هدایت شده از شور زندگے بر باد رفته
🪶 علیرضا آذر شاعر پس از رسیدن
:من که از باده نوشیدنِ بسیار،
دائماً مستِ میِ عشقم بودم،
حالا از قطرهای اشکِ تو،
حالم دگرگون میشود.
مثلِ کسی که سالها زیرِ آفتابِ سوزان،
دنبالِ یک سرابِ شیرین دویده،
و وقتی به آن رسیده،
فهمیده که دیگر تشنه نیست
For you
From
هدایت شده از شور زندگے بر باد رفته
🪶قیصر امین پور بزرگ
:زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازهی عشق
زندگی چیزی نیست
که لب طاقچهی عادت، از یاد من و تو برود
زندگی جذبهی دستی است که میچیند
زندگی نوبر انجیر سیاه
در دهان گس تابستانی است
زندگی بعدِ تو یک آینهچندان خالی است
For you
From
هدایت شده از شور زندگے بر باد رفته
🪶فروغ فرخزاد عاشق طرد شده!
:آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیاندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
For you
From
هدایت شده از شور زندگے بر باد رفته
🪶 احمد شاملو غم زده!
:هزار آفتاب خندان در خرامِ توست
هزار ستارهِ گریان در تمنای من؛
عشق را ای کاش،
زبانِ سخن بود!
For you
From
هدایت شده از شور زندگے بر باد رفته
🪶 نیما یوشیج پدر شعر نو
:در این سرای کهن، شاید
آن روز بود
که من آمدم به دنیا
و در این سرای کهن
خواب دیدم
که روزی
به سوی آن
باز خواهم گشت
For you
From
هدایت شده از شور زندگے بر باد رفته
زمان:
حجم:
5.6M
برای جیمز
هدایت شده از شور زندگے بر باد رفته
🪶هوشنگ ابتهاج عزیز
:ارغوان! جام عقیقی که به دستم دیدم
انگار از لب لعل تو نوشیدم
من به یاد تو که رفتی و نماندی و نبودی
این یگانه جام باده به دست دارم و مینوشم
چون که با یاد تو جان میگیرم و باز میگردم
به سوی خانه دل که بیتو ویرانه بود
و تو آمدی و دوباره ساختی آن را
با عشق و امید
For you
From