در میان تحلیلگران همواره این بحث وجود داشته که آمریکا کدام مدل را بر روی ایران پیاده میکند؟ مدل شوروی؟ مدل عراق یا مدل لیبی؟
حقیقت این است که علاوه بر شباهتهای عامی که میان این سه وجود دارد، در جنگ ترکیبی جاری، اساس پیچیدگی که ما با آن مواجهیم، طراحی جنگ بر اساس آسیب پذیری های ماست. به عبارتی جنگ جاری، مختص کد جامعه ایرانی است و نه کشوری دیگر. با این حال به نظر میرسد که در مقطع خاص فعلی، دشمن بیش از هر چیز نگاهی به کاربست مدل عراق بر روی ایران دارد. در واقع، محاسبه اتاق فکر دشمن این است که حوادث سال ۱۴۰۳ علیه محور مقاومت که منجر به جنگ ۱۲ روزه شد، کارکردی مشابه جنگ اول خلیج فارس دارد که در آن پس از عقب راندن صدام از کویت، مجموعه ابزارهای اقتصادی و سیاسی و امنیتی جهت فرسایش حداکثری نظام بعثی و فروپاشی اقتصاد عراق تا رسیدن به نقطه نفت در برابر غذا به کار گرفته شد و این به جایی رسید که صدام حاضر شد موشکهای خود را نیز تحویل دهد. اکنون نیز مشاهده می کنیم که پس از جنگ ۱۲ روزه، دشمن به سمت حداکثرسازی فرسایش کشور در همه حوزهها تا فروپاشی اقتصادی و اجتماعی حرکت کرده و البته پیشنهاد خلع سلاح هستهای، موشکی و منطقهای را زیر سایه جنگ نظامی همچنان روی میز گذاشته و برای تحقق آن تلاش میکند.
با وجود این، اما تفاوتهای عمیقی میان عراق بعثی و جمهوری اسلامی ایران وجود دارد:
اولاً میان دو نظام فوق از حیث سیاسی تفاوتهای کاملاً برجستهای وجود دارد که حتی نیاز به شرح کامل هم نیست از وجود انتخابات و مردم سالاری دینی تا جایگاه ولایت فقیه و دو بال استقلال و آزادی.
ثانیاً جنگ اول خلیج فارس، منجر به عقبنشینی کامل ارتش صدام از کویت و آسیب سخت و جبران ناپذیر به ماشین جنگی آن شد، در حالی که ائتلاف آسیب خاصی ندید. با وجود دریافت ضربات سخت در سال ۱۴۰۳ و جنگ ۱۲ روزه، اما هم به جبهه دشمن ضربات عمیق و تاثیرگذاری وارد آمد و به جز نظام بشار اسد، هیچ یک از اجزای مقاومت یا نیروهای مسلح ایران دچار سقوط کامل نشد چه، بسیاری از این واحدها استراتژی خود را تغییر داده، آسیبها را ترمیم کرده و حتی در مواردی از قبل آمادهتر نیز هستند.
ثالثاً، دشمن با قطع تمام راههای تنفس و استفاده از مزدوران داخلی جهت ایجاد قطحی مصنوعی در کشور باز هم به دنبال کشاندن ما به نقطه نفت در برابر غذا است، با این حال این پروژه یکبار در سال ۹۸ تست شد و شکست خورد، ضمن اینکه ظرفیتهای اقتصادی ایران و عراق قابل مقایسه نیست که اوج آن را در دوره کرونا، جنگ ۱۲ روزه و ... دیدیم.
رابعاً دشمن میخواهد از حوادث تروریستی اخیر در کشور، مدلی مانند وقایع پس از انتفاضه شعبانیه را بسازد، جایی که سرمایه اجتماعی داخلی و اعتبار بینالمللی نظام وقت عراق هدف قرار گرفت و این زمینهای برای تهاجم مجدد خارجی شد. در این مورد نیز دشمن خطا دارد، خصوصا جایی که اثبات شده برآوردهای سرویسهای جاسوسی آنان درباره جامعه ایران همیشه اشتباه بوده است.
خامساً، در وضعیت آرایش قدرت فعلی در کشور، دشمن باید خواب تحویل داوطلبانه و خلع سلاح خودمان یا دست خودمان را ببیند.
