eitaa logo
🇮🇷صبح قریب|سید امیررضاحسینی
146 دنبال‌کننده
42 عکس
62 ویدیو
1 فایل
📚یادداشت‌ها، دل نوشته ها و تحلیل های شخصی روزانه📚 آدرس صفحه در بستر ویراستی: https://virasty.com/Drsahosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ محاصره اقتصادی ایران؛ تهدیدی برای اقتصاد یا فرصتی برای یک جهش تاریخی؟ پازل فشار اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران، پس از ورود محاصره دریایی به مرحله جدید، اکنون در حال تکمیل شدن است؛ آنچه در برابر تهران قرار گرفته دیگر صرفاً مجموعه‌ای از تحریم‌های پراکنده نیست، بلکه مجموعه‌ای از فشارهای دریایی، نفتی، بانکی، مالی، تجاری و حمل‌ونقلی است که هدف آن محدود کردن هرچه بیشتر منابع درآمدی و مسیرهای مبادلات اقتصادی ایران است. واشنگتن در تازه‌ترین اقدام، دامنه فشارهای مالی و تحریمی علیه ایران و شبکه‌های مرتبط با آن را گسترش داده و هم‌زمان به کشورها و مجموعه‌هایی که به همکاری اقتصادی با تهران ادامه دهند، درباره تبعات قرار گرفتن در معرض نظام مالی آمریکا هشدار داده است. هم‌زمان، صادرات نفت ایران نیز تحت تأثیر محاصره دریایی و محدودیت‌های جدید قرار گرفته و بر اساس گزارش‌های اخیر، صادرات نفت ایران به چین در ماه اوت به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز رسیده؛ در حالی که این رقم در ماه ژوئیه حدود ۸۲۳ هزار بشکه بوده است. بنابراین آنچه اکنون در برابر تهران قرار گرفته، یک تحریم معمولی نیست؛ بلکه تلاش برای ایجاد یک محاصره اقتصادی چندلایه است؛ محاصره‌ای که از نفت و کشتیرانی آغاز می‌شود، به شبکه بانکی و انتقال ارز می‌رسد و در ادامه، تلاش می‌کند مسیرهای تجارت خارجی و حتی شرکای اقتصادی ایران را نیز تحت فشار قرار دهد. هدف واشنگتن نیز صرفاً کاهش درآمدهای نفتی ایران نیست. مجموعه اقدامات اخیر در کنار مواضع صریح مقامات آمریکایی نشان می‌دهد که فشار اقتصادی بخشی از یک راهبرد بزرگ‌تر برای فرسایش توان اقتصادی، افزایش فشار اجتماعی و در نهایت تضعیف ساختار سیاسی تهران است؛ راهبردی که در صورت موفقیت می‌تواند در مراحل بعدی به تلاش برای تغییر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران منتهی شود. اما محاسبه این معادله فقط با شمارش ابزارهای فشار آمریکا ممکن نیست. در سوی دیگر، ایران نیز مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها را در اختیار دارد که در صورت استفاده صحیح می‌تواند نتیجه این محاصره را به شکل محسوسی تغییر دهد. ایران تجربه چند دهه مواجهه با تحریم را پشت سر گذاشته است؛ تجربه‌ای که اگرچه هزینه‌های فراوانی بر کشور تحمیل کرده، اما در کنار آن مجموعه‌ای از مسیرهای جایگزین تجاری، سازوکارهای دور زدن تحریم، ظرفیت‌های تولید داخلی و شبکه‌های اقتصادی غیررسمی را نیز ایجاد کرده است. منابع عظیم انرژی، بازار داخلی گسترده، نیروی انسانی متخصص، موقعیت جغرافیایی، مرزهای متعدد و امکان ارتباط هم‌زمان با شرق، شمال و جنوب نیز ظرفیت‌هایی هستند که در شرایط عادی شاید صرفاً مزیت اقتصادی محسوب شوند، اما در شرایط محاصره می‌توانند به ابزارهای راهبردی تبدیل شوند. با این حال یک نکته اساسی وجود دارد: ظرفیت داشتن با استفاده صحیح از ظرفیت تفاوت دارد. اگر قرار باشد همان ساختارهای ناکارآمد، همان نظام تخصیص منابع، همان شبکه‌های رانتی و همان ضعف‌های مدیریتی که اقتصاد ایران را در سال‌های گذشته آسیب‌پذیر کرده‌اند، در شرایط محاصره نیز ادامه پیدا کنند، طبیعتاً فشار خارجی اثر بسیار بیشتری خواهد داشت. به همین دلیل، مسئله اصلی فقط شکستن محاصره خارجی نیست؛ باید هم‌زمان نقاط آسیب‌پذیر داخلی اقتصاد ایران نیز از میان