واقعبین باشیم، نه خوشبین!
▫️#مذاکره، اگر به بازیِ بیپایانِ نشانهها و وعدهها فروکاسته شود، دیگر سیاست نیست؛ نوعی نمایش است که در آن صحنه عوض میشود اما سناریو همان میماند.
▫️آنگاه که طرفِ آمریکایی، همزمان با لبخند دیپلماتیک این سیاستها و اقدامات را تشدید میکند، هرگز نباید به مذاکره با آمریکا، خوشبین بود:
- یک. تداوم تحریمها و تشدید فشار اقتصادی علیه ایران
- دو. تهدید مستقیم نظامی ایران
- سه. انباشت تسلیحات نظامی پیرامون ایران
- چهار. جنگ رسانهای فراگیر علیه ایران
- پنج. سازماندهی آشوب داخلی و کودتا ضدّ ایران
▫️بنابراین باید واقعبین باشیم نه خوشبین؛ متأسفانه سخن گفتن از «فرصتِ توافق» بیشتر به امیدواریِ سادهلوحانه شبیه است تا تحلیل واقعبینانه!
▫️تاریخ، معلم انسانهاست؛ و تجربهی تاریخی به ما میآموزد در چنین میدانهایی، سکوتِ نشانهها از فریادِ کلمات، رساتر است.
▫️خطای راهبردی آن است که مذاکره را بهجای «ابزارِ محدود در کنار سایر ابزارها» به «افقِ یگانهی حلّ مسئلهی ملّی» تبدیل کنیم.
▫️آنچه میتواند معادله را تغییر دهد: بازسازی توان و قدرت درونی، حفظ انسجام ملّی، تنوعبخشی به پیوندهای اقتصادی و دیپلماتیک، ابتکار در روایتسازی و «پرهیز جدی از هرگونه شوکدرمانی اقتصادی» است، نه اتکای یکسویه به میز گفتوگو.
▫️بدبینیِ هوشمندانه، در اینجا نه بدبینی اخلاقی بلکه شرط عقلانیت و بصیرت سیاسی است: دیدنِ نشانهها، سنجیدنِ توازنِ واقعی قوا و پرهیز از افتادن در دامِ امیدهای بیپشتوانه.
▫️«وَ تَوَکّل عَلَى ٱلحَيِّ ٱلَّذِي لَا يَمُوتُ»
@drAshiri
📷 رهبر انقلاب: به راویان پیشرفت افتخار و آنها را دعا میکنم
🔹آیتالله خامنهای در پاسخ به نامه رئیس حوزه هنری که گزارشی از برگزاری دومین آیین روایت پیشرفت ارائه کرده بود، نوشت:
🔹به راویان پیشرفت، افتخار و آنها را دعا میکنم. اینها خود جزو عناصر پیشرفتند؛ گامشان استوار باد.
🔹کاری کنید که این روایت به گوش و دل جوانان ما، دانشجویان و دانشآموزان و دیگران برسد و امید در دلهای آنان بشکفد.
هدایت شده از مهدوی زادگان
🖍 مشکله سازش با مقاومت
نزاع دو گفتمان مقاومت و سازش در عرصه جامعه و سیاست در ایران مقارن با شروع انقلاب اسلامی و بر آمدن جمهوری اسلامی نبوده است بلکه این تقابل به کمی پیش از آغاز نهضت مشروطیت باز می گردد اگرچه بعد انقلاب اسلامی این منازعه شدت بیشتری یافته است. تا پیش از انقلاب بویژه در دوران رژیم پهلوی جریان سازش توانسته بود گفتمان مقاومت را بواسطه سیاست سرکوبگرانه دو شاه مستبد پهلوی به حاشیه براند و با اطمینان خاطر و بدون نگرانی پای هرگونه پیمان سازش را امضا کند. بطوری که ایران عصر پهلوی به مستعمره نا نوشته قدرت های غربی و رژیم صهیونی تبدیل شده بود.
