بعد داشتم از پله ها میرفتم پایین که دهنمو بشورم و مدیرمونو دیدم و اینشکلی بودش که چه بلایی سرت اومده بعد من دستپاچه شدم و اصلا افتضاححح🤣😭
<☆مجتمعِ عجیبناک~
بعد داشتم از پله ها میرفتم پایین که دهنمو بشورم و مدیرمونو دیدم و اینشکلی بودش که چه بلایی سرت اومده
بعد ببینید اون تایمی که من داشتم دهنمو میشستم کل مدرسه یادشون افتاده بود باید بیان دستشویی
و عذاببب
<☆مجتمعِ عجیبناک~
بعد ببینید اون تایمی که من داشتم دهنمو میشستم کل مدرسه یادشون افتاده بود باید بیان دستشویی و عذاببب
وایی عزیزمم این خونه یا شربت🗣🗣🗣
هر دفعه به این ماجرا فکر میکنم دلم میخواد زمین دهنشو باز کنه و من برم داخلش و دیگه بیرون نیام
<☆مجتمعِ عجیبناک~
من خیلی حال میکنم وقتی خاطره هاتو میگی -- عه چرااا🤣🤣🤣🤣
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
<☆مجتمعِ عجیبناک~
وای نیکولا توی ازمون قشنگ گه زدمو اومدم بیرون -- جهیدمممم🤣🤣🤣🤣🤣
خاله این احساسیه که بعد از ازمون هرکسی داره
یدفعه نتایج میاد و میبینی عههه قبول شدممم🦕✨
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمیدونم اسم اینجور مجسمه ها چیه
*ولی هرکی واسم بخره بوسش میکنم*
هدایت شده از انجمن محافظت از فرازمینی های کتابخور
من واقعا عاشق ماشق دوستامم، تک تک شون فرشته هایی ان که مطمئنم به اشتباه وارد این کره خاکی شدن=)
<☆مجتمعِ عجیبناک~
من واقعا عاشق ماشق دوستامم، تک تک شون فرشته هایی ان که مطمئنم به اشتباه وارد این کره خاکی شدن=)
من وقتی:
کورای، دیوانچی، سامیه، هارو،نیرا، ادرین،رود نیل،ارتمیس و...
*خلاصه که هر کسی که اینجاست😞💞*