودهی امام شهیدمان: «دلیل؟ تجربه»
هشتم :
ما مردم ایران در همهی ایام و این ایام ثابت کردهایم که پشتیبان مقام مقدس رهبری، رئیسجمهور شجاع و صادق، رئیس مجلس و نیروهای مقتدر و بینظیر مسلح بوده، رسانه انقلابی و سایر ارکان مخلص نظام بوده ، هستیم و خواهیم بود.
«بعون الله المتعال»
والسلام
سید عباس موسوی مطلق
چهارم فروردین ۱۴۰۵عام الفتح
@moosavi_motlagh
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
افشاگری خبرنگار کانال ١۴ اسرائیل: مقامات ارتش از ما میخواهند از شکست پدافند هوایی در برابر ایران سؤالی نپرسیم؛ دیگر گذشت آن زمان!
اگر لازم باشد فریاد میزنیم که چرا پدافندها نمیتوانند جلوی موشکهای ایران را بگیرند.
@drAshiri
زندگی در فرهنگ
افشاگری خبرنگار کانال ١۴ اسرائیل: مقامات ارتش از ما میخواهند از شکست پدافند هوایی در برابر ایران سؤ
دیگر مسئله این نیست که آیا ترامپ «کنترل روایتِ جنگ» را از دست داده یا خیر؛ بلکه مسئله این است که او «کنترل خودِ جنگ» را هم از دست داده باشد.
سی ان ان
@drAshiri
#تنگه_هرمز
نظم درحال استقرار در تنگه هرمز
پژوهشکدهی ابرار معاصر تهران
جمهوری اسلامی ایران اکنون بر تنگه هرمز تسلط یافته است. این تسلط برای ایران بهمعنای کارتی است که میتواند با آن موازنه جنگ را بهسود خود نگهداشته و حتی زمینه پایان جنگ را متناسب با خواستههای خود فراهم سازد. برایناساس تنگه هرمز اکنون به یکی از داراییهای راهبردی ایران تبدیل شده که جمهوری اسلامی در پی استقرار نظم موردنظر خود در آن است. اکنون این نظم درحال شکلگیری است و هنوز با یک استقرار نهادینهشده فاصله داریم. بهنظر میرسد متناسب با منافع معطوف به جنگ، ایران اکنون در پی استقرار چنین نظمی در تنگه هرمز است:
۱. محدودیتها و کنترلهای اِعمالی بر تنگه هرمز باید بهگونهای با باز بودن درب تعامل با کشورهای غیرمتجاوز و حامیانشان همراه باشد. آنها نقش ایران را در شرایط کنونی، درعین آنکه نامطلوب میدانند، اما باید بپذیرند، به آن احترام بگذارند و البته آن را درصورت دستیابی به یک توافق موردی برای عبور از تنگه، مطمئن بدانند. درواقع اگر بناست نظمی جدید مستقر شود، این نظم نباید برای همه، معنای انسداد داشته باشد. از ویژگیهای نظم آن است که باید «کار کند» و این ایران است که در شرایط جنگی کنونی، ضمن تضمین این امر، بازیگران بهرهبرنده از این ویژگی را مشخص میکند. ازجمله کارکردهای «کار کردن» این نظم درحال گذار، ممانعت نسبی از تحقق عملیاتهای اقناعی آمریکا برای اجماعسازی علیه ایران است.
۲. «کار کردن» نظم درحال گذار در تنگه هرمز، نباید بهمعنای «کار نکردن» طرح ایران برای قیمت انرژی تعبیر شود. درواقع آنچه مهم است، شکلدهی به یک مفهوم قفلشدگی نسبی در تنگه هرمز است، بهگونهای که چراغ راهنمای آن، نقش تعیینکننده ایران در قیمت انرژی باشد. به بیان دیگر، با اصل دانستن فشار ناشی از قیمت انرژی بر غرب و ضرورت تداوم این فشار، باید گشایشهای موردی در تنگه بهعنوان یک فرع بر این اصل، در دستورکار باشد که اکنون نیز چنین است. طبیعی است که این گشایشها نباید محور اساسی طرح ایران را بیخاصیت کند.