برداشته شود. فسادزدایی اضطراری؛ ضرورت اقتصاد در شرایط محاصره وقتی منابع ارزی کشور محدود می‌شود، مسئله فقط میزان منابع موجود نیست؛ مسئله اصلی نحوه مصرف همین منابع محدود است. اگر ارز موجود صرف واردات غیرضروری، فعالیت‌های رانتی، تخصیص‌های غیرشفاف، سوداگری و مصارف کم‌اهمیت شود، حتی منابع قابل توجه نیز در مدت کوتاهی مستهلک خواهند شد. در مقابل، اگر منابع ارزی با یک نظام اولویت‌بندی دقیق به سمت غذا، دارو، مواد اولیه، قطعات راهبردی، انرژی، حمل‌ونقل، زیرساخت و تولید هدایت شود، ظرفیت اقتصاد ایران برای تحمل فشار خارجی به شکل محسوسی افزایش خواهد یافت. همین قاعده درباره منابع مالی، اعتباری و صنعتی نیز صادق است. در شرایط جنگ اقتصادی، فساد اقتصادی دیگر صرفاً یک مسئله اداری یا اخلاقی نیست؛ هر ریالی که از مسیر تولید و نیازهای اساسی کشور منحرف شود، بخشی از توان دفاع اقتصادی ایران را کاهش می‌دهد. بنابراین فسادزدایی از نظام پولی، مالی و صنعتی کشور باید با سرعتی بسیار بیشتر از شرایط عادی دنبال شود. اصلاح نظام تخصیص منابع، حذف رانت‌های مخرب، جلوگیری از خروج سرمایه، شفاف‌سازی جریان‌های مالی و حمایت واقعی از تولید، بخشی از الزامات مقابله با محاصره اقتصادی است. تولید داخلی؛ مهم‌ترین دیوار دفاعی اقتصاد ایران ایران برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، ظرفیت تولید داخلی قابل توجهی در اختیار دارد؛ اما مسئله مهم این است که این ظرفیت باید از حالت بالقوه به ظرفیت بالفعل تبدیل شود.
در شرایط محاصره، حمایت از تولید نباید به معنای توزیع تسهیلات بدون نظارت یا ایجاد انحصار برای برخی مجموعه‌ها باشد. تولید زمانی می‌تواند در برابر محاصره مقاومت کند که زنجیره تأمین آن پایدار باشد، مواد اولیه در اولویت قرار گیرد، قطعات راهبردی تولید یا تأمین شوند، نظام بانکی در خدمت تولید قرار گیرد و تصمیمات اقتصادی با افق چندماهه و چندساله اتخاذ شوند، نه بر اساس بخشنامه‌های روزانه. از سوی دیگر، تولید داخلی نیز نمی‌تواند بهانه‌ای برای نادیده گرفتن کیفیت و بهره‌وری باشد. اقتصاد محاصره‌شده باید هم‌زمان خودکفا، رقابت‌پذیر و بهره‌ور شود؛ و این سه بدون مبارزه جدی با فساد و انحصار امکان‌پذیر نیست. چین و روسیه؛ فرصت راهبردی، نه تکیه‌گاه مطلق در خصوص چین و روسیه نیز باید از دو خطای متضاد فاصله گرفت. خطای نخست، تصور اینکه این دو کشور در هر شرایطی و بدون توجه به هزینه‌های خود در کنار ایران خواهند ایستاد. خطای دوم نیز نادیده گرفتن ظرفیت بسیار مهم این دو قدرت برای کمک به شکستن محاصره اقتصادی ایران است. چین همچنان مهم‌ترین بازار نفت ایران محسوب می‌شود، اما داده‌های اخیر نشان می‌دهد فشار آمریکا توانسته دست‌کم در کوتاه‌مدت بر حجم صادرات ایران به چین اثر بگذارد. این واقعیت برای تهران یک پیام روشن دارد: نباید اقتصاد ایران را بر پایه رفتار احتمالی هیچ متحد خارجی طراحی کرد. اما این به معنای کنار گذاشتن چین و روسیه نیست. برعکس؛ دستگاه دیپلماسی، دستگاه اقتصادی و فعالان تجاری کشور باید با یک برنامه منسجم، منافع چین و روسیه را در تداوم همکاری با ایران به حداکثر برسانند و هزینه‌های احتمالی فشار آمریکا بر آنان را تا حد امکان کاهش دهند. چین و روسیه می‌توانند از ظرفیت‌های مالی، تجاری، انرژی و ژئوپلیتیکی خود برای کمک به تهران استفاده کنند؛ اما این همکاری باید مکمل ظرفیت داخلی ایران باشد، نه جایگزین آن. به بیان دیگر، تهران نباید منتظر بماند تا پکن یا مسکو اقتصاد ایران را نجات دهند؛ بلکه ضرورت دارد تا اقتصاد خود را به نقطه‌ای برساند که پکن و مسکو نیز از حفظ همکاری با تهران منفعت راهبردی قابل توجهی داشته باشند. بریکس