eitaa logo
زندگی در فرهنگ
497 دنبال‌کننده
598 عکس
106 ویدیو
26 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و چند عنوان دیگر ▫️راه ارتباطی: @Ashirii
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 جهش قیمت کالاهای کلیدی جهان همزمان با آغاز جنگ با ایران 🔹️بررسی‌ها نشان می‌دهد از زمان آغاز جنگ، قیمت برخی از مهم‌ترین کالاهای جهانی با افزایش قابل‌توجهی همراه بوده است: 🔺️ سوخت جت: ۹۵٪ 🔺️ گوگرد: ۷۳٪ 🔺️ نفت گرمایشی: ۶۸٪ 🔺️ نفت خام آمریکا: ۶۶٪ 🔺️ گاز طبیعی اروپا: ۵۷٪ 🔺️ نفت خام برنت: ۵۰٪ 🔺️ گازوئیل: ۴۹٪ 🔺️ اوره: ۴۸٪ 🔺️ بنزین: ۴۳٪ 🔺️ کود: ۳۱٪ 🔺️ روغن پالم: ۲۰٪ 🌐تحلیل‌های مختصر و مستند: @drAshiri
جنگ علیه ایران و افزایش چشمگیر قیمت‌های خدمات و کالاهای استراتژیک در جهان براساس تحلیل‌های موجود از بازارهای جهانی، ۱۰ مورد از مهم‌ترین پیامدهای اقتصادی این بحران به شرح زیر است: بهای نفت برنت عبور قیمت از ۱۱۰ دلار در هر بشکه با احتمال صعود تا ۲۰۰ دلار در صورت تداوم مسدود ماندن تنگه هرمز. World Bank بنزین در آمریکا افزایش قیمت به بیش از ۴ دلار برای هر گالن به دلیل اختلال در زنجیره تأمین جهانی. U.S. Energy Information Administration گاز مایع (LNG) جهش ۱۴۰ درصدی قیمت نقدی در بازارهای آسیا در پی تهدید زیرساخت‌های قطر. International Energy Agency کودهای شیمیایی افزایش قیمت کودهای نیتروژنی به ۶۰۰ دلار در هر تن (حدود دو برابر شدن قیمت در یک ماه). FAO Food Price Index قیمت جهانی شکر رشد ۷.۲ درصدی قیمت به دلیل افزایش هزینه‌های حمل و نقل و انرژی. FAO روغن‌های گیاهی صعود ۵.۱ درصدی شاخص قیمت به دلیل ناامنی در مسیرهای اصلی تجارت دریایی. FAO آلومینیوم رسیدن قیمت به بالاترین سطح در ۴ سال اخیر به علت انهدام صنایع آلومینیوم امارات و محدودیت‌های لجستیکی در منطقه خاورمیانه. London Metal Exchange کالاهای اساسی کشاورزی افزایش قیمت ذرت، سویا و گندم تحت تأثیر مستقیم گرانی سوخت و کود. World Bank Commodity Markets هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی افزایش بی‌سابقه نرخ کرایه کشتی‌ها و حق بیمه جنگی برای عبور از دریای عمان و اقیانوس هند. UNCTAD 🌐تحلیل‌های مختصر و‌ مستند: @drAshiri
پیام معنادار صفحه رهبر معظم انقلاب هم اکنون برادران عزیز رزمنده! خواست توده‌های مردم، ادامه دفاع موثر و پشیمان‌کننده است. همچنین قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود. باید بر وحدت بین آحاد و اقشار ملت که معمولاً در مواقع مضیقه نمود خاصی پیدا میکند خدشه‌ای وارد نشود. این امر با صرف نظر کردن از نقاط مورد اختلاف تحصیل خواهد شد. 🔹بخشی از اولین حضرت آیت‌الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب | ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
هدایت شده از احمد اولیایی