۳. عبور کشتیها از تنگه هرمز در شرایط کنونی با مجوزی است که جمهوری اسلامی ایران به برخی کشورهای میدهد. این اعطای مجوز، قطعاً در این شرایط ناامن منطقه و درحالی که تنگه به یکی از مهمترین کارتهای بازی ایران تبدیل شده است، هزینه دارد و هر کشور غیرمتجاوز و غیرحامی متجاوزان، ناگزیر باید هزینه آن را به شکلهای مختلفی که ایران حکم کند، بپردازد. این پرداخت هزینه از آنجا معنا مییابد که در شرایط کنونی، ایران درپی اثرگذاری بر قیمت انرژی است و عبور برخی کشتیها از تنگه بهمعنای اختلالی ولو جزئی در دستیابی به این هدف است؛ بنابراین کشورها باید هزینه این اختلال را بپردازند.
بههر میزانی این نظم جدید با قدرت بیشتری در شرایط جنگی در تنگه هرمز اِعمال شود، در شرایط پس از جنگ، توان قدرتافکنی و چانهزنی جمهوری اسلامی ایران برای تداوم چنین نظمی و یا سطحی پایینتر از آن اما متفاوت با شرایط پیشاجنگ، بیشتر خواهد بود. گریزی از مباحث حقوقی مرتبط با این طرح ایران وجود ندارد اما واقعیت این است که اکنون بیشتر از هر زمان دیگری برای ایران، این قدرت نظامی و امنیتی است که باید بر مسائل حقوقی سایه بیندازد و جهت آن را مشخص سازد. البته همه اینها درحالی است که دشمن میکوشد تا تسلط ایران بر تنگه هرمز را از میان بردارد.
@drAshiri
#تحلیل_جنگ
تحلیل راهبردی از وضعیت گذار ایران به «دکترین تحمیل اراده»
سعید اشیری
۴ فروردین ۱۴۰۵
مجموعه اقدامات ایران بیانگر نگاه عمیق و راهبردی در مقامات عالی نظام در جنگ تحمیلی ماه رمضان است و حاکی از یک دکترین جدید است:
۱. توازن تهدید و تثبیت فرمول «چشم در برابر چشم»
ایران بهطور مداوم اعلام میکند هر ضربه به ایران، پاسخ متقابل خواهد داشت. در این دو روز اخیر و پس از تهدید ترامپ دربارهی شبکهی انرژی، ایران نیز اعلام کرد با حملهی مستقیم به نیروگاههای اسرائیل و پایگاههای پشتیبان آمریکا در منطقه، پاسخ کوبنده خواهد داد.
۲. وحدت هدف: پایان تفکیک واشینگتن و تلآویو و برخی کشورهای حوزهی خلیج فارس
فشار همزمان بر همهی این کشورها و ضربات مهلک وکوبنده به آنها، نشان داد معادلهی تهدید ایران به جنگ منطقهای، تغییر بافته است؛ هر تعدّی به ایران را باید کلّ حامیان امریکا، پاسخ بدهند.
۳. ژئوپلیتیک هرمز: تبدیل تنگه به اهرم تنظیمگر
هرگونه تعرض به سواحل ایران مساوی است با مینگذاری گسترده و انسداد شریان انرژی جهان.
حالا ایران به یک «ضمانت اجرایی قوی» برای نقد کردن مطالبات خود دست یافته است.
۴. ابطال دیپلماسی فریب: رد روایت «توافق نزدیک» ترامپ
مذاکره با آمریکا، از سپهر ذهنیت عمومی ایرانیان و حاکمیت، معنای متفاوتتری یافته است.
تهران مذاکره را تنها پس از تحمیل هزینههای سنگین و تغییر موازنه در میدان میپذیرد.