و همسایگان؛ ظرفیت‌هایی ضروری برای فعال شدن همین منطق درباره بریکس و کشورهای همسایه نیز صادق است. عضویت یا نزدیکی سیاسی به یک مجموعه بین‌المللی، به خودی خود محاصره اقتصادی را نمی‌شکند. آنچه اهمیت دارد ایجاد شبکه واقعی تجارت، حمل‌ونقل، تسویه مالی، سرمایه‌گذاری و تأمین کالا میان ایران و این کشورهاست. اگر ایران بتواند مسیرهای تجاری خود را متنوع کند، وابستگی به یک یا دو مسیر خاص را کاهش دهد و سازوکارهای مالی و تجاری جدیدی میان خود و شرکای شرقی و منطقه‌ای ایجاد کند، هزینه محاصره برای آمریکا افزایش خواهد یافت. در این میان، دیپلماسی اقتصادی باید از حالت تشریفاتی خارج شود. دیپلمات ایرانی، تاجر ایرانی و مدیر اقتصادی ایرانی باید یک هدف مشترک را دنبال کنند: هر مسیری که بتواند جریان کالا، سرمایه، انرژی و ارز را به اقتصاد ایران بازگرداند، باید شناسایی و فعال شود. اما جامعه ایران را نباید فراموش کرد در این میان، یکی از حساس‌ترین متغیرها جامعه ایران است. جامعه‌ای که سال‌ها با تورم، کاهش قدرت خرید و مشکلات اقتصادی مواجه بوده، ظرفیت تحمل محدودی دارد و نمی‌توان بدون محاسبه دقیق روی تاب‌آوری اجتماعی حساب کرد. همراهی جامعه با نظام سیاسی در شرایط جنگ، صرفاً با دعوت به صبر و تحمل حفظ نمی‌شود. مردم باید بتوانند اثر مدیریت صحیح منابع را در زندگی روزمره خود مشاهده کنند. تأمین کالاهای اساسی، کنترل قیمت اقلام ضروری، حفظ دسترسی به دارو، مدیریت سوخت، جلوگیری از احتکار و برخورد واقعی با سوءاستفاده‌کنندگان از شرایط جنگ، از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند فشار محاصره را قابل مدیریت کند. از سوی دیگر، اگر مردم مشاهده کنند که منابع کشور در شرایط سخت اقتصادی همچنان در مسیرهای غیرضروری و رانتی مصرف می‌شود، طبیعی است که فشار اقتصادی اثر اجتماعی بسیار بیشتری ایجاد کند. بنابراین مدیریت معیشت مردم بخشی از دفاع ملی در برابر محاصره اقتصادی است. آمریکا نیز از محاصره اقتصادی بی‌هزینه عبور نخواهد کرد هزینه‌های هنگفت محاصره برای واشنگتن غیر قابل انکار و بسیار برجسته است. کاهش عرضه نفت ایران در شرایطی رخ داده که بخش قابل توجهی از تولید و پالایش نفت جهان نیز به دلیل جنگ‌ها و بحران‌های منطقه‌ای تحت فشار قرار گرفته است. ادامه فشار بر صادرات ایران می‌تواند عرضه جهانی انرژی را محدودتر کند و هزینه‌های بیشتری بر بازار نفت، حمل‌ونقل و اقتصاد کشورهای مختلف وارد نماید. از سوی دیگر، فشار واشنگتن بر چین، روسیه و سایر شرکای تجاری ایران برای قطع همکاری با تهران، صرفاً یک فشار بر ایران نیست؛ بلکه آمریکا را نیز وارد رقابت مستقیم‌تری با قدرت‌های بزرگ اقتصادی جهان می‌کند.
با این حال، نمی‌توان این موضوع را به معنای فروپاشی سریع اقتصاد آمریکا تلقی کرد. واشنگتن همچنان از قدرت مالی، نفوذ بانکی و شبکه گسترده تحریم‌های ثانویه برخوردار است و می‌تواند هزینه قابل توجهی برای شرکت‌ها و دولت‌هایی که با ایران همکاری می‌کنند ایجاد کند. بنابراین مسئله اصلی برای تهران این نیست که منتظر بماند تا هزینه‌های محاصره، آمریکا را شکست دهد؛ مسئله این است که هزینه محاصره را برای واشنگتن به اندازه‌ای افزایش دهد که ادامه آن از نظر راهبردی، اقتصادی و سیاسی توجیه‌پذیر نباشد. نقطه شکست ایران، زمان نیست؛ چگونگی و کیفیت مدیریت است محاصره اقتصادی را نمی‌توان صرفاً با یک سؤال درباره مدت زمان تحمل آن سنجید. ممکن است کشوری با منابع محدود، در مدت کوتاهی دچار فروپاشی شود و کشوری با منابع گسترده، سال‌ها در برابر فشار مقاومت کند. متغیر اصلی، کیفیت مدیریت منابع، تولید، تجارت، ارز و معیشت است. اگر ایران در شرایط محاصره