سناتور سندرز ۸۴ ساله، ریشه یهودی دارد اما ببینید دقایقی پیش در شب سقوط هواپیماها در مورد ترامپ و جنگ چه می‌گوید؛ 🔴 برنی سندرز دقایقی پیش اعلام کرد که ترامپ باید امشب استعفا کند و تأکید کرد که هیچ ننگی در تاریخ ایالات متحده بزرگ‌تر از شکست تحقیرآمیزی که ترامپ امروز رقم زد، نیست. 🔴 سندرز افزود: «سه هواپیما به ارزش ۱.۵ میلیارد دلار در یک چشم به هم زدن توسط پدافند هوایی ایران سرنگون شدند—همان پدافندی که ترامپ (دروغگو) ادعا می‌کرد دیگر وجود ندارد. و امروز، غرور صنعت هوانوردی ما سرنگون شد.» 🔴 او ادامه داد: «مردم آمریکا سزاوار رئیس‌جمهوری دروغگو و بی‌ثبات نیستند که به کشور ما آسیب زده و موجب افزایش هزینه‌های زندگی و وخامت وضعیت اقتصادی شهروندان شده است.» 🔴 او سخنانش را با یک هشدار به پایان رساند: «ترامپ ایالات متحده را به لبه فاجعه می‌کشاند، و پایان آمریکا به دست او و به‌خاطر درگیری‌اش با ایران رقم خواهد خورد.» پ.ن: یکی از بهترین راه ها برای فهم وضعیت جنگ و پیروزی ایران، توجه به این موضع‌گیری هاست. @ahmad_olyaei
⭕️ مجله اکونومیست رضا پهلوی را به دلیل خدماتی که به اسرائیل ارائه می‌دهد، یک «احمق مفید» توصیف کرد. 🌐@drAshiri
لوموند: صنعت فرانسه به‌دلیل بحران انرژی ناشی از جنگ خاورمیانه، به‌شدت آسیب دیده است 🔹تأثیر افزایش قیمت سوخت در چندین بخش صنعتی فرانسه که به سوخت‌های فسیلی یا مواد اولیه مشتق از نفت و گاز وابسته‌اند، احساس می‌شود. 🌐drAshiri@
اسپوتنیک: آمریکا نمی‌تواند تنگه هرمز را با زور نظامی باز کند ‌ایران طولانی‌ترین خط ساحلی در خلیج فارس را دارد و توانایی موشکی و پهپادی لازم برای کنترل آن را در اختیار دارد. اگر آمریکا حتی در برخی مناطق محدود مانند جزیره خارک نیرو مستقر کند، حفظ این مناطق خیلی سریع به کابوس آمریکا تبدیل خواهد شد. @drAshiri
«هک فرهنگی» تحلیلی بر کنش جدید صنعت فرهنگی موشک‌نوشت ایران سعید اشیری اقدام رسانه‌ای متفاوت و اخیر نیروهای مسلح ایران مانند بمب خصوصا در محافل موسیقی خواهد ترکید. در این اقدام، به یاد توپاک شکور، رپر معروف آمریکایی، تصویری طراحی شده است. توپاک‌ پس از افشاگری علیه جریان‌ها و قدرت‌های سایه در امریکا (از جمله صهیونیستها)، کشته و حذف شد. تغییر فاز پروپاگاندا این اقدام، عبور از کلیشه‌های سنتی و ورود هوشمندانه به دنیای «فرهنگ عامه» (Pop Culture) غرب است. هدف، جذب جوانان معترض و جنبش‌های ضدسیستم در قلب آمریکا و اروپاست. ائتلاف نمادین پیوند زدن «محور مقاومت» به اسطوره‌های موسیقی هیپ‌هاپ، پیامی روشن دارد: نبرد ما، ادامه مبارزه قهرمانان حذف‌شده‌ی شما با «ساختار ظالم جهانی» است. بازخوانی Killuminati اگرچه توپاک این واژه را برای «کشتنِ ترس از سایه‌ها» ابداع کرد، اما حالا ایران آن را به عنوان یک «واقعیت نظامی» علیه صهیونیسم بازتعریف کرده است. عملیات روانی هوشمند این تصویر در محافلی دیده می‌شود که اخبار رسمی را بایکوت می‌کنند؛ پیامی که بلندتر از صدای انفجار، در استودیوهای موسیقی غرب می‌پیچد. جنگ روایت‌های وایرال وقتی هنر معترض با تکنولوژی موشکی گره می‌خورد، میدان نبرد مستقیماً به «تایم‌لاین» جهانی کشیده می‌شود. 🌐تحلیل‌های مختصر و مستند: @drAshiri
زندگی در فرهنگ