اما جریان سازش با وقوع انقلاب اسلامی از ناحیه ایدئولوژی و ملت انقلابی علاوه بر از دست دادن قدرت سیاسی رسمی دچار بحران مشروعیت هم شده بود. زیرا جامعه انقلابی حضور چنین جریانی را در عرصه سیاست و تصمیمات کشوری و حاکمیتی بر نمی تابید. به همین خاطر، جریان سازش مجبور به تظاهر به پیروی از گفتمان مقاومت بود. بسیاری از کنشگران سیاسی و فرهنگی این جریان که امروزه آشکارا و بدون هیچگونه لکنت زبان توصیه به خط سازش می کنند و راه حل عبور از مشکلات را سازش و تمکین کردن برابر جبهه استکبار جهانی می دانند در دهه شصت از جمله سوپر انقلابی های سازش ناپذیری بودند که از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند.
از سوی دیگر، گفتمان اسلام سیاسی که داعیه مقاومت و عدم سازش برابر زور گویی ها و زیاده خواهی های نامشروع دشمنان ملت را دارد، پس از انقلاب علیرغم سیطره بر قدرت سیاسی و حاکمیت، به مانند رژیم پهلوی در تقابل با رقیب، سیاست سرکوب و خشونت را در نظر نگرفت بلکه با جریان سازش سیاست نرمش قهرمانه را پیش کشید. این سیاست بر مبنای اصل خشونت پرهیزی و ضرورت گفتگوی انتقادی با رقبای حاضر در صحنه سعی در متقاعد کردن آنها به این نکته اساسی است که تنها راه حل برای حفظ و تامین مصالح و منافع ملی مقاومت است.
با وصف این، جریان سازش علیرغم تجربه مکرر شکست سیاست سازش برابر شرارت طلبی های استکبار جهانی – شکست قرار داد برجام جدید ترین نمونه آن است- همچنان بر ایده نرمش برده وار و کوتاه آمدن از اصرار بر حفظ مصالح و منافع ملی پافشاری می کند و مایل به همروی با گفتمان مفاومت نیست. به عبارتی جریان سازش تنها در یک جا هیچ تمایلی به سازش و کنار آمدن نیست و آن در منازعه با گفتمان مقاومت است. این جریان علیرغم سازش با هر عقیده و مرام و سیاستی هیچ تمایلی به سازش با جریان مقاومت نیست. لذا پرسش اساسی آن است که دلیل اینکه جریان سازش حاضر به سازش با جریان مقاومت نیست، چیست؟ اگر ایده سازش امر معقولی است چگونه است که با ایده مقاومت کنار نمی آید؟ ایده سازش چه مشکله ای با ایده مقاومت دارد که نمی تواند با آن کنار بیآید؟
مهم ترین پاسخ به این پرسش بنیادی مساله سازش ناپذیر بودن ایده مقاومت است. به عقیده جریان سازش در جوهره گفتمان مقاومت اسلامی علیرغم اینکه اصل نرمش قهرمانانه را به رسمیت می شناسد اصل سازش جایگاهی ندارد. چون مقاومت ذاتاً سازشکار نیست پس نمی توان با آن کنار آمد. البته جریان سازش می پذیرد که جبهه استکبار جهانی سازشکار نباشد. به زعم آنان قدرت برتر بودن توجیه کننده عدم سازش استکبار جهانی با ملل مستضعف است. اما ضعیف بودن هیچ توجیهی برای عدم سازش نیست.چنانکه یکی از اساتید بازنشسته علوم سیاسی و روابط بین الملل سیاست تسلیم برابر ابر قدرت غربی را اینگونه توجیه کرده است: « اساساً در تاریخ شاخ و شانه کشیدن در مقابل قدرت های بین المللی نتیجه نداشته و تا کنون ندیدیم کسی پیروز شود. بزرگتر از جمهوری اسلامی هم نتوانستند از این وضعیت با موفقیت خارج شوند؛ ناپلئون و هیتلر هم در نهایت شکست خوردند؛ به دلیل اینکه اساساً امکانش نیست».
به هر روی، منازعه دو جریان سازش و مقاومت بنیادی است. با این تفاوت که مقاومت در تعامل با رقیب اصل نرمش قهرمانه را به رسمیت می شناسد ولی جریان تسلیم هرگونه سازش با مقاومت را نفی می کند. چون آنها جریان مقاومت را سازش ناپذیر می دانند. به همین خاطر، حتی اگر جبهه سازش و تسلیم با هر ایده و گفتمان سیاسی کنار بیآید با گفتمان مقاومت اسلامی سازش نمی کند. در واقع، تصلب جریان سازش برابر مقاومت نقد جدی ایده تسلیم است. تصلبی که این جریان علیرغم پوچ بودن آن همچنان بر آن اصرار می ورزند!!