همان مشکلات ساختاری گذشته را حفظ کند؛ فساد ادامه پیدا کند، منابع به شکل ناکارآمد توزیع شوند، تولیدکننده با موانع داخلی مواجه باشد و معیشت مردم بدون برنامه رها شود، فشار خارجی می‌تواند آثار بسیار سنگینی ایجاد کند. اما اگر همین محاصره بهانه‌ای برای اصلاح واقعی این ساختارها شود، معادله تغییر خواهد کرد. فسادزدایی اضطراری از نظام مالی و صنعتی، اصلاح نظام تخصیص منابع، فعال‌سازی ظرفیت تولید داخلی، تنوع‌بخشی به مسیرهای تجارت، توسعه روابط اقتصادی با شرق و همسایگان، مدیریت هدفمند معیشت و استفاده حداکثری از ظرفیت دیپلماسی اقتصادی، می‌تواند اقتصاد ایران را از یک اقتصاد صرفاً مقاوم در برابر تحریم، به اقتصادی سازگارشده با فشار خارجی و کم‌آسیب‌پذیر در برابر تحریم تبدیل کند. اینجاست که محاصره می‌تواند از تهدید به فرصت تبدیل شود اگر ایران صرفاً به دنبال زنده ماندن در برابر محاصره باشد، حتی در صورت موفقیت نیز صرفاً از یک بحران عبور کرده است. اما اگر از این فشار برای اصلاح ساختارهای معیوب، فعال کردن ظرفیت‌های داخلی، بازسازی زنجیره‌های صنعتی، توسعه فناوری، افزایش بهره‌وری، گسترش تجارت با شرق و جنوب جهانی و ایجاد استقلال واقعی در حوزه‌های راهبردی استفاده کند، نتیجه کاملاً متفاوت خواهد بود. در چنین شرایطی، محاصره اقتصادی می‌تواند به یک شوک اصلاحی تاریخی تبدیل شود؛ شوکی که اقتصاد ایران را از وابستگی‌های آسیب‌زا جدا کند و ظرفیت‌های واقعی کشور را فعال نماید. و اینجا همان نقطه‌ای است که یک محاسبه مهم شکل می‌گیرد: اگر ایران بتواند از محاصره عبور کند و هم‌زمان ساختارهای اقتصادی، صنعتی و مدیریتی خود را اصلاح نماید، نتیجه صرفاً حفظ وضع موجود نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند زمینه‌ساز تبدیل ایران به یک قدرت همه‌جانبه نظامی، صنعتی و اقتصادی و در مرحله‌ای فراتر، یک قدرت گفتمانی در سطح جهانی شود. قدرت نظامی بدون پشتوانه صنعتی پایدار نمی‌ماند؛ قدرت صنعتی بدون اقتصاد قدرتمند دوام نمی‌آورد؛ اقتصاد قدرتمند نیز بدون نظام مدیریتی سالم و بهره‌ور شکل نمی‌گیرد. بنابراین اگر ایران بتواند این زنجیره را به صورت کامل ایجاد کند، محاصره‌ای که با هدف تضعیف تهران طراحی شده، می‌تواند به فرآیندی برای تولید قدرت تبدیل شود. در این صورت، فشار اقتصادی آمریکا نه تنها به هدف تغییر ساختار سیاسی ایران منتهی نخواهد شد، بلکه می‌تواند برخلاف محاسبات اولیه واشنگتن، موجب افزایش استقلال اقتصادی، توسعه ظرفیت صنعتی، تقویت توان دفاعی و گسترش نفوذ منطقه‌ای و بین‌المللی ایران شود. و در یک افق بلندتر، همین مجموعه ظرفیت‌ها می‌تواند جایگاه ایران را از یک قدرت منطقه‌ای به یک قدرت مؤثر در معادلات جهانی ارتقا دهد؛ قدرتی که توان آن صرفاً در موشک، نفت یا جمعیت خلاصه نمی‌شود، بلکه اقتصاد، صنعت، فناوری، قدرت نظامی، موقعیت ژئوپلیتیکی و گفتمان سیاسی را به یکدیگر متصل می‌کند. اما تحقق این مسیر یک شرط اساسی دارد نباید تصور کرد که صرف محاصره شدن، ایران را به یک ابرقدرت تبدیل خواهد کرد. محاصره فقط «فرصت» ایجاد می‌کند؛ این مدیریت کشور است که می‌تواند این فرصت را به قدرت تبدیل کند. اگر مدیران کشور همچنان با منطق اقتصادی دوران عادی تصمیم بگیرند، محاصره می‌تواند به یک تهدید جدی تبدیل شود. اگر با منطق اقتصاد جنگ، اولویت‌بندی منابع، حذف فساد، حمایت هدفمند از تولید و دیپلماسی فعال اقتصادی عمل شود، همین فشار می‌تواند نقطه آغاز یک بازسازی عمیق باشد. در چنین شرایطی، مهم‌ترین وظیفه رسانه‌ها و تحلیلگران نیز صرفاً هشدار درباره تحریم‌های آمریکا نیست؛ بلکه باید به صورت مداوم نسبت به نقاط آسیب‌پذیر داخلی هشدار دهند.
