خیلی عزیز و دوست داشتنی اند...
انسان دانایی هستند... ولی خب کلا در دنیای دیگری گویا سیر میکنند... به گمانم، اطلاعات کانالیزه و با فیلتر بهایشان میرسد. از کف جامعه خبر ندارند و راهکارهاشان هم عملیاتی نیست و به همین خاطر کسی هم انجام نمیدهد...
صحبت هاشان؟ نمیدانم در مورد چه حرف میزنند، برشهایی را در اخبار یا تلگرام دیدم... ولی حقیقتا ضرورتی نمیبینم که دنبال کنم... انقدر کتاب و صحبت خوب هست که...
صحبت هاشان بیشتر شعاری به نظر میآید و همه مسائل را میاندازند گردن آمریکا...
کلا هم تا جایی که دیدم، اکثر این انقلابیها وقتی نمیتوانند منطقی صحبت کنند، برای اینکه حرف خودشان را به کرسی بنشانند، نقل قولی از ایشان میآورند تا دهان طرف مقابل بسته شود:)
این روزها وقتی با دوستانم سر صحبت را باز میکنم عباراتی شبیه عبارات بالا بسیار دیده میشود. برای ما که عمری لقب انقلابیگری را شنیدهایم هم حتما پاسخ به این پرسشها اهمیت زیادی پیدا کرده است. بهرحال من باید تکلیف خودم را با مسائل بسیاری روشن کنم.
و اما به راستی چه شده که تحلیل ما و رهبری از حوادث دوران اینقدر متفاوت است؟ آیا ما مصلحتی که ایشان در نظر میگیرند را نمیفهمیم یا ایشان در گذشته مانده و از اخبار دور شده و یا احیانا برای حفظ حکومت مجبور است چشمش را بر بسیاری از واقعیات ببندد؟
بنظر مشکل از آنجایی شروع میشود که عبارات از معنا تهی گشتهاند...
مثلا چند روز است روی شیطان بزرگ متمرکز شده ام روزی خمینی (ره) فرمود آمریکا شیطان بزرگ است. خب شیطان در ادبیات دینی ما دشمن ذاتی انسان خوانده می شد و همواره ما را به دوری از او توصیه میکردند. ولی واقعا این جمله برای من معنی ندارد خب درست است آمریکا حکومت خیلی خوبی نیست ولی خیلی خوبی هم دارد مثل پیشرفتهای علمی و دموکراسی و...؟ نه؟
خب این که شیطان بزرگ نیست. نهایتا انسانی مغرور است. انسانی که در کنار صفات بد و ناپسندش میتوان کلی صفت خوب نیز جست. ولی خمینی گفت او شیطان بزرگ است...
از این دست مثالها خیلی در چنته دارم که با عباراتی که او میگفت و ایشان میگوید حس نمیگیرم هرچند بواسطه لوگوی حزبالهی که روی پیشانیمان خورده خودرا وادار میکنم که سخنانشان را توجیه کنم.
شاید نویسنده این متن پس از 4-5 سال درگیری سر این موضوع الان جانش قدری آرام گرفته و اینطور شروع کند به توضیح دادن:
از اساس نگاهی که ما به تاریخ داشتیم نگاهی ماتریالیستی بود یعنی چه؟ یعنی وقتی تاریخ را برای خود میخواهیم روایت کنیم از زندگی انسان های نخستین شروع کرده و بعد به مراحل پیشرفتهتری از زندگی مثل روستانشینی، شهرنشینی، تشکیل تمدنهای باستانی و پس از آن به درگیری بین قدرتهای مختلف اشاره کنیم. این روایت معمولا در ذهن همه است.
اما قرآن و منابع دینی روایت تاریخ را اساسا اینگونه بیان نکردهاند. گویا دوگانهای از بدو حضور بشر روی زمین بوده،دوگانه حق و باطل! عینکی که دین تاریخ را بر اساس آن توضیح میدهد دوگانهای است بنام حق و باطل و تاریخی که قرآن از آن صحبت به میان میآورد از همان روز اول که آدم ابوالبشر یا فرزندانش در زمین میزیستند مبتنی است بر درگیری دو جریان!حق و باطل!!
شاید امروز دلیل اصلی مغایرت موضع ما با رهبران انقلاب اسلامی را باید در چنین جایی جستجو کرد. دوگانهای که برای آنها بسیار پررنگ و واضح و برای ما حقیقتا خیلی مهم نیست.