👉 @mahdavizadegan
🖋باور کنیم: صلح، سایهی درخت اقتدار است.
▫️در شرایطی که تهدیدهای آمریکا علیه ایران و متقابلاً تهدیدهای ایران علیه آمریکا و اسرائیل به دمای جوش، نزدیک و نزدیکتر میشود، یکی از پرسشها این است: «کاش میشد هیچوقت جنگ نشود!» اما این آرزوی سپید و خوب، در جهانِ واقعی محقق نمیشود؛ دلایل آن را توضیح میدهم.
▫️یک. ما ایرانیان بسیاری از تهدیدهای امروز آمریکا را نمیتوانیم عقلایی بدانیم؛ اصلاً رشد صنعت هستهای و توان داخلی ما چه ربطی دارد به یک کشور دیگر؟! اما تاریخ استعمار نشان میدهد آنها با «منطق خاصّ خود» تصمیمگیری میکنند؛ مذاکره برای آنها یعنی این: «آنچه مال من است، مال من است و به تو ربطی ندارد اما آنچه مال توست، بیا دربارهی آن مذاکره کنیم!» این، منطق مذاکرهی آمریکاست با ما.
▫️دو. مذاکره، راهحل نیست؛ نتیجه و هدف هم نیستم بلکه صرفاً یک مسیر سیاستی برای تعاملِ بینالمللی است و در بسیاری از موارد هم با توجه به آن «منطق استعماری» به نتیجه نمیرسد (مثل برجام)، چون طرف مقابل چیزی را میپذیرد که بالاترین منفعت را برای آن داشته باشد و از هر راهی - که کمترینِ آن تحریم و فشار اقتصادی و سیاسی است - برای اعمال نظراتش بهره میبرد.
▫️سه. صلح هم نه با مذاکره به دست میآید و نه با لطف و مرحمت دشمن مقابل؛ صلح، سایهسار درخت اقتدار است؛ کشور اگر مقتدر بود، طرف مقابل درمییابد که هزینهی جنگ و تجاوز برای او بسیار گران تمام خواهد شد؛ بنابراین صلح، نتیجهی اقتدار ملی است نه عامل آن.
▫️چهار. اقتدار هم با تقویت قوای بازدارندهی دشمن و تقویت قوای تهاجمی و دفعکننده به دست میآید؛ این انگاره، با الهام از دو نام بزرگ پروردگار معلوم میشود که او را میخوانیم: یا مانع، یا دافع.
▫️پنج. در این روزهای مبارک و گرامی، بسیار بگوییم و زمزمه کنیم: «یا مانعُ، یا دافعُ»؛ ایمان به توحید الهی، رمز پیروزی است ولاغیر.
@drAshiri
هدایت شده از همشناسی فرهنگی I اسلامی تنها
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیام ما استقامت است..
✅️ آرامش ملّی و چند محور کلیدی در تدابیر امنیت ملی ایران در این روزها (یک نگاه فراترکیبی)
در یادداشت پیشین از این گفتیم که «صلح، سایهی درخت اقتدار است.» اکنون و از باب هوشیاری همهجانبه در برابر دشمن - و نه از سرِ ترس و تشویش - و برای تقویت انگارههای آرامشبخش برای فضای عمومی جامعه، نکاتی طرح میشود؛ این نکات حاکی از توان همهجانبهی دفاعی و تهاجمی ایران است که پایهی آرامش و صلح واقعی را در میدان عمل، رقم خواهد زد:
▫️یک. نقطهی تصمیمگیری برای آغاز جنگ، نزدیک و نزدیکتر شده است؛ تشدید لفاظی دشمن (بهویژه از زبان ترامپ) فشار بر روی مذاکرات سیاسی را بالا میبرد؛ در عینحال احتمال حملههای غافلگیرکننده بیشتر شدهاند.
▫️دو. بخشی از شبکههای تأمین سوخت زمینی خصم در منطقه، شناسایی و هدفپذیر شدهاند؛ هدفگیریِ لجستیک، فشار راهبردی را کمهزینهتر میکند.
▫️سه. هدفِ فلجسازی زیرساختهای داخلیِ رژیم صهیونیستی، پیش از هر ضربهی ایران، دنبال خواهد شد؛ معیارهای هدفگیری ایران از گزینههای صرفاً نظامی فراتر رفته است.
