هدایت شده از ﺁﻳﻣﻰ ✣ 𝑐𝑎𝑙𝑜𝑢𝑠
محتوای خوابت : یک آزمایشگاه عظیم زیرزمینی که انگار سالها پیش رها شده بود. روی میزها دستگاههایی قرار داشت که هیچکس نمیدانست برای چه ساخته شدهاند و روی دیوارها معماهایی نوشته شده بود.
هر بار که یکی از معماها را حل میکردی یکی از اتاقها روشن میشد و بخش جدیدی از آزمایشگاه آشکار میشد.
راه خروج از خواب : وقتی ثابت میکردی یکی از قوانین آن دنیا اشتباه است.
خواب فقط زمانی تمام میشد که جرئت میکردی به چیزی که همه آن را حقیقت میدانستند شک کنی و با مدرک ثابت کنی اشتباه بوده است.
موجود همراهت : جغد سفید با چشمهای طلایی
جغدی که روی بالش فرمولها و نقشههای عجیبی نقش بسته بود. فقط زمانی حرف میزد که سؤال درستی از او میپرسیدی اگر سال اشتباه بود فقط نگاهت میکرد.
شی که پایان خوابت پیدا می کردی:یک دفترچهی آزمایش که روی جلدش فقط یک جمله نوشته شده بود:
تمام سؤالهای درست، از یک شک کوچک شروع شدند.
اما صفحاتش خالی بودندچون قرار بود جوابها را خودت بنویسی.
شی جادوییت: یک پیچگوشتی برنجی که دستهاش با طرح ستارهها حکاکی شده بود.
قدرتش : هر وسیلهای را که با آن باز میکردی، راز واقعیاش را به تو نشان میداد.
نه فقط وسایل حتی اگر یک قفل یک ساعت یا یک دستگاه ناشناخته بود میفهمیدی دقیقا چگونه کار میکند و چرا ساخته شده است.
بهایی که برای استفاده از اون باید می دادی : هر بار که از آن استفاده میکردی تا مدتی نمیتوانستی از هیچ چیز فقط برای سرگرمی لذت ببری ذهنت دنبال تحلیل، دلیل و کشف سازوکار همهچیز میرفت.
𐙚 [ https://eitaa.com/Arghavan_daily ]
هدایت شده از ﺁﻳﻣﻰ ✣ 𝑐𝑎𝑙𝑜𝑢𝑠
محتوای خوابت : خوابت یک کتابخانهی شناور میان ابرها بود؛ جایی که قفسهها مدام جابهجا میشدند و هیچ کتابی دو بار در یک جا پیدا نمیشد.
هر کتاب، زندگی یک نفر را روایت میکرد. اگر آن را میخواندی، میتوانستی دنیا را از چشم همان آدم ببینی؛ شادیهایش، ترسهایش و آرزوهایش.گاهی یک پر سفید از آسمان پایین میافتاد، انگار فرشتهای از دور مراقب آنجا بود.
راه خروج از خواب : خواب فقط وقتی تمام میشد که نظر واقعی خودت را انتخاب میکردی.
نه نظری که دیگران دوست داشتند، نه چیزی که دیروز انتخاب کرده بودی.
در آخر خواب همیشه سه در روبهرویت ظاهر میشد و تا وقتی به صدای خودت اعتماد نمیکردی، هیچکدام باز نمیشدند.
موجود همراهت : یک موجود عجیب به اسم پرچین.
ظاهرش نصف کلاغ بود، نصف گربه.
عادت داشت وسط حرفهای مهم بپرد وسط و موضوع را عوض کند، وسایل گم کند و معماهای بیربط بپرسد.
اما عجیب این بود که هر وقت واقعاً به کمک احتیاج داشتی، دقیقاً میدانست باید کجا راهنماییات کند.
شی که پایان خوابت پیدا می کردی : یک پرِ سفید و یک پرِ سیاه که با یک نخ طلایی به هم گره خورده بودند؛ یادآوری اینکه مهربانی و تاریکی، تردید و امید، میتوانند کنار هم وجود داشته باشند و لازم نیست همیشه فقط یکی را انتخاب کنی.
شی جادوییت : یک خودنویس نقرهای با پر کلاغ
قدرتش : هر چیزی که با آن مینوشتی، برای یک روز واقعی میشد.
اگر مینوشتی: امروز همه با هم مهربانتر باشند.
دنیا واقعاً کمی مهربانتر میشد.
بهایی که برای استفاده از اون باید می دادی : بعد از هر بار استفاده، تا یک روز کامل نمیتوانستی درباره آینده فکر کنی
مجبور بودی فقط در همان روز زندگی کنی.
𐙚[https://eitaa.com/joinchat/2890401315C177c1f8f01]
هدایت شده از ﺁﻳﻣﻰ ✣ 𝑐𝑎𝑙𝑜𝑢𝑠
محتوای خوابت : یک کارناوال شبانه که زیر باران ریز برپا شده بود.
همه جا پر از نورهای رنگی، موسیقی و غرفههای آبنبات بود، اما هر بار که وارد یک چادر میشدی، فضای آن عوض میشد؛ یکی پر از خنده، یکی پر از سکوت، یکی پر از تابلوهای نقاشی و یکی سالن بزرگی برای ورزش که هیچ تماشاگری نداشت.
راه خروج از خواب : در آخرین چادر، آینهای قرار داشت که فقط یک سؤال میپرسید:
اگر هیچکس قرار نبود قضاوتت کند، اولین کاری که انجام میدادی چه بود؟
همین که بدون ترس جوابش را میدادی، چادرها یکییکی محو میشدند و راه خروج پیدا میشد.
موجود همراهت : یک گوزن سفید کوچک که شاخهایش از شاخههای شکوفهدار ساخته شده بود.
او همیشه چند قدم جلوتر راه میرفت، اما هر وقت احساس میکردی از خودت ناامید شدهای، برمیگشت و آرام پیشانیاش را به دستت تکیه میداد
شی که پایان خوابت پیدا می کردی :یک قوطی آبنبات فلزی قدیمی.
داخلش آبنباتهای رنگی نبود؛ هر کدام یک خاطره از لحظهای بود که باعث شده بود یک نفر به خاطر حضورت لبخند بزند شی جادوییت: یک آبنبات کریستالی که هیچوقت کوچک نمیشد.
قدرتش : هر بار که تکهای از آن را به کسی میدادی، برای چند دقیقه احساس امنیت و آرامش میکرد؛ انگار تمام نگرانیهایش کمی سبکتر میشد.
بهایی که برای استفاده از اون باید می دادی: هر بار که از قدرتش استفاده میکردی، تا مدتی نمیتوانستی احساساتت را پشت شوخی یا لبخند پنهان کنی.
همه میتوانستند بفهمند واقعاً چه حسی داری.
برای کسی که همیشه سعی میکند قوی و خوشانرژی به نظر برسد، این شاید سختترین بهایی باشد.
𐙚 [ https://eitaa.com/maxynn ]