دارم مطالعه میکنم برای دوره آموزشی جدید
اومده میگه
مامان صدای باد میاد ،من تو اتاقم میترسم
گفتم بیا همین جا بشین ،کتابتو بخون
و مصمم تر میشم
که
دوره گذر از بحران رو غنی و کارآمد برای مامانها برگزارش کنم
#کودک چسبنده
#جنگ
#مواجهه با کودکان بعد جنگ
https://eitaa.com/madarokoodakeiran
قبل از اینکه بپرسی اینو بگم:
✅️دوره در "بله " و تلگرام
✅️بصورت صوتی
✅️و دایمی در سایت براتون می مونه
😍
https://eitaa.com/madarokoodakeiran
683.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فکر کردی فیلمو تند کردم؟
نخیر!!!!!
خانوم خانومها معتقدند ما کند هستیم
و پرچم باید با همچین سرعتی،تکون داده بشه
😁🤣🤣🤣
https://eitaa.com/madarokoodakeiran
#روزانه نویسی
پنج شنبه روز 61 جنگ:
نمیدانم چرا احساس میکردم صبح جمعه است و از دعای ندبه جا مانده ام.البته جا نماز آب نکشم😁😁 من جمعه صبح ها،دعای ندبه را در گوشی بالای سرم روشن میکنم و دراز می کشم.پسرم می گوید ما دیده ایم، دو جمله نخوانده،تو خر و پفت در آمده مامان جان!اما من مصر هستم که تا اواسط دعا را یادم می آید و البته کم نمی آورم و می گویم حتی اگر خوابم ببرد،برکت دعا در خواب، به من میرسد.
خلاصه،من و صاحبخانه از فرصت خواب بچه ها استفاده کردیم و به گفتگوهای دو نفره پرداختیم.بعد کم کم سفره انداختیم و همه بچه ها را بیدار کردیم.این بچه ها سیرمونی از بازی ندارند انگار!
بیدار نشده،اصرار دارند که تا ناهار هم بمانیم!قبول نکردم و بعد از مراسم خداحافظی سوزناک، فاطمه زهرا را بردم خانه مادرم تا دیداری تازه کنیم.آنجا هم نرسیده، مرتب اصرار میکرد که زیاد بمانیم😬گاهی وقتها،پدر و مادرم را که میبینم،دوست دارم به خدا بگویم" میشه بسه؟چند تا امتحان همزمان از بعضی ها میگیری؟ و عده ای دیگر را غرق در دلخوشی و آرامش، رها میکنی"؟؟؟
آهان! نکته اش همینجاست!رها...رها....
خداوند خودش فرمود" و نذرهم فی طغیانهم یعمهون" آنها را رها میکنیم در طغیان و سرکشی شان غوطه ور شوند! معنای مَشتی اش میشود:اگر با من نبودش هیچ میلی...چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟
قربانت بروم،هرچی کاسه و کوزه داشتند، شکستی! اما ،چون میبینی،غمی نیست!خودت به قلب ٧ فنره پدرم صبر و استواری بده و بجای همه این سختیها،اجر نصیبشان بفرما🤲
روز خلیج فارس است و پیام ره بر، دلمان را گرم میکند.
معلوم است مثل پدرش،کتابخوان است!چون بلد است کلمه جدید بسازد!
هم سرنوشت،هم سرنوشت...باید کشورهای همسایه بفهمند که هم سرنوشت ما هستند.آن عربستان حرامزاده وهابی که داریم اسیر رایگان برایش میفرستیم و تا زایران ،برگردند قلبمان در دهانمان است، تا آن ترکیه موزمار هزارچهره که برای اسراییل، سوخت میفرستد ولی پشت میکروفون رییس جمهورش برای کودکان غزه، گریه تمساح میکند!همه باید بفهمند.
گفتم کودکان غزه!یادم آمد از کشتی های صمود جدید که راهی غزه بود و دوباره توسط اسراییل، تهدید و مورد حمله قرار گرفت.الان که دارم مقالات و منابع را برای دوره جدید "بازگشت به زندگی "میخوانم، بیشتر نگران ترومای طولانی مدت کودکان غزه می شوم.و دلم پر میزند که کاش، میتوانستم کاری برایشان انجام بدهم.شب اما میرویم خیابان،برای حداقل کاری که میتوانم برایشان انجام بدهم.تجمع شبانه و شعار.فاطمه زهرا خسته است و دلش نمیخواهد برویم.میگویم باید برویم مامان جان،بعضی ها ٦٠ شبه داخل خیابانند.من از رویشان خجالت می کشم.
و ادامه نمیدهم که چقدر از روی خانواده شهدا خجالت می کشم. و چقدر هر روز خودم را جای نظامیان تنگه هرمز و بقیه جاها میگذارم که چندین ماه است خانواده شان را ندیده اند .و ادامه نمیدهم که چقدر شرمنده ی روی آن پدر سپاهی مینابی هستم که روز اول جنگ دختر و پسرش را از دست داد اما نمیتوانست در تشیع آنها شرکت کند😭😭😭😭دوست دارم دستم را در قفسه سینه ام فرو کنم و قلبم را بیرون بکشم و تقدیم کنم به این کلمات:کشور،ایران،حسین،مدرسه ی میناب،قائد شهید
@madarokoodakeiran
♥️فردا 9 تا 12
مطب،با هماهنگی قبلی تلفنی
پذیرای شما هستیم.آدرس و تلفن سنجاق شده.شب خوش