مذاکره وقتی معنادار است که شرایط و امکان دستیابی به نتیجه، میسّر باشد. دیگر دورهی مذاکرات بینتیجه و ظریف، گذشت.
۵. فرسایش از درون: تمرکز بر اختلال در زیستبوم دشمن
فلج کردن فرودگاهها و زندگی عادی در اسرائیل و برخی کشورهای حامی آمریکا، ضلع دیگری از این دکترین است که برای فروپاشی ارادهی سیاسی - حتی بدون پیروزی کلاسیک نظامی - پیگیری میشود.
۶. تحقق عینی تهدید: گذار از «بازدارندگی کلامی» به «اجرای کوبنده»
ایران، نشان داد اگر تهدید کند، بلافاصله آن را اجرا میکند و این یعنی ارادهی تهدید و پاسخ به تهدیدهای دشمن بسیار بالا رفته است. کاهش فاصله میان هشدار و عملیات برای اثبات جدی بودن اراده تهران است.
۷. شوک سیستماتیک انرژی: استفاده استراتژیک از قیمت نفت
تحمیل درد اقتصادی به غرب و همپیمانان آمریکا برای تغییر محاسبات جنگی واشینگتن، ضلع مهمّ دیگری از این دکترین است.
۸. حضور و ارادهی حماسی مردم
ایران نشان داد مهمترین رکن امنیت و اقتدار ملی، نه سلاح است (بمب اتمی ندارد) و نه قدرت سیاسی (حقّ وتو ندارد) و نه حتی پول (تجربهی کشورهای حوزهی خلیج فارس)؛ ایران، مردم و حمایت حماسی آنها را دارد و همین، اصلیترین پایهی اقتدار و امنیت ایران است.
برآیند
ایران از مدیریت تنش و رویکرد مذاکرهگرا به سمت «دیکته کردن شرایط» حرکت کرده است.
نقطهی پررنگ در این دکترین این است که دکترینها همواره به الزامات بزرگی برای اجرایی شدن، نیاز دارند؛ دکترین تحمیل اراده در ایران، همزمان هم انتخاب حاکمیت و هم انتخاب عموم مردم ایران است و همین نکته، بزرگترین ضمانت اجرایی برای آن خواهد بود.
@drAshiri
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#مردم_شناسی_جنگ
کودکان روستای پنجرود، زادگاه رودکی بزرگ در تاجیکستان خطاب به ایران در این جنگ چه میگویند؟
@drAshiri
دلایل احتمال بالا برای یک جنگ ۱۰۰ روزه (۵ نیروی تبدیلکنندهی جنگ رمضان به یک نبرد میانمدت)
#تحلیل_راهبردی
سعید اشیری
۵ فروردین ۱۴۰۵
در گزارش مفصلتری سه سناریو از شرایط اختتام جنگ طرح شده است که بر اساس این دورههای زمانی است: (۱) یک ماهه (نامحتملترین سناریو)؛ (۲) صد روزه (محتملترین)؛ (۳) شش ماهه (احتمال متوسط).
هر کدام از این سناریوها بر پایهی دلایل و عواملی طرح شدهاند؛ در اینجا به سناریوی جنگ ۱۰۰ روزه، بر پایهی دستکم پنج دلیل استراتژیک خواهیم پرداخت. این سناریو به عنوان «بنبست فرسایشی» شناخته میشود و محتملترین فرجام جنگ است.