امروز ما خودرا امتداد چنین جریانی نمیبینیم جریان حقی که مقابل جریان باطل تاریخ قد علم کرده است.
و اساسا در مفهوم حق و باطل هم کم کم دچار تشکیک میشویم.
چرا که از اندیشیدن به انسان غافل شدیم.
مادامی که ما در دنیایی از کلمات خالی از معنا شده زندگی کنیم که الحق خاصیت دوران کنونی عالم است، بسیاری از تناقضها بواسطه هویت دینی و انقلابیمان پابرجا خواهد ماند.
به همین دلیل دیگر از این وضعیت سردرگم باید خودرا نجات داد.
نفهمیدن موضع رهبران انقلاب را من در نفهمیدن هویت انقلاب میدانم
براستی چه نیازی بود که انقلاب کنیم؟ مشکل انقلاب اسلامی با عالم مدرنی که چندین سده هست متولدشده چیست؟
واقعا انقلاب اسلامی حرف سومی در برابر نظام سرمایهداری و سوسیالیستی دارد؟ اومانیسم، لیبرالیسم، مارکسیسم ووو اینها با اسلام ما قابل جمعاند؟
از بس هویتی تقلیدی برایمان به ارث رسیده که پاسخ کامل هیچ یک از این سوالات را نمیدانیم. کلماتی که با آنها مواجه گشتهایم برای ما فاقد معنی شدهاند.
و چه بسا ریشه این سوالات را در جای عمیقتری نیز بتوان یافت و آنجا که صحبت از انسان میشود و مکاتب گوناگون مبتنی بر هستیشناسی خاص خودشان انسان را تفسیر کردند. شناخت ما از انسانی که در اسلام است، از انسانی که در رنسانس متولد شد، از انسانی که خدا را کشت و عالم دیگری را رقم زد، از انسان ایدهآل مکاتب گوناگون هم چیزی قریب به صفر است.
نخل و نارنج ؛
قسمت اول #ادامه_دارد ✍ رضا نِدَری 🆔 @dardelmand_matlabha
در یک کلام اختلاف تحلیلها برمیگردد به اختلاف جهانبینیها
جهانبینی که ما پیدا کردیم در عالمی مدرن به ما القا شد و نهاد های متولی تبلیغ دین هم نتوانستند دین را همانگونه که هست برای ما به تصویر کشند.
اینکه امام(ره) آمریکا را شیطان بزرگ میبیند و ما نمیبینیم
اینکه رهبری حوادث اخیر را به گونهای تحلیل میکند که ما درک نمیکنیم
این اختلاف از ادراک متفاوت ما و آنها از انسان، از هستی، از اسلام، از دنیا و از انقلاب ناشی میشود
برای پذیرفتن حرف من پیش خودتان به این سوالات پاسخ دهید:
امام خمینی تا کنون چه کتبی نوشتهاند؟
صحیفه امام شامل چه مطالبی است؟
تا بحال این کتاب را دست گرفتهاید؟
شده حداقل یک جلد این کتب را بخوانید؟
بیش از سی سال است رهبری با اقشار مختلف به مناسبتهای مختلف صحبت میکنند. مثلا حداقل سی بار فقط با دانشجویان بصورت عمومی صحبت کردهاند. واقعا کدام یک از ما نه همه این حرفها بلکه چهار دیدار اخیر رهبری با دانشجویان را بصورت کامل خوانده و بررسی کرده است؟
و ده ها سوال دیگر که میتوان همینطور اضافه کرد.
طی این سالها دوستان زیادی داشتم که ابتدا بسیار پرشور انقلابیگری میکردند و باصطلاح قرارشان نمیگرفت ولی آرام آرام آتششان رو به خاموشی گرایید و امروز از کردههای خویش پشیمانند.
چراکه گویا تقدیر زمانه برای ما چنین رقم زده یا رومی روم یا زنگی زنگ.
اگر از من بپرسید که اصلی ترین عامل این تناقضها چه بود مطمئنا در وهله اول خواهم گفت احساس بینیازی از دانستن. شاید توهم دانستن عبارتی بهتر باشد.
نهایتا توصیه من به شما این است اگر میخواهید تناقضهایی که شاید هیچ جا اسمش را هم نیاوردید برایتان کم کم حل شود بیشتر بخوانید و بیشتر آشنا شوید. مطمئنا دنیایی از معانی و مفاهیم منتظر شماست. ندای حق طلبان تاریخ همواره ما را به خود فراخوانده ولی دریغ که حجاب زمانه کنونی پرده بر گوشهامان افکنده و مانع از شنیدنمان شده است.
