نخل و نارنج ؛
ویلی ویلی ...
حیف که روضهست وگرنه میذاشتم براتون مداحیشُ :))))
یه عمر بابام تو همین سن و سال من شب تا سحرش پیش شهدا گذشته، بعد من یه راهیان نور نمیتونم برم؟ شکرت اوس کریم :)
به هر دری زدم، میزنم، تا ابد...
ولی بزار تا نگرفتم اونی که میخوامُ از اونجا نیومده باشم بیرون. باشه؟
یکی از چیزایی که دیروز خیلی به نظرم اومد، رنگ روسریم بود. با این که مشکی سفید بود و رنگ خاصی محسوب نمیشد ولی متوجه میشدم که اذیتم از بابت نگاهها. و تصمیم گرفتم جای شلوغ میرم دیگه روسری طرحدار و روشن سر نکنم.🤝