دیدین هم حرم حضرت علی هم حرم امام حسین،نزدیک ضریح،با میله صف بندی شده؟
از اونجا نرو
از این باب بیا،زودتر و با جمعیت کمتر میرسی به ضریح✅️💜
#کربلا
نظرتون چیه یه تور کربلا بذارم،چم و خم رو بهتون بگم؟😄😄😄
دکتر طهرانچی 🩺
#روزانه_نویسی
دوشنبه ۷ تیر
روز ۱۱۸ جنگ
شب که دیر بخوابی،صبح هم بگویی بعد نماز،یک چرتی می زنم،نتیجه این می شود که۱۱ از خواب میپری در حالیکه همه دارند برای سوم امام و عزای بنی اسد،آماده می شوند!این شد که یک لقمه خورده و نخورده، به سمت موکب رفتیم.ترسیدم بخاطر گرما و ازدحام دخترکم اذیت شود پس با خودم نیاوردم و موکب ماند،اما اشتباه کردم!از اول گفتم می خواهم مثل یک زن عراقی این مراسم را بگذرانم چون سنتی،اصیل عراقیست!همین شد که با گروهی همراه شدم که سبد هم دستم دادند و رفتیم جلو.خانوم تفتیش کن تعجب کرده بود،گفت دفعه اول است میبینم ایرانی،سبد دست می گیرد!هم خبرنگار بودم و هم شرکت کننده.خدا از ما خبرنگاران قبول کند که غنای لحظاتمان کمتر است و ممکن است بدلیل اشتراک گذاشتنش با دیگران،تظاهر یا تصنعی جلوه کند یا خودمان کمتر لذتش را ببریم!باورم نمیشود اما امروز را به عنوان روز آرزوها نامگذاری می کنم!چون بدون غرغر و سر صبر رفتم زیارت،بعد هم یکسری وسیله خریدم و تبرک کردم و بعد بدرحالیکه شب بود،به سمت موکب رفتم.این روزها،حال بدم را برای حرم و امامان میبرم.حالم بد است چون دستم بسته است و هیچ کاره ام!اگر کاره ای بودم،تشری به نمایندگان مجلس بسته میزدم که خونتان رنگین تر از بقیه نیست!باز کنید در آن مجلس را!!!
تازه اگر هم چیزی شد، به قول آقای عراقچی در مصاحبه چند روز قبل از شهادت ره بر شهید،که حرصمان را در آورد،چیزی نمی شود!جایگزینتان میکنیم!(بعضی می گویند گفت که مثل همیشه بگوییم اصلا هم درد ندارد،بعضی هم می گویند پالس داد که وقتشه).حالم بد است چون ۱۰۰ شب سهمم را آنطور که میتوانستم ایفا کردم؛تا اخرین روز بمباران هم بیمارستان رفتم هم مطب،شبها کف میدان رفتم و در پیجم،روشنگری کردم.اما الان فکر میکنم،وظیفه ام،گسترده تر است.حس میکنم باید برخاست!باید مسوولینی بهتر از این داشت!در دنیای توسعه،می گویند،مسوولین شما،برآیند شما هستند.خداوندا توبه بخاطر برآیند و مختصات و جذر و رادیکالمان!!!!قول میدهم چشمانم را باز کنم.این بار هم لاتحملنا ما لا طاقة لنا به واعف عنا واغفرلنا و الرحمنا،انت مولانا فانصرنا علي القوم الكافرين
دکتر طهرانچی 🩺
غزل تازهی میلاد عرفانپور
«آزمون»
شد فرصتی شگفت، مهیا برای ما
گامی اگر عقب بنشینیم وای ما
باید تهمتَنانه بجنگیم و بعد از این
در شاهنامه ثبت شود ماجرای ما
خالی شویم از خود و موسای حق شویم
باشد که نیل را بشکافد عصای ما
گلهای سرخی از دل مینابِ داغدار
مجلس گرفتهاند برای دعای ما
خط، روشن است و وای اگر با بهانهای
بر صبح فتح، راه ببندد خطای ما
پیداست از چه گردنههایی گذشتهایم
از خون، حنا گرفته اگر ردّپای ما
فریاد میزند که به آن قلّه میرسیم
خونِ به خاک ریختهٔ پیشوای ما
دردا چگونه باورمان شد که ما هنوز
باشیم و جان ما بشود جانفدای ما!
با قاتل امام، تفاهم روا مباد
خونخواه یار باد، سکوت و صدای ما
اینک امانتیست قلم، تا رقم خورَد
فتحی بزرگ، با کلمات رسای ما
در پیشگاه رهبرمان عهد بستهایم
این است آزمون و عیار وفای ما
از خون بیشمار شهید است این قلم
زنهار! دیگری ننویسد بهجای ما
@drtehranchi
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*📹 چهار روز مانده تا *#بدرقه * آقای شهید ایران*
🏴 #باید_برخاست #یالثارات_الحسین (ع)
📢 رسانه رسمی ستاد تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب
📲 @Badraghe_Agha