دلایل استراتژیک زیر این بازهی زمانی را به عنوان «نقطهی تعادل بحران» تعیین میکنند:
یک. پنجرهی ۱۰۰ روزه برای نفوذ زمینی و شورش داخلی
آمریکا و اسرائیل، علیرغم برتری هوایی، همچنان به پتانسیل «نفوذ زمینی» و «شورش داخلی» به عنوان کلید نهایی تغییر نظام و حاکمیت ایران، بسیار امیدوارند. بازهی ۱۰۰ روزه، فرصت کافی را برای این موارد فراهم میکند: عملیاتهای روانی، حملات سایبری گسترده، حمایت بیشتر از هستههای نفوذ، کاهش حمایت اجتماعی ایرانیان از ادامهی نبرد، شروع پیامد اختلالها در شرایط مدیریتی کشور، دوصدایی شدن در ایران (شکلگیری دوگانهی قطبیِ جنگ-مذاکره). این استراتژی، قویترین ضربهای است که میتواند موازنهی قدرت داخلی را به نفع امریکا و اسرائیل تغییر دهد. در واقع، این دو تلاش میکنند با طولانی کردن جنگ تا این سقف، موقعیتهای متعددی برای فروپاشی ایران از درون، ایجاد کند.
دو. ارادهی چین
چین در این شرایط کمترین آسیب ساختاری را میبیند. اگرچه BRI (ابتکار کمربند و جاده) با اختلال مواجه شده، اما پکن از تضعیف توان نظامی و تمرکز استراتژیک آمریکا در خلیجفارس، کاملاً استقبال میکند. این درگیری به چین اجازه میدهد ضمن مشاهدهی عملکرد تسلیحات آمریکاییِ تحت فشار، فرصتی طلایی برای پیشبرد اهداف خود در تایوان و اقیانوس آرام بیابد. منافع ناشی از درگیر شدن داراییهای استراتژیک آمریکا در یک جنگ فرسایشی (دستکم صد روزه)، بسیار بیشتر از هزینههای موقت انرژی برای پکن است.
سه. اهرم فشار تنگهی هرمز و مسابقه برای «امتیازات معادل»
کنترل تنگهی هرمز توسط ایران، بزرگترین شوک عرضه در تاریخ بازار نفت را ایجاد کرده است و بزرگترین دستاورد ژئواقتصادی ایران در این جنگ است. این دستاورد برای ایران، چنان امتیاز بزرگی برای جناح آمریکا محسوب میشود که واشنگتن ناچار است جنگ را آنچنان ادامه دهد تا با اشغال یا نابودی زیرساختهای صادراتی ایران (مانند جزیره خارگ) یا انهدام کامل نیروی دریایی و زیرساختهای موشکی، اهرمهای معادلی برای چانهزنی در مذاکرات نهایی به دست آورد. آمریکا بدون به دست آوردن یک «برگ برنده»ی میدانی، حاضر به پذیرش پایان جنگ در سایهی کنترل/انسداد تنگهی هرمز نخواهد بود. همین اراده از سوی طرفین، یعنی یک درگیری فراتر از دورهی کوتاهمدت؛ بر همین اساس، دورهی جنگ در میانمدتِ دستکم ۱۰۰ روزه، محتملترین برآورد است.
چهار. همگرایی ایران با بلوک شرق
فشار نظامی بیش از ۱۰۰ روز، ریسک «ادغام ساختاری» و همگرایی حداکثری نظامی-اطلاعاتی ایران با چین و روسیه را بهشدت افزایش میدهد. در حال حاضر نیز گزارشهایی از همکاریهای مختلف سهجانبه میان این سه کشور منتشر شده است. آمریکا بهخوبی آگاه است که عبور از مرز میانمدت، میتواند به تشکیل یک اتحاد دفاعی دائمی و غیر قابل بازگشت در اوراسیا منجر شود؛ ریسکی که پنتاگون برای جلوگیری از آن، مایل به خاتمهی درگیری در این بازه است.