ضرورت دارد تا به مدیران کشور تاکید شود که در شرایط محاصره، فساد در نظام مالی و صنعتی دیگر یک مشکل عادی اقتصادی نیست؛ هدررفت منابع، تخصیص غلط ارز، رانت، انحصار، ناکارآمدی تولید و سوءمدیریت منابع، مستقیماً در خدمت اثرگذاری محاصره خارجی قرار می‌گیرد. به همان اندازه که باید برای شکستن محاصره خارجی تلاش کرد، باید برای از بین بردن نقاطی که این محاصره می‌تواند از طریق آنها به داخل اقتصاد ایران نفوذ کند نیز اقدام کرد. لازم‌ست چین و روسیه همکاری حداکثری با ایران ترغیب شوند؛ بریکس باید از یک عنوان سیاسی به شبکه واقعی اقتصادی تبدیل شود؛ همسایگان باید در زنجیره تجارت ایران قرار گیرند؛ دیپلماسی اقتصادی باید فعال شود و مسیرهای جدید انتقال کالا و سرمایه شکل بگیرد. اما ستون اصلی این راهبرد باید در داخل کشور ساخته شود. ضرورتی‌ست ایران روی ظرفیت‌های خود بایستد و از ظرفیت دیگران استفاده کند؛ نه اینکه بقای خود را به تصمیم دیگران گره بزند. اگر این اصل در سیاست‌گذاری اقتصادی کشور حاکم شود، محاصره اقتصادی دیگر صرفاً یک عملیات برای فرسایش اقتصاد ایران نخواهد بود؛ می‌تواند به آزمونی تاریخی تبدیل شود که نتیجه آن، اصلاح ساختارهای معیوب و آزاد شدن ظرفیت‌هایی باشد که سال‌ها درگیر بروکراسی، فساد، سوءمدیریت و تخصیص نادرست منابع بوده‌اند. در چنین صورتی، محاصره‌ای که قرار بود ایران را ضعیف کند، می‌تواند به فرآیند تولید قدرت در ایران تبدیل شود؛ از قدرت اقتصادی و صنعتی گرفته تا قدرت نظامی، فناوری و در نهایت قدرت گفتمانی. و اگر این زنجیره کامل شود، مسئله دیگر صرفاً عبور ایران از محاصره اقتصادی نخواهد بود؛ بلکه تغییر جایگاه ایران در نظم قدرت جهانی خواهد بود. ایران اگر از این مرحله عبور کند، نباید به همان نقطه‌ای بازگردد که پیش از محاصره در آن قرار داشت؛ باید از دل این فشار، ساختاری قدرتمندتر، مستقل‌تر، صنعتی‌تر و مقاوم‌تر بسازد. مسئله فقط عبور از محاصره نیست؛ مسئله ساختن ایرانی است که پس از عبور از آن، دیگر ایرانِ پیش از محاصره نباشد. وعجِّل اللَّهم فی فرج مولانا صاحب الزَّمان ━━━━━━━━━━━━⚜️🇮🇷🇮🇷🇮🇷⚜️━━━━━━━━━━━━ ☫ یادداشت‌ها و تحلیل‌های شخصی دکتر سید امیررضا حسینی 🆔️http://eitaa.com/drsahiran
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ اینفوگرافی یادداشت تحلیلی با موضوع: "محاصره اقتصادی ایران، تهدیدی برای اقتصاد یا فرصتی برای یک جهش تاریخی". وعجِّل اللَّهم فی فرج مولانا صاحب الزَّمان ━━━━━━━⚜️🇮🇷🇮🇷🇮🇷⚜️━━━━━━━ ☫ یادداشت‌ها و تحلیل‌های شخصی دکتر سید امیررضا حسینی 🆔️http://eitaa.com/drsahiran
🇮🇷صبح قریب|سید امیررضاحسینی
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ اینفوگرافی یادداشت تحلیلی با موضوع: "محاصره اقتصادی ایران، تهدیدی برای اقتصاد یا فرصتی
سلام و ادب خدمت رفقای عزیز... بعد از انتشار این یادداشت خیلی از دوستان یک سوال ثابت رو از من جویا میشن: "آینده رو چطور می‌بینی؟؟؟" صادقانه، مومنانه و باورمندانه به این گفتار عرض می‌کنم؛ بسیار بسیار محکم و قاطعانه روشن می‌دونم آینده رو دوستان؛ علیرغم تمام مشکلات و مصائب بی سابقه ای که وجود داره و نمیشه انکارش کرد. پس مطمئن باشیم به آینده روشن پیش رو... البته به شرطها و شروطها... و تلاش مومنانه برای نیل به اهداف، مِن شروطها...