▫️چهار. نامهی اخیر ایران به سازمان ملل، از «دکترین جنگ منطقهای» در رسمیترین سطح در فضای بینالملل، رونمایی کرد؛ نیز جنبههای بازدارندگی دکترین دفاعی - تهاجمی ایران را تقویت کرد و دامنهی اهداف و پاسخهای ایران را گسترانید.
▫️پنج. در پیشاپیش اقدامات عملیاتی، موشکهای ایرانی روی ناوگروهها و پایگاههای دشمن، قفل شدهاند؛ این آمادهباش کوچکترین تحرک را قابل تبدیل به واکنش بزرگ میکند.
▫️شش. از نگاه ایران، هر نشانهی تردیدِ دشمن بهعنوان فریب و خدعه، تفسیر میشود؛ این بدگمانی، احتمال مصالحه را کاهش و احتمالِ واکنشهای احتیاطی یا تهاجمی را افزایش میدهد.
▫️هفت. سکوت رهبرانِ رژیم صهیونی، بهعنوان نشانهی ضربهی ناگهانی خوانده میشود؛ از دید آنها: سکوت، فضای اضطراب و تصمیمگیری شتابزده تولید میکند.
▫️هشت. تمرینِ بستنِ تنگهی هرمز نشان میدهد کنترل مسیرهای حیاتی انرژی بهعنوان اهرم فشار کاربرد دارد و هزینهی دشمن را فوراً بالا میبرد؛ این اقدام، در دستور کار جدی ایران خواهد بود.
▫️نه. میدان جنگ اخیر، هیبریدی و چندبعدی شده است: تولید روایت و اقناع مردم، تولید و شلیک انبوه موشکهای راهبردی، پهپادهای هوشمند، نفوذ خاص به اعماق راهبردی، رشد آمادگی در وضعیت امنیت داخلی، حاکی از این وضعیت خطیر و ترکیبی است.
▫️ده. جنگ علیه ایران، از سحرگاه ۲۳ خرداد شروع شده است؛ اکنون طرفین جنگ در یک وضعیت بیسابقه از حیث تنوع، دامنه و شدت منازعه هستند. ایران، دکترین خود را بیش از همه بر دیپلماسی و بدگمانی فعال، آمادگی همهجانبه و کاربرد ابزارهای نامتقارن، استوار کرده است.
@drAshiri
▫️ترامپ در جنگ تعرفهای شکست خورد؛ نه به خاطر قدرت رقبای خارجی بلکه به علت فرسایش ظرفیتهای درونی اقتصاد و جامعهی آمریکا. آنچه در جهان مقاومت به #افول_آمریکا نامبردار است.
▫️دیوان عالی آمریکا سیاست تعرفهای ترامپ را ابطال کرد؛ این نکته نشان داد حتی ساختار حقوقی و نهادی آمریکا نیز تاب سیاستهای پرهزینه و انزواگرایانهی صهیونیسم آمریکایی را ندارد.
▫️مردم آمریکا به رفاه ناشی از واردات ارزان وابستهاند و هرگونه افزایش قیمت، مستقیماً به نارضایتی اجتماعی و فشار سیاسی تبدیل میشود.
▫️این نکته، از بزنگاههای جنگ آینده خواهد بود: ایران نشان خواهد داد فشار اقتصادی و گرانسازی و افزایش هزینههای مبادلاتی، تا چه حد سخت و دشوار است!
▫️زنده باد ایران! زنده باد مقاومت ایرانیان! زندهباد جهان مقاومت!
💢بازخوانی سیر هفتگانهٔ اندیشه اقتصادی #شهید_صدر
❓چرا نسخههای غربی در اقتصاد جوامع اسلامی کارساز نیستند؟
✔️حجتالاسلام محمد زارعی:
🔸برای دستیابی به یک فهم منسجم، میتوان کل منظومه فکری اقتصادی شهید صدر را در هفت گام اصلی مطرح کرد.