پنج. اراده و انگیزههای ایران برای حفظ اهرمها و برگهای برندهی امنیتی و اقتصادی*
استراتژی ایران بر «تداوم مقاومت» تا زمان بروز تنش معنادار و دردآور در بازارهای جهانی استوار است. تهران میداند که حفظ و کنترل تنگهی هرمز و نگه داشتن قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار برای مدت بیش از سهماه، فشار خردکنندهای بر اقتصاد غرب و زنجیرههای تأمین آنها وارد میکند. این بازهی زمانی به ایران اجازه میدهد از ذخایر استراتژیک جهان (که حدود ۷۸ روز کفایت میکند) عبور کرده، غرب را در موقعیت «اضطرار اقتصادی» برای پذیرش شروط ایران قرار دهد (محاسبات تفصیلی جنگ ۱۰۰ روزه هم بیش از همه به این عدد: ۷۸، مرتبط است). بنابراین بسا بتوان گفت: ایران، در این جنگ وجودی، بیشترین انگیزه را دارد که این جنگ را تا ۱۰۰ روز ادامه دهد تا نهایتاً به اهرمهای اصلی و برگهای برندهی خود برای رفع تهدیدهای وجودی از خود، دست پیدا کند.
صلح، سایهسار درخت اقتدار است و ایران برای یک صلح پایدار، به این اهرمهای پایه، نیاز حیاتی دارد… مگر اینکه بخواهد بهسمت «گریز هستهای» نیز تغییر ریل بدهد.
@drAshiri
هدایت شده از مُحَلِّل
🔹 یک مقام ارشد سیاسی-امنیتی گفت: ایران به پیشنهاد آمریکا برای پایان دادن به جنگ تحمیلی جاری پاسخ منفی داده و تأکید کرده است که این جنگ تنها بر اساس شرایط و زمانبندی خود تهران پایان خواهد یافت.
🔹 این مقام که از جزئیات پیشنهاد مطلع بود و بهطور اختصاصی صحبت میکرد، گفت که ایران اجازه نخواهد داد رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، زمان پایان جنگ را تعیین کند.
🔹 وی اظهار داشت: «ایران زمانی جنگ را پایان خواهد داد که خودش تصمیم بگیرد و شرایطش برآورده شده باشد»، و عزم تهران را برای ادامه دفاع و وارد آوردن «ضربات سنگین» به اسرائیل و امریکا تا تحقق خواستههایش تأکید کرد.
🔹 به گفته این مقام، واشنگتن از طریق کانالهای دیپلماتیک مختلف به دنبال مذاکرات بوده و پیشنهاداتی ارائه کرده که تهران آنها را «افراطی» و «جدا از واقعیت شکست آمریکا در میدان نبرد» میداند. [این پیشنهادات مجموعاً در همان ۱۵ بند و توسط ویتکاف به عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان تحویل شد. در این مدت با محوریت پاکستان در کنار دو کشور مصر و ترکیه، تلاشهایی برای میانجیگری از قبیل انتقال پیام، تلاش برای برگزاری یک نشست در آخر هفته جاری در پاکستان یا ترکیه یا آتش بس موقت یک ماهه و سپس مذاکره در خصوص ۱۵ بند انجام دادهاند].
🔹 این مقام، مذاکرات دو دور پیشین در بهار و زمستان ۲۰۲۵ را مثال زد و آنها را فریبکارانه توصیف کرد. وی تأکید کرد که در هر دو مورد، آمریکا هیچ قصد واقعی برای وارد شدن به گفتوگوی معنادار نداشته و پس از آن اقدامات نظامی علیه ایران انجام داده است. [علاوه بر آن، نوع افراد نیز مهم است و کوشنر و خصوصاً ویتکاف نشان دادهاند که بیش از آنکه به دنبال مذاکره یا توافق باشند، خواستههای بنیامین نتانیاهو را دنبال میکنند. از این رو وساطت آنها نیز بیمعنی است].
🔹 از این رو تهران تلاش جدید، که از طریق یک واسطه منطقهای دوستانه ارائه شده بود، را بهعنوان حربهای برای افزایش تنشها دستهبندی کرده و پاسخ منفی داده است. [با توجه به تحرکات نظامی جدید آمریکا در منطقه، به نظر آنها در مرحله انتقالی یک دور جدید هستند و اکنون در این دوره انتقالی به دنبال استحصال منافع خاص خود میباشند].