سادساً، فاصله میان جنگ اول و دوم خلیج فارس بیش از ۱۰ سال به طول انجامید. دشمن خود میداند که به دلیل نبردهای ژئوپلتیکی و ژئواکونومیکی جهانی چنین فرصتی را در اختیار ندارد و این از برخی اقدامات آنها هویداست.
سابعاً و در آخر، آمریکاییها بهتر است فراموش نکنند که چگونه و با طراحی ظریف اطلاعاتی چه کسانی وارد چه بازیای شدند که در آن صدام را سرنگون کردند. طبعاً شما نمیتوانید بازیای که بازیساز طراحی کرده را بر روی همان بازیساز پیاده کنید و انتظار هم داشته باشید که موفق شوید!
@Muhallel
از حیث راهبردی، شکاف خواستههای دو طرف در مذاکرات از سویی و همچنین فرسایش کشور، باعث این نتیجهگیری میشود که هیچ چیز جز جنگ این ماجرا را تعیین تکلیف نمیکند. در جنگ ۱۲ روزه با وجود اعلام آمادگی مقاومت برای پیوستن به نبرد، تهران آنها را رد کرد زیرا میدانست که نبردی فراگیرتر و گستردهتر در راه است. در نبرد بعدی که دشمن اهداف خاصی را انتخاب کرده، ما با یک جنگ موجودیتی میان شبکه مقاومت و شبکه دشمن مواجهیم پس بیطرف بازنده است. از حیث تاکتیکی، اعلام آمادگی گروههای مقاومت برای نبرد و همچنین سایر اقداماتی که انجام شده و انجام خواهد شد (به دلیل تهدید رهبر معظم انقلاب)، حتما بر محاسبات طرف مقابل تاثیرگذار بوده و از این رو آنها به دنبال مقابله هستند. با توجه به طراحی که دشمن دارد، در حالت جنگ موجودیتی همه محدودیتهای قبلی لغو میشوند، دستورالعمل عملیاتی این موضوع ابلاغ شده و حمایت متحدان خارجی در منطقه و فرامنطقه نیز وجود دارد. تصویر فوق متعلق به حاج ابوحسین حمیداوی فرماندهی کتائب حزب الله است که برای اولین بار نیز به صورت رسمی تصویر خود را منتشر کرد، در حال پر کردن فرم آمادگی عملیات استشهادی.
@Muhallel
با واکنشهای به موقع و حرفهای در رخدادهای یک هفته اخیر، دشمن اکنون این پیام را دریافت کرده که پدافند جمهوری اسلامی ایران نیز در وضعیت ارتقاء یافتهای نسبت به جنگ ۱۲ روز قرار گرفته، پس قطعاً قدرت آفندی آن نیز متفاوتتر شده و این کلید معتبر شدن معادله گسترده شدن هر نوع جنگ است.
@Muhallel
از قبل مشخص بود که انتخابات امسال عراق، دیگر یک انتخابات داخلی نبوده، محل برخورد ارادههای قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای است. پس از انتخاب نوری مالکی به عنوان گزینه نخست وزیری، روز گذشته شایعهای فضا را به کلی تغییر داد. این شایعه ادعا میکرد که پس از انتخاب مالکی، حضرت آیت الله خامنهای در دست نوشتهای خطاب به اعضای چارچوب هماهنگی، بابت انتخاب مالکی از آنها تقدیر و تشکر کرده است. بلافاصله، سه تماس از واشینگتن با عراق گرفته شد. اولین تماس با عمار حکیم، دومین تماس از روبیو به سودانی و سومین تماس از توماس باراک با مسعود بارزانی بود که در آن وی خواستار تعویق جلسه پارلمان برای انتخاب رئیس جمهور شد، زیرا نوعی توافق پیرامون این دو وجود داشته و پس از انتخاب رئیس جمهور، نخست وزیر نیز تعیین خواهد شد. برآیند این تحولات توییت ساعاتی پیش ترامپ و تهدید علنی عراق بود. دو نکته برجسته در توییت ترامپ وجود دارد:
۱. هر چند در سند جدید امنیت ملی آمریکا از کاهش تمرکز آمریکا بر خاورمیانه صحبت شده اما فقط در سه هفته اخیر شاهد بودهایم که شخص دونالد ترامپ در نقش سخنگوی اتاق عملیاتهای سیا و پنتاگون ظاهر شده است.