1️⃣ ضرورت #اقتصاد_اسلامی: اثبات نیاز جامعه به یک راه حل اقتصادی مبتنی بر اسلام برای برونرفت از مشکلات
2️⃣ماهیت اقتصاد اسلامی: تفکیک میان «علم اقتصاد» و «مکتب اقتصادی»
3️⃣ ویژگیهای اقتصاد اسلامی: شمول و جامعیت، اخلاقی بودن، و بههمپیوستگی اجزاء
4️⃣ اصول اساسی اقتصاد اسلامی: اصل مالکیت چندگانه، اصل آزادی اقتصادی در محدودهٔ مشخص، اصل عدالت اجتماعی
5️⃣ قواعد کلی اقتصاد اسلامی: سیزده قاعدهای که در کتاب «الإسلام یقود الحیاة» بر چهار عرصهٔ تولید، توزیع، مبادله و مصرف حاکم است
6️⃣ مسئولیتهای کلان حکومت در اقتصاد اسلامی: وظایف دولت در تأمین اجتماعی، ایجاد توازن و نظارت بر فعالیتهای اقتصادی
7️⃣ نظریات اجرایی و کاربردی: نظریاتی همچون توزیع اولیهٔ منابع ثروت، منطقة الفراغ، و طرحهای عملیاتی مانند بانکداری بدون ربا
👈 گزارش محتوایی: http://ijtihadnet.ir/?p=81086
هدایت شده از گراف؛ پیوند رسانه و اندیشه
🔴 چرا نسل تینیجر در خیابان «لکنت» گرفت؟
🔸دکتر اسلامیتنها معتقد است برای درک بحرانهای اجتماعی کنونی نباید صرفاً به «جنگ ترکیبی» یا «اقتصاد» اکتفا کرد، زیرا وزارت ارتباطات حقیقی، «آموزشوپرورش» است. او انقلاب را یک نماز دو رکعتی دانسته و تأکید کرد که اکنون در آستانه «گام دوم» و نیازمند «قیام دوباره» برای عبور از سختیها هستیم، چرا که این مسیر به «سلام ظهور» منتهی میشود.
📌ادامه مطلب را اینجا بخوانید
#اغتشاشات
#گزارش_نشست
#خبرگزاری_تسنیم
🆔 @Graph_Tasnim
درنگی در منطق تغییر اجتماعی در ایران امروز
سعید اشیری
یک. اقتصاد ناپایدار و تضعیف فرهنگی
در سه دههی گذشته، جامعهی ایران در بستر نوسانهای مزمن اقتصادی و تکرار دورههای «تورم رکودی»، وارد چرخهای از فرسایش اجتماعی شده است؛ این وضعیت نه به معنای فروپاشی جامعهی ایرانی بلکه نشانهی بغرنجشدن وضعیت فرهنگ در شرایط بیثباتی اقتصاد سیاسی است. در یک فرآیند کلی میتوان گفت:
بیثباتی اقتصادی مزمن ⬅️ فرسایش اجتماعی ⬅️ تضعیف فرهنگ و سرمایه اجتماعی
در این فرآیند، اقتصاد سیاستگذاریشده، «زندگی» را فرسوده میکند و هزینهی این فرسایش را فرهنگ و اعتماد عمومی میپردازد.
دو. چرخهی فرسایش اجتماعی و رکود مشارکت
فرسایش اجتماعی در ایران، پدیدهای خطی و یکسویه نیست بلکه ساختاری چرخهای و بازگشتی دارد. آغاز آن اغلب در سطح تصمیمات کلان اقتصادی و سیاستگذاریهای ناپایدار در برنامههای توسعه (با گرایشهای شوکدرمانی در اجرا و نئولیبرالیسم در جهت) بوده است اما پیامد نهایی آن در سطح فرهنگ، اعتماد عمومی و مشارکت اجتماعی آشکار میشود؛ نتیجهی این چرخه، رکود اجتماعی و افول امید جمعی است:
سیاستگذاری ناکارآمد ⬅️ بیثباتی معیشتی ⬅️ تضعیف اعتماد ⬅️ کاهش مشارکت ⬅️ رکود اجتماعی
این چرخه، بهتدریج جامعه را در وضعیتی از بیهنجاری (Anomie) و احساس بیقاعدگی فرو میبرد؛ وضعیتی که در آن، قواعد رسمی مشروعیت خود را از دست میدهند، بیآنکه قواعد بدیل تثبیت شده باشند.