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ 🍀🌹🍀🌹🍀🌹🍀🌹🍀🌹🍀🌹🍀🌹 ✨️وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ✨️ (ای محمد)، ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺭﺣﻤﺘﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ. 🎁خجسته میلاد پرشکوه و با سعادت دردانه خلقت، بهانه رحمت، فخر امت، حضرت ولی‌نعمت و شفیع روز جزا برای ملت اسلام، حضرت ختمی مرتب محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) را به تمامی عاشقان و شیفتگان و دلباختگان ایشان تبریک و تهنیت و شادباش عرض می‌کنم. 🎆از درگاه خداوندی برای یکایک شما عزیزان، توفیق رهروی واقعی راه ایشان، در سایه لطف و تفضل نبی مکرم را مسئلت دارم. ✨️تقدیم به محضر حضرت رسول، صلواتی هدیه بفرمایید. 🍀🌹🍀🌹🍀🌹🍀🌹🍀🌹🍀🌹🍀🌹
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ (از فشار تا اقتدار، مسیر ایران قوی) بررسی تطبیقی پیام‌های اخیر رهبر انقلاب با یادداشت های اخیر کانال تحلیلی صبح قریب. وقتی سخن از «ایران قوی» به میان می‌آید، شاید در نگاه نخست، ذهن‌ها به سمت قدرت نظامی، توان دفاعی و ظرفیت‌های امنیتی کشور معطوف شود؛ اما واقعیت آن است که قدرت یک ملت، محصول یک مؤلفه منفرد نیست. ایران قوی، حاصل درهم‌تنیدگی اقتصاد قدرتمند، صنعت توانمند، علم و فناوری پیشرفته، جامعه منسجم، مدیریت کارآمد، قدرت دفاعی، استقلال سیاسی و در نهایت برخورداری از یک گفتمان مقتدر و اثرگذار است. در یادداشت‌های گذشته، بارها بر همین حقیقت تأکید شد که فشار خارجی، محاصره اقتصادی و جنگ تحمیلی علیه ایران، اگرچه تهدیدی جدی برای کشور محسوب می‌شود، اما در صورت مدیریت صحیح می‌تواند به فرصتی برای بازسازی و تقویت ساختارهای داخلی تبدیل شود. اکنون با تأمل در دو پیام اخیر رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دولت و هفته وحدت، به نکته‌ای مهم‌تر می‌رسیم؛ بسیاری از آنچه در تحلیل‌های پیشین درباره الزامات عبور ایران از شرایط جنگی و محاصره اقتصادی مورد اشاره قرار گرفت، در این دو پیام نیز در قالبی کلان‌تر و راهبردی‌تر مورد تأکید قرار گرفته است. در حقیقت، سخن از «قدرت و قوت ایران» تنها یک توصیه برای تقویت روحیه عمومی نیست؛ بلکه می‌توان آن را یک منظومه راهبردی برای مواجهه با شرایط جدید کشور دانست. رهبر معظم انقلاب در پیام هفته دولت، در کنار قدردانی از تلاش‌های دولت در شرایط دشوار تحریم و محاصره، بر ضرورت تبیین قدرت و قوت ایران و پرهیز از سخنان ناامیدکننده و رفتارهایی که انگیزه‌های ملی و عمومی را تضعیف می‌کند، تأکید کرده‌اند. همچنین انسجام اجتماعی را به‌عنوان یک اصل اساسی مورد توجه قرار داده‌اند. این همان نقطه‌ای است که یک واقعیت مهم خود را نشان می‌دهد: در شرایط فشار و محاصره، جامعه یکی از اصلی‌ترین مؤلفه‌های قدرت ملی است. جامعه‌ای که امید، اعتماد و انسجام خود را حفظ کند، می‌تواند فشارهای سنگین اقتصادی و امنیتی را تحمل و حتی آنها را به زمینه‌ای برای رشد و بازسازی تبدیل کند؛ اما جامعه‌ای که در اثر فشار اقتصادی، بی‌اعتمادی، اختلاف و ناامیدی دچار فرسایش شود، بخشی از توان ملی خود را از دست خواهد داد. از همین رو، در شرایط جنگ اقتصادی، مدیریت معیشت مردم صرفاً یک وظیفه اقتصادی نیست؛ بخشی از دفاع ملی است. تأمین نیازهای اساسی، مدیریت منابع، جلوگیری از هدررفت سرمایه‌های کشور، مبارزه جدی با فساد و جلوگیری از شکل‌گیری رانت و انحصار، مستقیماً با امنیت و انسجام اجتماعی ارتباط دارد. این همان مسئله‌ای است که در یادداشت‌های پیشین نیز بر آن تأکید شد؛ اینکه نقطه آسیب‌پذیری ایران صرفاً در خارج از مرزهای آن قرار ندارد. اگر محاصره خارجی بتواند از طریق فساد، سوءمدیریت، توزیع نادرست منابع، ناکارآمدی نظام مالی و صنعتی و ضعف مدیریت