<☆مجتمعِ عجیبناک~
صبح بلند شدم خیلی جدی بیام مدرسه بعد دیدم کمرم صاف نمیشه
بعد مامانم اینجوری بودش که الان بری مدرسه قراره شیش ساعت رو صندلی بشینی و اره دیگه خلاصه که پاشدیم رفتیم دکتر
<☆مجتمعِ عجیبناک~
بعد مامانم اینجوری بودش که الان بری مدرسه قراره شیش ساعت رو صندلی بشینی و اره دیگه خلاصه که پاشدیم ر
بعد خانوم دکتره گفتش که گرفتگی عضلات داری باید بیشتر ورزش کنی بعد یدونه ازین سرما که نمیدونم دقیقا چیکار میکنه برام نوشت
<☆مجتمعِ عجیبناک~
بعد خانوم دکتره گفتش که گرفتگی عضلات داری باید بیشتر ورزش کنی بعد یدونه ازین سرما که نمیدونم دقیقا
بعدش داشتیم برمی گشتیم که مامانم گفت من تورو میرسونم خونه خودم میخوام برم تاتر و اینجوری شد که با«کودک سال بازی»منم با خودش برد--
<☆مجتمعِ عجیبناک~
آقا من واقعا ورزش میکنم فقط خیلی کم-
بش میگفتی خانوم دکتر اگه راه داره همون یه ده تا اضافه تر سرم بنویس🤣
<☆مجتمعِ عجیبناک~
من بازم رفتم موهامو به فنا دادم و این دفعه دیگه واقعاااا محشر شده
منظورم از« محشر» شباهت چتریام به چتری های کبکیه که تازه سرشو از برف آورده بیرون👾