eitaa logo
نخل و نارنج ؛
354 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
188 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
تو، توی سخت‌ترین لحظه‌هام به دادم رسیدی. توی تاریک‌ترین روزهام نور شدی برام. توی یه توده از درد داشتم شکنجه می‌شدم که نجاتم دادی. منو با همه‌ی زخم‌هام و نقص‌هام خواستی و دوست داشتی. من هنوزم باورم نمیشه اون شبی رو که سعی کردم همه‌چیز رو برات بچینم کنار هم و بهت بفهمونم آسیب دیدم، کنار من اذیت می‌شی، حیفی که بخوای یه دخترِ شکسته و طفلکی رو از اول بسازی و با حساسیت‌هاش راه بیای و نازشو خریدار باشی، تا قانعت کنم بری و منو نخوای. قبول نکردی. با همه‌ی اینا منو خواستی و هنوز فکر کردن بهش منو شگفت‌زده می‌کنه. روزت مبارک روان‌شناسِ تروماهای عجیب غریب و زخم‌های جورواجورِ روانم :) 🌱🤍 @العبد
نخل و نارنج ؛
شک نکن تو موفق ترین دختر دنیایی 💫❤️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
/ 🤍 /
شب‌‌زده‌ی واقعی ماییم که بعد از دیدنِ فیلم رخت و لباس تن کردیم و زدیم به دلِ شهر. اون‌قدر از اول جنگ تهران رو گشتیم که تکراری شده، کوچیک شده. از سر تا ته، از ته تا سر، از بالا تا پایین، پایین تا بالا. دور زدیم دور خودمون تا برسیم به میدون انقلاب. ولی خب، رسیدیم به شهر ری. ده دقیقه مونده به اذان صبح بود که رسیدیم به حرمِ سیدالکریم. شب‌زده، امشبِ منه که فجرِ حرم سیدالکریم و خلوتی و کم‌نوری حرم کبوتر دلم رو اسیر کرد. کنار هر ضریح یه نخ از دلم جدا کردم و یه سرش رو گره زدم به شبکه‌ها. حرم بوی عطرِ تازه می‌ده. انگار که همین حالا امام رضا از اینجا گذر کرده باشه. شب‌زده منم و شب‌های سیدالکریم، نه شب‌زدگانِ مغان و کباب‌های تعریفی. | | چهار و بیست دقیقه‌ی صبح؛ @DTabiidi
به نظرم اگر بهشت نونوایی فانتزی داشته باشه، قطعا یکی از شعبه‌های «نانِ سحر»ـه.
ساعت زندگیمون یه طوری بهم ریخته که نمی‌دونیم که کِی می‌خوابیم و کِی بیدار می‌شیم. مثلا تازه نُه صبح خوابیدیم. وا.
گمونم بهترین صبحانه‌ی زندگیمون رو خوردیم. اذان صبح حرم سیدالکریم بودیم، بعد نماز رفتیم بهشت‌زهرا زیارت شهدا و بعد، درحالی که داشتم یواش یواش خاموش می‌شدم، دیدنِ چیزکیک توی ویترین مغازه خواب رو از سَرم پَروند. با خوردنش یک دور تا بهشت رفتیم و برگشتیم و حالا دیگه انرژی کافی برای یه سوسیس تخم‌مرغ پنیری رو داشتم. گوشی رو به تلویزیون وصل کردم، فیلم ماجرای نیم‌روز رو پلی کردم و از مزه‌ی بهشتیِ این صبحانه لذت بردم. این صبح خیلی قشنگ و جالب و رنگی و پر از حسِ خوب بود. چیزی که انگار بهش نیاز داشتم. دقیقا به قدرِ نقاشی‌های روی صورتِ بنیامین رنگی رنگی. | @DTabiidi
نخل و نارنج ؛
اگه خامه‌خور هستید، خامه‌ی شَکِلی‌ رو به محض این‌که دیدیدش توی مغازه بخرید و به من اعتماد کنید.
نخل و نارنج ؛
خامه فندقی دامداران هم طعمش وایبِ لوتوس میده.