اقتصادی به داخل کشور نفوذ کند، دشمن بدون شلیک حتی یک گلوله، بخشی از اهداف خود را محقق کرده است. بنابراین مبارزه با فساد در شرایط محاصره، یک مسئله اداری معمولی نیست. هر ریالی که به جای تولید، اشتغال، تأمین نیازهای اساسی و توسعه زیرساخت‌ها در مسیرهای رانتی و غیرضروری قرار گیرد، از قدرت ملی ایران کاسته است. هر تصمیمی که موجب تضعیف تولید داخلی شود، بخشی از دیوار دفاع اقتصادی کشور را فرسوده کرده است. و هر مدیریتی که منابع محدود کشور را بدون اولویت‌بندی صحیح مصرف کند، عملاً هزینه تحریم و محاصره را برای ملت ایران افزایش داده است. در مقابل، فعال کردن ظرفیت‌های داخلی، توسعه تولید، استفاده از فناوری و میدان دادن به نخبگان و نیروهای متخصص، همان مسیری است که می‌تواند فشار خارجی را به فرآیند تولید قدرت تبدیل کند. رهبر معظم انقلاب نیز پیش از این، تولید و افزایش عرضه را کلید حل بخش مهمی از مشکلات اقتصادی دانسته و بر ضرورت تقویت تولید داخلی تأکید کرده‌اند. بنابراین، مسئله فقط این نیست که ایران چگونه از محاصره عبور کند؛ مسئله مهم‌تر این است که ایران پس از عبور از محاصره، چه میزان قدرتمندتر شده باشد. اگر نتیجه جنگ اقتصادی صرفاً بازگشت به شرایط پیش از بحران باشد، کشور صرفاً یک تهدید را پشت سر گذاشته است. اما اگر فشار خارجی موجب شود ساختارهای ناکارآمد اصلاح شوند، تولید داخلی توسعه پیدا کند، فناوری و نوآوری شتاب بگیرد، منابع کشور به شکل صحیح تخصیص پیدا کند و وابستگی‌های آسیب‌زا کاهش یابد، آن‌گاه محاصره اقتصادی می‌تواند به نقطه آغاز یک جهش تاریخی تبدیل شود. در چنین شرایطی، قدرت اقتصادی به قدرت صنعتی متصل می‌شود؛ قدرت صنعتی به قدرت فناوری؛ قدرت فناوری به قدرت دفاعی و همه اینها در کنار یک جامعه منسجم، به قدرت ملی منتهی خواهند شد. این همان تصویری است که از «ایران قوی» باید در ذهن مردم و مدیران کشور شکل بگیرد.
اما قدرت ملی تنها در داخل مرزهای ایران ساخته نمی‌شود. پیام هفته وحدت، حلقه دیگری از همین منظومه را پیش روی ما قرار می‌دهد: وحدت، هم‌افزایی و شناخت دشمن واقعی. در این پیام، وحدت مسلمانان صرفاً یک توصیه اخلاقی یا مناسبتی معرفی نشده، بلکه به‌عنوان یک راهبرد قرآنی و ضرورتی برای مقابله با دشمن و جلوگیری از تضعیف امت اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است. همچنین بر ضرورت شناخت دشمن واقعی و مقابله با نقشه او تصریح شده است. این نگاه، یک پیام روشن برای سیاست خارجی ایران نیز دارد. قدرت ایران زمانی کامل‌تر خواهد شد که ظرفیت‌های داخلی آن با ظرفیت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی پیوند بخورد. همکاری با کشورهای همسایه، توسعه روابط اقتصادی با قدرت‌های شرقی، استفاده از ظرفیت‌های بریکس، تقویت پیوندهای اقتصادی و سیاسی با کشورهای اسلامی و ایجاد شبکه‌های متنوع تجاری و مالی، می‌تواند بخشی از راهبرد کاهش آسیب‌پذیری ایران در برابر فشار خارجی باشد. اما این همکاری‌ها نباید به معنای وابستگی به رفتار دیگران تلقی شود. ایران باید ابتدا بر ظرفیت‌های خود تکیه کند و سپس از ظرفیت دیگران برای افزایش قدرت خود بهره بگیرد. این همان تفاوت میان «اتکا به دیگران» و «هم‌افزایی با دیگران» است. در شرایط محاصره اقتصادی، تهران نباید بقای اقتصادی خود را به تصمیم پکن، مسکو یا هیچ پایتخت دیگری گره بزند؛ اما باید با دیپلماسی فعال، هوشمندانه و اقتصادی، منافع این کشورها را در استمرار همکاری با ایران افزایش دهد. قدرت داخلی، پایه این همکاری است و دیپلماسی، ضریب آن را افزایش می‌دهد. از سوی دیگر، پیام هفته وحدت یک هشدار مهم دیگر نیز در خود دارد؛ دشمن می‌تواند از اختلافات برای تضعیف قدرت استفاده کند. این مسئله فقط درباره اختلافات مذهبی یا قومی نیست. هر