🔵‌محمدجواد ظریف در مقاله خود در نشریه فارن افرز چه گفته است؟ برای کسانی که فرصت خواندن کل مقاله را
نقد مقاله‌ی دکتر ظریف: نگاه با ذهنیت برجامی به واقعیتی پسابرجامی بخش اول ▫️نویسنده: حسین قتیب @HosseinGhatib ‌یادداشت [دکتر محمدجواد] ظریف [....] در فارین افرز [....]، مخاطب اصلی‌اش افکار عمومی ایران نیست؛ مخاطب آن نخبگان امنیتی، دیپلماتیک و تصمیم‌گیر در واشنگتن‌اند. به بیان روشن‌تر، این یادداشت را می‌توان نوعی سیگنال [....] به تیم ترامپ دانست: [....] هنوز امکان یک توافق بزرگ وجود دارد. خود فارین افرز مقاله را با عنوان «چگونه ایران باید به جنگ پایان دهد» منتشر کرده و محتوای آن نشان می‌دهند که بسته پیشنهادی ظریف شامل محدودسازی برنامه هسته‌ای، کاهش ذخایر اورانیوم، بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش یک پیمان عدم تعرض با آمریکا در برابر رفع تحریم‌ها و بازگشت ایران به اقتصاد جهانی است. ‌مسئله اصلی دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود. این متن با زبانی نرم و دیپلماتیک، در عمل از معامله بر سر مهم‌ترین دارایی‌های راهبردی ایران سخن می‌گوید، بی‌آنکه روشن کند طرف مقابل دقیقا چه چیزی، با چه سازوکار حقوقی، در چه بازه زمانی، و با چه ضمانت اجرایی روی میز می‌گذارد. در ادبیات مذاکرات بین‌المللی، ارزش هر توافق را نه عبارات کلی، بلکه تعریف دقیق تعهدات، تقارن در امتیازدهی، جدول زمانی اجرا، و سازوکار راستی‌آزمایی تعیین می‌کند. در این متن اما از ایران خواسته می‌شود دارایی‌های سخت، فوری و قابل سنجش خود را وارد معامله کند، حال آنکه تعهد طرف آمریکایی با عبارت کاملا مبهم «رفع تحریم‌ها» خلاصه می‌شود. اینجاست که باید پرسید: کدام تحریم‌ها؟ تحریم‌های اولیه یا ثانویه؟ تحریم‌های کنگره یا فرامین اجرایی؟ لغو کامل یا صرفا تعلیق؟ برای شش ماه، یک سال، یا تا تغییر دولت بعدی در واشنگتن؟ بدون پاسخ روشن به این پرسش‌ها، «رفع تحریم‌ها» نه یک تعهد حقوقی دقیق، بلکه یک فرمول سیاسی کشدار است که مانند برجام می‌تواند هر بار به شکلی تازه تفسیر شود. ‌ضعف دوم یادداشت، عدم تقارن آشکار در ساختار معامله است. آنچه ایران باید بدهد، روشن، عینی و عمدتا غیرقابل بازگشت در کوتاه‌مدت است: محدودیت هسته‌ای، کاهش ذخایر، باز کردن هرمز، و پذیرش عدم تعرض. اما آنچه آمریکا باید بدهد، عمدتا سیاسی، قابل تفسیر و بازگشت‌پذیر است. این عدم تقارن فقط یک اشکال فنی نیست، بلکه هسته بحران است. تجربه برجام نیز نشان داد که در ساختار قدرت آمریکا، منافع اقتصادی ایران می‌تواند به‌آسانی با تأخیر، تفسیر محدود، فشار بانکی، تهدید ثانویه یا تغییر دولت بی‌اثر شود. در چنین شرایطی، پیشنهاد دادن امتیازهای سخت و راهبردی در برابر وعده‌های اقتصادی مبهم، بیشتر شبیه پیش‌فروش ابزارهای بازدارندگی است تا طراحی یک صلح پایدار. برجام هم با وجود قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، در نهایت با خروج آمریکا و بازگشت تحریم‌ها ضربه خورد؛ یعنی حتی وجود یک چارچوب رسمی بین‌المللی هم