سه. حاشیهنشینی فرودستان و منطق اعتراض
انقلاب اسلامی، بهدرستی انقلاب محرومان است اما اکنون در این وضع بغرنج قرار گرفته است. در چنین زمینهای، قشرهای با درآمد پایین در جامعه بهدرستی احساس میکنند از مناسبات تصمیمگیری کلان و نظام حکمرانی کنار گذاشته شدهاند؛ این تجربهی زیستهی حاشیهمندی، بهطور روزمره احساس بیعدالتی، احساس بیقدرتی و احساس طردشدگی و بیهنجاری و بیقاعدگی را بازتولید میکند و به یک انگیزهی ساختاری برای اعتراض و تغییر بدل میشود. قاعدهی اجتماعی حاکم بر این وضعیت را میتوان چنین صورتبندی کرد:
کاهش ادراک عدالت ⬅️ افزایش احساس بیهنجاری ⬅️ تقویت میل به اعتراض، شورش یا انقلاب
چهار. ائتلاف فرودستان و طبقهی متوسط: ظرفیت تغییر اجتماعی
از ویژگیهای مهمّ جامعهی ایران، وجود ظرفیت تاریخی و اجتماعی برای همپیمانی فرودستان اقتصادی با طبقهی متوسط است. در چنین ائتلافی، فرودستان میتوانند پروژهی تغییر اجتماعی را پیش ببرند و حتی رهبری فکری و سازمانی طبقهی متوسط را بپذیرند. این همافزایی، شرط امکان گذار از نارضایتی پراکنده به ارادهی جمعی برای تغییر است.
پنج. شوکدرمانی، نوسازی آمرانه و بازتولید فقر اجتماعی
نگاههای انتزاعی و بریده از واقعیت اقتصاد سیاسی ایران، بهویژه در قالب شوکدرمانیهای اقتصادی، در نتیجه نوسازی آمرانه و ضدّ فرهنگی را بازتولید میکنند. پیامد مستقیم این رویکرد، نه توسعه و پیشرفت واقعی بلکه فقیرشدن ساختار اجتماعی و فرسایش سرمایهی اجتماعی است؛ وضعیتی که بهطور متناقضنما (پارادوکسیکال)، ریشههای انقلاب اجتماعی (انقلاب خوب) را به سمتوسوی اعتراض و آشوب تخریبگر، تقویت میکند.
شوکدرمانی اقتصادی ⬅️ تضعیف اعتماد ⬅️ فقر اجتماعی ⬅️ تقویت ظرفیت انقلاب اجتماعی خوب/شورش و اعتراض تخریبگر
شش. امیدبخش بودن انقلاب اجتماعی ایران
نکتهی سپید و امیدبخش این روایت آسیبشناسانه، محوریت عدالت در اندیشه و زبان اعتراض عمومی ایرانیان است. تودهی اصلی مردم ایران، مسئلهی خود را نفی دین یا ارزشهای دینی نمیدانند؛ پرسش محوری این است: ما مردم ایران با دین مخالفت نیستیم اما سؤالمان این است چرا به این عدالت علوی که از آن سخن میگویید عمل نمیکنید؟!
در این معنا، عدالت جوهر گمشدهی اعتراض عمومی و هستهی اخلاقی ارادهی جمعی برای تغییر است. عدالت، صفتی مطلق است که در اضافه شدن با هر تغییری و در هر جایی و در هر شرایطی، آن را اصلاح، متعالی و کامل میکند. عدالت، همواره و همهجا فضیلتساز است؛ این عدالتخواهی ایرانیان، منشأ امیدآفرینی آینده است.
هفت. جنگ، وحدت تاریخی و امکان بازجهتدهی عدالتمحور
اکنون و با احتمال وقوع جنگ دیگر با صهیونیسم بینالملل، هرچند در دورهای از تهدید وجودی به سر میبریم اما در انگارهی تاریخی ایرانیان، جنگ و تعدّی بیگانگان، اغلبْ وحدتساز بوده است؛ دشمنان ایران ممکن است به برهمزدن تعادل اجتماعی و امنیتی، امید بسته باشند اما تجربهی تاریخی نشان میدهد فشار بیرونی، برای ایرانیان وحدتآفرین است؛ این وحدت جدید، در صورت همراهی با جهتگیری عدالتمحور داخلی، میتواند به «امکان بزرگ» و تازهای از پویایی و خلاقیت اجتماعی در منطق تغییرات اجتماعی بینجامد.
@drAshiri