هیچ تضمینی برای آینده وجود نداره .
این منم که میسازمش و من هر لحظه در حال تغییرم! بیا دل نبندیم .
همه چی پیچیدهست .
کی قراره خودتو پیدا کنی؟
روزی که سیده فاطمه و علیا و شیخ و آنه و میدوری و شیرو و همهی آدمایی که به جاشون زندگی کردی، با هم متحد بشن و تصمیم بگیرن با صلح تو وجودت زندگی کنن و ایالات متحدهی سیده فاطمه رو تشکیل بدن . رو حرف تو هم حرفی نزنن بعد تو هم یواش یواش شورویِ سیده فاطمه رو گرد هم بیاری و مرزها رو از بین ببری و شوروی جدید رو بسازی!
حس میکنم کاملا میخوام یه آدم جدید متولد بشه و تعلق خاطر نسبت به واله و حتی نخل و نارنج ولی کمتر برام مهم نیست.
دامن چهارخونه سبز و هودی سبز یا سفید
شلوار کبریتی قهوهای و سوییشرت تدی
جین آبی یخی و بارونی سبز یا زرد
اینا رو داشته باشم هیچی نمیخوام فعلا
میخوام از خودم فرار کنم ولی باید وایسم و بجنگم . یه پادشاه اگر فرار کنه ، سرزمینشو از دست میده .
هدایت شده از دار الاحباب ؛
آقا به مادرت قسم
به موی دخترت قسم
دیگه بریدم از همه
به اشک روضهها قسم ...