مانع از فرسایش منافع ایران نشد. ‌از این منظر، یادداشت ظریف امتداد همان منطق قدیمی سیاست خارجی دولت روحانی است: این تصور که اگر ایران بخشی از ظرفیت‌های راهبردی خود را روی میز بگذارد، آمریکا نیز در برابر آن «عقلانی» رفتار خواهد کرد و راه ادغام اقتصادی ایران را باز خواهد نمود. اما این فرض، دست‌کم در سطح تحلیلی، از یک واقعیت مهم غفلت می‌کند: مسئله واشنگتن با تهران فقط سطح غنی‌سازی یا وضعیت تنگه هرمز نیست. بخش مهمی از منازعه، به مهار ساختاری ایران، محدودسازی توان منطقه‌ای آن، و تغییر موازنه قوا در خاورمیانه مربوط است. در چنین شرایطی، اگر ایران اهرم‌های هسته‌ای و ژئوپولیتیکی خود را بدون تضمین‌های سخت واگذار کند، بعید است نزاع پایان یابد؛ محتمل‌تر آن است که فقط فاز بعدی فشار آغاز شود، با مطالبات تازه درباره موشک، پهپاد، نفوذ منطقه‌ای و آرایش دفاعی. ‌پیشنهاد پیمان عدم تعرض نیز در همین چارچوب، بیش از آنکه یک ابتکار راهبردی پخته باشد، یک عبارت خوش‌صدا اما کم‌تعریف است. پیمان عدم تعرض زمانی معنا دارد که یا میان دو طرف نوعی توازن بازدارندگی برقرار باشد، یا دست‌کم سازوکارهای داوری، تضمین، هزینه نقض و چارچوب نظارتی روشن شده باشد. اما در صورت‌بندی فعلی، تا جایی که از خلاصه‌های موجود برمی‌آید، فقط از اصل پیمان سخن رفته و نه از معماری اجرایی آن. این یعنی مشکل اصلی، یعنی بی‌اعتمادی ساختاری، با یک واژه حقوقی حل‌نشده باقی می‌ماند. اگر طرف مقابل سابقه خروج از توافق، تخریب منافع اقتصادی طرف دیگر، یا دور زدن تعهدات سیاسی را دارد، افزودن عنوان «پیمان عدم تعرض» به خودی خود هیچ ضمانتی ایجاد نمی‌کند. 🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
#سیاست_جنگ نقد مقاله‌ی دکتر ظریف: نگاه با ذهنیت برجامی به واقعیتی پسابرجامی بخش اول ▫️نویسنده: حسی
نگاه با ذهنیت برجامی به واقعیتی پسابرجامی بخش ۲ | حسین قتیب ‌بعضی‌ها گمان می‌کنند من رادیکال تندی هستم که کلا معتقدم جنگ ابدی راه حل است و روبروی راه خروج از جنگ ایستاده‌ام. این ایده مطلقا غلط است و طبیعتا پایان جنگ را با مذاکره سیاسی می‌توان تعیین کرد. ‌اما این که دکتر ظریف هم راه حل جادویی دارد که با آن طرف مقابل هم کوتاه می‌آید هم چندان واقعی نیست. اشتباه تحلیلی ظریف و همفکرانش این است که هنوز هم خیال می‌کنند می‌توان میان کاخ سفید، کنگره، لابی اسرائیل، مسیحیان صهیونیست، و ساختار امنیتی آمریکا شکاف تعیین‌کننده انداخت و از دل آن یک مصالحه پایدار بیرون کشید. حال آنکه در موضوع ایران، فاصله میان این نیروها بسیار کمتر از آن چیزی است که این جریان تصور می‌کند. ممکن است بر سر لحن، زمان‌بندی، یا ابزارها اختلاف داشته باشند، اما در اصل فشار ساختاری بر ایران و جلوگیری از تثبیت آن به عنوان یک قدرت مستقل منطقه‌ای، اشتراک منافع عمیقی وجود دارد. به همین دلیل، دولت بایدن نیز با وجود همه تفاوت‌های ظاهری‌اش، نه به برجام بازگشت آن‌گونه که ایران انتظار داشت، نه هزینه سیاسی لازم را برای احیای واقعی آن پرداخت، و نه حاضر شد