۲. واشینگتن همچنان استفاده از اهرمهای سیاسی و اقتصادی را جهت فشار بر بغداد معتبر و کارا میداند و تا وقتی این ادراک در کاخ سفید وجود دارد، طبعاً استفاده گزینه نظامی نیز کاهش مییابد. اکنون مجموعه عراق در دو راهی وجود دارد که سرنوشت و آینده آن را برای سالها متاثر خواهد ساخت.
@Muhallel
#در_پرانتز
هیچ چیز منزجرکنندهتر از تحلیلهای نوشته شده با هوش مصنوعی نیست. کنارهم قراردادن متوالی عبارتهای پرطمطراقی که هیچ علامهای در جهان توانایی تولید آن عبارات و همنشینی آنها را ندارد و استفاده تکراری از عبارت "نه فقط...، بلکه..." باعث می شود تا هر تحلیلی تهی از روح و محتوا شود. طولانیترین تحلیلها با بیشترین غلطهای نگارشی و املایی که توسط خود انسان نوشته شود، دهها بار از جملات مصنوعی ارزش دارد. متاسفانه این مسئله به شدت در حال رواج بوده، "نه فقط در میان کارشناسان ایرانی بلکه در میان مفسران خارجی!"
@Muhallel
مُحَلِّل
ما باید نحوه بازی آمریکای ترامپ را درک کنیم. هر چند که به دلیل ماهیت جهان امروز، این الگوها متصلب نب
پس از انتشار مطالبی که در آن سناریوهای تحرکات اخیر آمریکا بررسی شد، دوستانی گفتند که شما عقیده دارید که قطعا جنگ گسترده رخ خواهد داد در حالی که هدف آمریکا، ارعاب و عملیات روانی است. در این خصوص توضیحات مجددی لازم است:
۱. من حتی پیش از شروع تحرکات نظامی آمریکا نوشتم که شیوه ترامپ در برابر کشورها این است که ابتدا یک بازی سیاسی و رسانهای و روانی ایجاد میکند تا هم طرف مقابل را به تسلیم وادار کند و هم با انجام اقدامات مختلف اطلاعاتی و عملیاتی، راه وارد کردن یک ضربه کیفی را کشف کند. بنابراین سناریوی عملیات روانی رد نمیشود و اتفاقا این به همراه محاصره کشور، به عنوان برنامه اولیه دشمن شناخته میشود اما سوال اصلی این است که بعدش چه؟ برخی عقیده دارند که بعدش هیچ است و این نقطه خطر است. در حالی که ما عقیده داریم مرحله بعدی که همانا مربوط به عملیات دشمن باشد، بستگی تام و تمامی به ارزیابی راهبردی (در خصوص پنجره آسیبپذیری) و ارزیابی عملیاتی (در خصوص هدف مورد نظر) سرویسهای اطلاعاتی دشمن دارد و همین، نوع اقدام آنها را شکل میدهد. اتفاقا شیوه بازی آمریکا تا این جای کار دقیقا همین را اثبات کرده خصوصا در جایی که آن ها اخیرا اقداماتی جهت تست ما انجام دادهاند.
۲. تجربه نبرد با اسرائیل نشان داد که اتکا به حدود ۱۵ قاعده متصلب خطی در دورهای که فیزیک کوانتومی و آشوبناک بر فیزیک خطی نیوتنی غلبه دارد، تا چه حد میتواند محاسبات ما را تحت تاثیر قرار دهد.
۳. به نظر میرسد یکی از روشهایی که دشمن از طریق آن ما را فریب داده و غافلگیر میکند، رصد جریان اصلی تحلیلی کشور و عمل بر عکسِ آن است. به عبارتی مستولی شدن یک نوع ارزیابی خاص در سامانه تحلیلی کشور این خطر را دارد که دشمن را به دور زدن آنها سوق دهد.
