eitaa logo
ونلوپی
16 دنبال‌کننده
259 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
محتوای خوابت: یک شهربازی قدیمی که همیشه غروب بود. چراغ‌ها روشن بودند، آهنگ‌های قدیمی پخش می‌شد و چرخ‌وفلک آرام می‌چرخید، اما هیچ‌کس آنجا نبود. فقط گاهی صدای خنده‌ی آدم‌هایی می‌ اومد که دوستشون داشتی، انگار نزدیک بودند اما دیده نمی‌شدند. راه خروج از خواب : وقتی برای آخرین بار از ته دل می‌خندیدی؛ نه برای اینکه کسی ناراحت نشه بلکه چون واقعاً حالت خوب شده بود. همون خنده در خروج رو باز می‌کرد. موجود همراهت : یک روباه کوچک با دمی که مثل آسمان شب پر از ستاره بود. هیچ‌وقت حرف نمی‌زد، فقط هر وقت نزدیک بود اشکت سرازیر شه، آرام کنارت می‌نشست. شی که پایان خوابت پیدا کردی: یک نوار کاست قدیمی که وقتی آن را پخش می‌کردی، صدای خنده‌ی تمام آدم‌هایی که دوستشان داشتی از آن شنیده می‌شد؛ یادآوری اینکه هیچ‌وقت واقعاً تنها نبودی. شی جادوییت: یک گردنبند شیشه‌ای که داخلش یک ستاره‌ی کوچک می‌درخشید. قدرتش : هر وقت احساس می‌کردی از درون شکسته‌ای، نور گردنبند یکی از خاطرات قشنگ و فراموش‌شده‌ات را زنده می‌کرد؛ خاطره‌ای که دوباره بهت امید می‌داد. بهایی که برای استفاده از اون باید می‌دادی : هر بار که از قدرتش استفاده می‌کردی، یکی از غم‌های قدیمی‌ات برای همیشه از بین می‌رفت... اما در کنارش، بخشی از خاطره‌ای که آن غم به آن گره خورده بود هم کم‌رنگ می‌شد. 𐙚[ https://eitaa.com/Mrs_kashk ]
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
محتوای خوابت : یک هتل قدیمی با راهروهای بی‌پایان که هر بار درِ یک اتاق را باز می‌کردی، قوانین دنیا عوض می‌شد. یک اتاق جاذبه نداشت، یکی همیشه نیمه‌شب بود، یکی پر از کلاغ‌هایی بود که روی قفسه‌های کتاب نشسته بودند و انگار منتظر بودند چیزی را به تو بگویند. راه خروج از خواب : وقتی آخرین معمای هتل را حل می‌کردی؛ معمایی که جوابش نه روی دیوارها بود، نه داخل کتاب‌ها... بلکه درباره‌ی خودت بود. موجود همراهت : یک کلاغ نقره‌ای با یک چشم طلایی و یک چشم آبی. هرگز مستقیم جواب سؤالاتت را نمی‌داد؛ فقط معما می‌گفت و گاهی وسایل براق را از اتاق‌های مختلف می‌دزدید و جلوی پایت می‌گذاشت. شی که پایان خوابت پیدا کردی : یک قطب‌نمای سیاه که شمال را نشان نمی‌داد؛ هر بار به سمتی می‌چرخید که بیشترین ماجراجویی و ناشناخته‌ها در انتظارش بود. شی جادوییت : یک کلید خاکستری که هیچ قفلی شبیه آن نبود. قدرتش :می‌توانست درِ هر جای ناشناخته‌ای را باز کند؛ یک اتاق فراموش‌شده، یک کتاب ممنوعه، یک خاطره‌ی گمشده یا حتی راهی که هیچ‌کس تا به حال نرفته بود. بهایی که برای استفاده از اون باید می دادی : هر بار که از کلید استفاده می‌کردی، یکی از جواب‌هایی که قبلاً درباره‌ی دنیا مطمئن بودی، از ذهنت پاک می‌شد. یعنی هرچه بیشتر رازهای جدید را کشف می‌کردی، بیشتر می‌فهمیدی که هنوز چقدر چیز برای یاد گرفتن وجود دارد. 𐙚[ https://eitaa.com/uraltt ]
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
محتوای خوابت : یک آزمایشگاه عظیم زیرزمینی که انگار سال‌ها پیش رها شده بود. روی میزها دستگاه‌هایی قرار داشت که هیچ‌کس نمی‌دانست برای چه ساخته شده‌اند و روی دیوارها معماهایی نوشته شده بود. هر بار که یکی از معماها را حل می‌کردی یکی از اتاق‌ها روشن می‌شد و بخش جدیدی از آزمایشگاه آشکار می‌شد. راه خروج از خواب : وقتی ثابت می‌کردی یکی از قوانین آن دنیا اشتباه است. خواب فقط زمانی تمام می‌شد که جرئت می‌کردی به چیزی که همه آن را حقیقت می‌دانستند شک کنی و با مدرک ثابت کنی اشتباه بوده است. موجود همراهت : جغد سفید با چشم‌های طلایی جغدی که روی بالش فرمول‌ها و نقشه‌های عجیبی نقش بسته بود. فقط زمانی حرف می‌زد که سؤال درستی از او می‌پرسیدی اگر سال اشتباه بود فقط نگاهت می‌کرد. شی که پایان خوابت پیدا می کردی:یک دفترچه‌ی آزمایش که روی جلدش فقط یک جمله نوشته شده بود: تمام سؤال‌های درست، از یک شک کوچک شروع شدند. اما صفحاتش خالی بودندچون قرار بود جواب‌ها را خودت بنویسی. شی جادوییت: یک پیچ‌گوشتی برنجی که دسته‌اش با طرح ستاره‌ها حکاکی شده بود. قدرتش : هر وسیله‌ای را که با آن باز می‌کردی، راز واقعی‌اش را به تو نشان می‌داد. نه فقط وسایل حتی اگر یک قفل یک ساعت یا یک دستگاه ناشناخته بود می‌فهمیدی دقیقا چگونه کار می‌کند و چرا ساخته شده است. بهایی که برای استفاده از اون باید می دادی : هر بار که از آن استفاده می‌کردی تا مدتی نمی‌توانستی از هیچ چیز فقط برای سرگرمی لذت ببری ذهنت دنبال تحلیل، دلیل و کشف سازوکار همه‌چیز می‌رفت. 𐙚 [ https://eitaa.com/Arghavan_daily ]