تحریم‌ها را به شکل مطمئن و غیرقابل بازگشت برچیند. پس مشکل فقط ترامپ نبود، فقط بایدن هم نیست، و فقط به آینده هم مربوط نمی‌شود. تا زمانی که در نگاه واشنگتن تغییر کیفی واقعی رخ ندهد و امتیازهای مطلوب آن حاصل نشود، نه بازگشت جدی به برجام در کار خواهد بود و نه پذیرش یک پیمان مشابه. ‌از این منظر، نقد اصلی به یادداشت ظریف آن است که هنوز با ذهنیت برجامی به واقعیتی پسابرجامی نگاه می‌کند. او گویی همچنان فرض می‌گیرد که اگر ایران بسته‌ای جذاب‌تر روی میز بگذارد، آمریکا نیز می‌تواند به یک توافق متوازن و باثبات بازگردد. در حالی که مسئله از مدتها پیش از سطح یک معامله فنی هسته‌ای عبور کرده است. اکنون منازعه بر سر اصل جایگاه ایران در موازنه منطقه‌ای و نسبت آن با نظم مطلوب آمریکا و اسرائیل است. وقتی چنین واقعیتی فهم نشود، نتیجه آن می‌شود که بار دیگر به ایران توصیه شود مهم‌ترین اهرم‌های راهبردی خود را وارد معامله کند، بی‌آنکه طرف مقابل اساسا اراده‌ای برای یک مصالحه متقارن و پایدار داشته باشد. این همان نقطه کوری است که در متن ظریف دیده می‌شود: ناتوانی در فهم این واقعیت که مشکل فقط در کیفیت پیشنهاد ایران نبوده، بلکه در ماهیت اراده طرف مقابل برای نپذیرفتن یک توافق محدود و حرکت به سمت فشار حداکثری بوده است. تصوری برای دولتمردان تدبیر و امید وجود دارد که اگر ایران در زمان مناسب‌تر، با لحن نرم‌تر، یا با بسته‌ای منعطف‌تر وارد مذاکره با ترامپ ۲۰۱۷/۱۸ می‌شد، یا اگر بعدا دوباره باب گفت‌وگو باز می‌ماند، امکان نجات برجام یا رسیدن به یک توافق پایدار وجود داشت. اما مسئله اصلی این نبود و نیست. وقتی دولت پنهان، ساختار امنیتی آمریکا، کنگره، و شبکه فشار لابی اسرائیل به این جمع‌بندی رسیدند که برجام دیگر منافع حداکثری مطلوب آنان را تامین نمی‌کند، خروج از آن تقریبا اجتناب‌ناپذیر شد. این تصمیم نه صرفا محصول خلق‌وخوی ترامپ، بلکه بیان یک اراده عمیق‌تر در ساختار قدرت آمریکا بود؛ اراده‌ای که می‌خواست از توافق محدود هسته‌ای عبور کند و ایران را به دادن امتیازهای کیفی بزرگ‌تر در حوزه‌های منطقه‌ای، موشکی و راهبردی وادار سازد. در نتیجه، نه فروپاشی برجام را می‌توان تماما به ظریف نسبت داد، و نه می‌توان با ساده‌سازی، آن را صرفا حاصل یک انحراف شخصی در دولت ترامپ دانست. الان هم ماجرا این است. اراده آنان نابودی ایران به عنوان واحد سیاسی قابل حکمرانی کردن است و دولت اسراییل با تسلط کامل بر ترامپ این هدف را پیش می برد. 🌐@drAshiri
اسکندر فقط تخت‌جمشید را آتش نزد. او هم مانند این ترامپ و نتانیاهو می‌خواست خودِ حافظه و تمدن ایران را بسوزاند. در سنت ایرانی، حتی اوستا که بر پوست گاو نوشته شده بود نیز سوزانده شد. اما ایران بازگشت: اردشیر یکم (۲۲۴ تا ۲۴۲ میلادی)، که خود را وارث میراث داریوش سوم می‌دانست، امپراتوری را احیا کرد، سکه به نام ایران ( دقیقا با واژه ایران 𐭠𐭩𐭫𐭠𐭭) زد، و با زرِ هم‌وزنِ سکه‌های روم به غرب پاسخ داد. این بار، ما به پنج قرن زمان نیاز نداریم. https://t.me/HosseinGhatib/675