ما حتی جامعیت عجیب این دو بزرگوار را هم نشناختهایم. همین است دوستانی که کتابی از کتب ایشان را دست میگیرند عموما با تحیر میگویند اصلا فکرش را هم نمیکردم فلانی چنین صحبتهایی داشته باشد.
آری برادران زمانه ما را در لحظهای متولد ساخت که پس از سالیانی دراز که مومنین انتظار حکومتی دینی را میکشیدند اندر ورای خویش راهبری یافتیم که جامع علوم مختلف بود از فقه و فلسفه و عرفان گرفته تا تاریخ و ادبیات و تفسیر و دریغا که حجاب زمانه مارا از همین جامعیت هم غافل ساخته است.
همانطور که برخی علمای دینی فرمودهاند از نظر جامعیت، تاریخ تشیع اشخاصی چون روح الله موسوی خمینی و سید علی خامنه ای به چشم ندیده بود این را هر وقت به آثارشان مراجعه کردید از عمق جانتان خواهید پذیرفت و من حداقل وقتی چنین کسی را جلوی خود میبینم سعی میکنم سریع قضاوت نکنم که براستی آنچه انسان را از کسب فیض محروم میکند همین قضاوت عجولانه از سر جهل است.
سریع قضاوت نکنم چرا که چنین شخصیتی با این جامعیت وقتی تحلیل میکند قاعدتا روی هوا حرف نمیزند و چه بسا افقی را در حال مشاهده است که همچو منی که فرسنگ ها با جامعیت او فاصله دارم مشاهده نکنم.
و برای نزدیک شدن به عینکی که رهبران این قیام با آن دنیا را تفسیر میکنند چارهای نیست بجز اینکه لااقل به عنوان شخصیتی علمی نگاهشان کنیم و متوقف در شخصیت سیاسیشان نشویم که حقیقتا حضورشان در سیاست پردهای ضخیم روی شخصیت فوقالعاده علمیشان افکنده که نسل ما از همافق شدن با این عزیزان محروم گشته است.
کلام آخر اینکه در دنیایی که سالها بود همه چیز را به ورطه نهیلیسم و پوچی کشانده بود این ندای احیا کننده حضرت روح الله، ایرانیان را روح یک جهان بی روح کرد همانطور که میشل فوکو از انقلاب ایران چنین تعبیری کرده بود
و منی که در دنیایی فارغ از معانی متعالی در حال مرگم برای احیای قلب و جانم چاره ای جز رجوع به رهبران تنها نهضت قیام کننده علیه بیخدایی و معنازدایی و پوچگرایی نخواهم داشت.
آری انقلاب ما پیش از اینکه انقلابی سیاسی باشد انقلابی عرفانی است و سر اینکه بسیاری از دوستان راه را گم کردند همین بود که نهضت خمینی را به حرکتی سیاسی تقلیل دادند. و برای درک این حماسه و عرفان چندان وقت نیست که لحظهای غفلت آنچنان تو را سرگرم تیلهبازی دنیا میکند که خدارا فراموش کنی و همین که اورا فراموش کردی خودت را نیز از یاد خواهی برد.
از یاد خواهی برد همانطور که دنیای کنونی مبتنی بر اندیشه اومانیسم چاره ای جز از یاد بردن نخواهد داشت...
قسمت دوم
✍ رضا نِدَری
🆔 @dardelmand_matlabha
نخل و نارنج ؛
قسمت اول #ادامه_دارد ✍ رضا نِدَری 🆔 @dardelmand_matlabha
این آیدی رو توی تلگرام یا بله سرچ کنین.
خدا نکنه فیلم کرهای ترجیح داده بشه به محفلِ عزیز من. خونِ جگر دارم میخورم سر ثانیه ثانیه از دست دادنش.
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
صابر خراسانی. SaberKhorasani-Hossein.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
ما درون عین و شین و قاف خود را دیدهایم
داخلش جز حاء و سین و یاء و نون چیزی نبود . .
- اوستا... اوستا... کجا میرین... کجا میبرنتون اوستا... وایسین بیمروتا... به چه جرمی آخه؟
- فعالیت علیه اولیاحضرت شاهنشاه.
- مجتبی، مراقب طهورا باش...
فقط خوشم میاد در آاااینده بفهمم محبوب تو مجردی میرفته حاج منصور، و منو دیگه نبره و بهونه و از این چیزا، خونش پای مادرش🌝