هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
۸۸ تعدادشون خیلی بیشتر بود. از جوان تا پیر کسانی که دلسوز وطنشون بودن و رای هم داده بودن. بالا سرشون یه چهره سیاسی (میرحسین موسوی) بود و درست یا غلط بالاخره یه برنامهای داشتن! توشون همه نوع آدمی هم پیدا میشد از آخوند و چادری بگیر تا سلطنتطلب و... اهل فحاشی هم نبودن. کار هنریشون هم تمیز بود... اینا خوبیهای اون جنبش سبز بود که باید گفت در کنار هزاران بدی و ضربهای که به وطن زدن... راهپیمایی سکوت برگزار کردن با جمعیت میلیونی تو تهران...
اما با همه این مسائل موفق نشدن! امروز که اکثرا از سنین کم هستن، از انقلاب کردن به جای ایدوئولوژی و مکتب داشتن فقط شعارنویسی و شعار شبانه رو یاد گرفتن! به جای چهرههای سیاسی اثرگذار و تحصیلکرده، یه مشت سلبریتی و خبرنگار غربزده و لندننشین دارن این جریان رو رهبری میکنن... و مقابل جمهوری اسلامیای قرار گرفتن که چهلسال تجربهی خنثیسازی جریانهای تجزیهطلب و برانداز رو داره...
حقیقتا، این که آخرین جایی که رفتیم کانال کمیل بود و غروب و نماز و ستاره و زیارت عاشورا و دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی تا ابد، غمگین بود و بغل کردنی و غمگین و غمگین و غمگین و غمگین و غمگین. نمیتونم اشک بریزم و اعصابم خورده و میخوام بمیرم از این حجم غم. از این حجم دلتنگی. از این حجم دلتنگی... دلتنگی... دلتنگی...
هدایت شده از White
واقعا چطوری هم زبان روسی رو تازه تموم کردن و مث زبان مادریشون حرف میزنن هم انگلیسیشون فوله هم عربیشون از اون دوتا ام بهتره هم قهرمان بوکسن هم الهیات دارن دکتری میخونن هم مقاله و کتاب نوشتن هم مدافع حرم بودن هم وقتی دبیرستانی بودن درس کنکور تدریس میکردن و مشاور کنکور بودن هم ۱۴ سالگی عربی کنکور کلاس آموزشی داشتن هم کلا ۲۸ سالشونه هم خاک بر سر ما؟
واقعا، واقعا، واقعا، اگه امشب میخوابیدم حسرتش تا اااااابد به دلم میموند. خدایا ممنووووون.
خداحافظی از دوکوهه عجیبترین احساسیه که میتونم تجربه کنم. برای برگشتن به کربلا یه امیدی دارم ولی دربارهی اینجا هیچی نمیتونم بگم. کاملا مخلوط خوف و رجا و بیتابی...