@Muhallel
✅منطق معادله تبدیل جنگ محدود به گسترده چیست؟
⭕️ حتما در روزهای اخیر شنیده اید که مقامات ایرانی مکررا تاکید کرده اند که هر نوع حمله دشمن ولو به صورت محدود یا نمادین با پاسخی گسترده مواجه خواهد شد. اما سوال این است که منطق این راهبرد چیست؟ به عبارتی چرا ضرورت دارد که در صورت هر نوع حمله دشمن، ولو به صورت محدود یا تروریستی، پاسخ ایران نیز به شکل گسترده باشد؟
🔹 جهت پاسخ به این سوال ما ابتدا نیاز به کشف منطق حمله محدود و نمادین داریم. باید توجه کرد که در کلان سیاست حریف، حمله محدود صرفا برای فرار از تبعات یک جنگ گسترده نیست بلکه این نوع عملیات باعث می شود که ایران نیز وارد یک چرخه ناامنی و نقض بازدارندگی به صورت دائمی و پله ای قرار گیرد. شرایطی را تصور کنید که آمریکا یا رژیم ولو با اطلاع قبلی، برخی نقاط را هدف قرار داده و سپس با چتر پدافندی و آفندی ایجاد شده در منطقه و اروپا و همچنین تهدید قوی تر و صحبت از لزوم نشستن ایران پای میز مذاکره (تسلیم)، کشورمان را مجبور به عدم پاسخ یا پاسخ ضعیف میکنند. این روند شاید منجر به عبور سریع از بحران و آرامش ظاهری شود اما پیامدهای بسیار عمیقی دارد که اولین آن نقض بازدارندگی کشور و ورود به چرخه دورهای جنگی است، به عبارتی آرزوی دشمن مبنی بر لبنانیزه کردن ایران در سطحی پایین تر محقق شده و آن ها هر چند ماه یکبار با بهانه های مختلف و بدون پرداخت هزینه ای سنگین حملاتی به کشورمان ترتیب داده و طبعا با نقض بازدارندگی، این تهدیدات اشکال جدیدی نیز به خود می گیرد در گذر از اینکه تداوم چرخه منجر به افزایش سقف اقدام دشمن و البته کاهش دوره های زمانی آن خواهد شد.
🔸در این راستا، طرح گزینه بازرسی کشتی های ایرانی که اخیرا مطرح شده، نیازمند این است که ابتدا معادله کلی امنیتی در منطقه و خصوصا در دریا تغییر کند وگرنه هر اقدام مشابه دشمن، با پاسخی برابر مواجه شده که خود می تواند در را به روی نبردی گسترده باز کند پس دشمن نیز نخواهد توانست بدون هزینه یک جنگ گسترده تر، به راحتی و مانند ونزوئلا اقدام به محاصره ما کند. توجه به این نکته مهم است که اگر دشمن این سناریو را در ونزوئلا دنبال کرد، به این دلیل بود که سابقاً معادله خاصی میان ونزوئلا و آمریکا حاکم نبود، چه حتی تهدیدات لفظی ترامپ نیز با رقص صلح مادورو مواجه می شد.
🔹دومین پیامد عمیق نیز، تشدید فرسوده سازی کشور با نگه داشتن دائمی سایه یک تهدید معتبر است که نتایج اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن نیز از هم اکنون آشکار بوده و آن را در بازارهای اقتصادی کشور شاهد هستیم.
🔻 از همین رو و همانطور که در تهدیدات آشکار و پنهان اخیر کشورمان مطرح شده، هر گونه حمله ولو محدود، نمادین و با اطلاع قبلی و حتی از نوع متفاوت مانند یک عملیات بزرگ تروریستی می بایست با یک پاسخ گسترده، هماهنگ، هم افزا، چند جبهه ای و تاثیرمحور مواجه گردد. منظور از تاثیرمحوری نیز این است که این پاسخ باید در محاسبات واشینگتن و تل آویو تاثیرگذار بوده و این تلقی و ادراک را که «گزینه فشار بیشتر وجود داشته و بر ایران تاثیرگذار است» از محاسبات آنها پاک شده و اینبار آنها به میز مذاکره واقعی بیایند. البته پاسخ فوق نیز نباید صرفا نظامی و تخریب محور باشد، بلکه با به کارگیری هم افزای منابع قدرت مختلف کشور، منطق فشار وارد کردن حریف در هم شکسته شود.
@Muhallel
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترامپ مانند دور قبلی جنگ در روی پرده از توافق حرف میزند و در پشت پرده پیام تهدید و ضربالاجل میفرستد. ما اگر قرار بود شروط تسلیم را در دو روز بپذیریم، این کار را در ۶۰ روز قبلی انجام میدادیم. آنها طرح خود را انتخاب کردهاند و ما نیز با اتکا به قدرت الهی و صاحبان و حافظان اصلی این سرزمین یعنی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) و حضرت حجت(عج) آنها را به عقب رانده، زمینهساز اتصال انقلاب اسلامی به ظهور خواهیم شد ان شاءالله.