🔹 این مقام پنج شرط مشخص را که بر اساس آن ایران با پایان جنگ موافقت خواهد کرد، شرح داد. این شروط شامل موارد زیر است:
۱. توقف کامل «تهاجم و ترور» توسط اسرائیل و امریکا.
۲. ایجاد مکانیزمهای مشخص برای اطمینان از اینکه جنگ دوباره بر جمهوری اسلامی تحمیل نخواهد شد.
۳. پرداخت تضمینشده و کاملاً تعریفشده غرامت و خسارات جنگ.
۴. پایان یافتن جنگ در تمام جبههها و برای تمامی گروههای مقاومت در سراسر منطقه.
۵. به رسمیت شناختن بینالمللی و تضمینها درباره حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز.
این مقام همچنین اشاره کرد که این شروط علاوه بر خواستههایی است که تهران در طول دور دوم مذاکرات ژنو ارائه کرده بود، که تنها چند روز قبل از انجام حمله تازه آمریکا و اسرائیل در ۸ اسفند رخ داده بود[همچون عدم پذیرش حذف موشکها، رفع تحریمها، حفظ حق غنیسازی و ...].
🔹 ایران به همه واسطههایی که نیت حسن دارند، اعلام کرده است که آتشبس منوط به پذیرش تمام شروط آن است. [همچنین آتشبس موقت نیز معنایی در این شرایط نداشته و راه، توقف کامل و همه جانبه جنگ است].
🔹 وی تأکید کرد: «هیچ مذاکرهای قبل از آن انجام نخواهد شد»، و ادامه عملیات دفاعی ایران تا تحقق شرایط اعلامشده ادامه خواهد یافت.
🔹 وی افزود: «پایان جنگ زمانی رخ خواهد داد که ایران تصمیم بگیرد، نه زمانی که ترامپ پایان آن را تصور میکند».
@Muhallel
زندگی در فرهنگ
🔹 یک مقام ارشد سیاسی-امنیتی گفت: ایران به پیشنهاد آمریکا برای پایان دادن به جنگ تحمیلی جاری پاسخ منف
دلالتهای سیاستی شروط ایران برای پایان جنگ چیست؟
سعید اشیری
تحلیل نخستینه از شروط ایران از پایان جنگ، نشان میدهد این شرطها فراتر از یک بیانیهی نظامیاند؛ گویی حالا ایران «مانیفست بازتعریف نظم منطقهای» خود را اعلام کرده است.
این شرطها، بسیار سنگین و قویاند؛ گویی ایران در حال آزمودن این فرضیه است: «آیا آمریکا قدرت و ارادهی لازم برای تغییر ورق در میدان نبرد را دارد، یا فقط بلوف میزند؟» پس برای ارزیابیهای مختلف، باید کلام سیاسی و کنش نظامی خصم را نیز برآورد کرد.
اما دلالتهای سیاستی و راهبردی ایران چیستند؟
یک. شرط غرامت: «تحقیر استراتژیک»
مطالبهی غرامت (شرط سوم) از سوی تهران، یک حرکت صرفاً مالی نیست؛ این شرط، یک «دام حیثیتی» برای هژمونی آمریکاست. در منطق منازعه، آنگاه قدرتی که خود را برتر میداند غرامت میپردازد، یعنی رسماً «شکست» و «مسئولیت اخلاقی-حقوقی» جنگ را پذیرفته است. برای دولتی مثل دولت ترامپ که بر اساس شعار «اول آمریکا» و اصل «غرور ملی» حرکت میکند، پذیرش این شرط یعنی پایان عصر هژمونی و استیلای آمریکا دستکم در خلیج فارس. تهران آگاهانه دست روی نقطهای گذاشته که پذیرش آن برای واشینگتن احتمالاً غیر ممکن اما رد کردن آن نیز هزینهبر است.