شکاف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی که بتواند انسجام عمومی کشور را تضعیف کند، در شرایط جنگ و محاصره می‌تواند به یک نقطه آسیب‌پذیر امنیتی تبدیل شود. از همین رو، حفظ انسجام اجتماعی نباید صرفاً یک توصیه اخلاقی باشد؛ باید به یک اصل در سیاست‌گذاری کشور تبدیل شود. مدیر اقتصادی، دیپلمات، مسئول فرهنگی، فعال رسانه‌ای و مدیر سیاسی، همگی باید بدانند که تصمیم آنها می‌تواند بر سرمایه اجتماعی و در نتیجه بر قدرت ملی اثر بگذارد. این همان جایی است که دو پیام اخیر در کنار یکدیگر معنای عمیق‌تری پیدا می‌کنند. پیام هفته دولت، بر ساختن و حفظ قدرت در داخل تأکید می‌کند و پیام هفته وحدت، بر حفظ انسجام و ایجاد هم‌افزایی در برابر دشمن. یکی از داخل کشور سخن می‌گوید و دیگری افق منطقه‌ای و اسلامی این قدرت را ترسیم می‌کند. در نهایت، هر دو به یک نقطه می‌رسند: ایران برای عبور از شرایط دشوار پیش رو، بیش از هر چیز به افزایش قدرت ملی نیاز دارد. این قدرت با شعار ساخته نمی‌شود. با اقتصاد سالم، تولید، علم، فناوری، مدیریت صحیح، مبارزه با فساد، حفظ معیشت مردم، انسجام اجتماعی، قدرت دفاعی و دیپلماسی فعال ساخته می‌شود. بی‌تردید، در چنین مسیری، شناخت ضعف‌ها به اندازه شناخت نقاط قوت اهمیت دارد. نباید ضعف‌های اقتصادی و مدیریتی را با روایت‌سازی پنهان کرد؛ همان‌گونه که نباید ظرفیت‌های واقعی کشور را نیز نادیده گرفت. ایران هم‌زمان باید دو کار را انجام دهد: ظرفیت‌های خود را تقویت کند و نقاط ضعف خود را از میان بردارد. اگر این دو مسیر به صورت هم‌زمان دنبال شوند، فشار خارجی می‌تواند نتیجه‌ای کاملاً متفاوت از آنچه طراحان آن انتظار دارند ایجاد کند. محاصره‌ای که با هدف تضعیف ایران طراحی شده است، می‌تواند به فرصتی برای اصلاح ساختارهای داخلی، توسعه تولید، جهش فناوری، تقویت اقتصاد و در نهایت تولید قدرت تبدیل شود. و اینجاست که معنای واقعی «ایران قوی» روشن می‌شود. قوی شدن ایران، صرفاً به معنای داشتن ارتش قدرتمند یا تجهیزات پیشرفته نیست. قوی شدن ایران یعنی اقتصادی که تحریم نتواند آن را زمین‌گیر کند؛ صنعتی که بتواند نیازهای راهبردی کشور را تأمین کند؛ علمی که وابسته به دیگران نباشد؛ جامعه‌ای که در برابر فشارها منسجم بماند؛ مدیریتی که منابع کشور را هدر ندهد؛ دیپلماسی‌ای که از ظرفیت جهان پیرامون استفاده کند و در نهایت قدرتی نظامی و گفتمانی که حاصل همه این مؤلفه‌ها باشد. در چنین صورتی، محاصره اقتصادی دیگر صرفاً یک تهدید نخواهد بود. می‌تواند به نقطه عطفی برای عبور ایران از مرحله «مقاومت در برابر فشار» به مرحله «تولید قدرت از دل فشار» تبدیل شود. امروز بیش از آنکه مسئله فقط تحمل کردن باشد، مسئله ساختن است؛ ساختن اقتصادی قدرتمند، جامعه‌ای منسجم، صنعتی توانمند، علمی پیشرو و کشوری که دشمن نتواند با فشار اقتصادی و سیاسی، اراده آن را در هم بشکند.
تجربه تاریخ نشان داده است که ملت‌ها در سخت‌ترین مقاطع، اگر ضعف‌های خود را بشناسند، ظرفیت‌هایشان را فعال کنند و انسجام خود را حفظ نمایند، می‌توانند از دل بحران، قدرتی تازه بسازند. ایران نیز می‌تواند چنین کند. بی‌تردید، این مسیر آسان نخواهد بود؛ اما همان‌گونه که در پیام‌های اخیر رهبر معظم انقلاب بر قدرت، انسجام، شناخت دشمن و حرکت رو به جلو تأکید شده است، راه عبور از این مرحله نیز روشن است: شناخت واقعیت‌ها، اصلاح ضعف‌ها، فعال کردن ظرفیت‌ها، حفظ انسجام و تبدیل تهدید به فرصت. قوی شدن ایران، نه یک انتخاب؛ بلکه یک ضرورت تاریخی است. بسم‌الله... وعجِّل اللَّهم فی فرج مولانا صاحب الزَّمان ━━━━━━━━━━━━⚜️🇮🇷🇮🇷🇮🇷⚜️━━━━━━━━━━━━ ☫ یادداشت‌ها و تحلیل‌های شخصی دکتر سید امیررضا حسینی 🆔️http://eitaa.com/drsahiran
اینفوگرافی یادداشت تطبیقی "از فشار تا اقتدار؛ مسیر ایران قوی"