هدایت شده از ﺁﻳﻣﻰ ✣ 𝑐𝑎𝑙𝑜𝑢𝑠
محتوای خوابت : خوابت یک کتابخانهی شناور میان ابرها بود؛ جایی که قفسهها مدام جابهجا میشدند و هیچ کتابی دو بار در یک جا پیدا نمیشد.
هر کتاب، زندگی یک نفر را روایت میکرد. اگر آن را میخواندی، میتوانستی دنیا را از چشم همان آدم ببینی؛ شادیهایش، ترسهایش و آرزوهایش.گاهی یک پر سفید از آسمان پایین میافتاد، انگار فرشتهای از دور مراقب آنجا بود.
راه خروج از خواب : خواب فقط وقتی تمام میشد که نظر واقعی خودت را انتخاب میکردی.
نه نظری که دیگران دوست داشتند، نه چیزی که دیروز انتخاب کرده بودی.
در آخر خواب همیشه سه در روبهرویت ظاهر میشد و تا وقتی به صدای خودت اعتماد نمیکردی، هیچکدام باز نمیشدند.
موجود همراهت : یک موجود عجیب به اسم پرچین.
ظاهرش نصف کلاغ بود، نصف گربه.
عادت داشت وسط حرفهای مهم بپرد وسط و موضوع را عوض کند، وسایل گم کند و معماهای بیربط بپرسد.
اما عجیب این بود که هر وقت واقعاً به کمک احتیاج داشتی، دقیقاً میدانست باید کجا راهنماییات کند.
شی که پایان خوابت پیدا می کردی : یک پرِ سفید و یک پرِ سیاه که با یک نخ طلایی به هم گره خورده بودند؛ یادآوری اینکه مهربانی و تاریکی، تردید و امید، میتوانند کنار هم وجود داشته باشند و لازم نیست همیشه فقط یکی را انتخاب کنی.
شی جادوییت : یک خودنویس نقرهای با پر کلاغ
قدرتش : هر چیزی که با آن مینوشتی، برای یک روز واقعی میشد.
اگر مینوشتی: امروز همه با هم مهربانتر باشند.
دنیا واقعاً کمی مهربانتر میشد.
بهایی که برای استفاده از اون باید می دادی : بعد از هر بار استفاده، تا یک روز کامل نمیتوانستی درباره آینده فکر کنی
مجبور بودی فقط در همان روز زندگی کنی.
𐙚[https://eitaa.com/joinchat/2890401315C177c1f8f01]
هدایت شده از ﺁﻳﻣﻰ ✣ 𝑐𝑎𝑙𝑜𝑢𝑠
محتوای خوابت : یک کارناوال شبانه که زیر باران ریز برپا شده بود.
همه جا پر از نورهای رنگی، موسیقی و غرفههای آبنبات بود، اما هر بار که وارد یک چادر میشدی، فضای آن عوض میشد؛ یکی پر از خنده، یکی پر از سکوت، یکی پر از تابلوهای نقاشی و یکی سالن بزرگی برای ورزش که هیچ تماشاگری نداشت.
راه خروج از خواب : در آخرین چادر، آینهای قرار داشت که فقط یک سؤال میپرسید:
اگر هیچکس قرار نبود قضاوتت کند، اولین کاری که انجام میدادی چه بود؟
همین که بدون ترس جوابش را میدادی، چادرها یکییکی محو میشدند و راه خروج پیدا میشد.
موجود همراهت : یک گوزن سفید کوچک که شاخهایش از شاخههای شکوفهدار ساخته شده بود.
او همیشه چند قدم جلوتر راه میرفت، اما هر وقت احساس میکردی از خودت ناامید شدهای، برمیگشت و آرام پیشانیاش را به دستت تکیه میداد
شی که پایان خوابت پیدا می کردی :یک قوطی آبنبات فلزی قدیمی.
داخلش آبنباتهای رنگی نبود؛ هر کدام یک خاطره از لحظهای بود که باعث شده بود یک نفر به خاطر حضورت لبخند بزند شی جادوییت: یک آبنبات کریستالی که هیچوقت کوچک نمیشد.
قدرتش : هر بار که تکهای از آن را به کسی میدادی، برای چند دقیقه احساس امنیت و آرامش میکرد؛ انگار تمام نگرانیهایش کمی سبکتر میشد.
بهایی که برای استفاده از اون باید می دادی: هر بار که از قدرتش استفاده میکردی، تا مدتی نمیتوانستی احساساتت را پشت شوخی یا لبخند پنهان کنی.
همه میتوانستند بفهمند واقعاً چه حسی داری.
برای کسی که همیشه سعی میکند قوی و خوشانرژی به نظر برسد، این شاید سختترین بهایی باشد.
𐙚 [ https://eitaa.com/maxynn ]
هدایت شده از ﺁﻳﻣﻰ ✣ 𝑐𝑎𝑙𝑜𝑢𝑠
محتوای خوابت: یک تئاتر عظیم و بیانتها بود.
صندلیهای سالن خالی بودند، اما روی صحنه هر چند دقیقه یک نمایش جدید شروع میشد.
در یک نمایش، تو کودک بودی. در نمایش بعدی، پیر شده بودی. در یکی دیگر، زندگیات را اگر تصمیم دیگری گرفته بودی میدیدی.
عجیبترین بخش این بود که بازیگر نقش اصلیِ تمام نمایشها خودت بودی، اما هیچکدام از نسخهها کاملاً شبیه تو نبودند
راه خروج از خواب : پشت صحنه یک پردهی مخملی سیاه بود که هیچکس جرئت کنار زدنش را نداشت.
همه فکر میکردند پشت آن تاریکی مطلق است.
اما درست وقتی خودت پرده را کنار میزدی، میفهمیدی پشت آن اصلاً تاریکی نیست؛ فقط راه خروج بوده که همه از ترس، هیچوقت امتحانش نکردهاند.
موجود همراهت: یک درنای سفید با نوک طلایی.
هیچوقت صدایی از او شنیده نمیشد، اما هر وقت از چیزی ناراحت بودی، یکی از پرهایش را روی زمین میگذاشت. آن پرها بعد از مدتی به قلممو تبدیل میشدند؛ انگار میخواست بگوید بعضی احساسات را نمیشود گفت، باید خلقشان کرد.
شی که پایان خوابت پیدا می کردی :
یک جعبهی موسیقی قدیمی که هر بار بازش میکردی، آهنگش فرق میکرد؛ دقیقاً همان آهنگی که حال آن روزت را میفهمید.
شی جادوییت : زنگ بادی شیشهای
قدرتش: با هر بار به صدا درآمدنش، یک دروغ یا سوءتفاهم بین دو نفر از بین میرفت.
بهایی که برای استفاده از اون باید می دادی: در عوض، یکی از رازهای خودت برای همیشه فقط در قلب خودت میماند و دیگر هرگز نمیتوانستی آن را برای کسی تعریف کنی
𐙚 [ https://eitaa.com/bluepenn ]