دو. تنگه هرمز: «استیلا بر شریان حیاتی هارتلند (اوراسیا)»
مطالبهی «رسمیت بینالمللی بر حاکمیت تنگهی هرمز» (شرط پنجم)، جسورانهترین حرکت در این نبرد تاریخی است. ایران میخواهد وضعیت «اضطرار جنگی» را به یک «نظم حقوقی جدید» تبدیل کند. اگر جهانیان، حاکمیت ایران بر هرمز را امضا کنند، ایران از یک «بازیگر منطقهای» به یک «قدرت و ناظم جهانی» دستکم در حوزهی انرژی تبدیل میشود؛ این یعنی انتقال کلید قلب انرژی و اقتصادی جهان از پنتاگون به پاستور. ایران با این شرط، در واقع در حال «تدفین رسمیِ» دکترین کارتر در قرن بیستویکم میلادی است؛ تنِ معمار آن (جناب برژینسکی) در گور لرزید!
سه. وحدت عرصهها: «نهادینهسازی اقتدار و نفوذ مقاومت»
شرط چهارم (خاتمهی جنگ در همهی جبههها و در مورد همهی گروههای مقاومت) نشان میدهد ایران، دیگر خود را یک «دولت-ملت» منفرد و معمول نمیبیند بلکه خود را بخشی از یک جبههی پیوسته و به عنوان «قطب یک منظومهی امنیتی» تعریف کرده است. پیشینهی این تعریف به تاریخ کهنِ نخستین نظم جهانی، ارجاع دارد.
در تاریخ ایران، تنها در دوران داریوش بزرگ (داریوش اول) بود که جغرافیای اقتدار ایران به جنوب شبهجزیرهی عربستان و دریای سرخ رسید و حالا ایران، از دشمن میخواهد به آن، تن دهد وگرنه باید در هم کوبیده شود.
تهران با این شرط، زمینه و موقعیت هر نوع گفتگو و مذاکره را تغییر داده است و میگوید: «من سخنگوی کلّ منطقه و جبههی مقاومت هستم» (قابل توجه برای علاقمندان به مذاکره)؛ این یعنی هرگونه توافق با آمریکا، باید شامل به رسمیت شناختن سطح اقتدار و شبکهی ارتباطی ایران (محور مقاومت) باشد. این یک «نه» بزرگ به استراتژی قدیمی آمریکا برای ایزولاسیون و «منزویسازی ایران» است.
چهار. مکانیسمهای عدم تکرار: «در جستجوی بازدارندگی پایدار»
ایران بهدرستی درک کرده که دیگر «امضای هیچ خری در امریکا تضمین نیست!» و مهمتر، رؤسایجمهوری در آمریکا (بهویژه ترامپ) اعتبار استراتژیک ندارد (درس و تجربهی برجام نافرجام)؛ بر این پایه، ایران با طرح «مکانیزمهای اطمینانبخش» (شرط دوم)، در پی چیزی فراتر از یک قرارداد کاغذین است؛ در میان سطور سپید و سیاه ببانیهی ایران، «تغییر آرایش نظامی آمریکا در منطقه» و «خروج نیروها» به عنوان تضمینهای قابل اعتنا خواهند بود.
برآیند
ایران در حال اجرای یک «استراتژی فشار متقابل» است. گویی برآورد ایران این است که ترامپ، بیشتر یک «معاملهگر» - از نوع کلّاش و خبره و بسیار حرفهای - است و کمتر یک «جنگجو» است.
ایران، شرطهای سنگینی گذاشته است و تاوان آن را داده است و برای تحقق آن هم خواهد جنگید.
گویی ایران با گذاشتن این شروط سنگین، «محک بزرگ» برای ارادهی آمریکا را به آوردگاه نبرد فراخوانده است؛ و اگر بنا بر بنیادگذاری میز جدیدی برای مذاکره فراهم شد بیش از آنکه بلوفها و لافزنیهای ترامپیستی را به میدان و معرکه بیاورند، پیشتر باید پاسخی برای میدان این جنگ بنیادی فراهم کنند.
@drAshiri