@Muhallel
مُحَلِّل
2⃣ گروه دوم معتقدان به حمله خود به دو دسته تقسیم می شوند: ۱. معتقدان به حمله محدود: الف. حمله محد
معنای عملیاتی این تغییر موضع نیز خود را در اولویتبندی اهداف عملیاتی دشمن نشان خواهد داد. جایی که تمرکز بر هدف قرار دادن تاسیسات موشکی و البته طراحی عملیاتهای ویژه علیه تاسیسات هستهای بیشتر می شود. همچنین به نظر میرسد با توجه به تدارکاتی که وارد منطقه شده و همچنین اقدامات اخیر آمریکا، آنها جهت ضربه به پدافند بر روی جنگال گسترده در مرحله اول به جای هدف قرار دادن مستقیم از هوا و زمین (سناریوی جنگ ۱۲ روزه) سرمایه گذاری کرده باشند. ایران نیز در حوزه پدافندی، پس از جنگ بر روی پدافند کوتاه برد بومی جهت پاکسازی آسمان از پهپادها، میان برد جهت رهگیری کروزها، تقویت نیروی هوایی و همچنین استقرار سامانههای جنگال به کمک متحدین جهت ممانعت از عملیات جنگندههای دشمن سرمایه گذاری کرده و سپس به پدافند برد بلند پرداخته است.
@Muhallel
مُحَلِّل
هدف قرار دادن اسرائیل در صورت حمله احتمالی آمریکا تنها به دلیل مشارکت و یا تحریکات آن نیست. این یک منطق راهبردی دارد و آن تقابل ایران و رژیم در برتری منطقهای است. قبلا گفتیم که هدف اصلی آمریکا، هژمون کردن رژیم در ابعاد مختلف در خاورمیانهای است که ایران نیز باید ذیل آن حضور داشته باشد و نه در کنار یا برتر از آن. از این رو یک پاسخ راهبردی به هر حمله احتمالی آمریکا، هدف قرار دادن رژیم صهیونیستی و ممانعت از برتری آن است، به عبارتی هر میزان که ما از قافله عقب بیفتیم، رژیم اگر نه بیشتر، نباید کمتر از ما عقب باشد. این باعث می شود که حتی تحولی در اهداف صورت گیرد. در جنگ ۱۲ روزه، اکثر اهداف ایرانی بر مراکز نظامی و فرماندهی رژیم در بافت شهری استوار بود زیرا به دلیل ضربه به پایگاههای موشکی مقدم امکان نقطهزنی و یا شلیک انبوه برای از دور خارج کردن پایگاههای هوایی وجود نداشت و از سویی استراتژی کشور این بود که جنگ تحمیلی فوق زودتر پایان یابد بنابراین اهداف ما نیز در بافت شهری انتخاب شد تا علاوه بر ضربات به خود مراکز، جبهه داخلی رژیم دچار بحران شود. تمرکز صرف بر پایگاههایی هوایی، در گذر از نتیجه و تاثیر آن(با توجه به شرایط) عملا موجب سانسور کامل از سوی اسراییل شده و کمترین آسیب متوجه جبهه داخلی و حتی افکار عمومی جهانی میشد و البته احتمال داشت که آمریکا و ناتو این کمبود را جبران کنند. با این حال همین نقطه ضعف بزرگ رژیم یعنی جبهه داخلی آن بود که آنها را به آتشبس سوق داد. با این حال در جنگ احتمالی بعدی که ۲۴ و ۴۸ ساعت اول آن از اهمیت حیاتی برخوردار است، در صورت تحقق زمینهها و شرایط، رژیم نیز در امان نخواهد بود.
@Muhallel
اعلام حمایت از جمهوری اسلامی ایران محدود به کشورهای متحد و یا گروههای مقاومت عراقی، یمنی و لبنانی نبوده است. در روزهای اخیر، پیامهای متعددی از آمادگی افراد و گروههای مختلف در سطح جهان برای ضربه به منافع آمریکایی - صهیونیستی دریافت شده است. اما مهم است که بتوان این ظرفیت را به شکل منطقی و در قالب یک چارچوب مشخص به کار برد تا موجب پیامدهای ناخواسته نیز نگردد.
@Muhallel